گروه کتابک
در این صفحه می توانید اطلاعاتی از لیست کتاب ها، مقالات، خبرهای مرتبط با گروه کتابک را مشاهده کنید.
۱. موقعیت خلق داستان
داستان «شاخهٔ سیب» (با نام اصلی Den stolte Æbleqvist) نخستین بار در سال ۱۸۵۲ منتشر شد. این داستان در دورهای از زندگی هانس کریستین اندرسن نوشته شد که او به شهرت جهانی دست یافته بود و مرتباً به قصرهای اشراف و کانونهای فرهنگی دانمارک و اروپا دعوت میشد. ریشههای خلق این اثر را میتوان در موقعیت زیستهٔ خود اندرسن جستوجو کرد:
دوشنبه, ۱۲ مرداد
۱. موقعیت خلق داستان
داستان سوسک اصطبل شاهی یا «سوسکی که به سفر رفت» (با نام اصلی Skarnbassen) در سال ۱۸۶۱ از سوی هانس کریستین اندرسن منتشر شد. ریشهٔ خلق این داستان به یک ماجرای جالب و انتقاد ادبی بازمیگردد:
دوشنبه, ۱۲ مرداد
هنر تصویرگری کتاب کودک در روسیه در گذر از سدهی نوزدهم به بیستم، شاهد یکی از درخشانترین همافزاییهای میان «متن» و «تصویر» بود؛ نقطهی تلاقی گردآوریهای بینظیر الکساندر آفاناسیف (Alexander Afanasyev) و قلمِ جادویی ایوان بیلیبین (Ivan Bilibin).
دوشنبه, ۱۲ مرداد
ماه مه بود. باد سرد هنوز میوزیست، اما بوتهها و درختان، مزارع و گلها، همگی زمزمه میکردند: «بهار آمده است!» گلهای وحشی سراسر پرچینها را پوشانده بودند و زیر درخت سیبی کوچک، بهار سخت مشغول کار بود. بهار، داستانش را از زبان شاخهای پر از شکوفههای صورتی و ظریف روایت میکرد که تازه آمادهٔ باز شدن بودند.
یکشنبه, ۱۱ مرداد
روزی روزگاری، امپراتوری اسبی داشت که سمهایش را با نعلهایی از طلای خالص کوبیده بودند. اسب، موجودی بس زیبا و پرغرور بود؛ با پاهایی کشیده، چشمانی هوشمند و یالی انبوه که چون حریری نرم بر گردنش میریخت. او در میان دود و آتش نبرد، امپراتور را از میان باران گلولهها گذشته بود؛ در برابر دشمن لگد زده، گاز گرفته و چنان جانفشانی کرده بود که نه تنها تاج و تخت، بلکه جان امپراتور را هم نجات داده بود. از همین رو بود که امپراتور، نعلهای طلایی را پاداش او کرده بود.
یکشنبه, ۱۱ مرداد
در دنیای ادبیات عامیانه و مردمشناسی، نام «برادران گریم» در آلمان و «شارل پرو» در فرانسه همواره نثرهای پایه و بنیادین گردآوری افسانههای پریان در غرب اروپا را تداعی میکند.
یکشنبه, ۱۱ مرداد
جایزهی بینالمللی تصویرگری کتاب کودک شارجه (Sharjah Children's Book Illustration Award) یکی از برجستهترین و ارزشمندترین رویدادهای هنری در حوزهی ادبیات کودک و روایتگری بصری در خاورمیانه و جهان است.
یکشنبه, ۱۱ مرداد
نمایشگاه تصویرگری بولونیا که در سطح بینالمللی با عنوان «نمایشگاه تصویرگران» (Illustrators Exhibition) شناخته میشود، معتبرترین، پراهمیتترین و بزرگترین رویداد سالانهی جهان در حوزهی تصویرگری کتاب کودک و نوجوان است. این رویداد به دلیل جایگاه بیبدیلش در میان هنرمندان و منتقدان، به «اسکار تصویرگری» شهرت یافته است.
یکشنبه, ۱۱ مرداد
«ماجراهای باورنکردنی پروفسور برانشتام» یکی از آثار شناختهشده و ماندگار در ادبیات کودک و نوجوان جهان است، اثری که در ظاهر با ماجراهای خندهدار یک دانشمند عجیبوغریب سر و کار دارد، اما در لایههای عمیقتر، کتابی است درباره تخیل، خلاقیت، شکست، تجربه، تفاوت فردی و نسبت میان علم و زندگی روزمره. این کتاب فقط یک داستان ساده برای سرگرم کردن کودکان نیست، بلکه نمونهای موفق از ادبیاتی است که هم کودک را میخنداند، هم نوجوان را با شخصیت عجیب قهرمان داستان درگیر کند و هم برای بزرگسالان لایههایی از طنز و نگاه انتقادی به علمزدگی و بینظمی ذهنی دارد.
