چگونه داستان را ساده‌سازی کنیم؟

Submitted by admin2 on

تبدیل کتاب‌های موجود به روایت‌های قابل‌فهم برای کودکان با اختلال ذهنی

چکیده

کتاب و داستان، باید برای همه کودکان قابل دسترس باشد. برای کودکانی با اختلالات ذهنی یا تأخیر رشدی، داستان‌های پیچیده می‌توانند گیج‌کننده و غیرجذاب باشند. ساده‌سازی داستان به معنای حذف شیرینی ادبیات نیست، بلکه به معنای بازسازی پلی به سوی درک آن است. این مقاله راهکارهای عملی و گام‌به‌گام را برای تبدیل کتاب‌های معمولی به تجربه‌ای لذت‌بخش و قابل فهم ارائه می‌دهد.


مقدمه: هنرِ بازگو کردن

ساده‌سازی داستان یک هنر است: هنر تشخیصِ هستهٔ اصلی داستان و ارائه آن در قالبی که برای ذهن کودک قابل پردازش باشد. هدف، "کم‌کردن" ارزش داستان نیست، بلکه "متمرکز کردن" آن بر روی عناصری است که بیشترین ارتباط را با کودک برقرار می‌کند و به او احساس موفقیت و لذت می‌بخشد.


بخش اول: اصول پایه‌ای ساده‌سازی

پیش از شروع، این چهار اصل کلیدی را به خاطر بسپارید:

  • کاهش پیچیدگی زبانی: استفاده از جملات کوتاه، ساده و ساختارهای گرامری واضح.
  • تکرار: تکرار کلمات کلیدی، جملات و ساختارها برای تقویت درک و ایجاد پیش‌بینی‌پذیری.
  • تأکید بر تصاویر: استفاده از تصاویر به عنوان ابزار اصلی درک داستان.
  • درگیر کردن حواس: تبدیل داستان به یک تجربه چندحسی.

بخش دوم: راهکارهای عملی ساده‌سازی (گام‌به‌گام)

گام اول: انتخاب کتاب مناسب

  • انتخاب کتاب‌هایی با ساختار خطی، موضوع‌های آشنا، تصاویر واضح و بدون پیچیدگی‌های زبانی یا گرافیکی.

گام دوم: تحلیل و دکوپاژ داستان

  • شناسایی عناصر اصلی: شخصیت‌ها، مکان‌ها، مشکل، راه‌حل.
  • تهیه فهرست از کنش‌ها و مراحل اصلی داستان.

گام سوم: اعمال تکنیک‌های ساده‌سازی

۱. ساده‌سازی متن:
  • جملات را کوتاه کنید.
  • استفاده از واژگان عینی (به جای مفاهیم انتزاعی).
  • حذف توصیف‌های غیرضروری و پیچیده.
  • ساختارهای تکرارشونده برای هر صفحه ایجاد کنید.
۲. ساده‌سازی مفاهیم:
  • حذف شخصیت‌های فرعی یا زیرپلات‌ها.
  • تمرکز بر خط اصلی روایت.
  • تبدیل مفاهیم انتزاعی به رفتارهای قابل مشاهده (مانند عشق = بغل کردن).
۳. تصویرمحوری:
  • استفاده از تصاویر گویا و هماهنگ با متن.
  • تطبیق تصویر و متن در هر صفحه.
  • استفاده از اشاره برای توضیح بصری مفاهیم.
۴. افزودن عناصر تعاملی و حسی:
  • صداسازی برای کنش‌ها.
  • اجرای حرکات همراه با کودک.
  • استفاده از اشیاء واقعی مربوط به داستان.

بخش سوم: نمونه عملی از ساده‌سازی یک داستان

کتاب انتخاب‌شده: شنل قرمزی

نسخه ساده‌شده:

  • صفحه ۱: تصویر شنل قرمزی - متن: «این شنل قرمزی است. سلام شنل قرمزی!»
  • صفحه ۲: تصویر مادربزرگ - متن: «مادربزرگ مریضه. شنل قرمزی غذا می‌بره.»
  • صفحه ۳: جنگل - متن: «برو شنل قرمزی! برو! اما... مواظب باش!»
  • صفحه ۴: گرگ - متن: «اوه نه! گرگ! حیوان درنده!»
  • صفحه ۵: شکارچی - متن: «شکارچی میاد! نجاتش بده!»
  • صفحه ۶: پایان - متن: «آفرین! همه در امانند. خداحافظ!»

نکات کلیدی:

  • حذف دیالوگ‌های پیچیده.
  • تمرکز بر کنش‌های اصلی.
  • استفاده از جملات بسیار کوتاه و تکرار.
  • استفاده از اشارات مستقیم به کودک.
  • پایان‌بندی مثبت.

بخش چهارم: ابزارهای کمکی

  • کتاب‌های اصلاح‌شده: چسباندن متن ساده‌شده روی کتاب اصلی.
  • جعبه داستان (Story Box): مجموعه‌ای از اشیای واقعی یا عروسک‌ها برای بازسازی داستان.
  • عروسک‌های انگشتی: برای معرفی شخصیت‌ها و تقویت دنبال‌کردن روایت.
  • فلش‌کارت‌ها: برای نام اشیا، احساسات یا کنش‌های اصلی داستان.

نتیجه‌گیری: ساختن پلی به سوی دنیای داستان‌ها

ساده‌سازی داستان، احترام به حق کودک برای درک، ارتباط و لذت بردن از ادبیات است. با استفاده از این راهکارها، نه تنها دسترسی کودکان با اختلال ذهنی به دنیای کتاب ممکن می‌شود، بلکه آن‌ها را به خوانندگانی فعال، علاقه‌مند و مشارکت‌جو بدل می‌کنیم. ساده‌سازی، هنری انسانی و عاطفی است که با نگاه دقیق و دلسوزانه، راهی به دل‌ها باز می‌کند.

افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

افزودن دیدگاه جدید

The comment language code.

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
نویسنده (دسته بندی)
نوع محتوا
مقاله

کتاب‌های بریل، صوتی و لمسی: کدام برای فرزند من مناسب‌تر است؟

Submitted by admin2 on

بررسی تطبیقی ابزارهای خواندن برای کودکان نابینا

چکیده:
انتخاب رسانه خواندن مناسب برای یک کودک نابینا، یکی از دغدغه‌های اصلی والدین و مربیان است. این انتخاب، پیامدهایی بر رشد شناختی، سوادآموزی، استقلال و عشق به یادگیری در کودک دارد. این مقاله به بررسی تطبیقی سه فرمت رایج کتاب—بریل، صوتی و لمسی—می‌پردازد و با تشریح مزایا، معایب و کاربردهای خاص هرکدام، یک راهنمای عملی برای انتخاب هوشمندانه و تلفیقی ارائه می‌دهد.


مقدمه: فراتر از یک انتخاب ساده

هیچ فرمت کتابی به‌طور ذاتی «بهترین» نیست. هرکدام ابزاری منحصربه‌فرد با نقاط قوت خاص خود هستند. پاسخ به سؤال «کدام مناسب‌تر است؟» به عواملی مانند سن کودک، سطح مهارت، اهداف آموزشی و حتی موقعیت مکانی بستگی دارد. درک این نکته که این رسانه‌ها مکمل یکدیگرند، نه رقیب، کلید موفقیت است.


بخش اول: بررسی عمیق هر فرمت

۱. کتاب‌های بریل: بنیان سواد و استقلال

  • ماهیت: متون نوشته‌شده به خط بریل، که از سلول‌های شش‌نقطه‌ای برای نمایش حروف، اعداد و علائم نگارشی تشکیل شده‌اند.

  • مزایا:

    • سواد لمسی: درک مستقیم املاء، دستور زبان، نگارش و ساختار جمله را فراهم می‌کند. کودک به‌طور فعال با متن درگیر می‌شود.

    • استقلال: کودک می‌تواند سرعت خواندن خود را کنترل کند، به عقب برگردد، مکث کند و بدون وابستگی به یک راوی، مطالب را مرور کند.

    • تقویت حافظه و تمرکز: فرآیند خواندن لمسی، نیاز به تمرکز عمیق‌تری دارد و به تقویت حافظه فعال کمک شایانی می‌کند.

    • دسترسی به علائم نگارشی: کودک با علائمی مانند ویرگول، نقطه و علامت سؤال به‌طور ملموس آشنا می‌شود که در درک بهتر متن حیاتی است.

  • معایب و ملاحظات:

    • حجم زیاد: کتاب‌های بریل بسیار حجیم و سنگین هستند.

    • هزینه تولید بالا: تولید این کتاب‌ها پرهزینه و زمان‌بر است.

    • دسترسی محدود: همه کتاب‌ها به فرمت بریل موجود نیستند.

