سایت کتابک

در این برگه، آخرین نوشته‌های منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجره‌ای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفته‌اند. این نوشته‌ها شامل تازه‌ترین مطالب در حوزه‌ی ادبیات کودک، معرفی کتاب‌های جدید، مقاله‌های تخصصی درباره‌ی ترویج خواندن، تجربه‌های موفق کتابخوانی، گفت‌وگو با نویسندگان و کتابداران، گزارش‌های رویدادها، و ایده‌هایی نو برای خانواده‌ها و مربیان است.

شما می‌توانید از این بخش به‌عنوان درگاه ورود به تازه‌ترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامه‌ها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جست‌وجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.

شنبه, ۱۸ مهر

تحلیل ساده و داستانی

در «رودیِ کوچک» بخش اول از داستان بلند «پری یخ‌ها»، آندرسن ما را با کودکیِ رودی آشنا می‌کند. داستان حول محور چند بن‌مایه (تِم) ساده و کلیدی می‌چرخد:

شنبه, ۱۸ مهر

بیا سری به سوئیس بزنیم و در دل آن سرزمین کوهساران بگردیم؛ کتیبه‌های سنگی و شیب‌دارهای سرسبزی که درختان تنومند جنگل بر پیکرشان جامه‌ی سبز پوشانده‌اند. بیا تا پهنه‌های خیره‌کننده‌ی برف بر فراز قله‌ها بالا برویم و باز به میان مرغزارهای سرسبز پایین سرازیر شویم؛ جایی که رودها و جویبارها چنان با شتاب و خروش می‌تازند که گویی یک لحظه دیرتر رسیدن به دریا را برنمی‌تابند. خورشید در آن دره‌های عمیق همان‌قدر سوزان می‌تابد که بر توده‌های سنگین برف بر فراز کوه‌ها.

شنبه, ۱۸ مهر

«چطور زندگی می‌کنی؟» نوشته یوشینو گنزابورو، نویسنده ژاپنی، کتابی است درباره زندگی نوجوانی پانزده‌ساله و در لایه‌های عمیق‌تر خود به پرسش‌های بزرگی درباره انسان می‌پردازد. انسان چطور باید زندگی کند؟ نسبت او با دیگر انسان‌ها چیست؟ علم و دانش چه جایگاهی در زندگی دارند؟ فقر جطور شکل می‌گیرد؟ قدرت چه زمانی به زورگویی تبدیل می‌شود؟ آیا دانستنِ درست و اشتباه برای درست عمل کردن کافی است؟ و هنگامی که انسان از ترس یا ضعف مرتکب خطا می‌شود، جطور می‌تواند دوباره خود را پیدا کند؟

شنبه, ۱۸ مهر

این ماجرا مربوط به زمان‌های قدیم است، زمانی که حضرت عیسی و حواریون روی زمین راه می‌رفتند. گرگی پیش حضرت عیسی آمد و گفت: «ای پروردگار! من گرسنه‌ام!»

عیسی گفت: «برو یک مادیان (اسب ماده) را بخور.»

گرگ رفت پیش مادیان و گفت: «خداوند دستور داده تو را بخورم!»

مادیان گفت: «قبول، اما من برگه معافیت دارم که روی سمِ پای عقبم حک شده! بیا ببین.» گرگ نزدیک شد و مادیان چنان لگدی به دهان گرگ زد که گرگ سه متر پرت شد آن‌طرف‌تر!

گرگ شکایت پیش عیسی برد. عیسی گفت: «برو یک قوچ را بخور.»

شنبه, ۱۸ مهر

ژاپن، سرزمین شکوفه‌های گیلاس، فناوری‌های خیره‌کننده و نظم بی‌نظیر، کشوری است که تاریخ و جغرافیای آن با دو درد بزرگ گره خورده است: خشم غیرقابل پیش‌بینی طبیعت (زلزله‌ها و سونامی‌ها) و زخم‌های عمیق جنگ جهانی دوم. در چنین جامعه‌ای، شورای کتاب کودک ژاپن نشان می‌دهد که «شادی و خواندن» چگونه می‌تواند به یک سپر دفاعی در برابر ناامیدی، فراموشی و انزوا تبدیل شود. در پویش جهانی «شادی، کنشی برای مقاومت است»، ژاپن روایتی از یک مقاومت خاموش اما به‌شدت عمیق و التیام‌بخش را پیش روی ما می‌گذارد.

