چگونه با کودکان نابینا و کم‌بینا کتاب بخوانیم؟

Submitted by admin2 on

۱. مقدمه

کودکان نابینا یا کم‌بینا مانند دیگر کودکان نیازمند داستان، تخیل و تجربه‌های معنابخش هستند. کتاب برای آن‌ها نه‌فقط وسیله‌ای برای یادگیری، بلکه پلی برای ارتباط، لذت و رشد است. تفاوت در بینایی نباید مانعی برای ورود به جهان کتاب باشد، بلکه باید بهانه‌ای باشد برای جست‌وجوی راه‌هایی نو در کتاب‌خوانی.

۲. هدف از کتاب‌خوانی برای این گروه

کتاب‌خوانی برای کودک نابینا یا کم‌بینا می‌تواند موجب تقویت:

  • تخیل و تصویرسازی ذهنی

  • گسترش واژگان و زبان گفتاری

  • درک مفاهیم انتزاعی از راه شنیدن و لمس

  • رشد عاطفی و همدلی از طریق روایت‌ها

  • تجربه‌ی داستان‌های مشترک با دیگران شود.

۳. انتخاب کتاب مناسب

در انتخاب کتاب برای کودک نابینا یا کم‌بینا به این ویژگی‌ها توجه کنید:

نوع کتاب

ویژگی پیشنهادی

صوتی

صدای واضح، با لحن نمایشی و سرعت مناسب

بریل

فونت استاندارد بریل، ترجیحاً همراه با تصاویر برجسته

لمسی/تصویری

کتاب‌هایی با بافت‌های مختلف، شکل‌های قابل لمس، و صفحات ضخیم

دیجیتال

کتاب‌هایی که با نرم‌افزارهای خوانش صفحه (screen reader) سازگارند

۴. آماده‌سازی محیط و ابزار

  • محیط باید آرام و بدون سر و صدای مزاحم باشد.

  • استفاده از بلندگو یا هدفون مناسب برای پخش کتاب صوتی

  • نور کافی و متمرکز برای کودکان کم‌بینا

  • فراهم کردن ابزارهای کمکی مانند ذره‌بین دیجیتال یا نرم‌افزار تبدیل متن به گفتار

۵. چطور کتاب‌خوانی را شروع کنیم؟

  • از نام کودک و تماس کلامی گرم آغاز کنید: «علی‌جان، امروز یک داستان شنیدنی داریم.»

  • اگر کتاب لمسی یا بریل است، ابتدا جلد و بافت آن را معرفی کنید.

  • اجازه دهید کودک با لمس یا شنیدن، بخش‌هایی از کتاب را کشف کند.

  • از واژه‌هایی استفاده کنید که تصاویر ذهنی بسازند: «یک سگ پشمالو، به نرمیِ ابر...»

۶. همراهی در حین خواندن

  • از صدای متنوع برای شخصیت‌ها استفاده کنید.

  • اگر کودک کم‌بیناست، با اشاره به رنگ‌ها و اشکال نیز توصیف را کامل کنید.

  • در خلال داستان توقف کنید و سؤال بپرسید: «فکر می‌کنی حالا چی می‌شه؟»

  • داستان را گاهی با حرکات دست یا اشیای واقعی همراه کنید تا ملموس‌تر شود.

۷. پس از خواندن چه کنیم؟

  • با کودک درباره داستان صحبت کنید: «کدام بخشش را بیشتر دوست داشتی؟»

  • از او بخواهید داستان را با صدای خودش بازگو کند.

  • کاردستی یا نمایش لمسی بسازید (مثلاً با خمیر یک شخصیت بسازید).

  • اگر کتاب صوتی بود، داستان را با صدای کودک ضبط و پخش کنید.

۸. منابع پیشنهادی برای مطالعه بیشتر

  • مجموعه کتاب‌های صوتی مناسب‌سازی‌شده از طریق کتابخانه‌های نابینایان

افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

افزودن دیدگاه جدید

The comment language code.

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
نوع محتوا
مقاله

تجربه‌ی مواد و مصالح ساختمانی با کودک

Submitted by admin2 on

۳ – مواد و مصالح

هدف:
آشنایی کودک با انواع مواد و مصالح ساختمانی (چوب، آجر، سنگ، فلز، شیشه، کاغذ و پارچه) و درک کاربرد و ویژگی‌های هرکدام در معماری.

آشنایی کودک با انواع مواد و مصالح ساختمانی


۱. آغاز با لمس و تجربه

  • مجموعه‌ای کوچک از مواد مختلف آماده کنید:
    چوب، آجر سبک یا سفال، تکه سنگ، فلز (قوطی یا وسیله بی‌خطر)، شیشه ایمن یا طلق شفاف، پارچه، کاغذ و مقوا.

  • اجازه دهید بچه‌ها هر ماده را لمس کنند و درباره حس آن بگویند: «سرد یا گرم؟ نرم یا سخت؟ سبک یا سنگین؟»

    آشنایی کودک با ابزارهای مصالح ساختمانی


۲. گفت‌وگو درباره کاربردها

  • به کمک عکس یا اسلاید، نشان دهید که هر ماده در کجا به کار می‌رود:

    • چوب → درب و پنجره، سقف‌های قدیمی، مبلمان

    • سنگ → دیوار قلعه‌ها یا خانه‌های روستایی

    • آجر → دیوارهای خانه‌ها

    • فلز → پل‌ها و ستون‌های بزرگ

    • شیشه → پنجره‌ها و ساختمان‌های مدرن

  • پرسش هدایت‌کننده: «به نظر شما چرا برای پنجره از شیشه استفاده می‌کنیم و نه از سنگ؟»


۳. بازی مقایسه‌ای

  • دو ظرف آب بیاورید. یکی را با سنگ پر کنید و دیگری را با قطعات سبک مثل مقوا.

  • بچه‌ها تفاوت وزن و سختی مصالح را تجربه می‌کنند. این فعالیت به درک «کارکرد» هر ماده کمک می‌کند.


۴. فعالیت ساخت ساده

  • گروه‌ها را تقسیم کنید و به هر گروه فقط یک نوع ماده (مثلاً فقط چوب بستنی، یا فقط مقوا) بدهید.

  • از آن‌ها بخواهید یک «خانه کوچک» بسازند.

  • بعد کار گروه‌ها را مقایسه کنید: کدام خانه محکم‌تر بود؟ کدام زیباتر شد؟

    ساخت خانه با چوب بستنی به کمک کودکان


۵. پیوند با داستان

  • قصه معروف سه خوک کوچولو را بازخوانی کنید. در این قصه هر خوک خانه‌اش را با ماده‌ای متفاوت می‌سازد (کاه، چوب، آجر).

  • از بچه‌ها بپرسید: «اگر تو یکی از خوک‌ها بودی، خانه‌ات را با چه چیزی می‌ساختی؟ چرا؟»


۶. جمع‌بندی

  • به زبان ساده توضیح دهید:
    «معمار باید بداند هر ماده چه ویژگی‌ای دارد. بعضی سبک‌اند، بعضی محکم. بعضی زیبا هستند، بعضی مقاوم. انتخاب درست مصالح، خانه را ایمن و زیبا می‌کند.»


برای مرحله ۳ «مواد و مصالح» کتاب‌هایی لازم داریم که کودکان را با مفهوم ساختن با مواد مختلف به‌طور ساده و جذاب آشنا کنند. این‌ها چند پیشنهاد مناسب برای سنین ۵ تا ۸ سال هستند:


عنوان کتاب

نویسنده / تصویرگر

گروه سنی

موضوع / ارتباط با معماری

سه خوک کوچولو

برادران گریم (بازنویسی‌های مختلف موجود)

۵–۸ سال

اهمیت مصالح مختلف (کاه، چوب، آجر) در استحکام خانه

خانه‌سازی (Building a House)

بایرن بارتون

۵–۷ سال

روند ساخت یک خانه از پایه با معرفی مصالح ساده

خانه‌ای از گل، خانه‌ای از سنگ

جین یولن

۶–۸ سال

معرفی خانه‌های سنتی با مصالح طبیعی در فرهنگ‌های مختلف

سنگی برای ساختن خانه (A Rock is to Build With)

روت کراوس

۵–۷ سال

معرفی کاربردهای سنگ در بازی و ساخت

خانه‌های دنیا

جیل مک‌دانلد

۵–۸ سال

خانه‌ها با مصالح و شکل‌های مختلف در سراسر جهان

ماشین‌های ساخت‌وساز شلوغ

شری دوسکی رینکر

۵–۷ سال

معرفی ابزار و ماشین‌های ساختمانی همراه با مفهوم کار با مصالح


🔹 پیشنهاد کارگاهی:

  • قصه‌ی سه خوک کوچولو را بخوانید و همزمان سه «ماکت کوچک» با کاغذ، نی چوبی و مکعب‌های مقوایی بسازید.

  • بعد با یک پنکه یا فوت شدید «گرگ» را شبیه‌سازی کنید تا بچه‌ها ببینند کدام خانه محکم‌تر است.

افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

افزودن دیدگاه جدید

The comment language code.

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
نویسنده (دسته بندی)
نوع محتوا
مقاله

نقشه‌کشی ساده برای کودک

Submitted by admin2 on

۴ – نقشه‌کشی ساده

هدف:
آشنایی کودک با مفهوم «نقشه» به‌عنوان نمای دوبعدی یک فضا و یادگیری ترسیم ساده‌ی خانه یا اتاق خود با استفاده از نمادها و خطوط.


۱. آغاز با گفت‌وگو

  • از بچه‌ها بپرسید: «وقتی می‌خواهیم گنج پیدا کنیم، چه چیزی لازم داریم؟» (پاسخ: نقشه گنج)

  • سپس توضیح دهید: همان‌طور که نقشه گنج مسیر را نشان می‌دهد، نقشه خانه هم به ما می‌گوید هر اتاق کجاست.

    بازی نقشه گنج برای کودکان


۲. معرفی نقشه به زبان کودکانه

  • یک نقشه ساده از خانه یا کلاس (با مربع‌ها و مستطیل‌ها برای اتاق‌ها) نشان دهید.

  • توضیح دهید که نقشه از «بالا» دیده می‌شود؛ یعنی انگار پرنده‌ای پرواز کرده و به خانه نگاه می‌کند.

    معرفی نقشه به زبان کودکانه


۳. فعالیت اول: نقشه اتاق من

  • از بچه‌ها بخواهید روی کاغذ یک مستطیل به‌عنوان اتاق خود بکشند.

  • بعد با مربع‌ها (میز)، مستطیل‌ها (تخت)، دایره‌ها (فرش یا چراغ) وسایل اتاق را داخل آن قرار دهند.

  • تأکید کنید که لازم نیست دقیق باشد، فقط باید جای وسایل مشخص شود.

    آموزش نقشه کشی ساده به کودکان


۴. فعالیت دوم: مسیر در نقشه

  • یک نقشه ساده از کلاس یا حیاط روی کاغذ بزرگ بکشید.

  • از کودکان بخواهید مسیر حرکت از «در ورودی» تا «میز معلم» یا «گوشه بازی» را با خط مشخص کنند.

  • این کار به درک ارتباط فضاها و مفهوم «راهرو» یا «مسیر» کمک می‌کند.

    مشخص کردن نقشه با خط چین


۵. بازی نقشه گنج

  • یک «نقشه گنج» ساده طراحی کنید (چند مربع برای اتاق‌ها، یک X برای محل گنج).

  • بچه‌ها با دنبال کردن نقشه، در فضای کلاس یا حیاط حرکت کنند و به «گنج» (یک جعبه کوچک شکلات یا کارت رنگی) برسند.

