هفت هشت ساله بودم که اولین عیدی زندگیام را گرفتم، اما...دخترخالهام از دستش دررفت و یک دهشاهی به من عیدی داد.
سایت کتابک
در این برگه، آخرین نوشتههای منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجرهای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفتهاند. این نوشتهها شامل تازهترین مطالب در حوزهی ادبیات کودک، معرفی کتابهای جدید، مقالههای تخصصی دربارهی ترویج خواندن، تجربههای موفق کتابخوانی، گفتوگو با نویسندگان و کتابداران، گزارشهای رویدادها، و ایدههایی نو برای خانوادهها و مربیان است.
شما میتوانید از این بخش بهعنوان درگاه ورود به تازهترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامهها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جستوجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.
وقتی که قرار شد از پدربزرگ قصههای خوب بنویسم دلم به تپش افتاد و سر خورد توی حوض خانهاش ...
حوض آبی کوچکی که تنگ بزرگی برای ماهیهای قرمزش بود
در آخرین ماه از سال 1397، همزمان با برگزاری همایش «به یاد من»، بزرگداشت مهدی آذر یزدی، در تالار گنجینه سازمان اسناد و کتابخانه ملی، موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان آغاز به کار کمپین «یک آموزگار، یک کلاس، یک کتابخانه» را اعلام کرد.
کمپین «یک آموزگار، یک کلاس، یک کتابخانه» زیرمجموعهای از برنامه «با من بخوان» - برنامه ترویج کتابخوانی موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان- است که با همکاری گروه دوستداران «با من بخوان» اجرا میشود با این رویکرد که گروه بزرگتری از آموزگاران و کلاسهای درس از خدمات برنامه «با من بخوان» بهره مند شوند.
آیین رونمایی از ۱۸ عنوان کتاب تصویری انتشارات نردبان با موضوع محیط زیست در باغ کتاب تهران برگزار می شود.
در کتاب «ممکن و ناممکن» نویسنده سفر به سوریه و بازنویسی خاطرههایش را بهانهای قرار میدهد برای معرفی تاریخ چندهزار ساله خاورمیانه. کتاب «ممکن و ناممکن» نام دیگری نیز دارد: سوریه در خواب و بیداری.
جشن امضا و فروش مجموعه کتابهای «دنیای خیالانگیز من» به نویسندگی و تصویرگری نوجوانان دروازهغار در نهمین جشنواره غذا و بازارچه خیریه بوی عیدی برگزار میشود.
بخش دوم: خواندن معنا با ضربههای متن
اول بروید سراغ کلمات و جملات توصیفی یا اضافههای تشبیهی یا استعاری یا ابهام و ایهام و یا کنایه؛ یکی از روشهای خواندن معنا همین است، بروید سراغ جملاتی که سرراست نیستند. اما میخواهم در این بخش با چیز دیگری هم شما را آشنا کنم.
نوروز همیشه در ته نگاه کودکانه ما خانه داشت که با بهار سبز میشد قد میکشید مثل همان درخت انگور کنار اتاق ما که روزی تا ایوان آن تک اتاق منتهی به بام قد کشیده بود و حالا فقط در خاطرات من قد کشیده و جاریست.
گزارشی از همایش «به یاد من» در بزرگداشت «مهدی آذر یزدی»
تالار گنجینه سازمان اسناد و کتابخانه ملی، مکان گردهمآیی کسانی بود که در دومین آدینه واپسین ماه سال ۹۷، به دعوت موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان جمع شده بودند تا پیرمرد قصهگوی شوریدهاحوال یزدی را از تنهایی به درآورند. آنان دعوتی را پذیرا شده بودند که به نیابت از «مهدی آذر یزدی» صلا داده بود:
خط خطیهای گوری در کتاب «خط خطیهای من» به چه درد میخورد؟ هیچکس گوری را دوست ندارد و در مدرسه با او بازی نمیکند. گوری متفاوت است، در نقاشی کشیدن، ارتباط برقرار کردن، سر کلاس علوم و حتی نگاه کردن!
تجربه خواندن با کودکان کمشنوا در گفتوگو با دکتر گیتا مولّلی- بخش نخست
انتشارات موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان کتاب «زیر خط کودکی» را که پژوهشی درباره زندگی مهدی آذریزدی است به همراه فیلم مستندی درباره او منتشر کرد.