شنبه, ۱۸ مهر

ادبیات کودکان، درست همانند ادبیات بزرگسالان، قلمروی پویا، پربار و به‌شدت متنوع است [27]. این پهنه هرگز ساختاری یکدست و تکراری ندارد؛ بلکه سرشار از تفاوت‌ها و رنگارنگی‌های بی‌شمار است [27]. در یک نگاه نظام‌مند، می‌توان آثار ادبی کودکان را به دسته‌های متمایزی از جمله شعر، قصه‌های عامیانه، افسانه‌های پریان، فانتزی‌های خلاقانه، ترانه‌های تغزلی و داستان‌های واقع‌گرایانه تقسیم کرد [27]. هر یک از این قلمروها را در اصطلاح نقد ادبی، یک «گونه‌ی ادبی» (Genre) می‌نامند [27].

شنبه, ۱۸ مهر

پدری، صدای دختر سه‌ساله‌اش را برایم فرستاد. دختر، داستان تیشتر، اپوش و آناهیتا از مجموعه «ماجراهای میراثک» را شنیده بود و حالا اسم‌هایشان را می‌گفت و شعر داستان را از حفظ می‌خواند.

آن لحظه بیشتر از اینکه به بامزه بودن ماجرا فکر کنم، به این فکر کردم که شاید ما بزرگ‌ترها خیلی زود تصمیم می‌گیریم چه چیزهایی برای بچه‌ها سخت است.

چهارشنبه, ۱۵ مهر

یکی بود، یکی نبود. بزی بود که برای خودش و بچه‌هایش کلبه‌ای توی جنگل ساخته بود. بز روزها برای پیدا کردن غذا به دل جنگل می‌رفت. هر وقت که از خانه بیرون می‌رفت، بزغاله‌ها درِ کلبه را محکم می‌بستند و خودشون هم اصلاً بیرون نمی‌آمدند. وقتی بز برمی‌گشت، در می‌زد و زنگوله‌وار می‌خواند:

«بزغاله‌های من! بچه‌های شیرین من!

در رو باز کنین، قفل رو وا کنین!

من بزِ مادرم، رفتم توی جنگل،

علف نرم خوردم، آب سرد نوشیدم؛

شیر از پستانم جاریه، تا روی سم‌هام،

و از سم‌هام تا روی زمین خیس!»

چهارشنبه, ۱۵ مهر

اندونزی، بزرگ‌ترین مجمع‌الجزایر جهان با بیش از ۱۷ هزار جزیره، رنگین‌کمانی از فرهنگ‌ها، زبان‌ها و سنت‌هاست. اما همین پراکندگی جغرافیایی و چالش‌های اقتصادی، دسترسی برابر به منابع آموزشی را به یک رؤیای دوردست برای بسیاری از کودکان تبدیل کرده است. در پویش جهانی «شادی، کنشی برای مقاومت است»، شورای کتاب کودک اندونزی (INABBY) نشان می‌دهد که چگونه می‌توان با سلاح کلمات، از اقیانوس‌ها و کوهستان‌ها عبور کرد و نور امید را به تاریک‌ترین و دورافتاده‌ترین نقاط این کشور جزیره‌ای رساند.

دوشنبه, ۱۳ مهر

یکی بود، یکی نبود. دهقانی بود که یک اسبِ اَبلَق (خال‌خالی) داشت. یک روز دهقان اسب را به گاری بست و برای جمع کردن هیزم راهی جنگل شد. هنوز درست‌وحسابی وارد جنگل نشده بود که خرسِ بزرگی جلوی راهش را گرفت. خرس سلامی کرد و پرسید: «بگو ببینم دهقان! کی اسبت رو این‌قدر قشنگ و خال‌خالی کرده؟ عجب پوستِ خوش‌نقش‌ونگاری داره!»

دهقان گفت: «ای خرس‌جان! خودم این‌طوری رنگش کردم.»

— «واقعاً بلدی جانورها رو خال‌خالی کنی؟»

— «من؟ من استادِ تمامِ این کارم! اگه بخوام، طوری خال‌خالیت می‌کنم که از اسب منم خوشگل‌تر بشی!»