    • نیاز به آموزش: تسلط بر خواندن و نوشتن بریل نیازمند سال‌ها آموزش تخصصی است.

  • برای چه کودکی مناسب است؟

    • کودکان در سن مدرسه (از دبستان به بعد)

    • کودکانی که هدفشان کسب سواد دانشگاهی کامل است.

    • برای دروس سنگین مانند ریاضیات، علوم و دستور زبان که نیاز به مرور و درک دقیق نمادها دارند.

۲. کتاب‌های صوتی: دروازه‌ای به دنیای ادبیات و لذت بردن

  • ماهیت: کتاب‌هایی که توسط گویندگان حرفه‌ای یا غیرحرفه‌ای خوانده می‌شوند.

  • مزایا:

    • لذت بی‌واسطه: دسترسی سریع به داستان‌های طولانی و پیچیده را فراهم می‌کنند. برای تجربه ادبی و لذت بردن از داستان عالی هستند.

    • تقویت مهارت شنیداری: درک مفاهیم از طریق گوش دادن را تقویت می‌کنند.

    • امکان انجام کار دیگر: کودک می‌تواند در حین حرکت، سفر یا انجام کارهای خلاقانه (مانند نقاشی) به کتاب گوش دهد.

    • دسترسی گسترده: هزاران کتاب صوتی به راحتی از طریق کتابخانه‌ها و پلتفرم‌های آنلاین در دسترس هستند.

  • معایب و ملاحظات:

    • سبک خوانش منفعلانه: کودک کنترل کاملی بر متن ندارد (به راحتی نمی‌توان به صفحه یا پاراگراف قبل بازگشت).

    • کاهش سواد املایی: کودک با املای کلمات آشنا نمی‌شود.

    • تفسیر راوی: راوی با لحن و تفسیر خود، فضای داستان را می‌سازد و فضای کمی برای تفسیر شخصی کودک باقی می‌گذارد.

  • برای چه کودکی مناسب است؟

    • کودکان خردسال (پیش‌دبستانی) برای آشنایی با ریتم و موسیقی زبان.

    • برای کتاب‌های داستانی طولانی و تفریحی.

    • به عنوان یک ابزار مکمل در کنار بریل.

    • برای کودکانی که مشکلات اضافی beside نابینایی دارند که یادگیری بریل را برایشان دشوار می‌کند.

۳. کتاب‌های لمسی: نقاشی کردن با دستان

  • ماهیت: کتاب‌هایی که از مواد و بافت‌های مختلف (پارچه، چرم، پلاستیک, چوب و...) ساخته شده‌اند تا تصاویر و مفاهیم را به صورت برجسته و قابل لمس ارائه دهند.

  • مزایا:

    • درک فضایی و هندسی: به کودک کمک می‌کند تا شکل‌ها، اندازه‌ها، فاصله‌ها و روابط بین اجسام را درک کند.

    • تقویت تجسم ذهنی: پایه‌های تصویرسازی ذهنی را می‌سازد.

    • تعامل و کنجکاوی: کودک را به کاوش و کشف فعال تشویق می‌کند.

    • مناسب برای پیش‌ازدبستان: برای آموزش مفاهیم اولیه (بزرگ/کوچک، زبر/نرم، بالا/پایین) ایده‌آل هستند.

  • معایب و ملاحظات:

    • هزینه تولید بسیار بالا: ساخت این کتاب‌ها بسیار تخصصی و پرهزینه است.

    • دسترسی بسیار محدود: تعداد این کتاب‌ها نادر است.

    • تمرکز بر مفاهیم ساده: معمولاً برای داستان‌های پیچیده و پرجزئیات مناسب نیستند.

  • برای چه کودکی مناسب است؟

    • کودکان نابینای مادرزاد و خردسال (۰ تا ۶ سال).

    • کودکان کم‌بینایی که نیاز به درک لمسی دارند.

    • برای آموزش مفاهیم پایه و تقویت مهارت‌های حسی-حرکتی.


بخش دوم: یک راهنمای انتخاب عملی بر اساس سن و هدف

گروه سنی/هدف

فرمت اولیه

فرمت مکمل

توضیحات

نوزادی و نوپایی (۰-۳ سال)

لمسی

صوتی

استفاده از کتاب‌های پارچه‌ای با بافت‌های مختلف، اسباب‌بازی‌های صدادار و شعرهای ریتمیک. هدف: تحریک حواس و آشنایی با کتاب.

پیش‌دبستانی (۳-۶ سال)

لمسی + صوتی

-

ترکیب کتاب‌های لمسی ساده با داستان‌های صوتی کوتاه و شاد. هدف: تقویت تصویرسازی ذهنی و عشق به قصه.

دبستان (۶-۱۲ سال)

بریل (آموزشی)

صوتی (تفریحی)

شروع آموزش جدی بریل برای سوادآموزی. استفاده از کتاب‌های صوتی برای داستان‌های شب و تقویت درک مطلب.

مقطع متوسطه (۱۲+ سال)

بریل + صوتی دیجیتال

-

استفاده از بریل برای دروس دقیق (ریاضی، علوم). استفاده از کتاب‌های صوتی با قابلیت نشانه‌گذاری برای متون ادبی طولانی.

اوقات فراغت و سفر

صوتی

بریل (کتاب‌های جیبی)

کتاب صوتی برای پیاده‌روی و سفر. کتاب بریل جیبی برای مطالعه در فضاهای آرام.


بخش سوم: جمع‌بندی و توصیه نهایی: یک رویکرد تلفیقی

به جای محدود کردن کودک به یک فرمت، یک برنامهٔ مطالعاتی متعادل برای او در نظر بگیرید:

  1. بریل را به عنوان ستون فقرات سوادآموزی بپذیرید. هیچ جایگزینی برای مهارت‌های پایه‌ای که بریل آموزش می‌دهد وجود ندارد.

  2. از کتاب‌های صوتی برای لذت بردن، انگیزه و دسترسی به حجم عظیمی از ادبیات استفاده کنید. آن را به عنوان پاداشی برای تکمیل خوانش بریل یک متن در نظر بگیرید.

  3. کتاب‌های لمسی را به عنوان پل ارتباطی در سال‌های اولیه جدی بگیرید. حتی می‌توانید با کمک کودک، کتاب‌های لمسی ساده‌ای در خانه بسازید.

  4. فناوری را فراموش نکنید. نمایشگرهای بریل که به تبلت و کامپیوتر متصل می‌شوند، دسترسی بی‌سابقه‌ای به اطلاعات را فراهم می‌کنند و ترکیبی از متن بریل و صوت را ارائه می‌دهند.

نتیجه‌گیری:
پرسش این نیست که «کدام بهتر است؟» بلکه پرسش این است: «امروز و برای این هدف خاص، کدام ابزار به بهترین شکل نیاز فرزند مرا برطرف می‌کند؟». با درنظرگرفتن یک برنامه تلفیقی که در آن هر ابزار نقش خود را ایفا می‌کند، شما نه تنها مسیر خواندن را برای فرزندتان هموار می‌کنید، بلکه به او می‌آموزید که چگونه در طول زندگی از تمامی ابزارهای در دسترسش برای یادگیری و لذت بردن از دنیای بی‌کران کتاب‌ها استفاده کند.

افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

افزودن دیدگاه جدید

The comment language code.

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
نویسنده (دسته بندی)
نوع محتوا
مقاله

کارگاه معماری خانه برای کودک و نوجوان

Submitted by editor-yasfar on

در این کارگاه، ابتدا با کودکان و نوجوانان درباره ی مفهوم خانه گفتگو می‌کنیم.

  • خانه چگونه جایی است؟

  • چه کسانی در خانه در کنار هم زندگی می‌کنند؟

  • خانه چه بخش‌هایی دارد؟

  • چه فعالیت‌هایی در خانه انجام می‌شود؟

  • خانه‌ها چه شکل و فرمی هستند؟

    مفهوم خانه در موزه کودکی ایرانک

در ادامه با نمایش خانه‌های گوناگون در جاهای مختلف دنیا، در این باره صحبت می‌کنیم که تنوع فرمی و شکلی خانه‌ها در قسمت‌های مختلف دنیا از چه ناشی می‌شود. پس از آن با تمرکز بر معماری خانه‌های قدیمی در ایران، دو نمونه از الگوهای خانه ایرانی را با همدیگر بررسی می‌کنیم و از کودکان و نوجوانان می‌خواهیم که تجربه‌ی خود را از بازدید یا زندگی در این خانه‌ها بیان کنند. همچنین نگاهی به خانه‌ها در نگارگری ایرانی می‌اندازیم.

