قصهگویی کتاب داستانکهای نخودی
شما هم نوزاد بودین پستانک داشتین ؟
بیاین به داستان "نخودی و پستانک" گوش دهیم ببینیم چه اتفاقی می افتد؟
نویسنده: محمدهادى محمدى
تصویرگر: کیوان اکبری
ناشر: کتابهای کودک و نوجوان تاک
در این برگه، آخرین نوشتههای منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجرهای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفتهاند. این نوشتهها شامل تازهترین مطالب در حوزهی ادبیات کودک، معرفی کتابهای جدید، مقالههای تخصصی دربارهی ترویج خواندن، تجربههای موفق کتابخوانی، گفتوگو با نویسندگان و کتابداران، گزارشهای رویدادها، و ایدههایی نو برای خانوادهها و مربیان است.
شما میتوانید از این بخش بهعنوان درگاه ورود به تازهترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامهها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جستوجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.
قصهگویی کتاب داستانکهای نخودی
شما هم نوزاد بودین پستانک داشتین ؟
بیاین به داستان "نخودی و پستانک" گوش دهیم ببینیم چه اتفاقی می افتد؟
نویسنده: محمدهادى محمدى
تصویرگر: کیوان اکبری
ناشر: کتابهای کودک و نوجوان تاک
از پرستاران و ماماها پشتیبانی کنید
هفت آوریل (نوزده فروردین) هر سال، «روز جهانی بهداشت» نامگذاری شده است. این ایده در سال 1948 (1327 ش.) در نخستین «مجمع بهداشتی» پیشنهاد داده شد و از هنگام اجرایی شدن آن در سال 1950، هدف «سازمان بهداشت جهانی»[1] از توجه مردم به این روز، آگاهی دادن دربارهی یک موضوع بهداشتی باهدف برجسته کردن دغدغه این سازمان در زمینهای ویژه بوده است.
ادوارد و سگ کوچولوش به نام لیستون، هر روز با هم بازی میکردن. ادوارد، لیستون رو خیلی دوست داشت و خیلی خوب از اون مراقبت میکرد. اون موهای لیستون رو شونه میزد، ظرف غذای اون رو پر میکرد و آب تمیز براش میگذاشت، و اون رو برای پیادهروی با خودش به پارک میبرد.
کتاب «در مدرسهی کرمها این چیزها را درس نمیدهند!» داستانی طنز از رابطهی یک کرم خاکی و یک پرنده است، که در واقعیت یکی طعمهی دیگری است. رابطهای که با مشکل آغاز میشود و به دوستی میرسد.
سازمان ملل متحد از آغاز سال ۱۳۹۸ باشگاه کتاب هدفهای توسعهی پایدار (SDG) را برای تشویق کودکان ۶ تا ۱۲ ساله به کتابخوانی درجهت ترویج هدفهای توسعهی پایدار راهاندازی کرد.
این باشگاه بر پایهی فهرستی از کتابهایی که به کودک ۶ تا ۱۲ ساله اهمیت هدفهای توسعهی پایدار را آموزش میدهند بنا شده است. این آموزشها در ارتباط با ۱۷ هدف توسعهی پایدار هستند که به چالشهای جهانی مانند فقر، نابرابری، تغییرات اقلیمی، صلح و عدالت میپردازند.
بخش نخست: ما دلیلِ دلیل هستیم!
ما آزاد هستیم؟ پاسخِ برخی به این پرسش، آری ست، برخی، نه و برخی برای یافتنِ پاسخ به آن فکر میکنند. برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید بتوانیم تعریفی از آزادی برای خودمان داشته باشیم، یک تعریف شخصی! لازم است آزادی را جدا از درک دیگران بفهمیم. کسانی که بهسرعت پاسخ نه و یا آری میدهند، درکشان از آزادی وابسته به درک دیگران است، تعریفی که گاهی جامعه از آزادی به ما میدهد، خانواده، دوستان و کسان دیگر. اگر به آزادیهای اجتماعی فکر کنیم، پاسخ ما میتواند متفاوت باشد از هنگامی که به آزادیهای فردی فکر میکنیم. گاهی در جامعه آزاد هستیم اما در خانواده نه یا برعکس.