    بازی نقشه گنج با کودکان


۶. جمع‌بندی

  • به زبان ساده توضیح دهید:
    «نقشه مثل یک داستان تصویری است که نشان می‌دهد هر چیزی کجا قرار دارد. معمارها اول نقشه می‌کشند و بعد ساختمان ساخته می‌شود.»

افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

افزودن دیدگاه جدید

The comment language code.

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
نویسنده (دسته بندی)
نوع محتوا
مقاله

شناخت اشکال و حجم‌ها توسط کودک

Submitted by admin2 on

۲ – شناخت اشکال و حجم‌ها

هدف:
آشنایی کودک با اشکال هندسی پایه (مثل مربع، دایره، مثلث) و حجم‌های سه‌بعدی (مثل مکعب، کره، هرم) و درک کاربرد آن‌ها در طراحی و معماری.

آشنایی کودک با اشکال هندسی پایه


1. شروع با محیط اطراف

  • کلاس را با جست‌وجوی «شکل‌ها در اطراف ما» آغاز کنید.

  • از بچه‌ها بخواهید در کلاس یا حیاط دنبال شکل‌های مختلف بگردند: پنجره‌ها (مستطیل)، ساعت دیواری (دایره)، سقف شیروانی (مثلث).

  • این فعالیت باعث می‌شود بفهمند که معماری ترکیبی از همین شکل‌هاست.

    آشنایی کودکان با اشکال هندسی


2. معرفی عملی شکل‌ها و حجم‌ها

  • ابزار: مکعب، کره، استوانه، هرم (می‌توانید از اسباب‌بازی‌های چوبی، بلوک‌های لگو یا جعبه‌های بازیافتی استفاده کنید).

  • هر شکل را معرفی کنید و اجازه دهید بچه‌ها آن را لمس و مقایسه کنند.

  • درباره تفاوت بین شکل‌های دوبعدی (صاف و روی کاغذ) و حجم‌های سه‌بعدی (دارای طول، عرض، ارتفاع) صحبت کنید.

    معرفی عملی شکل ها و حجم ها


3. بازی دسته‌بندی

  • مجموعه‌ای از اشیای کوچک (لیوان، توپ، کتاب، قوطی، آجر سبک) را روی میز بگذارید.

  • از بچه‌ها بخواهید آن‌ها را بر اساس شکل یا حجم دسته‌بندی کنند.


4. ساخت با شکل‌ها

  • با کمک مقوا یا فوم‌بُرد، اشکال ساده ببُرید و به بچه‌ها بدهید تا با آن‌ها یک «ساختمان تخیلی» روی میز بسازند.

  • اگر از بلوک‌های سه‌بعدی یا لگو استفاده کنید، بچه‌ها می‌توانند حجم‌ها را هم ترکیب کنند.

  • این فعالیت به آن‌ها نشان می‌دهد که معماری در اصل کنار هم گذاشتن اشکال و حجم‌هاست.

    ساخت اشکال هندسی با کودکان


5. فعالیت هنری

  • روی کاغذ بزرگ، چند شکل هندسی ساده بکشید.

  • از بچه‌ها بخواهید آن‌ها را رنگ کنند و با اضافه کردن جزئیات، آن را به یک ساختمان، پارک یا پل تبدیل کنند.


6. جمع‌بندی

  • به زبان ساده توضیح دهید:
    «معمارها از همین شکل‌ها و حجم‌ها استفاده می‌کنند تا ساختمان بسازند. وقتی این شکل‌ها را کنار هم می‌گذاریم، چیزهای جدیدی ساخته می‌شود.»

  • بچه‌ها می‌توانند یک یا دو شکل را انتخاب کنند و بگویند در چه جایی از یک ساختمان دیده می‌شوند (مثلاً گنبد مسجد = نیم‌کره، ستون = استوانه).


برای مرحله ۲ «شناخت اشکال و حجم‌ها» بهتر است کتاب‌هایی استفاده شوند که تصویرهای واضح و رنگی دارند و بچه‌ها را به پیدا کردن شکل‌ها در محیط ترغیب کنند. این فهرست برای گروه سنی ۵ تا ۸ سال مناسب است:


عنوان کتاب

نویسنده / تصویرگر

گروه سنی

موضوع / ارتباط با معماری

خانه‌ای از دایره و مربع

ملیحه آقاجانی

۵–۷ سال

داستان ساخت خانه با ترکیب شکل‌ها

شکل‌ها همه جا هستند

تانیا هابارد

۵–۸ سال

کشف اشکال هندسی در محیط اطراف

شکل‌ها در شهر

برایان بیگز

۵–۸ سال

جست‌وجوی شکل‌ها در ساختمان‌ها و خیابان‌ها

دایره، مربع، ستاره

لوئیس ال. گوستافسون

۵–۷ سال

بازی و فعالیت با اشکال مختلف

خانه‌ای با هزار شکل

کیت پتی

۶–۸ سال

داستان خلاقیت در ساخت خانه با اشکال گوناگون

دایره و دوست‌هایش

لیندا نلسون

۵–۷ سال

آشنایی با شکل‌ها از طریق شخصیت‌های داستانی


پیشنهاد استفاده در کارگاه:

  • قبل از فعالیت «ساخت با شکل‌ها»، یک کتاب از این فهرست را بلندخوانی کنید.

  • هنگام خواندن، از بچه‌ها بخواهید هر وقت نام یک شکل را شنیدند، آن را روی کارت‌های شکل که در دست دارند نشان دهند.

  • بعد از قصه، همان شکل‌ها را در محیط واقعی پیدا کنند یا با آن‌ها ماکت بسازند.

افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

افزودن دیدگاه جدید

The comment language code.

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
نویسنده (دسته بندی)
نوع محتوا
مقاله

یادی از پایه‌گذار علم فولکلورشناسی تاجیک، رجب امانف

Submitted by editor74 on

رجب امانف (۱۹۲۳ ـ 2002)، فولکلورشناس، نویسنده، ادیب و یکی از پایه‌گذاران علم فولکلورشناسی تاجیک است که دورهٔ کودکی‌اش را در زادگاهش، شهر اوراتپّه (استروشن) گذراند. سال 1938 آموزشگاه آموزگاری را تمام کرد. پس از ختم آموزشگاه، یک سال، آموزگار درس زبان و ادبیات تاجیک بود. سال 1939 به دانشگاه دولتی آموزگاری شهر دوشنبه رفت. هم‌زمان با شروع جنگ بزرگ وطنی عازم جنگ شد. بعدازآن، سال 1947 دورهٔ دکتری دانشگاه تاجیکستان را سپری کرد و پس از ختم دوره دکتری سال 1951 در دانشگاه مشغول به کار شد.

سال 1958 با تأسیس شعبهٔ فولکلور در پژوهشگاه زبان و ادبیات رودکی در آکادمی علوم تاجیکستان، مدیر این شعبه شد. بعد از ایجاد این مرکز علمی، فولکلورشناسی علمی در تاجیکستان رشد و رونق یافت. در این پیشرفت رجب امانف سهم زیادی داشت. با ریاست او تحقیقات میدانی، گردآوری متن‌های فولکلوری و پژوهش‌های جدی در این راستا آغاز شد. او در سفرهای علمی‌اش از شهر و دهات و ناحیه‌های کولاب، سرخ حصار، پنجکنت و... مواد فولکلور زیادی گردآوری کرد. با سعی و کوشش او و راهنمایی فولکلورشناس روس لویین مجموعهٔ «کلیات فولکلور تاجیک» در چندین جلد آماده شد که گفته شده است تا به امروز تنها 4 یا ۵ جلد آن به طبع رسیده‌ است.

در کتابک بخوانید: زنان شاعر ادبیات کودک و نوجوان تاجیکستان (بخش نخست)

پس‌ازاین، در سال 1969 برای خدمت‌های شایسته‌اش به او عنوان پروفسوری داده ‌شد. سال 1976 عضو وابسته و سال 1981 آکادمیک آکادمی علم‌های تاجیکستان انتخاب شد.
اثرهای علمی رجب امانف در دیگر کشورها از جمله، آلمان، اتریش، چکسلواکی، مجارستان، لهستان ایران،‌ کابل و ... ترجمه شده است. او در کنفرانس و همایش‌های علمی زیادی، هم در تاجیکستان و هم در دیگر جمهوری‌های سابق شوروی شرکت داشته و بارها سخنرانی نموده‌ است. ازجمله، در کنفرانس بین‌المللی نظم فارسی‌زبانان (دوشنبه، 1967)، کنفرانس بین‌المللی یونسکو (1972)؛ سازمان پژوهش‌های نثر هلسینکی فنلاند و در کنفرانس استادان ایران‌شناس، زبان و ادبیات فارسی کشورهای مشترک‌المنافع و قفقاز در ایران (1994). در این کنفرانس دربارهٔ موضوع «افق‌های همکاری عالمان تاجیک و ایران در فولکلورشناسی» سخنرانی کردند.
آثار وی چون ایجادیات دهانکی خلق (کابل، ۱۹۸۵) و رباعیات خلقی تاجیک و رمزهای بدیعی (تهران، ۲۰۰۲) سهمی مؤثر در همگرایی علمی حوزهٔ فارسی‌زبان دارند.
او توانست «جایزهٔ صدرالدین عینی» (۱۹۹۵) و «جایزهٔ دولتی جمهوری تاجیکستان به‌نام ابوعلی سینا» (۱۹۹۷) را کسب نماید. همچنین نشان‌ها و مدال‌های فراوانی به‌پاس خدمات جنگی و اجتماعی‌اش دریافت نماید.
تلاش‌های رجب امانف برای گردآوری آثار شفاهی مردم تاجیک چنان ارزشمند است که او را پایه‌گذار فولکلورشناسی تاجیک می‌دانند. کتاب «افسانه‌های خلق تاجیک» از مهم‌ترین آثار اوست که تاکنون بارها بازنشر شده است.
آوردن بخشی از سر سخن کتاب افسانه‌های خلق تاجیک به قلم این دانشمند بزرگ، خالی از لطف نیست. یادآوری می‌شود که این متن از خط سیریلیک به فارسی برگردان و تلخیص شده است.
«من یک شخص روزگاردیده، بعضاً از خود می‌پرسم که کی و برای چه افسانه را دوست داشتم و در این مورد یاد زمان کودکی می‌کنم. من، کودک پنج‌شش‌ساله، مفتون این عالم پر اسرار و معجزه بودم که توسط افسانه در نظرم جلوه می‌گردید. این عالم مرا به وجد می‌آورد، گاهی شاد و گاهی غمگین می‌کرد و مرغ خیالاتم را به پرواز می‌آورد.
شنیدن افسانه در شب‌های دراز زمستان بهترین ساعت‌های عمر بود. عجب لذّتی داشت به جایگه، به درون کورپهٔ دوقت گرم درآمده، از زبان شیرین خویشاوندی و یا مهمان خانه‌مان گوش کردن سرگذشت بزک جنگیله‌پا و بزیچه‌های نامشان یکی از دیگری عجیب‌تر: الولک، بولولک، خشتک سر تنورک...یا گنجشک هوشیار و دانا و یا کَنه‌یک روکَنده و موکنده.
من آن زمان هنوز بسیار چیزها را نمی‌فهمیدم، ولی افسانه شنیده، من خردکک احساس می‌کردم که در دنیا دو قوّهٔ به هم ضد وجود دارد: بد و نیک. بد بی‌ایست سعی می‌نماید که به نیک ضرر آورد، آن را از بین بردارد، نیک باشد، با هر واسطه خود را محافظت می‌کند.