آشنایی کودک با معماری خانه‌های قدیمی

کارگاه معماری در موزه کودکی ایرانک

در ادامه‌ی کارگاه و در بخش مربوط به فعالیت، کودکان و نوجوانان با در اختیار داشتن قطعات و افزارهای مختلف این فرصت را دارند که براساس تجربه‌ای که در گفتگوهای ابتدای کارگاه و زیست خودشان به دست آورده‌اند، ماکت خانه‌ای را بسازند. این ماکت قابلیت گسترش و تکمیل شدن بعد از کارگاه را هم دارد. همچنین بعد از این تجربه در کنار کودکان و نوجوانان به بلندخوانی یک کتاب در پیوند با مفاهیم کارگاه می‌پردازیم و خانه‌های مختلف را در کتاب بررسی می‌کنیم. در این زمینه به کتاب‌هایی همچون آرزوهای ابری و جمجمک برگ خزون می‌توان اشاره کرد.

کارگاه خانه در موزه کودکی ایرانک

ساخت ماکت خانه در موزه کودکی ایرانک

افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

افزودن دیدگاه جدید

The comment language code.

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
نویسنده (دسته بندی)
نوع محتوا
مقاله

چگونه برای کودک نابینا تصویر بسازیم؟ هنر نقاشی با کلمات در کتابخوانی

Submitted by admin2 on

راهنمای تصویرسازی ذهنی از طریق زبان و صدا و حس لامسه

چکیده:
کتابخوانی برای کودکان، فرصتی برای پرواز در دنیای خیال و کشف ناشناخته‌هاست. اما زمانی که کودک فاقد حس بینایی است، این سؤال پیش می‌آید که چگونه می‌توان تصاویر ذهنی غنی و ماندگاری برای او خلق کرد؟ این مقاله به بررسی راهکارهای عملی و خلاقانه برای «تصویرسازی کلامی» می‌پردازد تا نه تنها مانع خواندن برای کودکان نابینا نشود، بلکه آن را به تجربه‌ای چندحسی و عمیقاً تأثیرگذار تبدیل کند.


مقدمه: فراتر از دیدن

برای یک کودک نابینا، «دیدن» به معنای دریافت اطلاعات از طریق حواس دیگر است: لامسه، شنوایی، بویایی، چشایی و حتی حس عمقی (احساس حرکت و موقعیت بدن). ذهن این کودکان توانایی شگفت‌انگیزی در ساخت «نگاره‌های ذهنی» از طریق این داده‌ها دارد. نقش ما به عنوان راوی یا خواننده کتاب، نه توصیف ساده تصاویر، که ارائه مصالح اولیه به این ذهن خلاق است. ما باید برای او «با کلمات نقاشی کنیم».


بخش اول: اصول پایه‌ای تصویرسازی کلامی

۱. فراموش کردن بینایی‌محوری:
اولین قدم، کنار گذاشتن عبارت‌های بیناییمحور مانند «نگاه کن اینجا چه قشنگه!» است. به جای آن از عباراتی مانند «بیا با هم کشف کنیم چه چیزی اینجا هست» یا «حالا به صداهای این جنگل گوش می‌دهیم» استفاده کنید.

۲. توصیف هدفمند، نه فهرست کردن:
نگویید: «یک خرس قهوه‌ای است و یک ماهی در دست دارد.» بلکه بگویید: «یک خرس بزرگ با پشم‌های زبر و بویِ کمی شیرین و خاکی ایستاده. او با پنجه‌های بزرگش یک ماهی سرد و لیز را گرفته که بوی دریاچه از آن می‌آید و دماش آرام تکان می‌خورد.»

۳. پرسش و مشارکت:
کودک را در فرآیند تصویرسازی شریک کنید. از او بپرسید: «فکر می‌کنی بوی این گل به چه چیزی شبیهه؟» یا «به نظرت وقتی این دایناسور راه میره چه صدایی از پاهاش میاد؟»


بخش دوم: ابزارهای حسی برای نقاشی با کلمات (راهکارهای عملی)

از حواس مختلف به عنوان قلم‌موهای نقاشی خود استفاده کنید:

۱. حس لامسه (بافت، دما، شکل، اندازه):

  • بافت: زبری پوست درخت، نرمی پر قو، لیز بودن سنگ خیس، خز عروسک.

  • دما: سردی فلز شمشیر، گرمای آتش، خنکی آب رودخانه.

  • شکل و اندازه: گردی و بزرگی یک کدو تنبل، نوک تیز بودن یک کوه، گِرد و ریز بودن سنگریزه‌ها.

  • عملکرد: هنگام خواندن درباره یک خانه، دست کودک را روی یک آجر بکشید یا یک تکه چوب نرم را به او بدهید.

۲. حس شنوایی (صداها، سکوت، طنین):

  • صداهای محیطی: شرشر آب، وزش باد بین برگ‌ها (چه فرق می‌کند بین برگ‌های درخت بلوط و بید؟)، صدای قدم‌ها روی برف (خورخور) و روی شن (خشخش).

  • صداهای شخصیت‌ها: صدای زیر و سریع یک موش، صدای بم و غرغرکننده یک غول.

  • سکوت: سکوت سنگین یک غار عمیق را هم توصیف کنید. سکوت هم یک «صدا»ست.

۳. حس بویایی (بوهای خوب، بد، تند، ملایم):

  • بوی شیرینی پختن نان تازه در خانه، بوی گندم‌زار پس از باران، بوی تند و تیز دود آتش اژدها، بوی ترش و تند سرکه.

۴. حس چشایی (شیرینی، ترشی، شوری، تلخی):

  • شیرینی عسل، ترشی تمشک جنگلی، شوری آب دریا که بر صورت می‌پاشد، تلخی یک داروی جادویی.

۵. حس حرکت و فضا (حس عمقی و دهلیزی):

  • احساس سرازیر شدن از یک تپه، احساس غوطه‌وری در آب، احساس بلند شدن و پرواز کردن، احساس تنگی یک غار کوچک در مقابل فراخی یک دشت بزرگ.


بخش سوم: تکنیک‌های پیشرفته و خلاقانه

  • استفاده از اشیاء واقعی: هنگام خواندن داستان یک کشتی، یک تکه طناب ضخیم یا یک پارچه بادبان‌مانند به دست کودک بدهید. وقتی درباره جنگل می‌خوانید، یک شاخه کوچک، یک برگ خشک یا یک مشت خاک را لمس کند.

  • صداگذاری و نقش‌خوانی: با تغییر تن صدا برای شخصیت‌های مختلف، فضاسازی کنید. از اسباب‌بازی‌های صدادار یا سازهای ساده (مثل سنج کوچک برای صدای برخورد شمشیرها) کمک بگیرید.

  • کتاب‌های لمسی: از کتاب‌های ویژه کودکان نابینا که برجستگی‌ها و بافت‌های مختلف دارند استفاده کنید. حتی می‌توانید خودتان با استفاده از پارچه، نخ، دکمه و... کتاب ساده‌ای بسازید.

  • فضاسازی محیط: قبل از خواندن، کمی عود یا اسانس با رایحه مربوط به داستان (مثلاً اسانس نارگیل برای یک جزیره) در فضا پخش کنید. موسیقی ملایم پس‌زمینه نیز می‌تواند مفید باشد.


بخش چهارم: یک نمونه عملی از تصویرسازی یک صحنه

متن کتاب: «شاهزاده خانم به کنار رودخانه رفت.»

توصیف ضعیف: «یک رودخانه قشنگ بود و یک قایق آنجا بود.»

تصویرسازی حسی و قوی:
«خانم شاهزاده با پاهای برهنه، روی علف‌های خیس و نرم کنار رودخانه راه رفت. بوی تازه و خیسِ خاک به مشام می‌رسید. او زانو زد و دستش را در آب سرد و جاری رودخانه فرو برد. آب با سرعت از بین انگشتانش می‌گذشت و حس خنکایِ مطبوعی داشت. کمی آنطرف‌تر، صدای جیرجیرک‌ها از میان علف‌ها به گوش می‌رسید. او دستش را بر روی سطح ناصاف و خزه‌بسته یک تخته‌سنگ بزرگ کشید. یک قایق چوبی هم آنجا بود که با هر حرکت کوچک آب، تقتق ملایمی روی آب می‌کرد و بوی چوب خیس و کهنه از آن می‌آمد.»


نتیجه‌گیری: کتابخوانی به مثابه هنر

کتابخوانی برای یک کودک نابینا، یک عملکرد مکانیکی نیست؛ یک هنر است. هنر انتقال جهان‌های بی‌کران به درون ذهنی که آماده دریافت است. با تجهیز خود به ابزار حواس چندگانه و تمرین توصیف غنی و هدفمند، ما پلی می‌سازیم بین کلمات یک کتاب و تخیل بی‌حد و مرز کودک. این کار نه تنها عشق به مطالعه را در او پرورش می‌دهد، بلکه به او می‌آموزد که جهان را به شیوه‌ای منحصر به فرد و عمیق‌تر «ببیند». در این فرآیند، ما نیز به عنوان راوی، جهان‌بینیمان را گسترده‌تر و حس‌آمیزتر خواهیم کرد.

افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

افزودن دیدگاه جدید

The comment language code.

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
نویسنده (دسته بندی)
نوع محتوا
مقاله

کارگاه معماری باغ ایرانی برای کودک و نوجوان

Submitted by editor-yasfar on

در این کارگاه، از طریق پرسش‌هایی درباره‌ی ماهیت، الگو و معماری باغ‌های ایرانی گفتگو با کودکان و نوجوانان را آغاز می‌کنیم.

  • باغ چگونه جايی است؟ چه عناصری در آن وجود دارد؟

  • باغ ايرانی چه الگو و ويژگی‌هايی دارد؟

  • باغ ایرانی از چه نظر دارای اهمیت است؟

  • امروزه چه فضاهایی جایگزین باغ‌ها شده‌اند؟

  • پارک با باغ ایرانی چه تفاوت‌ها و شباهت‌هایی دارد؟

گفتگویمان را با نمایش تصاویری از باغ‌های گوناگون در ایران ادامه می‌دهیم و همچنین نگاهی به باغ در نگارگری ایرانی می‌اندازیم و به سمت جعبه‌آینه نگارگری در موزه می‌رویم و به جست‌وجوی باغ و ویژگی‌های آن در نگارگری‌ها می‌پردازیم.

کارگاه باغ ایرانی در موزه کودکی ایرانک

باغ در نگارگری ایرانی

در ادامه‌ی کارگاه و در بخش مربوط به فعالیت، کودکان و نوجوانان با در اختیار داشتن قطعات و افزارهای مختلف این فرصت را دارند که ماکت باغی براساس ایده، نظر و سلیقه خود بسازند. این ماکت قابلیت گسترش و تکمیل شدن تا هرزمان که کودک تمایل داشته باشد را دارد. همچنین بعد از این تجربه در کنار کودکان و نوجوانان به بلندخوانی یک کتاب در پیوند با مفاهیم کارگاه می‌پردازیم . در این زمینه به کتاب رفتم به باغی می‌توان اشاره کرد.

آشنایی کودکان با معماری باغ ایرانی

کارگاه ماکت باغ ایرانی در موزه کودکی ایرانک

افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

افزودن دیدگاه جدید

The comment language code.

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
نویسنده (دسته بندی)
نوع محتوا
مقاله

چگونه با کودکان مهاجر و پناهجو کتاب بخوانیم؟

Submitted by admin2 on

1. معرفی گروه هدف

تعریف دقیق گروه: کودکانی از کشورهای دیگر (مانند افغانستان، عراق و...) که به دلایل مختلفی چون جنگ، ناامنی یا مهاجرت اقتصادی وارد کشور شده‌اند. این گروه اغلب با موانع زبانی، فرهنگی و حقوقی در مسیر آموزش و زندگی اجتماعی مواجه‌اند.

موقعیت‌های رایج: مناطق حاشیه‌نشین، خانه‌های کودک، مدارس غیررسمی یا حمایتی، کارگاه‌ها، خانه.

چالش‌های اصلی: طرد اجتماعی، تبعیض، مشکلات اقامتی، ناآشنایی با زبان و فرهنگ رسمی کشور مقصد، احساس بی‌ریشه بودن.


2. نقش تسهیل‌گر در این گروه

انتظارات: کمک به کودکان برای احساس امنیت و تعلق، استفاده از کتاب برای آشنایی با فرهنگ جدید در فضایی همدلانه، حفظ هویت فرهنگی آن‌ها.

مهارت‌ها: شناخت دو یا چند فرهنگ، آشنایی با زبان کودک، حساسیت فرهنگی، توانایی کار در شرایط حقوقی پیچیده.

شیوه تعامل: پذیرنده، منعطف، مبتنی بر شنیدن و گفت‌وگو، استفاده از عناصر فرهنگی کودک.


3. محیط و فضای مناسب برای ترویج

ویژگی‌ها: امن، متنوع فرهنگی، بدون علامت‌های تحقیرآمیز یا سلطه‌جویانه.

توصیه: استفاده از تزئینات چندفرهنگی، ایجاد فضاهای خانوادگی، مشارکت کودکان در ساخت محیط.

ایمنی: رعایت هویت زبانی، پرهیز از اجبار در تطبیق فرهنگی، حفظ حریم روانی کودک.


4. انتخاب کتاب مناسب

معیارها: کتاب‌های چندزبانه، داستان‌هایی درباره مهاجرت، دوستی، تطبیق، قهرمانان مهاجر، حفظ فرهنگ بومی.

نمونه کتاب‌ها: «خانه جدید»، «قصه‌های سرزمین من»، «آرزوهای مهاجر»، «من از افغانستان آمده‌ام».

منابع: نشر کودک مهاجر، پروژه‌های فرهنگی مهاجرمحور، کتابک، کتابخانه‌های شهری با بخش مهاجر.


5. روش‌های بلندخوانی و تعامل

قبل از خواندن: گفت‌وگو درباره کشور مبدا، داستان خانواده، انتخاب کتاب با هم.

حین خواندن: ترجمه هم‌زمان، پرسش درباره تجربه‌های مشابه کودک، مقایسه فرهنگی.

بعد از خواندن: ساخت نقشه مهاجرت، نوشتن داستان زندگی خود، ساخت داستان دوفرهنگی.


6. فعالیت‌های مکمل پیشنهادی

  • ساخت کتابچه‌ی «من کجایی‌ام»
  • اجرای نمایش دوفرهنگی
  • آموزش زبان فارسی از طریق داستان
  • جشنواره‌های قصه‌های بومی

7. چالش‌های رایج و راهکارها

چالش‌ها: شرم فرهنگی، زبان ناآشنا، احساس نادیده‌گرفته شدن.

راهکارها: استفاده از زبان مادری کودک، مشارکت خانواده، معرفی شخصیت‌های مشابه فرهنگی در کتاب.

حفظ انگیزه تسهیل‌گر: یادگیری متقابل فرهنگی، ثبت تجربه‌های غنی انسانی، مشاهده رشد تدریجی کودک.


8. پیگیری و مستندسازی

ابزارها: نقاشی، دفترچه زبان، داستان زندگی، عکس از فعالیت‌ها (با رضایت).

روش مستندسازی: بررسی احساس تعلق، مشاهده پیشرفت زبانی، ارزیابی تعامل فرهنگی.

بازخورد: گفت‌وگو با خانواده، همکاری با مربیان فرهنگی، گفت‌وگو مستقیم با کودک.


📌 کتاب برای کودک مهاجر نه فقط رسانه‌ای آموزشی، بلکه پلی فرهنگی است؛ جایی برای حفظ هویت و گشودن راهی به جامعه‌ی جدید با احترام و همدلی.

افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

افزودن دیدگاه جدید

The comment language code.

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
نویسنده (دسته بندی)
نوع محتوا
مقاله

ایستگاه معماری برای کودک و نوجوان

Submitted by editor-yasfar on

براساس الگوی فضاهای ایرانی (باغ، خانه و حمام)، جورچین‌هایی طراحی شده است که در نوروز 1404 در ایستگاه معماری در اختیار کودکان جهت ساخت و تجربه کردن قرار گرفت. بعد از توضیح کوتاهی درباره‌ی الگوی فرمی هر بنا، کودکان شروع به ساخت جورچین بنا براساس نظر و سلیقه‌ی خود می‌شوند. این جورچین‌ها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که کودکان و نوجوانان هربار امکان ساخت فرمی متفاوت را دارند.

جورچین‌های معماری برای کودکان

ایستگاه معماری در برنامه نوروزی موزه ایرانک

بازی کودکان با جورچین‌های معماری

ایستگاه معماری در موزه کودکی ایرانک

حل جورچین معماری در موزه کودکی ایرانک

افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

افزودن دیدگاه جدید

The comment language code.

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
نویسنده (دسته بندی)
نوع محتوا
مقاله

چگونه با کودکان مناطق بحران‌زده و بلایای طبیعی کتاب بخوانیم؟

Submitted by admin2 on

1. معرفی گروه هدف

تعریف دقیق گروه: کودکانی که در مناطق آسیب‌دیده از بلایای طبیعی (مانند زلزله، سیل، خشکسالی) یا بحران‌های اجتماعی-اقتصادی شدید زندگی می‌کنند. این کودکان ممکن است خانه، خانواده یا احساس امنیت خود را از دست داده باشند.

موقعیت‌های رایج: اردوگاه‌های موقت، خانه‌های تخریب‌شده، مدارس بحران‌زده، چادرها یا مراکز امدادی.

چالش‌های اصلی: شوک روانی، بی‌قراری، اضطراب، ناامنی، نبود فضای پایدار برای یادگیری یا بازی.