شنبه, ۱۰ مرداد
دوسالانهی بینالمللی تصویرگری | International Biennial of Illustration
نهاد پشتیبان: وزارت فرهنگ صربستان و موزه هنرهای کاربردی بلگراد
چهارشنبه, ۷ مرداد
نویسنده: تری تان (Terry Tan)
📌 در یک نگاه:
چهارشنبه, ۷ مرداد
ادبیات کودکان چین در سالهای اخیر با رشد چشمگیری همراه بوده و رویدادهای متعددی در این کشور برگزار میشوند که از اهمیت بالایی در سطح جهانی برخوردارند. این رویدادها نه تنها بازار داخلی و پررونق چین را هدف قرار میدهند، بلکه به عنوان پلهای ارتباطی ارزشمندی برای ناشران، نویسندگان و تصویرگران بینالمللی عمل میکنند.
در ادامه، ۶ رویداد برجسته ادبیات و هنر کودک چین که شایسته پوشش خبری و توجه فعالان عرصه کتاب است، معرفی شدهاند:
چهارشنبه, ۷ مرداد
دانشگاه لیدز، ۳–۴ اکتبر ۲۰۲۵
حامیان مالی: شورای هنر انگلستان (Arts Council England) از طریق انتشارات سینویست بوکس، بنیاد کو (Ko Foundation) و صندوق همکاریهای بریتانیا-چین (Sino British Fellowship Trust).
چهارشنبه, ۷ مرداد
در دهکدهای که میانِ کوهها آرمیده بود، جایی که نزدیکترین آب، رودی باریک بود که تابستانها خشک میشد، مردی زندگی میکرد به نام استاد کارون. و استاد کارون، کشتی میساخت.
سه شنبه, ۶ مرداد
مردی بود به نام آقای سروش که پیشهاش نوشتن بود. نه داستان، نه شعر. نامه. مردمِ شهر، هرگاه کلامی بر دلشان سنگینی میکرد و نمیتوانستند آن را به زبان بیاورند، نزدِ آقای سروش میآمدند. او برایشان نامه مینوشت: نامهی عذرخواهی به مادری رنجیده، نامهی دلتنگی به پسری دور، نامهی عاشقانهای که کلماتش در گلو گیر کرده بود. آقای سروش، صدایِ دیگران را چنان زیبا مینوشت که گویی کلام، از دلِ خودِ آنان برمیخاست.
سه شنبه, ۶ مرداد
در شهری که همهی ساعتهایش با هم کوک بودند، ساعتسازی زندگی میکرد به نام استاد هرمز. میگفتند ساعتهایِ استاد هرمز نه تنها زمان را نشان میدهند، که زمان را میفهمند. عقربههایش هیچگاه نمیلغزیدند، و پاندولهایش، انگار با ضربانِ قلبِ شهر میتپیدند.
سه شنبه, ۶ مرداد
درسهایی از جویس گرانت و گرگور کریگی برای نجات از سیل اطلاعات دیجیتال
نویسنده: کریستا یورگنسن
سه شنبه, ۶ مرداد
در پشتِ خانهی قدیمی، باغی بود که روزگاری، از همهی باغهایِ شهر سرسبزتر بود. در آن باغ، گلِ سرخ میرویید، و یاسمن از دیوار آویزان میشد، و پروانهها، چون برگهایِ رنگین، بر هوا میرقصیدند. این باغ، از آنِ مادربزرگِ لیلا بود، و مادربزرگ، هر بامداد، با آبپاشِ مسیاش، یکایکِ گلها را صدا میزد و سلام میکرد.
سه شنبه, ۶ مرداد
پسرکی بود به نام نیما که جهان را نه آنگونه میدید که دیگران میدیدند، و نه آنگونه میشنید. برای نیما، رنگها صدا داشتند. زرد، صدایِ خندهی زنگولهای کوچک بود. آبی، صدایِ نفسِ آرامِ دریا بود. و سرخ، صدایِ کوبیدنِ طبل، محکم و نزدیک.
سه شنبه, ۶ مرداد
در میانِ شهر، کتابخانهای کهن بود با دیوارهایِ بلند و پنجرههایی قدی. روزها، کتابخانه پر از صدا بود: صدایِ ورق خوردن، صدایِ پاهایِ کوچک، صدایِ «هیس!»ِ کتابدار. اما شبها، وقتی درها بسته میشد و چراغها خاموش، کتابخانه ساکت میماند. دستِکم، اینگونه به نظر میرسید.
سه شنبه, ۶ مرداد