سایت کتابک

در این برگه، آخرین نوشته‌های منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجره‌ای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفته‌اند. این نوشته‌ها شامل تازه‌ترین مطالب در حوزه‌ی ادبیات کودک، معرفی کتاب‌های جدید، مقاله‌های تخصصی درباره‌ی ترویج خواندن، تجربه‌های موفق کتابخوانی، گفت‌وگو با نویسندگان و کتابداران، گزارش‌های رویدادها، و ایده‌هایی نو برای خانواده‌ها و مربیان است.

شما می‌توانید از این بخش به‌عنوان درگاه ورود به تازه‌ترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامه‌ها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جست‌وجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.

یکشنبه, ۱۳ تیر

 فعالیت‌های کتابخانه‌های «با من بخوان» کرمانشاه به مناسبت روز جهانی مبارزه با کار کودکان 

12 ژوئن برابر با 22 خرداد روز جهانی مبارزه با کار کودکان نامیده شده است. سازمان بین‌المللی کار از سال ۲۰۰۲ یک روز در تقویم را به این مهم اختصاص داد تا توجه جهانیان را به میلیون‌ها کودکی جلب کند که در سراسر جهان وادار به کار می‌شوند، و به این سبب بهداشت، آموزش، رشد و سلامت جسمی و روحی‌شان در معرض تهدید قرار می‌گیرد و از تجربه‌ی کودکی‌ محروم می‌شوند.

یکشنبه, ۱۳ تیر

«سازمان انگشتان رویایی»[2]، برنده‌ی «جایزه‌ی آساهی ایبی» در سال ۲۰۱۸، 25 سال پیشینه‌ی تولید کتاب برای کودکان کم‌بینا را دارد و آن‌ها را به دورنمای چشمگیر جهان پیرامون‌شان فرا می‌خواند. در این مقاله، پایه‌گذار سازمان انگشتان رویایی، داستان الهام‌بخش، چالش‌برانگیز و موفقیت این پروژه‌ی مهم در فرانسه را با ما درمیان می‌گذارد.

یکشنبه, ۱۳ تیر

للالالای گل آوشن 

چراغ حجله‌ات روشن 

للالالای گل آوشن 

که شب تاریک و روز روشن 

که روشنایی برارودم 

که تاریکی بشه دشمن 

للالالای گل چایی

بابات رفته خونه‌ی دایی

للالالایی گل انگور 

بابات رفته یه جای دور 

للالالای گل شبو 

بابا رفته پیش عامو 

للالالای گل پنبه 

بابا رفته خونه‌ی عمه 

للالالای گل لاله 

بابا رفته خونه‌ی خاله 

للالالای گل گندم 

برات گهواره می‌بندم 

للالالای گل ترخون 

بابات رفته کبوتر خون

للالالای گل مرجون

یکشنبه, ۱۳ تیر

سوار اتوبوس «ازمیر» شدم...می‌خواستم به «بایرام اوغلو» برم...بایرام اوغلو شصت کیلومتر تا استانبول فاصله دارد... ده دقیقه از ساعت حرکت اتوبوس گذشته بود ولی حرکت نمی‌کرد. مسافرین شروع به غر و...غر...کردند...یکی از مسافرها گفت:

- دو نفر نیامدن منتظر اوناست...

یکی دیگه سر شو از پنجره اتوبوس بیرون برد و داد کشید: «شماره 15...21...آگه هستند تشریف بیارن بالا»

چهارشنبه, ۹ تیر

آی للالالای گل ترخون 

بابات رفته کبوتر خون 

للالالای گل مرجون 

بابات رفته به رفسنجون 

للالالای گل زیره 

بابات رفته زنی گیره 

کنیزی ورتو می‌گیره 

کنیز تو سیاه باشه 

ز سر تا پاش طلا باشه 

طلا مال بزرگونه 

که نقره در قلم‌دونه 

نویسنده‌اش به سیرجونه 

للالالای گل خشخاش 

بابات رفته خدا همراه‌اش

للالالای گل خیری 

چرا آروم نمی‌گیری

تو فرزند کدوم میری 

همون میرای سیرجونی 


خواننده لالایی: صغری خواجویی‌نژاد

چهارشنبه, ۹ تیر

برای دو هفته به یکی از کشورهای همسایه سفر کردم...در آنجا یک هفته کار داشتم. یک هفته هم میهمان سفیر کبیر که از دوستان دوران تحصیلی‌ام بود می‌شدم...