در کتابک بخوانید: زنان شاعر ادبیات کودک و نوجوان تاجیکستان (بخش دوم)

بعضاً از کنار گندمزاری می‌گذشتم، همان نخودک خُرد کلان‌کار را به یاد می‌آوردم که داس از خودش چند برابر بزرگ‌تر را به کار درآورده، در فرصت یک‌چشم زدن گندمزار بی کنار را درویده ، خرمن می‌کند. این چه بی‌عدالتی‌ست که یک پسرک محنت‌دوست دل‌صاف و مهربان را گرگ بی‌رحم می‌خورد. تدبیرجویی‌های نخودک که در افسانه به‌تفصیل تصویر شده است، ما را به وجد می‌آورد. پسرک در حالتی که گرفتار بدبختی شده است، نمی‌هراسد، نمی‌ترسد، دست‌وپا گم نمی‌کند، راه نجات می‌جوید و آن را می‌یابد. افسانه به ما تلقین می‌کند که بدی، مغلوب ناپذیر نیست، به هرکس تا که خود را از هر بلا خلاص کند، عقل و فراست و دلیری و کاردانی درکار است.
ما بچگان، به تکرار افسانهٔ رقّت‌آور کیکک و کنه‌یک را گوش می‌کنیم و این افسانه را هرچقدر گوش کنیم، اصلاً به دلمان نمی‌زند. کنه‌یک در غم مرگ دوست قرینش عزا می‌گیرد و چنار و بزک و آب و اکّه و بابای آبمان و دخترک چرخ ریس به غم او شریک می‌شوند.
افسانه به درد و عذاب دیگران، بی‌پروا نشدن را ترغیب می‌کند:
تو کز محنت دیگران بی‌غمی
نشایند که نامت نهند آدمی.
بعدها همان دل‌بستگی به افسانه‌های خلقی، شوق مرا به آموختن ایجادیات بدیعی خلق، شدت داد و عامل سفرهای پی‌درپی من به ناحیه و دهات گوناگون گردید. من‌بعد ختم دانشکدهٔ آموزگاری قرار دادم، فولکلورشناس شوم.

در کتابک بخوانید: افسانه‌ی کیکک به روایت تاجیکی: نگاهی به روایت‌های ایرانی کک به تنور

فولکلورشناس جوینده است. باید بجوید و بیابد. از سال 1948 سرکرده، کار من جستجو بود. به دوردست‌ترین گوشه‌های وطن عزیزم، تاجیکستان سفر کردم، قلم و دفتر در دست در روبه‌روی آن‌هایی می‌نشستم که افسانه، سرود، چیستان یا لطیفه می‌دانستند، داستان می‌سرائیدند و واقعه‌های عجیب نقل می‌کردند. بین آن‌ها هم پیران بودند و هم جوانان، هم بچگان بودند و هم پیرزن‌های روزگاردیده. بعضاً افسانه‌های هنوز در اوان کودکی شنیده‌ام از زبان جوان‌زنی و یا پیرمردی مرا گوش رس می‌شد ، خرسند و خوشبخت حس می‌کردم خود را.
اولین افسانه‌گوی ماهر در سفر علمی‌ام پیرمرد آفتاب‌زده، نورعلی‌یف جلیل بود که هیچ از یادم نمی‌رود. از آن زمانی که با او روبه‌رو شده بودم، قریب نیم عصر گذشت. نورعلی‌یف باافتخار می‌گفت که بیشتر از صد افسانه می‌داند. به من از او، نوشته گرفتن بیست افسانه میسّر شد و این بیست افسانه به تاجیکی و روسی، آلمانی و انگلیسی چاپ‌شده، دسترس عالمیان گردید که از این، یک‌عمر افتخار دارم.
در نیمهٔ دوّم سال‌های پنجاهم در انستیتوت زبان و ادبیات آکادمی شعبهٔ فولکلور تأسیس یافت و یک گروه عالمان به‌طور منتظم از روی نقشهٔ معیّن، گردآوری، تحقیق و به نشر آماده ساختن اثرهای فولکلوری را به عهده گرفتند، مواد فراوانی به‌تدریج، به دست آمد. گنجینهٔ مواد فولکلوری آماده گردید، با نوترین اصول علمی تنظیم و تدوین شد که این برای نشر علمی ـ آکادمی کلیات فولکلور تاجیک زمینهٔ مساعدی فراهم آورد.

به همین قلم در کتابک بخوانید: شعر کودک و نوجوان در کشور تاجیکستان نگاهی به دوکتاب جوره هاشمی «چرا شمالک وزید؟» و «موسیقی خاموشی»

بسیار افسانه‌ها که در زمان‌های قدیم ایجادشده، از قعر عصرها به ما رسیده‌اند که حکمت خلق و نظر نیک نسل‌های گوناگون را به معنای آدم‌دوستی و آدمگری در ضمیر دارند.
افسانه یک حادثه است، مهم‌ترین و دل‌افروزترین حادثهٔ حیات معنوی خلق‌های گوناگون و زمان‌های گوناگون.
افسانه محصول تفکر بدیعی بین‌الخلقی است و این حقیقت کی‌هاست، که اثبات علمی یافته است.
اهمیت تربیوی افسانه‌های تاجیکی بزرگ است. آن‌ها را یک نوع پندنامه و یا گنجینهٔ حکمت نامیم، خطا نمی‌کنیم.
ایجادکنندگان افسانه‌ها گویا مطابق بیت مشهور فرزند فرزانهٔ خلق تاجیک ابوعبدالله رودکی افسانه بافته‌اند.

رجب امانف

برو ز تجربهٔ روزگار بهره بگیر،
که بهر دفع حوادث تو را به کار آید.
افسانه‌ها بافته‌های مردم‌اند، بافتهٔ پندآمیز، بافته‌ای که حقیقت روزگار آدمی را در ضمیر دارد. افسانه‌ها ما را وادار می‌سازند، که دربارهٔ آنچه آدمی پیش از همه در شأن خود روا می‌داند، جداً به اندیشه رویم و بدانیم، که انسان باید همیشه انسان بماند، صداقت پیشه کند و خیانت‌پیشه نباشد، آبادگر باشد و ستمگری‌ها عزم نکند.
مردم به‌واسطهٔ افسانه‌ها ضرورت نیکی و نکوکاری، آدم‌دوستی و سخاوتمندی، مردانگی و بافراستی را ترغیب کرده‌اند و پیوسته چنین عقیده را به میان آورده‌اند که پاک‌دلی، دلیری، همت‌بلندی و جوانمردی حُسن انسان است.
خوانندگان محترم خود خواهند دید که زبان افسانه‌های خلق تاجیک حسن خاصی دارد و یک سبب به دل‌ها راه یافتن غایه‌های سودمند افسانه‌ها در همین است.

در کتابک بخوانید: دو روایت تاجیکی از بز زنگوله‌پا (بزک جینگله‌پا)

رجب امانف؛ پویشگری در مسیر علوم ادبی

استاد رجب امان‌ف به‌عنوان چهره‌ای اثرگذار در توسعه و تحکیم سخن‌شناسی، فولکلورپژوهی و ادبیات کودک، مطرح است.
نخستین فعالیت‌های علمی رجب امانف در تحلیل آثار شاعران و حافظان ادب شفاهی تمرکز داشت. در ادامه، توجه او به حماسه‌های مردمی به‌ویژه «گوراوغلی» معطوف شد. برخلاف دیدگاه رایج درباره منشأ ترکی این اثر، امان‌اف بر آن بود که نسخه تاجیکی گوراوغلی اثری مستقل با خاستگاه بومی است.


امانف هم‌زمان با مشارکت در گروه‌های میدانی جمع‌آوری فولکلور، نتایج کار را در قالب مقالات علمی منتشر کرد. او بر این باور بود که گردآوری فولکلور وظیفه‌ای ملّی و فرهنگی است. وی با بازنگری در راهنمای سال ۱۹۳۰، دستورالعملی جدید برای گردآوری فولکلور ارائه کرد که مبنای تنظیم، تدوین و انتشار علمی آثار عامیانه قرار گرفت.
رجب امان‌اف در طول بیش از پنجاه و پنج سال، به مناطق و روستاهای مختلف تاجیکستان و ازبکستان سفر کرده است. او همچون کاوشگری خبره، از میان مردم به جستجوی گنجینه‌ها و گوهرهای نادر عقل، خرد و ذکاوت نسل‌های پیشین پرداخته است. این جستجوها و سفرها در مجموعهٔ آچرک‌های او به‌خوبی منعکس شده‌اند. آچرک‌های رجب امانف نه‌تنها، از اهمیت ویژه‌ای در ادبیات علمی، بدیعی و عامیانه تاجیک برخوردارند، بلکه از نظر مضمون، ساختار، ماهیت مسائل و شیوه نگارش رویدادهای زندگی، ارزش قابل‌توجهی دارند.
به‌طور خلاصه، آچرک در آثار آکادمیک رجب امانف جایگاه مرکزی دارد و او را به عنوان نویسنده‌ای ماهر و خلاق به تصویر می‌کشد. آچرک‌های او مخاطبان گسترده‌ای داشته و نقش مهمی در پرورش ذوق و سلیقهٔ ادبی عموم خوانندگان و دستیابی به میراث نامحدود صنایع ادبی مردم ایفا کرده‌ است. قلم استاد در نگارش هر آچرک استوار و با مهارت بیشتر و تکامل‌یافته‌تر ارائه شده است.
در زمینه‌ی شعر غنایی (لیریکهٔ خلقی)، امانف آثار متعددی چون، روالیوتسیهٔ اکتبر (انقلاب اکتبر) و نظم لیریکهٔ خلق (۱۹۶۷)، لیریکهٔ خلقی تاجیک (۱۹۶۸)، و قصهٔ بید بلند، چنار پرگل و سیب سمرقند (۱۹۸۱) را نگاشت.
پژوهش رباعیات خلقی تاجیک و رمزهای بدیعی (۱۹۸۷) نیز در این حوزه، اثری کلیدی محسوب می‌شود.
فعالیت‌های امانف در حوزهٔ نقد ادبی معاصر نیز قابل توجه است. مقالاتی چون «تقریض بر داستان نظرپهلوان» (۱۹۴۸)، «بنیادکار آبْر‌َزهای برجسته» (۱۹۴۹)، و «دربارهٔ حکایه تأثیر» از رحیم جلیل (۱۹۵۰) از نمونه‌های آغازین آثار او در نقد ادبی به‌شمار می‌روند. وی همچنین نقدهایی درباره ادبیات کودک، به‌ویژه آثار صدرالدین عینی، ابوالقاسم لاهوتی، رحیم جلیل، باقی رحیم‌زاده و دیگر شاعران و نویسندگان نگاشت.
فراتر از فعالیت‌های علمی، ویژگی‌های اخلاقی و انسان‌دوستانهٔ استاد نیز ستودنی بوده است. او همواره در آثار خود با احترام از شخصیت‌های فرهنگی و ملی همچون استاد عینی، باباجان غفوراف، محمّدجان شکوری و دیگران یاد می‌کرد.
استاد امانف علاوه‌بر اینکه از سال ۱۹۵۸ مدیر شعبهٔ فولکلور انستیتوت زبان و ادبیات رودکی بود. همچنین عضو شورای فولکلور، رئیس بخش ادبیات کودک در اتفاق نویسندگان تاجیکستان، عضو شورای دفاع رساله‌های دکتری و عضو پیوستهٔ آکادمی علوم جمهوری تاجیکستان بود. نقش او در پرورش نسل نویی از فولکلورشناسان و سخن‌شناسان تاجیک، عمیق و ماندگار است.

