برای مادرم ثریا قزل ایاغ
روی سطری از کتاب ایستادهای. چشم به راه پروانهای که دیشب به خوابت آمده بود. پروانهای که از برف آمده بود و خبر زمستان را آورده بود با خودش.
در این برگه، آخرین نوشتههای منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجرهای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفتهاند. این نوشتهها شامل تازهترین مطالب در حوزهی ادبیات کودک، معرفی کتابهای جدید، مقالههای تخصصی دربارهی ترویج خواندن، تجربههای موفق کتابخوانی، گفتوگو با نویسندگان و کتابداران، گزارشهای رویدادها، و ایدههایی نو برای خانوادهها و مربیان است.
شما میتوانید از این بخش بهعنوان درگاه ورود به تازهترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامهها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جستوجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.
برای مادرم ثریا قزل ایاغ
روی سطری از کتاب ایستادهای. چشم به راه پروانهای که دیشب به خوابت آمده بود. پروانهای که از برف آمده بود و خبر زمستان را آورده بود با خودش.
فروردینگان یکی از جشنهای ایرانی است. ایرانیان باستان این جشن را در روز نوزدهم فروردین برگزار میکردند.
سیندی خرسه روی تختی از گلها نشست. پروانهها و زنبورها دور و برش پرواز میکردن و مشغول جمعکردن گردهٔ گل بودن.
معماری ایرانی، گره خورده به فرهنگ ایرانی
وقتی قرار است برای نوجوانان از یک مبحث علمی گفته شود، هم میتوان آن را مانند کتاب درسی نوشت و هم میتوان با کمک زبانی نرم و تا حدی داستانگو، تصاویر گویا و مربوط به مبحث مورد نظر و ارائهی نکات جالبی که کمتر به آنها توجه میشود، آن مبحث را بیشتر برایشان خواندنی کرد. کتاب سرگذشت معماری شیوهی دوم را انتخاب کرده است تا خواندن و دانستن دربارهی معماری نه فقط برای نوجوانان که برای هر کسی که میخواهد شناختی کلی از این رشته داشته باشد، تجربهای به یاد ماندنی شود.
امی و رمی دویدن لای علفهای بلند. گربهی سیاهی داشت اونها رو دنبال میکرد. امی رو به دوستش فریاد زد: «بیا اینجا قایم بشیم!»
تک ستاره ثریای آسمان عشق،
در فقدانت بغض بدجوری گلوی قلمم را می فشارد...
لیزی کیسهٔ پلاستیکی پر از تکههای نون رو قاپید و از در جلویی آپارتمانش دوید بیرون. لباس گرمی پوشیده بود: کت زمستونی، دستکش، کلاه و چکمه. باد آرومی میوزید، اما شدتش اونقدر نبود که سرماش، هوا رو پر کنه. لیزی به طرف آبگیر پشت ساختمون خونهشون رفت. چون نیمههای زمستون بود، قسمتی از آب آبگیر یخ زده بود: در کنارهها یخ کلفت بود و روز به روز، یخزدگی به سمت وسط آبگیر پیش میرفت.
عادت کردهام به نرسیدن به آرزوهایم. به آرزوهای کوچک، به شادیهای کوچک.
روی تابلو نوشته بود: باغوحش. کالی روی درختی که درست کنار در ورودی باغوحش بود نشست. بعد، از روی تابلو پرواز کرد و جلوی فلامینگوها نشست روی زمین. بالش رو باز کرد و به رنگ آبی اون، و بعد به رنگ نارنجیصورتیرنگ پرهای فلامینگوها نگاه کرد. فلامینگوها قشنگ بودن، اما کالی رنگ آبی پرهای خودش رو بیشتر دوست داشت.
دسترسپذیر کردن کتاب تنها راه مقابله با کمخواندن
فیلم سخنرانی ثریا قزلایاغ در دومین همایش «با من بخوان» آبان ۱۳۹۷
از سال 2008، دوم آوریل (14 فروردین 1387)، «روز جهانی آگاهیسازی دربارهی اوتیسم» نامگذاری شده است. در این روز، کشورهای عضو «سازمان ملل متحد» تشویق میشوند که به افزایش آگاهی جهانی از اختلال اوتیسم بپردازند. سازمان ملل با فراخواندن کشورهای عضو و سازمانهای غیردولتی، سازمانها و انجمنهای اوتیسم سراسر جهان را گردهم میآورد تا به موضوعهایی مانند پژوهش، تشخیص، درمان و پذیرش افراد دچار این اختلال کمک کنند.
گرامیداشت زادروز «هانس کریستین اندرسن»
«هانس کریستین اندرسن» (Hans Christian Andersen)، نویسنده، شاعر و نمایشنامهنویس برجسته دانمارکی، دوم آوریل ۱۸۰۵ در شهر اُدِنس (Odense) دانمارک زاده شد. او آثار ادبی بسیاری آفریده است که از میان آنها قصههای کوتاه و جذابش بیشترین آوازه را در جهان دارند و به زبانهای گوناگون برگردان شدهاند.