روز اولی که به آنجا رسیدم چون مصادف با افتتاح کنگره سازمان ملل بود نتوانستم سفیر را ملاقات کنم... ناچار شب را توی یکی از هتل‌ها گذراندم. فردای آن روز آقای سفیر کبیر و خانمش به هتل آمدن و مرا با خودشان بردند... از ظاهرشان فهمیدم زن و شوهر خوشبختی نیستند و بینشان کدورتی هست...

هر دو خیلی سعی می‌کردند خنده‌رو و مهربان باشند اما زحمتشان بیهوده بود...

سه شنبه, ۸ تیر

«کتاب مادربزرگ‌ها» کتابی شیرین از مجموعه کتاب «دنیای دوست داشتنی من» است که درباره شخصیت‌های گوناگون مادربزرگ‌هاست. این کتاب راه‌های گوناگون محبت کردن مادربزرگ به نوه را نیز نشان می‌دهد.

سه شنبه, ۸ تیر

«کتاب مادربزرگ‌ها» کتابی شیرین از مجموعه کتاب «دنیای دوست داشتنی من» است که درباره شخصیت‌های گوناگون مادربزرگ‌هاست. این کتاب راه‌های گوناگون محبت کردن مادربزرگ به نوه را نیز نشان می‌دهد.

سه شنبه, ۸ تیر

بعضی اشخاص مثل درهای دوطرفه میمونن دائماً روی پاشنه‌هاشون حرکت می‌کنند... وقتی هم کسی از میان در عبور نمیکنه تا مدتی درها خودبه‌خود باز و بسته میشن!!

«جناب آقا» هم از تیپ آدم‌های فرفره‌ای بود. صبح ساعت 9 صبح مهمان‌ها را در اسکله بدرقه کرد...

ساعت نه و چهل دقیقه به پیشواز هیئت تجارتی خارجی به فرودگاه رفت...

سه شنبه, ۸ تیر

للالالای بکن لالا 

که تا آفتاب میاد بالا 

به حق سوره‌ی طه 

بکن لالا بکن لالا 

به حق مریم و عیسی 

بکن لالا بکن لالا 

همون خورشید تابنده 

همون ماه درخشنده 

بکن لالا بکن لالا 

للالالای گل ارزن 

خدا داده به ما فرزند 

که فرزندم پسر باشه 

که پشتی ور پدر باشه 

للالالای گل آلو 

درخت سیب و زردآلو 

که زردآلو را آب برده 

دل بچه را خواب برده 

للالالا گلم هستی 

برایت می‌خرم اسبی 

ازون اسب‌هایی برو باشه 

ز هر اسبی جلو باشه 

للالالای گل لاله

دوشنبه, ۷ تیر

نوشته: چائو ون‌شوان

تصویرگر: راجر ملو

ناشر: طوطی

مترجم: سحر ترهنده

 

دوشنبه, ۷ تیر

در سال 1938 دولت تصمیم گرفت برنامه خانه‌سازی در سرتاسر کشور را شروع کند و برای تمام مردم مملکت اعم از کارمند و کارگر شاغل و بازنشسته حتی پیشه وران جزء، خانه‌های ارزان قیمت با اقساط طویل‌المدت بسازد و تحویل دهد تا خاطر عموم از این مشکل بزرگ راحت شود!

از هر وزارتخانه یک نفر نماینده معرفی شد تا به اتفاق متخصصین و مهندسین کمیسیون‌های لازم را تشکیل دهند و پس از بررسی و مطالعه کامل، برنامه کار را تهیه و جهت اجراء در اختیار دولت بگذارند...