2. نقش تسهیل‌گر در این گروه

انتظارات: استفاده از کتاب برای بازسازی روانی کودک، کمک به بازگشت احساس امنیت، ایجاد فضای گفت‌وگو و تخیل.

مهارت‌ها: آشنایی با روان‌شناسی بحران، توانایی کار با کودکان مضطرب، مهارت در ساخت فضای امن با امکانات کم.

شیوه تعامل: آرام، همدلانه، بدون فشار، همراه با گوش دادن فعال و توجه به نیازهای لحظه‌ای کودک.


3. محیط و فضای مناسب برای ترویج

ویژگی‌ها: انعطاف‌پذیر، موقت، ساده، با حداقل امکانات، ولی دارای حس امنیت و آرامش.

توصیه: استفاده از چادر کتاب، پتو یا فرش نرم، نشستن دایره‌ای، ساخت فضاهای آرام در گوشه‌های اردوگاه.

ایمنی: پرهیز از محتوای ترس‌آور یا یادآور بحران، حفظ حریم شخصی کودک.


4. انتخاب کتاب مناسب

معیارها: کتاب‌هایی با محتوای آرامش‌بخش، داستان‌های امید، دوستی، بازسازی، قهرمانان کودک، طنز ملایم.

نمونه کتاب‌ها: «خانه‌ی جدید»، «قصه‌ی پرنده زخمی»، «نور در چادر»، کتاب‌های بدون کلام یا با تصویرهای نرم.

منابع: پروژه‌های کتاب در بحران، کتابک، کتابخانه‌های سیار.


5. روش‌های بلندخوانی و تعامل

قبل از خواندن: نفس عمیق، آرام‌سازی، انتخاب جمعی کتاب.

حین خواندن: خواندن با صدای ملایم، مکث برای واکنش، اشاره به احساسات.

بعد از خواندن: نقاشی از حس شخصیت، نوشتن پایان متفاوت، گفت‌وگوی همدلانه.


6. فعالیت‌های مکمل پیشنهادی

  • ساخت دفترچه احساسات
  • نقاشی از مکان امن خیالی
  • ساخت داستان جمعی با محور امید
  • بازی‌های آرام مانند پانتومیم داستانی

7. چالش‌های رایج و راهکارها

چالش‌ها: قطع ارتباط ناگهانی، اشک یا سکوت کودک، بازگشت خاطرات بحران.

راهکارها: پذیرش احساسات کودک، استفاده از ابزار هنری برای بیان غیرکلامی، پرهیز از پرسش مستقیم.

حفظ انگیزه تسهیل‌گر: یادآوری اثر بلندمدت کار، گفت‌وگو با تیم‌های روان‌درمانی، ثبت پیشرفت‌های آرام.


8. پیگیری و مستندسازی

ابزارها: دفتر داستان، نقاشی، شعر کودکانه، عکس از فضا (با رضایت).

روش مستندسازی: ثبت احساسات بازگو شده، ارزیابی تعامل کودک، ثبت تغییر در حالت هیجانی.

بازخورد: مشاهده‌ی واکنش‌های رفتاری، گفت‌وگو با همراهان کودک، یادداشت‌های گروهی تسهیل‌گران.


📌 کتاب برای کودک بحران‌زده نه فقط منبع دانایی، بلکه پناهگاهی امن است؛ جایی برای شنیده‌شدن، تخیل‌ورزی و بازسازی آرام آرام جهان درون.

افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

افزودن دیدگاه جدید

The comment language code.

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
نویسنده (دسته بندی)
نوع محتوا
مقاله

خوانش کودکانه و خوانش مادرانه یادداشتی درباره داستان «والک و رویای سفر»

Submitted by editor74 on

داستان "والک و رویای سفر"، خیال‌انگیز است؛ چه در متن واژگانی و چه در متن شمایلی یعنی تصاویر. آفریننده هر دو متن "سلیمه باباخان"-نویسنده و تصویرگر کتاب کودک است. یگانگی نویسنده و تصویرگر منجر به تعاملات ظریفی بین دو متن واژگانی و شمایلی شده است. چندانکه داستان مملو از "نشانه" است. نشانه‌هایی که بر قدرت خیال‌انگیزی و چندلایه بودن داستان افزوده‌اند و به همین دلیل خوانش های مختلف از داستان را امکان پذیر می‌کنند. (۱) چندانکه، از داستان "والک و رویای سفر" دو خوانش می‌توان ارائه داد:
نخست خوانشی وفادارانه‌تر نسبت به ظاهر متن (اعم از متن واژگانی و تصاویر) و دوم، خوانشی فراتر از ظاهر متن. خوانش نخست، کودکانه و خوانش دوم، مادرانه است؛ اگر چه در این خوانش نیز کودکی حضوری پررنگ دارد و موضوع اصلی است.



خرید کتاب والک و رویای سفر


پیش از طرح این دو خوانش، بیان خلاصه‌ای از داستان به عنوان مقدمه‌ای برای ورود به هر دو خوانش است، ضروری است:
والک، نهنگ کوچکی است که در دریا به دنیا آمده و در دریا زندگی می‌کند. والک که کنجکاو و جستجوگر است، به فکر سفر به سرزمین‌های ناشناخته می افتد. آرزوی او با کمک دخترکی به نام ماهک محقق می‌شود و والک سفر پرماجرای خود را آغاز می‌کند و به گشت و گذار در دنیای جدید می‌پردازد. دنیای جدید برای والک هیجان انگیز و گاهی نیز ترسناک است. اما والک در خانه جدید خوابش نمی‌برد. چرا که جایش تنگ است و نمی‌تواند به راحتی نفس بکشد. والک به یاد دریا می افتد و ناچار از یک تصمیم گیری مهم است. او بر سر یک دو راهی قرار می‌گیرد. بدین ترتیب داستان پایانی باز دارد. انتخاب هر کدام از راه‌ها، بسته به مخاطب و خوانش‌های ممکن از اثر متفاوت خواهد بود.

خوانش نخست:

خوانش وفادارانه‌تر نسبت به متن: خوانش کودکانه

این خوانش، هم به متن واژگانی و هم به متن شمایلی یا تصاویر وفادار است. بر اساس این دو متن والک از سر کنجکاوی دوست دارد که دنیای بیرون از دریا را تجربه کند. او شناختی نسبی از این دنیای بیرونی دارد که حاصل بررسی و جستجوی اشیایی مثل کلیدها و آلبوم‌های عکسی است که از کف دریا پیدا کرده است.
این اشیا در پیرنگ اثر، ارتباط بین دو جهان دریا و بیرون آن و یا دو جهان جانوری و انسانی را ممکن می‌کنند. اما پرسش اصلی در این پاره از داستان این است که این اشیا از کجا و چگونه به دریا ریخته شده‌اند؟ متن واژگانی در اینباره ساکت است؛ اما متن شمایلی نشان می‌دهد که آنها از دست موجودی انسانی که سوار بر قایق است، رها شده‌اند. در پاره‌های بعدی داستان مشخص می‌شود که این شخصیت انسانی، دخترکی است به نام ماهک که والک سفر رؤیایی و پر از هیجان خود را با همراهی او آغاز می‌کند.
تصاویر و نشانه‌های تصویری، در این کتاب تمامی صحنه‌ها و موقعیت‌های داستانی را برای مخاطب کودک، عینی و ملموس می‌کنند و در نتیجه خوانشی کودکانه از اثر را ممکن می‌شود. برخی از این المان‌های تصویری عبارتند از: ماهی‌های دریا که خانه دارند. بین جهان دریا و بیرون از دریا، پله وجود دارد. والک به هنگام سفر چمدان دارد و وسیله سفرش، هواپیما است.
ماهک، تنها شخصیت کودک و انسانی داستان، والک را به پارک و شهربازی و سینما می‌برد. آن‌ها با هم عکس می‌گیرند و پیتزا می‌خورند؛ تا اینکه شب و موقعیت دشوار والک در خوابیدن فرا می‌رسد. او نمی‌تواند در خانه جدید بخوابد؛ زیرا، جایش آن قدر تنگ است که حتی نمی‌تواند نفس بکشد.


تنگی جا و دشواری تنفس در روساخت متن واژگانی، قابل تفسیر و تأویل به مفهوم رشد در ژرفساخت اثر است. این مضمون در این داستان تکراری است. قبلاً نیز والک، دریا را برای خودش تنگ و کوچک تصور کرده است. تصوری که او را به سفر و بیرون زدن از دریا واداشته است: کم‌کم دریا با همه بزرگی‌اش، توی خیال والک کوچک و کوچک‌تر شد.