در کتابک بخوانید: روایت «کدو قلقله زن» ایرانی و روایت «کدو ،کدو، جان کدو» تاجیکی

علاوه‌بر کتاب‌ها، در کارنامهٔ پربار ایشان، صدها مقاله و سخنرانی دربارهٔ نقد ادبی، ادبیات شفاهی و ادبیات کودک‌ نیز موجود است. در کتاب یادنامهٔ آکادمیک رجب امانف که سال ۲۰۱۳ منتشر شده است، نزدیک به ششصد اثر از این دانشمند بزرگ علم و ادب تاجیک معرفی شده‌ است.

برخی از کتاب‌های رجب امانف

الف: فولکلور و آثار بدیعی
«ایجادیات دهانکی اهالی کولاب» (1956، 1963)، «افسانه‌های خلق تاجیک» (1957، 1963، 1975، 1980)، (1987)، «چیستان‌ها» (۱۹۵۷)، «نمونهٔ فولکلور دیار رودکی» (1958، 1963)، «فولکلور ساکنان سرگه زرافشان» (1960)، «دستورالعمل عاید به جمع کردن ایجادیات دهنکی خلق» (1960)، «باز فولکلور تاجیک» (جلد 1، 1985)، «رباعیات خلقی تاجیک» (به الفبای عربی، 1986)، ۳۵ جلد «کلیات فولکلور تاجیک» فعلاً قسمت اعظم آن در دوشنبه و مسکو به زبان‌های تاجیکی و روسی و انگلیسی برای نشر آماده‌شده است.
«از پی حکمت خلق» (1963)، «لیریکهٔ خلقی تاجیک» (1968)، «ایجادیات بدیعی، خلق و زمان» (1970)، «افسانهٔ سه‌هزارساله» (1973)، حکایه‌های هجوی خلقی (لطیفه‌ها) (۱۹۷۳)، «رباعیات خلقی و رمزهای بدیعی » (1987)، «ایجادیات دهنکی خلق تاجیک» (1980)، «حقیقت زندگی و حقیقت بدیعی» (1984)، «رباعیات خلقی و رمزهای بدیعی»
سال‌های 1962 و 1978 برنامهٔ «فولکلور تاجیک» برای دانشجویان دانشگاه‌های عالی، از جانب پروفسور واحد اسراری به نشر رسید که بر اساس آن در سال 1980 برای بار اوّل کتاب درسی واحد اسراری و رجب امانف (ایجادیات دهنکی خلق تاجیک) تألیف شد.
ب. ادبیات کودک
دربارهٔ ادبیات کودک نیز کتاب‌های ارزشمندی دارد که برخی از آنها عبارتن‌اند از:
«ادبیات و بچگان» (1981)، «کتاب خوانش» و «ادبیات وطن» برای دانش‌آموزان کلاس‌های سوم و ششم)
«تاریخ ادبیات ساویتی تاجیک» (1982) که شامل ۶ جلد است که جلد اول آن بانام «ادبیات بچگانه» دربارهٔ آموزش و تحقیق، تاریخ تشکل و تحول ادبیات کودکان است.
علاوه‌بر این برای کودکان و نوجوانان چندین کتاب مستقل نیز دارد. ازجمله؛
«افسانه برای کودکان» (۱۹۵۸)، «هفت دادَران» (۱۹۶۲)، «لَک و پَک» (۱۹۶۶)، «مهربانو» (۱۹۶۷)، «حسنک» (۱۹۷۲)
ج. مجموعه‌های داستانی
اوّلین آچِرِک و حکایه‌های رجب امانف «اکتبر کبیر»، «شهر زیبا»، «لطافت»، و «خواهش نو» در طول سال‌های 1947 تا 1948 تألیف شده‌اند. در سال‌های بعد نیز نمونه‌ای از آثار وی عبارت‌اند از:
«در دامنهٔ کوه‌های کبود» (1961)، «از تیره‌ماه تا تیره‌ماه» (1974)، «نوبهار چشمه‌سار» (1976)، «قصهٔ بید بلند، چنار پرگل و سیب سمرقند» (1981«در نیمه‌راه عمر» (1988)، «شراره‌های مهر» (1983)، «پشیمانی» (1989)، «قصه‌های سر کوه بلند» (1990) «نیم‌کاسهٔ تگ کاسه» (1994)، «قصه‌های دیار چشمه‌سار» (1995)، «عشق نی‌نواز» (1996)، «عروس یا قصهٔ زن‌گیری پسر همسایه» (1996) و


منابع:
رحمانی روشن (1380) تاریخ گردآوری، نشر و پژوهش افسانه‌های مردم فارسیزبان، تهران: انتشارات نوید شیراز
سبحان اعظمزاد، مطربه مولاناوه (۲۰۲۳) سمتهای رشد ادبیاتشناسی و فولکلورشناسی معاصر تاجیک، (بخشیده به صدسالگی عالم فولکلورشناس، رجب امانف)، خجند: عصر عظیم.
نجات، دارا (۲۰۲۱) فرهنگ دارا، جلد ۱ و ۲، دوشنبه: مؤسسه نشریات دانش.
یادنامهٔ آکادمیک رجب امانف (۲۰۱۳)، دوشنبه، بخارا: نشریات بخارا.

افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

افزودن دیدگاه جدید

The comment language code.

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
نویسنده (دسته بندی)
نوع محتوا
مقاله
جایگاه
اسلایدشو
مقالات صفحه اصلی
ویژه صفحه اصلی

آشنایی کودک با مفهوم فضا و معماری

Submitted by admin2 on

۱. آشنایی با مفهوم فضا و معماری

هدف:
ایجاد درک اولیه از این‌که «فضا» چیست، معماری چه می‌کند و چرا خانه‌ها، مدرسه‌ها، پارک‌ها و خیابان‌ها به شکل‌های مختلف ساخته می‌شوند.

آشنایی کودک با مفهوم فضا و معماری


1. آغاز با گفت‌وگو

  • کلاس را با یک پرسش ساده شروع کنید:
    «دوست داری خونه‌ات چه شکلی باشه؟» یا «اگه می‌توانستی یه مدرسه بسازی، چی رو عوض می‌کردی؟»

  • بچه‌ها معمولاً با مثال‌های شخصی شروع می‌کنند که بهترین پل برای ورود به مفهوم معماری است.


2. قصه‌گویی

  • از یک کتاب تصویری یا داستان کوتاه استفاده کنید که در آن مکان‌ها و فضاها نقش مهم دارند.
    مثال: خانه‌ی درختی یا خانه‌ی خیلی بلند (کتاب‌های تصویری که در کتابک و لاک‌پشت پرنده معرفی شده‌اند).

  • بعد از قصه، از بچه‌ها بخواهید توصیف کنند کجای داستان را بیشتر دوست داشتند و چرا.

    قصه‌گویی با کتاب‌های تصویری برای کودکان


3. تجربه‌ی حسی

  • چند عکس از فضاهای مختلف (خانه‌های سنتی، آپارتمان‌ها، چادر عشایری، کلبه‌های چوبی، پارک‌ها) نشان دهید.

  • بگذارید بچه‌ها درباره تفاوت‌ها حرف بزنند: رنگ، اندازه، شکل، حس و حال آن فضا.


4. فعالیت عملی

  • با طناب یا نوار چسب کاغذی روی زمین، یک فضای بسته (مثل یک اتاق یا خانه کوچک) بسازید.

  • از بچه‌ها بخواهید وارد «اتاق» شوند و احساسشان را بیان کنند.

  • سپس فضا را تغییر دهید (بزرگ‌تر یا کوچک‌تر کنید، در اضافه کنید، پنجره فرضی بگذارید) و دوباره نظرشان را بپرسید.
    این فعالیت نشان می‌دهد که تغییر اندازه و شکل فضا چه احساسی ایجاد می‌کند.

    ساخت خانه کاغذی با کودکان


5. نتیجه‌گیری ساده

  • توضیح دهید که «فضا» جایی است که در آن زندگی، بازی یا کار می‌کنیم.

  • «معمار» کسی است که این فضاها را طراحی می‌کند تا زیبا، راحت و کاربردی باشند.

  • از بچه‌ها بخواهید یک فضای مورد علاقه‌شان را در دفتر کارگاه نقاشی کنند.


برای مرحله ۱ «آشنایی با مفهوم فضا و معماری» بهتر است کتاب‌هایی انتخاب شوند که هم تصویرپردازی قوی دارند و هم بچه‌ها را به کشف فضا و ساخت‌وساز ترغیب می‌کنند. این‌ها چند پیشنهاد مناسب برای گروه سنی ۵ تا ۸ سال هستند:


عنوان کتاب

نویسنده / تصویرگر

گروه سنی

موضوع / ارتباط با معماری

خانه‌های دنیا

جیل مک‌دانلد

۵–۸ سال

معرفی انواع خانه در فرهنگ‌ها و اقلیم‌های مختلف

این خانه مال کیست؟

کارن جانسون

۵–۸ سال

خانه‌های حیوانات، مقایسه با خانه انسان

خانه‌ی درختی

آنّا میل‌بورن

۶–۸ سال

تخیل و طراحی خانه درختی به‌عنوان فضای بازی

خانه‌ای برای پرنده

مری نیومن

۵–۷ سال

داستان ساخت یک خانه برای پرنده کوچک و انتخاب شکل و اندازه

خانه‌ی من

مری ان هابِرمن

۵–۸ سال

شعر و تصویر درباره خانه‌های مختلف و حس «بودن در خانه»

خانه خیلی بلند

جولی فوگلیانو

۶–۸ سال

داستان خانه‌ای با طبقات عجیب و فضاهای شگفت‌انگیز


در کارگاه می‌توانید:

  • پیش از فعالیت عملی، یک کتاب از این فهرست را بلندخوانی کنید.

  • هنگام خواندن، از بچه‌ها بپرسید: «دوست داری توی کدوم طبقه یا قسمت این خانه زندگی کنی؟ چرا؟»

  • بعد، ایده‌ها را در نقاشی یا ماکت پیاده کنند.

افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

افزودن دیدگاه جدید

The comment language code.

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
نویسنده (دسته بندی)
نوع محتوا
مقاله

انواع بازی از نظر رشد روانی و هیجانی

Submitted by admin2 on

بازی نه‌تنها ابزاری برای سرگرمی و یادگیری است، بلکه نقش پررنگی در رشد هیجانی، شناختی و اجتماعی کودکان دارد. از طریق انواع خاصی از بازی، کودکان احساسات خود را بیان کرده، روابط اجتماعی را تجربه می‌کنند و خلاقیت خود را گسترش می‌دهند. در ادامه، بازی‌ها را از منظر رشد روانی و هیجانی دسته‌بندی می‌کنیم:


۱. بازی نمایشی (تخیلی)

ویژگی‌ها: نقش‌آفرینی، بازآفرینی موقعیت‌ها، استفاده از نمادها و تخیل
تأثیر: رشد خلاقیت، همدلی، درک نقش‌های اجتماعی
مثال‌ها: بازی "مامان‌بازی"، "پزشک و بیمار"، اجرای نمایش با عروسک

بازی نمایشی و نقش آفرینی


۲. بازی ساختنی

ویژگی‌ها: استفاده از ابزار یا مواد برای ساختن اشیاء
تأثیر: تقویت تمرکز، مهارت‌های حرکتی، برنامه‌ریزی، اعتمادبه‌نفس
مثال‌ها: ساخت با لگو، خانه‌سازی با مکعب، کار با خمیر بازی یا مقوا


۳. بازی تقلیدی

ویژگی‌ها: تقلید رفتار بزرگترها یا محیط اطراف
تأثیر: درک نقش‌های اجتماعی، تقویت زبان و مشاهده‌گری
مثال‌ها: بازی فروشنده، راننده، معلم

