«خانم معلم نقاشی غزاله را برداشت، به بچه ها نشان داد و گفت:
- چه کسی تا حالا پرنده ای مثل این پرنده دیده است؟
هیچ کس ندیده بود. خانم معلم دوباره گفت:
- چه کسی خورشید این شکلی دیده است؟
باز هم هیچ کس ندیده بود. گفت:
- غزاله خانم، خورشید که این شکلی نیست.
خورشید ناراحت شد و اخم کرد.غزاله گفت:
- ولی قشنگ است.
خانم معلم گفت:
- نه، توی نقاشی هر چیز وقتی قشنگ است که مثل خودش باشد! نه خورشید تو مثل خورشید است، نه پرنده ات مثل پرنده ها است، نه ابرت مثل ابر است و نه خانه ات مثل خانه هاست!»