در خوانش کودکانه از این داستان، والک نهنگی کوچک است که زیستگاه خود -دریا- را ترک می‌کند. سخن پایانی او در این خوانش، نشان از دلتنگی اش دارد: "هیچ جایی خانهٔ خود آدم نمی‌شود! آه مادرم، تختم و آوازهایی که توی دریا جا ماند... دلم برای همه تنگ شده است!"
متن شمایلی این ذهنیت و دلتنگی را به تصویر می‌کشد. این بار تخت خواب، نشانه‌ای تصویری است تا والک را در کنار نهنگی بزرگ‌تر -مادر- بر روی آن نشان دهد.
متن واژگانی در فرجام داستان، والک را بر سر دوراهی نشان می‌دهد: "حالا وقت آن بود که والک تصمیم مهمی بگیرد..."
بر اساس این پایان‌بندی باز، مشخص نیست که آیا والک به دریا و نزد مادرش باز می‌گردد یا در کنار دوستش ماهک می‌ماند؟
اما متن شمایلی این پایان باز را به نفع پایان خوش و امنیت برآمده از آن، برای مخاطب کودک تعدیل می‌کند. تصویر گویای دو راهی نیست.
مسیر هواپیما این بار بر خلاف تصاویر پیشین نه از راست به چپ که از چپ به راست است. چندان که، گویی والک در حال بازگشت به دریا و نزد مادر است.
در این خوانش کودکانه، مخاطب کودک همسفر والک در این سفر پرهیجان و اکتشافی می‌شود. مخاطب کودک، در دلتنگی نسبت به مادر با والک همذات پنداری می‌کند و با پایان خوش تصویر، به امنیت و آرامش می‌رسد.
در این خوانش وفادارانه به متن و در نتیجه تأویل والک به عنوان نهنگ -و نه کودک- موضوع هویت نیز مطرح است. نهنگ متعلق به دریاست؛ حتی اگر نهنگی جستجوگر چون والک باشد. او به رغم جستجوها و سفرها، لاجرم به دریا باز خواهد گشت؛ چرا که به تعبیر والک: "هیچ جایی خانه آدم نمی‌شود!"
یکی از تعاریفی که درباره هویت ارائه شده‌اند این است که "چه مسیری را می‌خواهید در زندگی دنبال کنید."(۲) چنین تعریفی از هویت با مفهوم استقلال کودک نیز قرین است. مفهومی که در خوانش بعدی از داستان مطرح می‌شود.

در کتابک بخوانید: معرفی کتاب والک و رویای سفر

خوانش دوم:

خوانشی فراتر از ظاهر متن: خوانش مادرانه
از داستان "والک و رویای سفر" می‌توان خوانشی مادرانه نیز ارائه کرد. نخستین نشانه متنی و شمایلی که می‌توان برای این خوانش ارائه کرد، متن تقدیم نامه نویسنده و همچنین تصویر مربوط به آن است:
برای مهراد عزیزم که با آمدنش، زندگی‌ام را معنای دیگری بخشید و دوباره با او کودکی را تجربه کردم و برای همهٔ کودکانی که آفریدگار مهر مادری هستند.
این نشانه متنی با یک نشانه تصویری همراه است: تصویری از یک نهنگ بزرگ و یک نهنگ کوچک در حلقه‌ای مواج از آب دریا که قابل تأویل به رابطهٔ مادر-جنین در زمان آبستنی است.
کتاب "والک و رویای سفر"، شبیه یک عکس پانورما است. عکسی کامل و بی کم و کاست از سوژه‌ای که نامش مسیر یا فرآیند رشد است. داستان، همه ابعاد و مراحل رشد را -از جنینی تا کسب هویت و استقلال- در خود جای داده است و با زبانی هنرمندانه، با دو ابزار واژه و تصویر به توصیف این فرایند پرداخته است.


رشد، فرایندی زمان مند و مکان‌مند است. اما زمان و مکان در داستان و گفتمان داستان یکسان نیستند. داستان از "آنچه رخ می‌دهد" سخن می‌گوید و گفتمان از "چگونگی رخ دادن". (۳) بنابراین در داستان "والک و رویای سفر" زمان و مکان داستان اگر چه پیوسته و در حرکت هستند اما این پیوستگی و حرکت، خلاصه شده است.
داستان، اشاره‌ای به ماه‌ها و سال‌های رشد و جزئیات آن ندارد و به چند مکان محدود به عنوان موقعیت داستانی اشاره کرده است. اما "گفتمان" این داستان، زمان طولانی‌تر و مکان‌های متنوعی را شامل می‌شود که در خوانش مادرانه کشف می‌شوند.
استعارهٔ زمان به دو حالت سپری می‌شود: "در یک حالت ما در حال حرکت کردن هستیم و زمان ثابت و بی حرکت ایستاده است. در حالت دوم زمان در حال گذر است و ما ثابت و بی حرکت ایستاده‌ایم."(۴)
حالت نخست متعلق به شخصیت داستان یعنی والک است و حالت دوم، متعلق به مخاطب است.
مخاطب داستان والک و سفر روایی بر خلاف والک که همراه با زمان در حال گذر است، در زمانی واحد ایستاده است و نظاره گر گذر زمان و آنچه در آن برای والک رخ می‌دهد، است. خوانش کودکانه به واسطه همذات پنداری مخاطب کودک با والک، به حالت اول از سپری شدن زمان نزدیک است. اما در خوانش مادرانه، زمان بر مخاطب به حالت دوم سپری می‌شود و در نتیجه طولانی‌تر از زمان داستان و رخدادهای آن است.
در خوانش مادرانه، محیط دریا را می‌توان بطن مادر دانست (۵) و باز هم در این خوانش، ماهک نه دوست، که مادر والک است. اشیایی که از دست ماهک در درون دریا رها شده‌اند، دلالت بر روابطی دارند که بین مادر و جنین حاکم‌اند.
کلید وسیله‌ای برای عبور و گذر است. ابزاری برای گشودن و خارج شدن. کلید گویی که خزانه‌ای ژنی و برنامهٔ نهفته در آن برای رشد است. اما فرایند رشد، تنها محدود به ابعاد زیستی نیست و ابعاد اجتماعی نیز دارد.


خرید آثار سلیمه باباخان


خاطره و آلبوم عکس ناظر بر مفهومی از زمان هستند که از گذشته تا حال است. آن‌ها ریشه در گذشته دارند؛ اما در زمان حال زنده و حاضر هستند و ادامه دارند. خاطره و آلبوم عکس دلالت بر تاثیرات محیطی و اجتماعی دارند که در روند رشد مؤثر هستند.
سفر در این خوانش، ناظر بر مفهوم تولد است. والک پیش از تولد، ماهک - و در این خوانش، مادر- را می‌شناسد و با او رابطه برقرار کرده است؛ بی آنکه او را دیده باشد. در نخستین تصویری که ماهک وارد پی رنگ داستان می‌شود، چهره او ناپیدا است. تنها دو دست او دیده می‌شوند که آلبوم عکسی از میان آنها، به درون دریا رها شده است.


کم کم دریا برای والک کوچک و کوچک‌تر می‌شود. چرا که، والک در حال رشد است. تصویر در ادامه داستان، والک را در حالی نشان می‌دهد که با چمدانی در دست، نیمی از تنه خود را از دریا بیرون کشیده است. تصویر بعدی، ماهک را در حالی که چشم به دریا دوخته است، در حال انتظار نشان می‌دهد. سرانجام، والک متولد می‌شود.
متن واژگانی این صحنه را با بیانی استعاری توصیف می‌کند: "همه ما باید یک روزی ماجراجویی خودمان را آغاز کنیم..."


تجربه‌های بعدی والک، به همراه ماهک و در دنیای ناشناخته رخ می‌دهند. دنیایی که در این خوانش، ناشناخته نیست. تجربه‌های والک هیجان‌انگیز و گاهی ترسناک‌اند. والک همچنان در خلال این تجربه‌ها رشد می‌کند. تجربه‌هایی که به کمک تصاویر برای کودک، عینی و ملموس هستند. این ویژگی باعث می‌شود تا سخن نویسنده در تقدیم نامه کتاب، در مورد ماهک نیز صدق کند. به این معنا که ماهک نیز با تولد والک، دوباره کودکی را تجربه می‌کند.
والک در طول داستان در حال رشد است. تنگی جا و دشواری تنفس نشانه‌ای متنی برای این رشد هستند.
در پایان داستان و زمانی که والک اظهار دلتنگی می‌کند، ماهک پاسخ می‌دهد: "خب، تو یک نهنگ هستی" والک گفتهٔ مادر را تکرار می‌کند: "بله، من یک نهنگ هستم."
سخن ماهک و تأیید والک، نشان از استقلال و عاملیت والک و مهم‌تر از آن، به رسمیت شناختن این استقلال توسط ماهک است؛ به رغم تمامی تعلقاتی که نسبت به والک دارد.
در خوانش مادارانه از داستان "والک و رویای سفر، باز هم داستان پایانی باز دارد. مشخص نیست که والک کدام مسیر را بر می‌گزیند؟ بازگشت به بطن و زهدان مادر و غنودن در دریا، یا ادامه مسیر مستقل خود و سفر پر از ماجرا و هیجان رشد؟
با توجه به پذیرش استقلال از دو سوی رابطه، می‌توان تصمیم مهم والک را حدس زد. همچنانکه پرواز والک با هواپیما در تصویر گویای جدایی والک از ماهک است. (۶)
داستان والک و رویای سفر دو کارکرد شناختی برای مخاطب کودک دارد. نخست، هویت یابی و دوم، استقلال. در خوانش کودکانه، کارکرد اول و در خوانش مادرانه کارکرد دوم پررنگ است.