بازی تقلیدی، درک نقش اجتماعی کودکان


۴. بازی هیجانی – تخلیه‌ای

ویژگی‌ها: حرکات شدید، صداهای بلند، دویدن یا فریاد زدن
تأثیر: کاهش اضطراب، تخلیه انرژی و تنش‌های روانی
مثال‌ها: دویدن در فضای باز، مسابقه‌ی تعقیب و گریز، خنده‌درمانی

بازی هیجانی تخلیه ای کودکان


۵. بازی حسی – حرکتی

ویژگی‌ها: درگیر کردن حواس پنج‌گانه و مهارت‌های بدنی
تأثیر: تنظیم هیجانی، رشد حسی، آگاهی از بدن
مثال‌ها: بازی با شن، آب، لمس مواد مختلف، حرکت با چشم‌بند

بازی حسی حرکتی برای کودکان


۶. بازی رقابتی

ویژگی‌ها: دارای قانون، برنده و بازنده
تأثیر: پذیرش شکست، یادگیری نوبت، تلاش برای موفقیت
مثال‌ها: شطرنج، بازی‌های گروهی با امتیاز، مسابقه‌ی طناب‌کشی

بازی رقابتی، آموزش پذیرش شکست


جدول دسته‌بندی «انواع بازی از نظر رشد روانی و هیجانی»

🧠 نوع بازی

🌱 ویژگی‌ها

🎯 تأثیر روانی و هیجانی

🧩 مثال‌ها

بازی نمایشی (تخیلی)

استفاده از تخیل و نقش‌آفرینی

رشد خلاقیت، همدلی، درک نقش‌ها

مامان‌بازی، نمایش عروسکی

بازی ساختنی

ساخت اشیا با مواد گوناگون

تقویت تمرکز، حرکات ظریف، اعتمادبه‌نفس

لگو، مکعب، خمیر بازی

بازی تقلیدی

تقلید از رفتار اطرافیان

شناخت نقش‌ها، تقویت زبان

بازی فروشگاه، معلم، دکتر

بازی هیجانی – تخلیه‌ای

حرکات شدید، فریاد، دویدن

تخلیه تنش، کاهش اضطراب

تعقیب و گریز، صداهای بلند

بازی حسی – حرکتی

تحریک حواس و مهارت بدنی

تنظیم هیجان، رشد حسی

بازی با شن، آب، لمس مواد

بازی رقابتی

قوانین مشخص، نتیجه‌محور

تقویت روحیه همکاری و تحمل شکست

شطرنج، طناب‌کشی، دو گروهی

افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

افزودن دیدگاه جدید

The comment language code.

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
نویسنده (دسته بندی)
نوع محتوا
صفحات فرعی

انواع بازی از نظر ساختار حرکتی

Submitted by admin2 on

حرکت، یکی از مهم‌ترین ابزارهای رشد ذهنی، هیجانی و جسمی کودک است. بازی‌ها با توجه به میزان و نوع حرکت بدن، نقش ویژه‌ای در رشد مهارت‌های حرکتی، هماهنگی عضلات و حتی تنظیم هیجان کودک دارند. در این دسته‌بندی، بازی‌ها را از منظر ساختار حرکتی بررسی می‌کنیم:


۱. بازی‌های حرکتی درشت

ویژگی‌ها: درگیر کردن عضلات بزرگ بدن (دست، پا، تنه)
تأثیر: تقویت تعادل، هماهنگی، انرژی بدنی
مثال‌ها: دویدن، طناب‌زدن، توپ‌بازی، پریدن از مانع

بازی های حرکتی درشت، تقویت تعادل


۲. بازی‌های حرکتی ظریف

ویژگی‌ها: نیازمند دقت، کنترل و استفاده از عضلات کوچک (انگشتان و مچ)
تأثیر: بهبود تمرکز، دقت، آمادگی نوشتن
مثال‌ها: نخ‌کردن مهره، کار با قیچی کودک، ساختن پازل

بازی های حرکتی ظریف


۳. بازی‌های ساکن (نشسته)

ویژگی‌ها: بدون تحرک بدنی زیاد، تمرکز روی تفکر و دست‌ورزی
تأثیر: توسعه تفکر، تمرکز ذهنی، افزایش دامنه توجه
مثال‌ها: لگو، بازی فکری، شطرنج، نقاشی

بازی های ساکن برای کودکان


۴. بازی‌های پرتحرک

ویژگی‌ها: شامل حرکت سریع و تغییر موقعیت مداوم بدن
تأثیر: تخلیه انرژی، تقویت عملکرد قلبی‌تنفسی، شادابی روانی
مثال‌ها: لی‌لی، قایم‌باشک، بازی‌های گروهی در فضای باز

بازی های پرتحرک برای کودکان، قایم باشک


۵. بازی‌های آرام‌ساز

ویژگی‌ها: ریتم کند، تکرار آرام، کم‌تحرک یا بی‌تحرک
تأثیر: کاهش اضطراب، آماده‌سازی برای خواب یا آرامش
مثال‌ها: شن‌درمانی، تنفس با بادکنک، ماساژ کودک، قصه‌گویی آرام

بازی های آرام ساز برای کودکان، قصه گویی


جدول «انواع بازی از نظر ساختار حرکتی»

🧠 نوع بازی حرکتی

🔍 ویژگی‌ها

💡 تأثیر حرکتی / روانی

🧩 مثال‌ها

بازی‌های حرکتی درشت

درگیری عضلات بزرگ بدن (دست، پا، تنه)

تقویت تعادل و هماهنگی، تخلیه انرژی

دویدن، طناب‌زدن، توپ‌بازی

بازی‌های حرکتی ظریف

استفاده از عضلات کوچک (انگشتان، مچ)

بهبود تمرکز، آماده‌سازی برای نوشتن

ساخت پازل، کار با قیچی، نخ‌کردن مهره

بازی‌های ساکن (نشسته)

بدون تحرک زیاد، تمرکز ذهنی و دستی

افزایش دامنه توجه، تقویت مهارت فکری

شطرنج، لگو، نقاشی، بازی‌های فکری

بازی‌های پرتحرک

حرکت سریع، تغییر مکرر موقعیت

تخلیه انرژی، افزایش شادی و فعالیت قلبی

قایم‌باشک، لی‌لی، وسطی

بازی‌های آرام‌ساز

حرکات آهسته و ریتم آرام

کاهش تنش و اضطراب، ایجاد آرامش

شن‌درمانی، ماساژ، نفس‌گیری با بادکنک

افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

افزودن دیدگاه جدید

The comment language code.

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
نویسنده (دسته بندی)
نوع محتوا
صفحات فرعی

انواع بازی از نظر هدف و محتوای آموزشی

Submitted by admin2 on

بازی‌ها نه تنها ابزاری برای سرگرمی کودکان‌اند، بلکه می‌توانند بستری غنی برای یادگیری و پرورش توانمندی‌های ذهنی، زبانی، اجتماعی و فرهنگی باشند. در ادامه، بازی‌ها را بر اساس هدف و محتوای آموزشی به چند دسته‌ی اصلی تقسیم می‌کنیم:


۱. بازی‌های زبان‌آموزی

هدف: تقویت مهارت‌های گفتاری، شنیداری، واژگان و درک مطلب.
مثال‌ها:

  • بازی «حدس کلمه» با فلش‌کارت

  • «قصه‌سازی گروهی» با تصاویر

  • «اسم‌فامیل» برای تمرین دسته‌بندی واژگان

مناسب برای: کودکان ۴ سال به بالا، قابل تطبیق برای زبان مادری یا دوم.

بازی‌ های زبان آموزی، تقویت مهارت گفتاری


۲. بازی‌های ریاضی‌محور

هدف: آشنایی با مفاهیم عدد، اندازه‌گیری، الگو، منطق و حل مسئله
مثال‌ها:

  • بازی «دوز» برای درک الگو

  • «چیدن مهره‌ها بر اساس اندازه یا رنگ»

  • بازی‌های تخته‌ای با تاس

مناسب برای: کودکان پیش‌دبستان تا دبستان

بازی های ریاضی محور، آشنایی با مفاهیم اعداد


۳. بازی‌های علوم پایه

هدف: تحریک کنجکاوی و آشنایی با دنیای طبیعت، فیزیک ساده، زیست‌شناسی اولیه
مثال‌ها:

  • بازی «بزرگ‌نمایی با ذره‌بین»

  • ساختن آتشفشان با جوش‌شیرین و سرکه

  • جمع‌آوری برگ‌ها برای دسته‌بندی

مناسب برای: ۵ سال به بالا، نیازمند نظارت بزرگسال

بازی های علوم پایه، آشنایی با طبیعت


۴. بازی‌های مفاهیم اجتماعی

هدف: آموزش مشارکت، نوبت گرفتن، مسئولیت‌پذیری، شناخت احساسات
مثال‌ها:

  • بازی نقش‌آفرینی مانند «خانواده» یا «مدرسه»

  • بازی «چرخش مسئولیت» در خانه یا کلاس

  • «قصه‌گویی مشارکتی» با محور اخلاقی

مناسب برای: از ۳ سال به بالا


۵. بازی‌های فرهنگی و بومی

هدف: آشنایی با میراث فرهنگی، زبان، آداب و رسوم محلی
مثال‌ها:

  • بازی‌های سنتی مانند «هفت‌سنگ»، «الک‌دولک»

  • اجرای نمایش‌های محلی با لباس بومی

  • پخش و اجرای ترانه‌های فولکلور

مناسب برای: کودکان ۵ سال به بالا، قابل اجرا در خانه، مهد یا مناسبت‌های فرهنگی

بازی های فرهنگی و بومی، آشنایی با میراث فرهنگی


جدول دسته‌بندی انواع بازی از نظر هدف و محتوای آموزشی

🔢 نوع بازی آموزشی

🎯 هدف آموزشی

🧩 مثال‌هایی از بازی‌ها

👶 سن مناسب

بازی‌های زبان‌آموزی

تقویت مهارت گفتاری، شنیداری، واژگان

- حدس کلمه با کارت
- قصه‌سازی گروهی
- اسم‌فامیل

۴ سال به بالا

بازی‌های ریاضی‌محور

آموزش عدد، الگو، منطق، اندازه‌گیری

- بازی دوز
- مرتب‌سازی رنگی/اندازه
- بازی با تاس

۳ تا ۸ سال

بازی‌های علوم پایه

کنجکاوی علمی، مشاهده، آزمایش

- ذره‌بین و مشاهده
- ساخت آتشفشان
- جمع‌آوری و دسته‌بندی برگ‌ها

۵ سال به بالا

بازی‌های مفاهیم اجتماعی

مشارکت، همدلی، مسئولیت‌پذیری

- نقش‌آفرینی (خانواده، مدرسه)
- بازی نوبتی
- قصه‌گویی گروهی

۳ سال به بالا

بازی‌های فرهنگی و بومی

شناخت فرهنگ، زبان و سنت‌ها

- هفت‌سنگ، الک‌دولک
- نمایش محلی
- ترانه‌های سنتی

۵ سال به بالا

افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

افزودن دیدگاه جدید

The comment language code.