یکشنبه, ۱۲ مهر

کشف انگیزه‌ها و شکل دادن به تجربه‌ها

یکشنبه, ۱۲ مهر

یکی بود، یکی نبود. پیرمرد و پیرزنی بودند که یک قوچ و یک بز داشتند. اما چه بزی و چه قوچی! این دو تا ان‌قدر شیطون و بازیگوش بودند که نگو و نپرس. مدام از گله جدا می‌شدند، هر کدام به یک طرف می‌دویدند و صاحبشان باید تمام دشت و صحرا را زیر پا می‌گذاشت تا پیدا‌شان کند.

روزی پیرمرد به پیرزن گفت: «می‌گم زن! نظرت چیه این بز و قوچ رو سر ببریم؟ دیگه شورش رو درآوردن! آخرش یک‌جایی می‌رن که دستمون بهشون نرسه و حیف‌ومیل بشن.»

پیرزن گفت: «آره والله، بیا سرشون رو ببریم!»

شنبه, ۱۱ مهر

مقدمه: ادبیات چیست؟

بسیاری از مردم هر کلمه‌ی مکتوب، مقاله، جزوه، رساله یا کتاب چاپ‌شده را «ادبیات» می‌نامند [1]. اما آیا واقعاً می‌توان هر نوشته‌ای را ادبیات دانست؟ برای روشن شدن این موضوع، بیایید نگاهی دقیق‌تر به این مسئله بیندازیم [1].

شنبه, ۱۱ مهر

یکی بود، یکی نبود. در دیاری دور، دهقانی زندگی می‌کرد که یک بز و یک قوچ داشت. دهقان دیگر رمقی برای درو کردن علف نداشت؛ زمستان هم سر رسید و بز و قوچ دیگر چیزی برای خوردن نداشتند. آن‌ها بنا کردند به داد و فغان و معرکه گرفتن در حیاط. دهقان هم که کلافه شده بود، شلاقش را برداشت و افتاد به جانشان.

بز به قوچ گفت: «برادر! بیا پا به فرار بذاریم و بریم سمت جنگل. اون‌جا یه خرمن یونجه پیدا می‌کنیم و برای خودمون زندگی می‌سازیم.»

قوچ گفت: «باشه برادر، بریم! هر چی باشه از این اوضاع بدتر نمیشه.»

شنبه, ۱۱ مهر

هند، سرزمین تضادهای شگفت‌انگیز، هزاران زبان و فرهنگ‌های بی‌شمار، کشوری است که در آن دسترسی برابر به منابع آموزشی همواره یک چالش بزرگ بوده است. در این پهنه‌ی وسیع، ابتکار «پاراگ» (Parag) از سوی بنیاد تاتا (Tata Trusts) به عنوان برگزارکننده‌ی شورای کتاب کودک هند، مأموریت دارد تا شادیِ خواندن را به یک جنبش سراسری تبدیل کند. در ویدیوی «شادی، کنشی برای مقاومت است»، هند نشان می‌دهد که چگونه ادبیات کودک می‌تواند ابزاری قدرتمند برای مبارزه با طردشدگی، نابرابری و دیده‌نشدن باشد.

چهارشنبه, ۸ مهر

گواتمالا، سرزمین جنگل‌های انبوه، آتشفشان‌های سر به فلک کشیده و مهد تمدن مایا، کشوری است که در آن زیبایی طبیعت با چالش‌های عمیق اجتماعی و اقتصادی گره خورده است. در این سرزمین، کودکان بسیاری در جوامع بومی مایا با فقر، خشونت و محرومیت آموزشی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. اما در میان این تاریکی‌ها، نوری از امید می‌درخشد. شورای کتاب کودک گواتمالا که در ۱۹ ژوئیه ۲۰۱۹ با ایجاد مانیفست «KAWOK» متولد شد، نشان می‌دهد که چگونه می‌توان از قدرت کتاب‌ها برای محافظت از کودکی و تخیل استفاده کرد 3.

چهارشنبه, ۸ مهر

در مدرسه، بچه‌ها دارند برای جشن کریسمس آماده می‌شوند. هوگو و ژوزفین یک دقیقه هم وقت سر خاراندن ندارند! آهنگ‌های جدید باید یاد گرفته و تمرین شوند. هوگو یک درخت صنوبر زیبا را برید و با کمک ژوزفین آن را تا مدرسه کشاند. بعد هم طبق دستورالعمل‌های خانم ساند، باید آن را تزئین می‌کردند و شیرینی‌ها و کراکرهای کریسمس را از آن می‌آویختند.