پی نوشت و ارجاعات:

۱-نشانه‌ها (indicators) "نیروی تخیل را فعال و بعد عاطفی را تقویت می‌کند." (روش شناسی نقد ادبیات کودکان- محمدهادی محمدی- مؤلف: ۱۳۷۸-صفحه ۱۵۸
۲-روان شناسی رشد (جلد دوم)-لورا. ای.برک- ترجمهٔ یحیی سیدمحمدی- نشر ارسباران: ۱۳۸۵- صفحه ۶۱
۳-بازی متن و تصویر در کتاب‌های تصویری- ماریا نیکولایوا و کارول اسکات- ترجمه فریبا خوشبخت و محبوبه البرزی و فائزه محمدبیگی- انتشارات مدرسه: ۱۴۰۰- صفحه ۲۵۲
۴- استعاره‌هایی که با آن‌ها زندگی می‌کنیم- جرج لیکاف و مارک جانسون- ترجمه هاجر آقاابراهیمی- نشر علم: ۱۳۹۴- صفحه ۷۷
۵-عمق تاریک آب را نمادی از بطن مادر دانسته‌اند.
۶-"اریک فروم"، روانکاو و روان‌شناس اجتماعی، در کتاب "هنر عشق ورزیدن" دو نوع عشق را از یکدیگر متمایز می‌کند: نخست عشق بین دو جنس مخالف که نهایت آن وصال است. یعنی عاشق و معشوق به یکدیگر می‌رسند و دوم، عشق مادر به فرزند است که غایت آن جدایی مادر از فرزند و در نتیجه استقلال فرزند است.

افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

افزودن دیدگاه جدید

The comment language code.

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
نویسنده (دسته بندی)
نوع محتوا
مقاله
جایگاه
مقالات صفحه اصلی

گفت‌گوی ثمینه باغچه‌بان با تاریخ ادبیات کودکان ایران

Submitted by editor74 on

این گفت‌وگو در تاریخ ۱۳۸۶ در دفتر موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان ایران انجام شده است.

من در سال 1306 در تبریز به دنیا آمدم. از آنجایی كه در مدرسه به دنیا آمدم و بزرگ شدم و در مدرسه ازدواج كردم و در همان مدرسه تا روز آخری كه پدرم زنده بود و بعد خودم تا زمان بازنشستگی کار کردم، طبیعتاً‌ زندگی من با مدرسه به هم گره خورده است. زمانی که من به دنیا آمدم، پدرم سه سالی بود که باغچه اطفال را در تبریز پایه‌گذاری کرده بود. مدت کوتاهی پس از تولد من، ما به شیراز رفتیم و پدرم در آنجا کودکستان شیراز را پایه‌گذاری کرد.

ثمینه باغچه‌بان

من در كودكستان شیراز بزرگ شدم، در فضایی باز و در کودکستانی که پدرم با همه ایده‌آل‌هایش آنجا را اداره می‌کرد. برای من كه الان هشتاد سال از عمرم می‌گذرد و مدرسه‌های بسیاری را دیده‌ام، كودكستان شیراز یكی از برجسته‌ترین كودكستان‌هایی بود كه به یاد دارم. واقعاً كودكستان به تمام معنا بود. از نظر تربیت حواس، تربیت جسم، تربیت نیروی ذهنی، آداب معاشرت، پرورش شخصیت برای راستگو بودن، صمیمی بودن و دلیر بودن در موارد لازم. پدرم می‌گفت انسان نباید ترسو باشد. ترس بی‌جا سبب ضعف می‌شود. خجالت هم خیلی بد است. خجالت، بچه‌ها را تا آخر عمرشان از کار و زندگی عقب می‌اندازد. پدرم با دقت بسیار به این مسائل توجه داشت و سعی می‌كرد به ما جرئت بدهد و خجالت بیهوده را از ما بگیرد. به این ترتیب اعتماد به نفس و مبارزه با خجالت بی‌جا را من از کودکی از پدر آموختم. این دوران خوش زود تمام شد و ما دوباره در سال 1311 به تهران بازگشتیم.

ثمینه باغچه‌بان، دختر جبار باغچه‌بان

چون پدرم می‌بایست شناسنامه ایرانی بگیرد، برای اینکه او و مادرم از قفقاز آمده بودند و باید گذرنامه ایرانی می‌گرفتند. در تهران، پدرم آموزش ناشنوایان را كه در تبریز آغاز كرده بود، دوباره از سر گرفت. البته زندگی بسیار سختی داشتیم، ولی پدرم كاری می‌كرد كه ما اصلاً متوجه سختی زندگی نمی‌شدیم، چون همیشه خانه‌ ما در مدرسه بود و مدرسه حیاط بزرگی داشت. ما بچه‌ بودیم و می‌خواستیم در حیاط بدویم و بازی کنیم. به ما مربوط نبود كه اتاق‌مان فرش دارد یا ندارد، تخت دارد یا روی زمین می‌خوابیم. برای همین دوران كودكی بسیار خوشی داشتیم. پدرم در سال 1311 در تهران در سنگلج دبستان كرو لال‌ها را باز کرد و من از همان کودکی همبازی بچه‌های ناشنوا شدم. كلمه همبازی را در این‌جا آسان نگیرید، من درواقع مددیار پدرم بودم. چون پدرم یک نفر بود چهار یا پنج شاگرد داشت كه بعد شدند ده یا دوازده نفر و به هفده یا هیجده نفر رسیدند. تا وقتی پدرم به یک شاگرد درس می‌داد، من و برادرم بچه‌های دیگر را در حیاط سرگرم می‌كردیم. یعنی همكاری من با پدرم با بازی شروع شد. تا اینكه ما بزرگ‌تر شدیم و مدرسه هم بزرگ‌تر شد. من كشش زیادی به كار پدرم داشتم و او را خیلی دوست داشتم. متوجه تفاوت‌هایش با دیگران و تنهایی او بودم. از همان دوران كودكی با میل فراوان به كمكش می‌رفتم. ساعت چهار كه مدرسه تعطیل می‌شد، من به خانه می‌رفتم، خانه‌ای كه یك اتاقش كلاس بود، یك اتاقش خانه ما بود و یک اتاقش را به دكتر هشترودیان کرایه داده بودند كه آن موقع دانشجوی دانشكده پزشكی بود. آن وقت‌ها كه مدرسه می‌رفتم، مدرسه ما تعطیل نمی‌شد. از ساعت هشت، تا زمانی كه پدر و مادرها بیایند و بچه‌ها را ببرند خانه، یعنی تا ساعت پنج یا شش و هفت، مدرسه باز بود. من تمام این مدتی را كه از دبستان برمی‌گشتم، خانه پیش پدرم می‌رفتم و به او كمک می‌كردم. اصلاً نمی‌فهمیدم كه دارم به پدرم كمک می‌كنم، می‌رفتم و هر كاری بود كه دوست داشتم، انجام می‌دادم. به بچه‌ها دیكته می‌گفتم و با آن‌ها نقاشی و كاردستی کار می‌کردم. به این کار علاقه‌مند بودم. تا اینكه دبستان نادر را تمام كردم و تا دوم متوسطه در دبیرستان شاهدخت درس خواندم. بعد وارد دانش‌سرای مقدماتی در پامنار شدم. مدیرمان خانم بدرالملوک بامداد بود و از معلمان برجسته‌ام باید از خانم مهری آهی یاد کنم. ایشان معلم روان‌شناسی من بودند و در تقویت روحی من بسیار نقش داشتند. خانم آهی و خانم بامداد بسیار توجه و لطف ویژه به من داشتند.