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
نویسنده (دسته بندی)
نوع محتوا
صفحات فرعی

نگاهی به روایت‌های پسامدرن در کتاب‌های کودکان- بخش دوم: وارونگی

Submitted by editor74 on

پیش از شروع خواندن این مقاله، می‌توانید بخش نخست را مطالعه کنید: نگاهی به روایت‌های پسامدرن در فیلم‌ها و کتاب‌های کودک و نوجوان

پیش‌درآمد:

همان‌گونه که در بخش اول این مقاله آمد، ادبیات کودکان در چند دهه اخیر، راه‌های متفاوتی را پیموده است که خروجی آن آثاری متفاوت با نگاه‌های سنتی یا ژانرهای معمولی بوده است. یکی از این مسیرها شکل‌گیری روایت‌های پسامدرن در ادبیات کودکان است. خلق آثاری با نگاه در فضاهای خاکستری که در آن خوب و بد جایگاه ثابتی ندارند، سبب آشفتگی در قضاوت‌های ما شده است. ما که در این سرزمین هنوز درک درستی از ساختار و ژرف‌ساخت‌های ادبیات کودکان و نوجوانان در این دوره متلاطم نداریم طبیعی است که در خلق یا نقد این آثار به بیراهه برویم. در وضعیت فعلی هر تجربه‌ای در این زمینه می‌تواند با سد ناشر یا منتقدان با نگاه بسته روبه‌رو شود. اکثریت ناشران ایرانی در این حوزه هیچ نوع ریسکی را برنمی‌تابند. با اینکه می‌دانیم برای مثال انتشارکارهای سولوتارف در فرانسه که مهد اندیشه پسامدرن در فلسفه اروپایی است، در مسیری هموار پیش می‌رود در ایران نه تنها از ترجمه آثار او استقبال چندانی نمی‌شود که برخی از شناخته‌شده‌ترین کارهای او در ایران پشت سد ممیزی مانده. آن هم به دلیل این که این آثار سبب ترس کودکان می‌شود. سخن گفتن از این موضوع ساده نیست، و راهی برای اقناع کسانی که درک درستی از ادبیات پسامدرن کودک و نوجوان ندارد، وجود ندارد. بازار ادبیات کودکان ایران از انبوه کارهای بی‌کیفیت در حال خفگی است، اما آثاری که در طیف ادبیات پسامدرن هستند، در حال پرپر شدن. طبیعی است با این وضعیت تا اطلاع ثانوی رشد ادبیات کودکان در ایران متوقف بماند. هدف ما از طرح این بحث بیش از همه هشدار دادن به نسلی است که می‌خواهند راه نوشتن در ادبیات کودکان را شروع کنند یا شروع کرده‌اند. برای این که درگیر پوسته محافظه‌کارانه حاکم بر ادبیات کودکان ایران نشویم باید که درک درستی از روندهای رو به رشد ادبیات کودکان داشته باشیم. این راه تنها با مطالعه عمیق این جریان‌ها ممکن است و ما می‌کوشیم فانوسی برای روشنی در این راه برافروزیم.

جسارت آشنایی‌زدایی در بوستان سعدی

ادبیات کلاسیک ایران سرشار از نکته‌ها و درس‌هایی است که به ما نشان می‌دهد برای دیگرگونه دیدن باید دیگرگونه فکر کرد؛ از جمله در کارهای شاعر بزرگ، سعدی چنین نکته‌ها و درس‌هایی فراوان است. آثار سعدی منبع غنی از حکایت‌هایی است که می‌تواند در بازآفرینی ادبیات کودکان به کار رود.

یکی از اشعار شگفت سعدی در باب اول بوستان است، شعری بلند در تدبیر و تأخیر در سیاست، که در میانه آن، از دیدن ابلیس در خواب می‌گوید: «ندانم کجا دیده‌ام در کتاب- که ابلیس را دید شخصی به خواب» چهره ابلیس در آن خواب، چونان حور و بلند بالاست. چون خورشید از چهره‌اش نور می‌بارد و آن‌قدر زیباست که کسی را که خواب می‌بیند، شگفت‌زده کرده: «ای عجب، این تویی- فرشته نباشد بدین نیکویی» او از ابلیس می‌پرسد چرا تو که این‌قدر زیبایی، در جهان به زشتی شهره شده‌ای؟ «تو کاین روی داری به حسن قمر-چرا در جهانی به زشتی سمر؟» ابلیس از این سخن، زاری و گریه می‌کند و می‌گوید که آن چهره زشت و پلید از آن او نیست اما چه کند که «قلم در کف دشمن است» و کسانی که از او بیزارند، او را با چهره‌ای زشت نقاشی می‌کنند و از زشتی او داستان‌ها می‌گویند. غرض سعدی از آوردن این خواب، نصحیت به کسانی است که با سخن دیگری، به نزدیکان خود بدبین می‌شوند. در این شعر، پادشاهی با بدگویی وزیر کهن خود، به وزیر جوان بدگمان شده است: «گمان بردمت زیرک و هوشمند- ندانستمت خیره و ناپسند» وزیر تازه خود را بی‌گناه می‌داند: «مرا چون بود دامن از جرم پاک- نیاید ز خبث بداندیش پاک» و پادشاه به او می‌گوید که وزیر کهن بدگویی او را کرده و وزیر جوان می‌خندد و به تمسخر می‌گوید: «حسودی که بیند بجای خودم-کجا بر زبان آورد جز بدم/ مرا تا قیامت نگیرد بدوست/ چون بیند که در عز من ذل اوست» پس او با زیرکی و تدبیر، حکایت دیدن ابلیس را به خواب، برای پادشاه تعریف می‌کند. وزیر با وارونه کردن، معکوس کردن زشتی و ظاهر ابلیس که به پلیدی به جهان شهره است، می‌خواهد نشان دهد که وقتی ابلیسی که همه او را زشت‌رو می‌دانند، می‌تواند چنین زیبا باشد پس به هر آنچه می‌شنوی نباید به سادگی اعتماد کنی و به هر آنچه می‌بینی باید با دیده شک بنگری: «مرا همچنین نام نیک است لیک/ ز علت نگوید بداندیش نیک- وزیری که جاه من آبش بریخت/ به فرسنگ باید ز مکرش گریخت- ز صاحب غرض تا سخن نشنوی- که گر کار بندی پشیمان شوی»

پادشاه از سخنان و استدلال وزیر جوان شگفت‌زده می‌شود و او را می‌بخشد. ترفندی که وزیر با واورنگی زشتی ابلیس در این حکایت به کار می‌برد، چنان زشتی سخن وزیر کهن را پوچ و بی‌اعتبار می‌کند که سبب رهایی‌اش از خشم شاه و مرگ می‌شود.

آیا وارونگی می‌تواند از ترس و وحشت در داستان‌ها چهره دیگری بسازد؟

وارونگی ترس

«افسانه‌های پریان برتر از حقیقت‌اند؛ نه از ان جهت که به ما می‌گویند اژدها وجود دارد، بلکه از آن جهت که به ما می‌گویند اژدها نیز از پا درمی‌آید[1].»

وارونگی ترس گاهی راهی برای شناخت و پردازش ترس است. اما ترس چیست؟‌ ترس بخشی از مکانیزم دفاعی انسان است که از لحظه تولد با او ظهور و رشد می‌کند. انسان مانند هر موجود زنده‌ای از سوی بیرون تهدید به نابودی می‌شود. ترس واکنشی به این خطر است که ما از خود بروز می‌دهیم. گاهی ریشه ترس‌ها واقعی و گاهی بی‌اساس و خیالی است. برخی از افسانه‌ها برای مقابله با ترس آفریده شده‌اند. مانند افسانه «کدو قلقله‌زن»‌ که پیرزن، شخصیت اصلی این افسانه، اگر از حیوانات درنده سر راهش بترسد هیچ‌وقت نمی‌تواند به خانه برسد. بنابراین او برای رهایی و گریز از ترس درون پوسته‌ای می‌رود که در این افسانه کدویی بزرگ است. پوسته کدو به او کمک می‌دهد که مراحل تشدید شونده ترس را یکی یکی پشت سر بگذارد تا به سلامت به خانه برسد. در این‌گونه افسانه‎ها ترس وارونه نیست. بلکه پدیده‌ای مستقیم است که در چهره حیوانات درنده بازنمایی شده است.

یکی از شخصیت‌های ترسناک و پرتکرار افسانه‌ها و قصه‌های عامیانه، گرگ است. در بیش‌تر قصه‌ها، گرگ‌ها شکارچیانی درنده‌خو و خطرناک و گرسنه‌اند که تهدیدی برای انسان‌ها به ویژه کودکان‌اند. گرگ‌ها در این قصه‌ها نمادی از طبیعت وحشی و رام‌نشده و ناایمن هستند که نمی‌شود به آنها اعتماد کرد. از گرگ قصه «شنل قرمزی» گرفته تا گرگ قصه «سه بچه خوک» تا گرگ «چوپان دروغگو». در این داستان‌ها گرگ‌ها، احمق و یا اهلی نیستند. آن‌ها جانورانی حیله‌گرند که نقشه می‌کشند و دیگری، بیگانه، خطرناکی هستند که باید از محیط انسان‌ها دور نگه داشته شوند؛ چه در لباس گرگی خودشان و یا با ظاهر گرگ و با باطن انسان که نمادی از دیگری آزارگر و یا پلید هستند، آن‌ها شخصیت محبوب افسانه‌ها و قصه‎‌های عامیانه نیستند.

اما نویسندگانی مانند نیل گیمن، پیتر نیکل، امیلی گرویت و یا چنان که در بخش اول این مقاله آمد، سولوتارف و رولد دال، شخصیت گرگ‌ را وارونه کرده‌اند. گرگ این داستان‌ها، شکست می‌خورد، احمق و مضحک است و یا دانا و مهربان و آداب‌دان است. گرگ این داستان‌ها شباهتی با گرگ افسانه ندارد و می‌توان به آن‌ها خندید، به سخره‌شان گرفت و یا مجذوب دانایی و هوش‌شان و حتی آواز خوش‌شان شد. در این وارونگیِ شخصیت، گرگ باهوش، آداب‌دان و آوازه‌خوان خطری برای هیچ‌کس ندارد. گرگی که بتوان به او خندید را می‎توان شکست هم داد.

اگر گرگ‌ها از توی دیوار بیرون بیایند کار تمام است!

« هیولاها خودشان می‌ترسند. به همین دلیل هیولا هستند.[2]»

«گرگ‌های توی دیوار[3]» داستان گرگ‌هایی است که در دیوارهای خانه ساکن شده‌اند، گرگ‌هایی که در دیوارهای خانه‌ای بزرگ و قدیمی لانه کرده‌اند و همه اعضای خانواده می‌دانند آنجا هستند اما هیچ‌کدام جرئت به زبان آوردن نام‌شان و تصور بیرون آمدن‌شان از دیوارها را ندارند جز مدی، دختر کوچک خانواده که متوجه خش‌خش، ترق‌تروق، جنب‌وجوش، و حرکت دزدانه و خزیدن گرگ‌ها در دیوارها می‌شود و به همه از خطری می‌گوید که تهدیدشان می‌گویند. اما همه، مادر و پدر و برادر، به او می‌گویند که درباره‌اش چیزی نگوید چون اگر گرگی وجود داشته باشد و بخواهد از دیوارها بیرون بیاید: «دیگر کار تمام است.» لوسی که متوجه حرف‌های بقیه نمی‌شود می‌پرسد: «چه کاری تمام است؟» و مادر می‌گوید: «کار. همه می‌دانند.» لوسی می‌پرسد که چه کسی این را گفته و این‌بار پدر پاسخ می‌دهد که: «مردم. همه.»