ثریا قزلایاغ نازنین دیگر نیست
تا بگوید، تا بگوید یک جهان عشق به کتاب دارد
هر سال در دوم ماه آوریل، سالروز تولد هانس کریسیتن اندرسن، از سوی یکی از شاخههای ملی دفتر بینالمللی کتاب برای نسل جوان Ibby پیام و پوستری در بزرگداشت کتاب کودک منتشر میشود تا همه کشورها را به توجه بیشتر به نقش کتاب در زندگی کودکان فرابخواند. امسال هم کشور اسلوانی عهدهدار انتشار این پیام بوده است، پیامی با عنوان «گرسنهی واژهها» (A Hunger For Words) به قلم پیتر سِوِتینا از نویسندگان نامدار اسلوانی. این پیام به رسم هر سال از سوی شورای کتاب کودک با عنوان «بیتاب واژهها» ترجمه و در دسترس علاقمندان قرارداده شده است.
موقعی که فلیکر- کرم شبتاب- داشت نزدیک رودخونه پرواز میکرد، ماه کامل رو دید که در آسمون میدرخشه و نور اون در آب، میتابید و میلرزید. ماه، بسیار قشنگ و درخشان بود. در حالی که فلیکر از میان درختان بلند پرواز میکرد، سروصدای ترسناکی شنید. دور و برش رو نگاه کرد، اما نتونست چیزی ببینه. حتماً تنهٔ درختی بوده که در آب رودخونه شناوره.
خانم «بائِک هینا»[1] یکی از شناختهشدهترین تصویرگران هنرمند کتابهای تصویری در کُره جنوبی است. هینا تجربهی ساخت فیلمهای پویانمایی را دارد و این پیشزمینه در سَبک تصویرگری او نیز کارساز بوده است. تندیسهای مینیاتوری دستساز و محیطهایی که با سختی نورپردازی و عکسبرداری میشوند، از ویژگیهای سبک بیهمتای هینا هستند. تا کنون سیزده کتاب تصویری از هینا چاپ و منتشر شده است که در آسیا پُرآوازه هستند و شماری از آنها به زبانهای دیگر نیز ترجمه شدهاند. کتاب «نان ابری»[2] نوشته و تصویرگری بائِک هینا در سال 2011 به زبان انگلیسی ترجمه و چاپ شد.
روزگاری کرم صدپایی بود که سیتا پا داشت. اسمش سینتیا بود و خیلی بامزه بود. اما یک مشکلی داشت که دیگران هم در بارهٔ اون صحبت میکردن: وقتی میرفت پیادهروی، گالشهای قرمز میپوشید.
دونالد، ادوارد، و کارلا خرسهای بزرگ و قهوهای بودن. اونها توی چمنهای نرم و سبزرنگ نزدیک آبگیر نشسته بودن. ادوارد گفت: «من میخوام امروز بزرگترین ماهی رو بگیرم. آخه من بهترین ماهیگیر توی جنگلام!»
دونالد در جوابش گفت: «منم که میخوام بزرگترین ماهی رو بگیرم! ممکنه که تو ماهیگیر بزرگی باشی، اما من از تو بهترم!» اون یک کرم لاغر رو برداشت و به قلاب زد و بعد قلاب ماهیگیریش رو انداخت توی آب: «فقط بشین و نگاه کن! ماهی من از همه بزرگتره!»
«ها! ها! ها! این باغ گل همهاش مال منه!» ادی از خنده ریسه رفت: «من که این دور و بر زنبور دیگهای نمیبینم. حالا هر چقدر که دلم بخواد گردهٔ گل میخورم.» وزوزکنان به سراغ یک گل خشخاش قرمز روشن رفت و شروع کرد به جمعکردن گردهٔ گل.
دیزی پوسوم روی یک درخت چنار، که برگهایی به اندازهٔ توپ فوتبال و شاخههای کلفتتر از تنهٔ فیل داره، زندگی میکنه. دیزی خیلی تنبله؛ تموم روز از دمش آویزون میشه و میخوابه، یا به عقب و جلو تاب میخوره؛ اونقدر که گاهی سرش گیج میره. موهای تن دیزی قهوهایه، به رنگ آبهای یک رودخونهٔ گلآلود.
از اسفند ۱۳۹۸ با شدت یافتن بحران بیماری کرونا، مدارس و مهدکودکها در سراسرایران تعطیل شدند. به این ترتیب ارتباط آموزگار، کتابداران و ترویجگران «با من بخوان» نیز با کودکان قطع و برنامههای کتابخوانی در کلاسها و کتابخانهها متوقف شد.
مراسم اعلام برنده یا برندگان جایزه جهانی آسترید لیندگرن روز ۳۱ مارس ساعت ۱۲:۵۰ به وقت استکهلم، سهشنبه ۱۲ فروردین ماه ساعت ۱۶:۲۰ بعدازظهر به وقت تهران.
برای آگاهی از ساعت استکهلم در لحظه، به لینک زیر بروید
دیزی اونقدر صبر کرد و منتظر موند تا بالاخره خورشید غروب کنه. بعد، از شاخهٔ درخت چنار پایین اومد. دیزی در شب خیلی خوب میبینه؛ به همین خاطر خیلی دوست داشت وقتی که ستارهها توی آسمون میدرخشن، به این طرف و اون طرف بدوه و زیر تختهسنگها رو نگاه کنه تا حشرات رو پیدا کنه و بخوره.
قصهگویی «کرم کوچولوی گرسنه»
نویسنده: اریک کارل
قصهگو: لیلا نامداری
ساخت کرم: سارا نامداری