اعضاء کمیسیون که بالغ به چهل نفر می‌شدند در سالن بزرگ اجتماع کردند و کمیسیون با نطق مهیج جناب وزیر مربوطه رسماً وارد کار شد...

دوشنبه, ۷ تیر

گویند روباهی خروسی را ربود. خروس در دهان روباه گفت: حال که از خوردن من چشم‌ نپوشیدی، نام نبی یا ولی را برزبان ران تا مگر به حرمت آن، سختی جان کندن بر من آسان آید و قصد خروس آن بود که روباه دهان به گفتن کلمه‌ای بگشاید و او بگریزد. روباه دندان‌ها را برهم فشرده، جرجیس را نام برد.

یکشنبه, ۶ تیر

کتاب «دو پرنده» داستان یک دوستی عمیق است. قرار است در این کتاب با دوست داشتن، دوست داشته شدن، همراهی کردن و هم‌دلی کردن آشنا شویم.

پرنده‌ای تنها روی درخت نشسته و پرنده‌ای دیگر به سراغ او می‌آید. پرنده دوم به پرنده اول کمک می‌کند که راه‌های شاد بودن و زندگی کردن را یاد بگیرد. او را همراهی می‌کند و در هر جا یاری‌رسان او می‌شود. بالاخره روزی فرا می‌رسد که پرنده دوم دیگر نیست. این‌جاست که پرنده اول تلاش می‌کند که زندگی آموخته شده‌اش را زندگی کند؛ و می‌داند که پرنده دوم با این‌که دیگر نیست، اما همیشه همراه اوست.

یکشنبه, ۶ تیر

کتاب «دو پرنده» داستان یک دوستی عمیق است. قرار است در این کتاب با دوست داشتن، دوست داشته شدن، همراهی کردن و هم‌دلی کردن آشنا شویم.

یکشنبه, ۶ تیر

«کتاب پدربزرگ‌ها» کتابی دل‌چسب از مجموعه کتاب «دنیای دوست داشتنی من» است. کتابی درباره تفاوت‌های رفتاری پدربزرگ‌ها که به نزدیکی بیشتر و احترام بیشتر به پدربزرگ‌ها و سالمندان کمک می‌کند.

یکشنبه, ۶ تیر

«کتاب پدربزرگ‌ها» کتابی دل‌چسب از مجموعه کتاب «دنیای دوست داشتنی من» است. کتابی درباره تفاوت‌های رفتاری پدربزرگ‌ها که به نزدیکی بیشتر و احترام بیشتر به پدربزرگ‌ها و سالمندان کمک می‌کند.

یکشنبه, ۶ تیر

مانگا چیست؟

مانگا، نوعی کمیک استریپ (داستان مصور) یا رمان گرافیکی است که در ژاپن منتشر می‌شود. اولین مانگاها در قرن بیستم در ژاپن طراحی و منتشر شدند. داستان مصور به شکل امروزی، در طی جنگ جهانی دوم، وارد ژاپن شد. پیش از آن، این نوع داستان‌ها فقط در ایالات متحده‌ی آمریکا تولید می‌شد. اما پس از ورود آن به ژاپن، گسترش چشم‌گیری پیدا کرد تا آن‌جا که ژاپنی‌ها در این زمینه، گوی سبقت را از آمریکایی‌ها ربودند. البته فرم روایی مانگا در ژاپن پیشینه‌ی تاریخی طولانی دارد. اما مانگاهای امروزی سابقه‌ای کمتر از 100 سال در این کشور دارند.

یکشنبه, ۶ تیر

تلفن دفترم زنگ زدم گوشی را برداشتم از اون طرف صدای شخصی که معلوم بود آدم مسنی است به گوشم رسید:

- خواهش می‌کنم حسن بیک صحبت کند.