حتی برادر لوسی هم باور دارد که این را همه می‌دانند که اگر گرگ‌ها از توی دیوار بیرون بیایند کار تمام است! اما هیچ‌کس نمی‌داند چه کاری تمام است فقط همه چیزی را باور دارند که باقی مردم هم به آن باور دارند. پس پدر، مادر و برادر نه گرگ‌ها را می‌شناسند و نه می‌دانند چه‌قدر ترسناک هستند و یا چه کاری می‌توانند بکنند فقط می‌دانند اگر گرگ‌ها بیرون بیایند باید از خانه بروند. و نیمه‌های یک شب، گرگ‌ها از دیوار بیرون می‌آیند و همه از خانه فرار می‌کنند و دیگر نمی‌خواهند به آنجا برگردند چون می‌دانند: «گرگ‌ها دارند در خانه آنها تلویزیون تماشا می‌کنند و از انباری آشپزخانه غذا می‌خورند و با شادی و پایکوبی گرگانه بالا و پایین می‌روند.» گرگ‌های داستان نیل گیمن، شباهتی با گرگ افسانه دارد؟ این گرگ‌ها نه کسی را شکار می‌کنند و نه به اعضای خانواده آسیبی می‌رسانند. گرگ‌های این داستان شبیه مهاجمانی هستند که خانه آنها را تصرف کرده‌اند که از مرزهای خودشان، دیوارها، عبور کرده‌اند و صاحب قلمرو و سرزمین دیگری شده‌اند. گرگ‌ها برخلاف افسانه‌ها از بیرون، جنگل، به درون، خانه، حمله نکرده‌اند. از خود خانه بیرون آمده‌اند. اما زندگی خانواده را مختل کرده‌اند. یعنی ترس به جای تهدید از بیرون، از درون خانه بیرون آمده. این همان وارونگی در این داستان است، همان شوخی‌ای که گیمن با گرگ‌ها و ما می‌کند تا به ما نشان دهد که گاهی ترس‌ها درونی هستند و می‌توانند پوچ و مسخره باشند. اگر با آن‌ها روبه‌رو شویم و نزدیک آنها را بشناسیم شاید بتوانیم به آنها بخندیم و ببینیم چه‌قدر این ترس‌های ناشناخته، آشنا و شکست‌پذیر هستند!

در سایت کتابک بخوانید: شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب گرگ‌های توی دیوار

پدر و مادر و پسر نمی‌خواهند دیگر به خانه برگردند: «پدر لوسی گفت: باید برویم در مدار قطب شمال زندگی کنیم... برادرش گفت: به‌ نظرم باید برویم در فضا زندگی کنیم... مادرش گفت: باید برویم در صحرای آفریقا زندگی کنیم... برویم در جزیره‌ای متروک زندگی کنیم، می‌توانیم در کلبه‌ای پوشالی با دیوارهای پوشالی در جزیره‌ای وسط دریا زندگی کنیم... می‌توانیم در یک بالن زندگی کنیم.... می‌توانیم در خانه‌ای درختی، بالای درختی بلند زندگی کنیم...» هر کدام پیشنهادی می‌دهند و جایی را برای زندگی انتخاب می‌کنند فقط لوسی است که باور دارد: «یا می‌توانیم برگردیم و دوباره در خانه‌ی خودمان زندگی کنیم.» لوسی نمی‌خواهد از خانه‌شان برود. او می‌خواهد با گرگ‌ها روبه‌رو شود چون عروسکش را توی خانه جا گذاشته و عروسکش با گرگ‌ها تنها مانده.

پس لوسی به خانه بازمی‌گردد و به آرامی توی دیوارها می‌خزد: «از داخل به درون خانه رفت و به درون دیوار اتاق خوابش.» در آنجا چه می‌بیند؟ گرگی بزرگ و چاق که جوراب‌های او را پوشیده و خرناس می‌کشد. لوسی به آرامی از پشت تابلوی اتاق بیرون می‌آید و عروسکش را برمی‌دارد. او با عروسکش پیش پدر و مادر و برادرش برمی‌گردد. یک شب دیگر می‌آید و بیرون از خانه هوا سرد است. لوسی پیشنهاد می‌دهد به خانه بازگردند، به درون دیوارهای خانه بروند که هوا گرم است! وقتی به درون دیوارها می‌روند چه می‌بینند؟ گرگ‌هایی که ذرت بوداده و نان و مربا می‌خورند، از روی نرده‌ها سر می‌خورند، لباس‌های مهمانی اعضای خانواده را پوشیده‌اند و مهمانی گرفته‌اند و آواز می‌خوانند و پایکوبی می‌کنند. پس گرگ‌های درنده‌خو و وحشی و قاتل کجا هستند؟ این گرگ‌ها خنده‌دار هستند یا ترسناک؟ تمامی رفتار آنها که شبیه انسان‌هاست! آن‌ها حتی بازی ویدیویی انجا می‌دهند و موسیقی می‌نوازند. آن‌ها بیش‌تر از این‌که گرگ باشند، مهمان‌هایی ناخوانده و کثیف و شلخته هستند! آیا نمی‌توان آن‌ها را شکست داد؟ برای شکست‌شان باید چه کار کرد؟ «دیگر وقتش رسیده تکلیف آن گرگ‌ها را روشن کنیم.»

و آدم‌ها از توی دیوار بیرون می‌آیند: «بزرگترین گرگ داد زد: وقتی آدم‌ها از توی دیوار بیرون بیایند دیگر کار تمام است.» و گرگ‌ها می‌روند و همه چیز در خانه مانند گذشته می‌شود. اما آیا ترس‌ها و تهدیدها تمام شده‌اند؟: «لوسی چیز بامزه‌ای شنید. در خانه صدای خش‌خش می‌شنید.. صدایی که دقیقا شبیه صدای فیلی بود که می‌خواهد جلوی عطسه‌اش را بگیرد.» اما این‌بار لوسی نمی‌ترسد و نگران نمی‌شود. چون می‌داند اگر فیل‌ها از دیوارها بیرون بیایند آن‌ها باید چه کار کنند. در حقیقت گیمن به ما می گوید ترس می‌تواند شکل‌های گوناگونی داشته باشد اما می‌توان با آن روبه‌رو شد: «برای کودکان تصویری از دنیایی مهربان و بی‌خطر نمی‌سازی. به آن‌ها می‌گویی که هیولاهایی وجود دارند، چیزهای ترسناکی هست، اما این ترس‌ها را می‌توان شکست داد.[4]»


خرید کتاب «گرگ‌های توی دیوار»


تصویرهای کتاب هم در کنار داستان شگفت آن، شبیه یک فیلم سینمایی عمل می‌کنند. کلاژی از واقعیت و خیال. ترکیبی از عکس و نقاشی با فیلم‌های تودرتو و رنگ‌های تند و درهمی که آشفتگی را نشان می‌دهند. این کتاب یک اثر پسا‌مدرن است که دنبال پاسخ و یا طرح پرسش نیست. او برای نقد ترس و تهدید از ابزار غافل‌گیری و طنز و تمسخر استفاده می‌کند. چرا که: «هدف پسا‌مدرن یک تجربه واحد و کامل نیست، بلکه می‌کوشد به سوی وضعیتی دایره المعارف‌گونه حرکت کند، یعنی به هزاران نقطه دسترسی داشته باشد یا بی‌نهایت واکنش تفسیری.[5]»

نیکوکاری گرگ راهی برای وارونگی ترس

«اگر شر ترسناک نباشد، پیروزی بر شر هیچ فایده‌ای ندارد.[6]»

«گرگ نیکوکار[7]» قصه‌ای است که پدربزرگی برای نوه‌اش می‌گوید، قصه‌ای که نوه‌ای می‌گوید پدربزرگش برایش تعریف کرده. پس ما قصه را از راویی می‌شنویم که کسی برای او گفته. این کتاب، قصه‌ای در قصه است و ما از ابتدا می‌دانیم که داریم قصه‌ای را می‌شنویم قصه‌ای که می‌خواهد رویِ دیگر قصه‌های پیشین باشد و قصدش را از روایت به ما می‌گوید. این روایتگری پست‌مدرن است.

چرا پدربزرگ راوی این قصه شده؟ چون باور دارد آن‌چه درباره جانوران و خصیصه‌های‌شان می‌گویند ساده‌لوحانه و نادرست است: «به جانوران نسبت‌های گوناگونی می‌دهند. برای نمونه می‌گویند گرگ شرور است، خرگوش ترسو است، روباه زیرک است و جغد باهوش... این باورهای ساده‌لوحانه‌ی مردم است و به همان اندازه درست که بگوییم همه‌ی اسکاتلندی‌ها خسیس‌اند، همه اسپانیایی‌ها مغرورند یا همه دختران لهستانی زیبا هستند.» و پدربزرگ یک داستان تعریف می‌کند که همه چیز در آن متفاوت است: «آن‌گاه او داستانی برای‌مان تعریف می‌کرد که همه چیز در آن به صورت دیگری بود. روباه، خیلی زیرک نبود و جغد هم خیلی باهوش نبود. گرگ، نیکوکار بود و هنر درمان‌گری داشت. که البته چنین چیزی در میان گرگ‌ها خیلی به ندرت دیده می‌شود. پدربزرگ اسم آن را داستان گرگ نیکوکار کذاشته بود.» همه چیز وارونه است، گرگ نیکوکار، روباهی که زیرک نیست و جغدی که باهوش نیست. نقش‌ها جابه‌جا شده‌اند. خصیصه‌ها دیگرگون شده‌اند. روباه جانور شکارچی و خون‌ریز جنگل می‌شود، جغد فریب می‌دهد و گرگ قانون‌گذار و نظم‌دهنده به جنگل است.

گرگ در جنگلی زندگی می‌کند که از پدرانش آموخته وظیفه‌ی هر گرگی مراقبت از نظم جنگل است. داستان به ما می‌گوید او جانوران را نمی‌خورد فقط آن‌ها را می‌ترساند تا از بیشه بیرون نیایند: «اگر خرگوشی شب‌ها می‌خواست به علف‌زار برود دندان‌های سفیدش را به او نشان می‌داد و چنان غرغر خطرناکی می‌کرد که خرگوش کوچولو از ترس فرار کند و در بیشه پنهان شود.» داستان می‌گوید تمام رفتارهای ترسناک گرگ، نه برای آزار جانوران که برای مراقبت از آنهاست. چون برخلاف قصه‌های دیگر این گرگ نیست که دشمن جانوران است بلکه روباه و جغد دشمن جانوران هستند. تا همین‌جا می‌بینید که چگونه همه چیز وارونه شده است. راوی این قصه در قصه، باور دارد که ویژگی‌هایی که به جانوران نسبت می‌دهند ساده‌لوحانه است و گرگ نه تنها شکارچی نیست که درمان‌گر است و برخلاف افسانه‌ها، ترس از گرگ در جنگل سبب نظم و محافظت از جانوران می‌شود. اما تا زمانی که گرگ هست، جغد جایگاهی ندارد. پس یک شب جغد به گرگ چیزی می‌گوید و گرگی که در جایگاه قانون‌گذاری برای جنگل است بیرون می‌راند و خودش جای او را می‌گیرد. جغد ترس دیگری را به جنگل می‌آورد. او نمی‌خواهد کسی از او بترسد پس از کس دیگری کمک می‌گیرد، یک روباه: «آیا وضع شما گرگ‌ها عجیب نیست؟ همه جانوران از شما می‌ترسند. ولی در واقع می‌بایست شما را مانند ما جغدها به دلیل فهم و هوش‌تان دوست داشته باشند. این دندان قروچه رفتن‌ها به چه درد می‌خورد؟ بهتر است بروی و دنیا را بگردی و یک کار درست و حسابی یاد بگیری.» دندان قروچه‌های گرگ به چه کاری می‌آمد؟ جانوران را از خطر دور می‌کرد. پس گرگ شبیه گرگ‌هایی که می‌شناسیم رفتار نمی‌کند. جانوران از او می‌ترسند اما با ترس از خطرات جنگل دور می‌شوند.

گرگ جنگل را ترک می‌کند: «گل توتک می‌چید، سبزی خشک می‌کرد.» و به پرواز پرندگان نگاه می‌کند. جانوران دیگر که این رفتار گرگ را می‌بینند: «پچ پچ کنان می‌گفتند: گرگه خل شده است البته نه با صدای بلند!» چون از گرگ می‌ترسند.