اين پسرها و ما دخترها
قرار بود با همهی بچههاى فاميل پول عيدىهایمان را روی هم بگذاریم و توپ وسبد بسكتبال بخریم.
بخش اول: تا کجا کلمه؟
حتما با کسانی روبهرو شدهاید که خیلی حرف میزنند و این حرف زدن بیوقفه، شما را کلافه میکند در ذهنتان یک سوال میچرخد. پس کی میخواهد ساکت شود؟ این اتفاق برای خودتان هم افتاده؟ جایی بودید، حرفی زدید و از گفتناش پشیمان شدید، یکدفعه از دهانتان بیرون پریده و این جمله را به خودتان گفتید: «چقدر حرف میزنی؟ چرا ساکت نمیشوی؟» کلمات با ما چه میکنند؟ برای چه به کارشان میبریم؟ برای سخن گفتن؟ برای ابراز احساسات؟ گاهی یک رفتار شما و یا حتی نگاهتان پرمعناتر از کلماتی است که میگویید. پس چرا کلمه و اگر یک نویسنده باشید با کلمه باید چه کنید؟
مانند اکثر معلمان، من دائماً به دنبال راههای جالبی هستم تا به دانشآموزان کمک کنم که خوانندگانی با اعتماد به نفس، توانا و منتقد باشند. حتی گاهی اوقات از روشهای قدیمی استفاده میکنم و دانشآموزانم را وادار میکنم تا قسمتی از کتاب را با صدای بلند بخوانند... اما با صدای بلند خواندن، همیشه برای دانشآموزان مهیج نیست.
کتاب «غریبه و دریا» در چابهار اتفاق میافتد. بندری در جنوب بلوچستان. درمحمد نوجوانی تینگی (نژادی سه رگه) است که همزمان با درس خواندنهایش روی لنجهای کالابر کار میکند.
روزهای آخر اسفند رنگ وبوی عید به خود میگرفت. محله «باغ صفا» با خانههای قوطی کبریتیاش در دو سوی کوچه با دبستان رشیدی و رختشویخانه عمومی آماده میشد برای پیشواز بهار.
نوروز در راه است! نوروز در راه است.
جشن سادهای در ستایش باروری زمین!
کتاب «شکارچی کوسه ی کر» داستان اسماعیل و خانوادهاش است که در روستای سلخ در جزیره قشم زندگی میکنند و شغل مردان خانواده صیادی است. کاری که گاهی خطر مرگ دارد.
لیلا نامداری اکنون مربی، آموزگار و ترویجگر کتاب کودک است. کار با کتاب و کودک را میشناسد. کتابک با هدف آشنایی با ترویجگرانی که بار اصلی گسترش ادبیات کودکان را در نهاد خانواده و آموزشگاه برعهده دارند، با ایشان گفتوگویی انجام داده است.
خلاصه داستان:
پسری از تنهایی و تاریکی میترسد. او همیشه نگران است که گرگ سراغش بیاید. مادرش همیشه به او میگوید که گرگ به شهر و آپارتمان نمیآید و در جنگل است. اما این حرف پسر را راضی نمیکند. روزی مادر به او سیبزمینی سرخ کرده میدهد و از پسر میخواهد اگر گرگ به او هم سیبزمینی بدهد. پسر به اتاقش میرود و مشغول خوردن سیبزمینی میشود که صدایی از کمد لباس میآید که میگوید گرسنهاش است. گرگ بین لباسهاست و از پسر میخواهد که از او نترسد و فقط بهش سیبزمینی بدهد. پسر و گرگ با هم سیبزمینیخورند، بازی میکنند، نقاشی میکشند و گرگ برای پسر قصه میگوید و پسر در آرامش به خواب میرود.
در زمستان 1397 فاز نخست برنامهی «با من بخوان» در مهدکودکهای مناطق حاشیهای و کمبرخوردار استان مازندران آغاز شد.
امسال با پیشنهاد و کوشش «کانون مهدهای کودک مازندران» و پس از پیگیریها و مذاکرات به عمل آمده، با موافقت معاونت اجتماعی بهزیستی کشور و مدیر کل بهزیستی مازندران، تفاهمنامهای میان اداره کل بهزیستی استان مازندران و موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان منعقد شد و 14 مهد با 32 مربی و حدود 500 کودک در مناطق کمبرخودار و در معرض آسیبِ بهشهر، ساری، نکا، جویبار و میاندرود تحت پوشش برنامهی «با من بخوان» قرار گرفتند.