برای مادرم ثریا قزل ایاغ
روی سطری از کتاب ایستادهای. چشم به راه پروانهای که دیشب به خوابت آمده بود. پروانهای که از برف آمده بود و خبر زمستان را آورده بود با خودش.
فروردینگان یکی از جشنهای ایرانی است. ایرانیان باستان این جشن را در روز نوزدهم فروردین برگزار میکردند.
سیندی خرسه روی تختی از گلها نشست. پروانهها و زنبورها دور و برش پرواز میکردن و مشغول جمعکردن گردهٔ گل بودن.
معماری ایرانی، گره خورده به فرهنگ ایرانی
وقتی قرار است برای نوجوانان از یک مبحث علمی گفته شود، هم میتوان آن را مانند کتاب درسی نوشت و هم میتوان با کمک زبانی نرم و تا حدی داستانگو، تصاویر گویا و مربوط به مبحث مورد نظر و ارائهی نکات جالبی که کمتر به آنها توجه میشود، آن مبحث را بیشتر برایشان خواندنی کرد. کتاب سرگذشت معماری شیوهی دوم را انتخاب کرده است تا خواندن و دانستن دربارهی معماری نه فقط برای نوجوانان که برای هر کسی که میخواهد شناختی کلی از این رشته داشته باشد، تجربهای به یاد ماندنی شود.
امی و رمی دویدن لای علفهای بلند. گربهی سیاهی داشت اونها رو دنبال میکرد. امی رو به دوستش فریاد زد: «بیا اینجا قایم بشیم!»
تک ستاره ثریای آسمان عشق،
در فقدانت بغض بدجوری گلوی قلمم را می فشارد...
لیزی کیسهٔ پلاستیکی پر از تکههای نون رو قاپید و از در جلویی آپارتمانش دوید بیرون. لباس گرمی پوشیده بود: کت زمستونی، دستکش، کلاه و چکمه. باد آرومی میوزید، اما شدتش اونقدر نبود که سرماش، هوا رو پر کنه. لیزی به طرف آبگیر پشت ساختمون خونهشون رفت. چون نیمههای زمستون بود، قسمتی از آب آبگیر یخ زده بود: در کنارهها یخ کلفت بود و روز به روز، یخزدگی به سمت وسط آبگیر پیش میرفت.
عادت کردهام به نرسیدن به آرزوهایم. به آرزوهای کوچک، به شادیهای کوچک.
روی تابلو نوشته بود: باغوحش. کالی روی درختی که درست کنار در ورودی باغوحش بود نشست. بعد، از روی تابلو پرواز کرد و جلوی فلامینگوها نشست روی زمین. بالش رو باز کرد و به رنگ آبی اون، و بعد به رنگ نارنجیصورتیرنگ پرهای فلامینگوها نگاه کرد. فلامینگوها قشنگ بودن، اما کالی رنگ آبی پرهای خودش رو بیشتر دوست داشت.
دسترسپذیر کردن کتاب تنها راه مقابله با کمخواندن
فیلم سخنرانی ثریا قزلایاغ در دومین همایش «با من بخوان» آبان ۱۳۹۷
از سال 2008، دوم آوریل (14 فروردین 1387)، «روز جهانی آگاهیسازی دربارهی اوتیسم» نامگذاری شده است. در این روز، کشورهای عضو «سازمان ملل متحد» تشویق میشوند که به افزایش آگاهی جهانی از اختلال اوتیسم بپردازند. سازمان ملل با فراخواندن کشورهای عضو و سازمانهای غیردولتی، سازمانها و انجمنهای اوتیسم سراسر جهان را گردهم میآورد تا به موضوعهایی مانند پژوهش، تشخیص، درمان و پذیرش افراد دچار این اختلال کمک کنند.