شنبه, ۵ تیر

آموزش رایگان، در دسترس، قابل قبول و قابل انطباق برای کودکان در ایران متاثر از موانع ساختاری و رویکرد بازاری به آموزش سال‌هاست که بدل به یکی از مسائل اصلی حوزه کودکان شده است؛ این مسئله با همه‌گیری بیماری کووید-۱۹ ابعاد پیچیده‌تر و نگران‌کننده‌تری به خود گرفته است. به خطر افتادن حق آموزش کودکان از مهم‌ترین پیامدهای همه‌گیری کروناست؛ بحرانی بی‌سابقه که حدود ۵ میلیون دانش‌آموز را در آستانۀ ترک تحصیل قرار داده است.

شنبه, ۵ تیر

زندگی در سال 1400 نیز با محدودیت‌‌های ناشی از همه‌گیری ادامه پیدا کرد. محدودیت‌هایی که زندگی کودکان آسیپ‌پذیر و محروم را بیش از دیگران دستخوش تغییر کرده است. بسیاری از تحصیل باز مانده‌اند و بسیاری هم تنها به آموزش بی‌کیفیت دسترسی دارند. از این رو خواندن و تجربه‌ی لذت ادبیات در زندگی‌ این کودکان جایی ندارد. در چنین شرایطی ضرورت ترویج‌ کتابخوانی و به‌کارگیری شیوه‌های آموزش خلاق از راه ادبیات روشن‌تر می‌شود. گشایش 6 کتابخانه در 5 استان تهران، سیستان و بلوچستان، کرمانشاه، لرستان و هرمزگان در بهار 1400 بخشی از تلاش‌های برنامه‌ی «با من بخوان» برای ماندن در کنار کودکان این سرزمین و پشتیبانی از حق دسترسی آنان به آموزش و کتاب‌های باکیفیت است.

چهارشنبه, ۲ تیر

پزشک بیمارستان در حالی‌که با انگشتش یکی از مریضان روحی را نشان می‌داد گفت:

- خواهش می‌کنم یک خورده بیشتر دقت کنین منظورم همون مریضیه که زیر آن درخت استراحت می‌کنه.

چهارشنبه, ۲ تیر

یکی از مردمان شهر در قریه‌ای فرود آمد. بامداد صاحب‌خانه پرسید که: آیا شما حمام دارید؟؟ مرد نزد زن رفته بدو گفت: مهمان از ما حمام خواهد، آیا تو دانی حمام چه‌باشد؟ زن نیز در فکر فرو رفته معنی کلمه ندانست و گفت: به مهمان بگوی حمام داشتیم ولی امروز صبح بچه‌ها خوردند.

سه شنبه, ۱ تیر

 

جیغ در گلو گیر کرده است

«یک روز عصر قدم‌زنان در راهی می‌رفتم؛ در یک سوی مسیرم شهر قرار داشت و در زیر پایم آبدره. خسته بودم و بیمار. ایستادم و به آن سوی آبدره نگاه کردم؛ خورشید غروب می‌کرد. ابرها به رنگ سرخ، هم‌چون خون، درآمده بودند. احساس کردم جیغی از دل این طبیعت گذشت؛ به نظرم آمد از این جیغ آبستن شده‌ام. و این تصویر را کشیدم.» و این لحظه تولد تابلوی «جیغ» از مونک نقاش برجسته است.  تصویری از انسانی که سرش را میان دستان‌اش گرفته و در زمینه‌ای مواج در رنگ‌هایی سرخ و نارنجی و سیاه، انگار که در میانه‌ی آتش ایستاده است. انسانی که آبستن یک جیغ است و تمامی پیکره‌اش درد می‌کشد. دردی که نمی‌تواند آن را بیرون بریزد. مونک فریاد شدید و بی‌انتهایی را که از طبیعت شنیده نقاشی کرده است. این جیغ صدایی ندارد، نه چون نقاشی است، بی‌صداست چون استخوانی است که در گلو مانده و به بیرون پرتاب نمی‌شود. دردی است که انسان آبستن اوست اما توان جدا شدن و رهایی از آن را ندارد: «چیزی که نمی‌تواند به بیرون راه یابد زنجیرهای‌اش را پاره کند.[1]»