زمان میان تمام این مقدمات مثل برق و باد می‌گذرد و سیزدهم دسامبر خیلی سریع نزدیک می‌شود.

دوشنبه, ۶ مهر

کتاب مرجع A Critical Handbook of Children's Literature (دست‌نامه نقد ادبیات کودک) یکی از برجسته‌ترین و ماندگارترین آثار دانشگاهی در حوزه تحلیل و ارزیابی داستان‌های کودک و نوجوان است. نویسنده این اثر ماندگار، ربکا جی. لوکنز (Rebecca J. Lukens)، استاد برجسته ادبیات انگلیسی در دانشگاه میامی (Miami University in Oxford, Ohio) است که به‌عنوان یکی از نظریه‌پردازان پیشگام در حوزه نقد دانشگاهی ادبیات کودک و نوجوان شناخته می‌شود.

دوشنبه, ۶ مهر

یکی بود، یکی نبود. در یک مزرعه، بز و قوچی با هم زندگی می‌کردند. روزگار را به خیر و خوشی و در صلح و صفا می‌گذراندند؛ یک مشت علف خشک را با هم نصف می‌کردند و اگر روزی هم از شانس بد، چنگک کشاورز به پهلوی یکی‌شان می‌خورد، همه‌اش زیر سر واسکا، همان گربه خانه بود! این واسکا ان‌قدر دزد و رند بود که هر ساعت دنبال شکار و کش‌رفتن چیزی می‌گشت؛ کافی بود ببیند چیزی یک‌جا افتاده، آن‌وقت تا کش نمی‌رفت دل‌درد می‌گرفت!

دوشنبه, ۶ مهر

در زمستان، هوا در سوئد برای مدتی طولانی تاریک است و خورشید خیلی دیر طلوع می‌کند. اما این موضوع مانع از آن نمی‌شود که هوگو کله‌سحر خودش را به خانه کشیش نرساند. او در آشپزخانه کنار مندی و ژوزفین صبحانه می‌خورد و بعد، هر دو با هم به مدرسه می‌روند. پدر ژوزفین این تصمیم را گرفت تا دخترش مجبور نباشد در تاریکی تنها راه برود؛ و البته به این دلیل که هوگو، که راهی طولانی را از میان جنگل می‌آمد، وقتی به خانه کشیش می‌رسید واقعاً گرسنه بود.

بعضی وقت‌ها عصرها هم همراه ژوزفین به خانه می‌آمد و قبل از برگشتن، یک فنجان شکلات داغِ دلچسب می‌نوشید.

یکشنبه, ۵ مهر

یکی بود، یکی نبود. پیرمرد و پیرزنی با هم زندگی می‌کردند. این زن و شوهر نه پسری داشتند و نه دختری؛ تنها همدم و یاورشان یک گربه نر خاکستری بود. این گربه برایشان آب و نان جور می‌کرد؛ سمور، سنجاب، کبک، تیهو و انواع و اقسام جانوران را شکار می‌کرد و برای آن‌ها می‌آورد.

روزگار گذشت و گربه خاکستری پیر و ازکارافتاده شد. روزی پیرزن به پیرمرد گفت: «پیرمرد! چرا این گربه رو نگه داشتیم؟ بی‌خود و بی‌جهت بالای تنور لم داده و فقط جا تنگ کرده!»

پیرمرد گفت: «خب باهاش چی‌کار کنیم؟»

شنبه, ۴ مهر

اتیوپی، سرزمین باستانی که مهد تمدن بشری و زادگاه انسان‌های اولیه است، با بیش از ۸۰ زبان زنده و فرهنگ‌های بی‌همتا، همواره سرزمینی از روایت‌های پرفراز و نشیب بوده است. در کشوری که بسیاری از کودکان با چالش‌های اقتصادی و جغرافیایی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، دسترسی به کتاب‌هایی که به زبان مادری خودشان نوشته شده باشند، یک رؤیای دوردست به نظر می‌رسید. اما امروز، شورای کتاب کودک اتیوپی در قالب پویش جهانی «شادی، کنشی برای مقاومت است»، نشان می‌دهد که چگونه می‌توان با سلاح کلمات و حفظ هویت زبانی، یک انقلاب فرهنگی آرام را در دل شاخ آفریقا برپا کرد.