در کتابک بخوانید: زمین و زمانه‌ی‌ جبار: نگاهی به زندگی دشوار و کارنامه‌ی پربار جبار باغچه‌بان

سپس وارد دانش‌سرای عالی شدم و سه سال در رشته دبیری زبان انگلیسی درس خواندم. بعد با همسر بسیار عزیزم هوشنگ پیرنظر آشنا شدم و با او ازدواج كردم. در سال 1329 با استفاده از بورس فولبرایت به امریكا رفتم و در لیندن وود كالج در ایالت میسوری در زمینه آموزش ناشنوایان درس خواندم. سپس درسم را تا دکترا در کالج دیگری ادامه دادم. در همان دوره متأسفانه اوضاع ایران آشفته شد. در سال 1332 و زمان کودتا خانواده‌ من به زندان افتادند. به همین سبب من و همسرم درس‌مان را نیمه كاره گذاشتیم و به ایران برگشتیم. پس از بازگشت به ایران با رتبه دبیری شروع به كار كردم و با همین رتبه هم بازنشسته شدم. با اینكه مدیریت چندین مدرسه و سازمان را به عهده داشتم، ولی وقت نداشتم حکم مدیریت بگیرم. من با شوق زیاد کار می‌کردم. برای من چیزی بهتر از این نبود كه جایی كار كنم که هر روز پدرم و مادرم را ببینم. چون پدر و مادر من در دبستان زندگی می‌كردند، در كوی یوسف‌آباد میدان كلانتری. یكی از هدف‌های پدر من در زندگی این بود كه معلم تربیت كند. به این مناسبت بود كه من تأكیدم بر تربیت معلم بود و از آنچه كه انجام دادم، خیلی راضی هستم.

دختر جبار باغچه‌بان، ثمینه باغچه‌بان

ما آموزش ناشنوایان را با اجرای دقیق تربیت معلم پایه‌گذاری کردیم. معلمان درجه یک تربیت می‌کردیم، بدون اینكه دانش‌سرا رفته باشند. به هرحال پدرم در آذر 1345 پس از یک بیماری خیلی كوتاه سه یا چهار روزه درگذشت و من ماندم با بار آموزشگاه باغچه‌بان. ولی خداوند به من این قدرت را داد كه بتوانم با وجود این ضایعه بزرگ کار را اداره کنم. انگار روح پدرم در من حلول كرده بود. با انرژی فراوان کار می‌کردم. وقتی پدرم درگذشت، ما یک دبستان در یوسف‌آباد با دویست و بیست شاگرد داشتیم. ولی وقتی من بازنشسته شدم، چهار مرکز آموزشی از مهدكودک تا دوره راهنمایی داشتیم. بدون تعریف باید این واقعیت را بیان کنم که كلینیک شنوایی و گفتار باغچه‌بان وابسته به جمعیت كودكان كر و لال بی‌نظیر بود. یكی دیگر از كارهای پدرم که من پی‌اش را گرفتم، آموزش خواندن و نوشتن در ایران بود. پدر من از روز اولی كه در تبریز بنای تعلیم خواندن و نوشتن و تعلیم به بچه‌ها را گذاشت، به این فكر افتاد كه روش بَ بِ با بو، الفبای نادرست است و خودش روش کلی یا گلوبال را گذاشت، روشی كه در قالب یک واژه آشنا كه کودک همه حروف آن را می‌داند، به جز یک حرف، آن را به كودک یاد بدهد و بچه مثل معمایی كه حل می‌كند، آن حرف را خودش یاد بگیرد. پدرم در این زمینه كتاب‌های بسیاری نوشته است و من هم از كودكی با كارهایش آشنا بودم. حرف‌هایش را گوش می‌كردم و یواش یواش خودم آموزگار شدم و با روش او آشنایی پیدا کردم. بعد از اینكه از امریكا بازگشتم، سال 1342 قرار شد در کتاب‌های درسی تجدیدنظر شود. جلساتی در دفتر مدیر كل امور ابتدایی با حضور آقای یمینی‌شریف، خانم توران میرهادی، لیلی آهی (ایمن) و من در این زمینه تشکیل شد. گفت‌وگوها و مشورت‌هایی انجام گرفت و من این بخت را یافتم كه برای نخستین بار با روش پدرم در سراسر ایران برای کلاس اکابر كتابی چاپ و منتشر کنم که در كشور افغانستان و تاجیكستان هم کاربرد داشته باشد. به این ترتیب ‌روش باغچه‌بان فراگیر شد.

آموزش ناشنوایان، جبار باغچه‌بان


وقتی من این كتاب را نوشتم، روش تدریس خیلی حجیمی هم همراه آن با حدود دویست و پنجاه صفحه نوشتم. من معتقد بودم که ما باید روی تربیت معلم سرمایه‌گذاری کنیم. معتقد بودم باید برای آموزگاران كلاس بگذاریم. آن هم نه یك هفته یا یک ماه، بلکه از اول مهر تا پانزده خرداد. بودجه برای این کلاس‌ها نداشتیم. ده یا پانزده نفر از معلمانی كه از تربیت‌شدگان پدر من بودند و به كار خود ایمان داشتند، پذیرفتند كه به شکل رایگان به آموزگاران درس بدهند. آن موقع مدرسه‌ها نیمه وقت بود. بنابراین، این آموزگاران عزیز نصف روز درس می‌دادند و نصف روز هم برای سرکشی و رفع اشکال معلم‌ها به کلاس‌ها می‌رفتند. یك سال تمام به این شکل آموزش داده شد. پس از پایان کلاس‌ها دانشجویان می‌توانستند كتاب آسان بنویسند. دیگر لازم نبود كه ما كتاب چاپ بكنیم و به دست معلم تازه‌کار بدهیم. او می‌توانست بنا بر نیازهای زندگی جایی که درس می‌داد، كتاب خودش را بنویسد، حتی به زبان همان منطقه. من از كارهایی كه در زمینه تربیت معلم کردم، خیلی راضی هستم. فقط سی و شش هزار تومان از دفتر امور ابتدایی در اختیار من گذاشتند كه به این ده- دوازده نفر معلم دادم كه پول تاكسی آن‌ها هم نمی‌شد. تربیت معلم شوخی نیست. كتاب نبود، سی‌دی و دی‌وی‌دی و این چیزها نبود. كتاب معلم كار انسان با انسان است. به هرحال خیلی خوشحالم كه این كار را كردم، به ویژه برای ماندگار شدن کار پدرم. كتابی كه من با همكاری خانم توران میرهادی و خانم لیلی آهی (ایمن) نوشتیم، طبیعتاً كمی بهتر و کامل‌تر از کارهای پدرم شد.

مدرسه‌ی ناشنوایان باغچه‌بان

در کتابک بخوانید: ثمینه باغچه‌بان جهان کودکی و کودکان را تنها گذاشت!

به هر حال، من تا زمان انقلاب به کار آموزش در ایران ادامه دادم. پس از انقلاب به امریکا رفتم. یک شاعر فلسطینی می‌گوید من از سرزمینی كوچ نكردم، سرزمینی را بر دوش خود كشیدم. من هم هرگز از ایران كوچ نكردم، بلكه ایران را باخودم به امریكا بردم. در آنجا فعالیت‌های زیادی كردم كه از آن‌ها هم بسیار راضی‌ام، چون تنها بودم و فكرم آسوده بود. كارهای زیادی كردم كه اگر روزگاری فكر كنم به درد می‌خورد چاپ می‌كنم. یك سری كتاب هم به اسم پنج دفتر كودک دارم كه جایزه برد و یك جایزه هم از طرف آموزش و پرورش دریافت کردم. شورای كتاب كودک هم یکی از کتاب‌هایم به نام «پل چوبی» را به عنوان نوشته برگزیده انتخاب کرد كه ممنون‌شان هستم. كتاب «دویدم و دویدم» را با كمک یونیسف با یک ویدیو تهیه كردم. حقوق كودک را به زبان اشاره نوشتم كه ناشنوایان هم بتوانند از حقوق خود آگاه شوند. چندین کتاب هم زیر چاپ دارم.

نوشتن حقوق كودک را به زبان اشاره، ثمینه باغچه‌بان

و از این كارها كردم و كتاب‌هایی نوشتم كه در خط كتاب پدرم و مادرم هست كه در انتظار چاپ هست به اول باران در انتظار چاپ هست متل‌هایم گویا دارد چاپ می‌شود و بعد متل‌های دیگر و كتاب‌های دیگر و یكی دیگر هم كه هدیه كودكان برای مادران هست كه در انتظار چاپ هست و دیگر قضیه آن سعدی است كه می‌گوید بالاخره بعد از تمام این كارها می‌روم و به كنجی می‌نشینم و به شما دعا می‌كنم و آرزوی سلامتی و توان بیشتر برای شما كه در این رشته هستید و علیرغم دشواری‌هایی كه طبیعتاً وجود دارد كارتان را ادامه می‌دهید و انشاءالله كه بیش از این موفق باشید و بتوانید به آرزوی دل‌تان كه چاپ بهترین كتاب‌هاست برسید.

افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

افزودن دیدگاه جدید

The comment language code.

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
نوع محتوا
مقاله
جایگاه
مقالات صفحه اصلی
ویژه صفحه اصلی
Subscribe to