در کتابک بخوانید: معرفی کتاب گرگ نیکوکار

اکنون که گرگ رفته است چه رخ می‌دهد؟ دوره جغد آغاز می‌شود. او جانوران را فرامی‌خواند: «و از آغاز دوره‌ای زرین خبر داد. او گفت: دیگر کسی نخواهد ترسید. دوره‌ی حکومت وحشت به پایان رسیده است و همه آزادند هر کاری دل‌شان می‌خواهد بکنند.» و این جمله عجیب و کلیدی داستان: «روباه این حرف را تایید کرد و با حرص مرغی را به دندان گرفت.»

«همه آزادند هر کاری دل‌شان می‌خواهد بکنند..» چه کسانی آزادند؟ مرغ و خرگوشی که دیگر کسی نیست تا آن‌ها را خطرها حفظ کند. جغد چرا جانوران را آزاد می‌کند؟ یا بهتر است بگوییم چرا آن‌ها را به دوره‌ای زرین فرامی‌خواند و ترس را از آن‌ها دور می‌کند؟ آیا دوره‌ی حکومت وحشت به پایان رسیده است؟ جمله‌ی جغد به پایان نرسیده که روباه مرغی را می‌خورد.

«به یک معنا حق با جغد بود. دوره‌ای خوش برای برخی‌ها شروع شده بود. قوی‌ترها به یک‌باره خود را نیرومندتر احساس کردند گستاخ‌ها پرروتر شدند و عربده‌کشان فریادهای‌شان گوش‌خراش‌تر شد... هیچ‌کس متوجه نشد که ترسوها ترسوتر و بی سروصداها کم و بیش لال شدند...» این‌ها به چشم کسی نمی‌آید.

زمستان می‌رسد. سرمای سخت، جانوران را بیمار و گرسنه می‌کند. جغد که به تعبیر کتاب این وضع نکبت‌بار را می‌بیند می‌گوید: «تکانی به خود بدهید. از قدیم گفته‌اند حرکت و جنبش گرم‌تان می‌کند و برای‌تان خوب است!» روباه از خرگوش می‌خواهد تکان بخورد و او را دنبال و شکار می‌کند.

اما دوره حکومت جغد به پایان رسیده چون گرگ به جنگل بازمی گردد و کاغذ کوچکی روی درخت می‌چسباند: «امروز مطب آقای دکتر گرگ گشوده می‌شود.»

چه کسی از برگشت گرگ نگران است؟ «جغد فریاد کشید: جان‌تان را نجات دهید! بدبختی از آسمان رسید!

روباه به موش کوچولو گفت: بیا فرار کنیم! و او را به دندان کشید.

جغد فریاد زد: گرگی که درمان می‌کند، گرگی است در پوست میش!

روباه گفت: درست است! و با زبان خود تلنگری به موش زد و او را بلعید.

جغد ناله کنان گفت: اول نگاه کن، بعد اعتماد کن! هر کسی که ذره‌ای عقل در سر دارد از گرگ پرهیز می‌کند! نسخه‌پیچی‌های او را می‌شناسیم! گردن‌ات را گاز می‌گیرد و آن‌گاه تو زود خوب می‌شوی.

روباه لب‌خندی به جغد زد و با اشتیاق به کبک نگاهی انداخت.»

در کتابک بخوانید: داستان کودک از نگاه سولوتارف، بخش نخست

سرما سخت‌تر می‌شود و حتی روباه هم دیگر چیزی برای خوردن پیدا نمی‌کند. هرچه‌قدر هم که همه چیز برای جغد خوب پیش برود و بتواند بر همه سلطه داشته باشد اما او هم مقهور طبیعت می‌شود. همه بیمار می‌شوند اما کسی به مطب گرگ نمی‌رود. گرگ با خودش فکر می‌کند: «جانوران هنوز هم از او می‌ترسند. جغد باعث ترس بیش‌تر آن‌ها شده بود.» گرگ که صبرش تمام شده، وسایلش را جمع می‌کند تا از جنگل برود اما در میان برف‌ها، موجود مچاله‌شده‌ فلک‌زده‌ای را می‌بیند، یک خرگوش و او را به لانه‌اش می‌برد. او خرگوش را مداوا می‌کند و خرگوش هم پنجه‌ او را می‌بوسد و تشکر می‌کند. خرگوش برای جانوران دیگر، داستان نجات‌اش را تعریف می‌کند و جغد که می‌بیند روزبه‌روز قدرت‌اش در جنگل کم می‌شود چه می‌کند؟ او باید ترس از گرگ را در ذهن جانوران نگه دارد تا بتواند دوباره بر جنگل حکومت کند: «تو فقط طعمه‌ای برای به دام انداختن دیگرانی. گرگ تو را درمان کرد تا دیگران را بخورد. من دندان‌های مرگ‌بار او را می‌شناسم. جغد مکثی کرد و منتظر ماند تا روباه حرف‌اش را تایید کند.» اما روباه بیمار است و او هم به گرگ نیاز دارد: «در کم‌تر حکایتی پیش می‌آید که خرگوش روباه را پیش دکتر ببرد، ولی این‌جا اتفاق افتاد.»

گرگ برای روباه، فقط خوردن میوه و گیاه تجویز می‌کند. پس روباه هم دیگر نمی‌تواند گوشت بخورد و حکومت جغد به پایان رسیده است: «از آن روز به بعد همه جانوران جنگل به دانایی و دانش گرگ باور پیدا کردند.»

در کتابک بخوانید: شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب، بررسی کتاب «گرگ نیکوکار»

و جغد تنها کسی است که به گرگ بی‌اعتماد می‌ماند و به جانورانی که هنوز به او گوش می‌دهند می‌گوید: «گرگ همیشه گرگ می‌ماند!» اما کتاب اینجا تمام نمی‌شود. پدربرزگ می‌گوید که روباه هرازگاهی به حالت قبلی‌اش برمی‌گردد و گوشت می‌خورد اما پدربزرگ این را آهسته می‌گوید چون نمی‌خواهد پایان خوب داستان را خراب کند!

وارونگی ترس در این داستان اگرچه عاملی سرگرم کننده است، اما خود برآیند تفکری است که می خواهد کلیشه های ذهنی درباره ترس از موجودات ترسناک را برهم بزند یا جابه جا کند.


خرید کتاب گرگ نیکوکار


گرگ گیاه‌خوار

«ترس چیز فوق‌العاده‌ای است، البته در دوزهای کوچک. شما سوار بر قطار ارواح به سوی تاریکی می‌روید، اما می‌دانید درها سرانجام باز می‌شوند و دوباره به روشنایی روز قدم خواهید گذاشت.[8]»

«گرگ‌ها[9]» داستان خرگوشی است که به کتابخانه‌ای می‌رود و کتابی انتخاب می‌کند درباره گرگ‌ها! تا همین‌جا وارونگی را می‌توانید ببینید. همزمان هم خرگوش و کتاب توی دست او را می‌بینیم هم در زمینه تصویر، صفحه‌های کتابی را که خرگوش می‌خواند. کتابی در کتابی دیگر است! در کتاب خرگوش، اطلاعاتی درباره زندگی، محل‌ها و وضعیت سکونت گرگ‌ها نوشته شده. خرگوش غرق خواندن کتاب است و متوجه نمی‌شود که از پشت کتاب در زمینه تصویر، گرگی او را می‌پاید! کم کم خرگوش کتاب‌خوان بدون این‌که متوجه باشد از پاها و دم گرگ بالا می‌رود، گرگی که بسیار بزرگ است و با چاقو و چنگال منتظر خوردن اوست!


خرید کتاب گرگ‌ها


در کنار این هیجان تصویری در متن کتاب دانستنی‌های علمی درباره گرگ می‌خوانیم از تعداد دندان و قدرت آرواره گرفته تا پوست پر از مو و کک گرگ: «گرگ‌ها بیشتر از گوشت تغذیه می کنند. آن‌ها حیوانات بزرگی مانند گاومیش و گوزن شاخ‌دار شکار می کنند. البته از پستانداران کوچک تر هم خوش‌شان می‌آید...» و یکی از این پستانداران خرگوش کتاب‌خوانی است که روی دماغ گرگ نشسته با چهره‌ای ترسان و متعجب!

پایان کتاب چه می‌شود؟ :«در این جا نویسنده اعلام می‌کند بالا رفتیم ماست بود پایین اومدیم دوغ بود قصه ما دروغ بود. تا مدتی که این کتاب نوشته شد هیچ خرگوشی خورده نشده. برای همین نویسنده برای خواننده‌های دل نازک پایان دیگری نوشته است. خوش‌بختانه گرگ گیاه‌خوار از آب درآمد.» و کتاب می‌گوید خرگوش و گرگ با هم دوست شدند و ساندویچ مربا خوردند!

وارونگی ترس و نمادهای شناخته‌شده ترسناک روایتی است که در بسیاری از کتاب‌های کودک دیده می‌شود و هرروزه هم بر شمار آن‌ها افزوده می‌شود. هر کتابی نیز ویژگی‌های خود را دارد. شیوه روایت، نوع کلاژ تصویرها، تا حضور نویسنده در کتاب و پایان‌هایی متفاوت برای هر داستان. این وارونگی‌ها و تفاوت‌ها سبب می‌شود که ذهن کودکان امروز با پیچیدگی‌ها و سیالیت جهان مدرن و پسامدرن به خوبی آشنا شود و در این جا نیز ادبیات کودکان نقش خود را برای آماده‌سازی ذهنی و فکری کودکان برعهده دارد. کاری که در حوزه ادبیات کودکان ایران به طورکلی غایب است و هر روز بیش‌تر ما را از کاروان ادبیات کودکان در جهان جدا می‌کند: «وقتی منتقدان من را متهم می‌کنند که ایده‌های ترسناک به کودکان می‌دهم، پاسخ من این است که این ایده‌ها از قبل در ذهن آن‌ها وجود دارد. تو چیزی به آن‌ها نمی‌گویی که ندانند... اما اگر نشان دهی که این هیولاها همیشه پیروز نمی‌شوند، داری به آن‌ها چیزی متفاوت و ارزشمند یاد می‌دهی.[10]»



[1] . جی. کی. پترسون. کتاب کورالین. نیل گی‌من. ترجمه آتوسا صالحی. نشر افق. 1401

[2] نیل گیمن. اقیانوس انتهای جاده. ترجمه فرزاد فربد. نشر پریان.

[3] . نیل گیمن. گرگ‌های توی دیوار. ترجمه فرزاد فربد. نشرپریان

[4] https://samthielman.com/2014/05/07/qa-with-neil-gaiman/

[5] گلن وارد، پست مدرنیسم. ترجمه قادر فخر رنجبری ابوذر کرمی. نشر ماهی

[6] https://www.themarginalian.org/2014/03/20/neil-gaiman-ghost-stories/

[7] . گرگ نیکوکار. پیتر نیکل. ترجمه آرش برومند. توبا صابری. انتشارات تاک

[8] . https://www.themarginalian.org/2014/03/20/neil-gaiman-ghost-stories/

[9] . گرگ. امیلی گرویت. ترجمه رضی هیرمندی. انتشارات علمی و فرهنگی

[10] . https://samthielman.com/2014/05/07/qa-with-neil-gaiman/

افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

افزودن دیدگاه جدید

The comment language code.

Plain text

  • No HTML tags allowed.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
نویسنده (دسته بندی)
نوع محتوا
مقاله
جایگاه
اسلایدشو
مقالات صفحه اصلی
Subscribe to