گرامیداشت زادروز «هانس کریستین اندرسن»
«هانس کریستین اندرسن» (Hans Christian Andersen)، نویسنده، شاعر و نمایشنامهنویس برجسته دانمارکی، دوم آوریل ۱۸۰۵ در شهر اُدِنس (Odense) دانمارک زاده شد. او آثار ادبی بسیاری آفریده است که از میان آنها قصههای کوتاه و جذابش بیشترین آوازه را در جهان دارند و به زبانهای گوناگون برگردان شدهاند.
ثریا قزلایاغ نازنین دیگر نیست
تا بگوید، تا بگوید یک جهان عشق به کتاب دارد
هر سال در دوم ماه آوریل، سالروز تولد هانس کریسیتن اندرسن، از سوی یکی از شاخههای ملی دفتر بینالمللی کتاب برای نسل جوان Ibby پیام و پوستری در بزرگداشت کتاب کودک منتشر میشود تا همه کشورها را به توجه بیشتر به نقش کتاب در زندگی کودکان فرابخواند. امسال هم کشور اسلوانی عهدهدار انتشار این پیام بوده است، پیامی با عنوان «گرسنهی واژهها» (A Hunger For Words) به قلم پیتر سِوِتینا از نویسندگان نامدار اسلوانی. این پیام به رسم هر سال از سوی شورای کتاب کودک با عنوان «بیتاب واژهها» ترجمه و در دسترس علاقمندان قرارداده شده است.
موقعی که فلیکر- کرم شبتاب- داشت نزدیک رودخونه پرواز میکرد، ماه کامل رو دید که در آسمون میدرخشه و نور اون در آب، میتابید و میلرزید. ماه، بسیار قشنگ و درخشان بود. در حالی که فلیکر از میان درختان بلند پرواز میکرد، سروصدای ترسناکی شنید. دور و برش رو نگاه کرد، اما نتونست چیزی ببینه. حتماً تنهٔ درختی بوده که در آب رودخونه شناوره.
خانم «بائِک هینا»[1] یکی از شناختهشدهترین تصویرگران هنرمند کتابهای تصویری در کُره جنوبی است. هینا تجربهی ساخت فیلمهای پویانمایی را دارد و این پیشزمینه در سَبک تصویرگری او نیز کارساز بوده است. تندیسهای مینیاتوری دستساز و محیطهایی که با سختی نورپردازی و عکسبرداری میشوند، از ویژگیهای سبک بیهمتای هینا هستند. تا کنون سیزده کتاب تصویری از هینا چاپ و منتشر شده است که در آسیا پُرآوازه هستند و شماری از آنها به زبانهای دیگر نیز ترجمه شدهاند. کتاب «نان ابری»[2] نوشته و تصویرگری بائِک هینا در سال 2011 به زبان انگلیسی ترجمه و چاپ شد.
روزگاری کرم صدپایی بود که سیتا پا داشت. اسمش سینتیا بود و خیلی بامزه بود. اما یک مشکلی داشت که دیگران هم در بارهٔ اون صحبت میکردن: وقتی میرفت پیادهروی، گالشهای قرمز میپوشید.
دونالد، ادوارد، و کارلا خرسهای بزرگ و قهوهای بودن. اونها توی چمنهای نرم و سبزرنگ نزدیک آبگیر نشسته بودن. ادوارد گفت: «من میخوام امروز بزرگترین ماهی رو بگیرم. آخه من بهترین ماهیگیر توی جنگلام!»
دونالد در جوابش گفت: «منم که میخوام بزرگترین ماهی رو بگیرم! ممکنه که تو ماهیگیر بزرگی باشی، اما من از تو بهترم!» اون یک کرم لاغر رو برداشت و به قلاب زد و بعد قلاب ماهیگیریش رو انداخت توی آب: «فقط بشین و نگاه کن! ماهی من از همه بزرگتره!»