سایت کتابک

در این برگه، آخرین نوشته‌های منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجره‌ای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفته‌اند. این نوشته‌ها شامل تازه‌ترین مطالب در حوزه‌ی ادبیات کودک، معرفی کتاب‌های جدید، مقاله‌های تخصصی درباره‌ی ترویج خواندن، تجربه‌های موفق کتابخوانی، گفت‌وگو با نویسندگان و کتابداران، گزارش‌های رویدادها، و ایده‌هایی نو برای خانواده‌ها و مربیان است.

شما می‌توانید از این بخش به‌عنوان درگاه ورود به تازه‌ترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامه‌ها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جست‌وجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.

دوشنبه, ۲۸ تیر

گروه کودک و نوجوان کتابخانههای ایفلا (فدراسیون بین‌المللی انجمن‌ها و مؤسسات کتابداری) رهنمودهای خدمات کتابخانهای برای کودکان را که در سال ۲۰۰۳ منتشر شده بود، با هدف کارآمدی بیشتر در ارائهی خدمات بازبینی کرده است. استانداردهای ایفلا به صورت بینالمللی بررسی، منتشر و بهروزرسانی میشوند. این رهنمودها  قواعد، راهنماها و بهترین شیوههای برنامهریزی و اجرای یک فعالیت یا خدمت را بازتاب میدهند و تا امروز دربارهی آنها توافق جمعی وجود دارد.

دوشنبه, ۲۸ تیر

زیبا زیبا زیبایی

ای ایران

میهن خوب مایی

ای ایران

هم کوه و جنگل داری

هم صحرا

هم باغ و بوستان داری

هم دریا

من یک دنیا خاکت را

دارم دوست

من این خاک پاکت را

دارم دوست

هرجای تو قشنگ است

سرتا سر

تو مهربان با مایی

چون مادر

زیبا زیبا زیبایی

ای ایران

میهن خوب مایی

دوشنبه, ۲۸ تیر

کتاب «رامونا همیشه راموناست» جلد هفتم از مجموعه کتاب «رامونا» ست. داستان این جلد داستان بزرگ شدن راموناست. رامونای شیطان که نمی‌شد دقیقه‌ای او را به حال خود گذاشت؛ الان تنها در خانه می‌ماند تا مادر و پدر و خواهرش «بئاتریس» به خانه برگردند. او در این مدت سعی می‌کند دختر خوبی باشد تا از رفتن به خانه مادربزرگ «هوی» نجات پیدا کند و در این‌کار به نظر می‌رسد کاملاً موفق است.

دوشنبه, ۲۸ تیر

کتاب «رامونا همیشه راموناست» جلد هفتم از مجموعه کتاب «رامونا» ست. داستان این جلد داستان بزرگ شدن راموناست. رامونای شیطان که نمی‌شد دقیقه‌ای او را به حال خود گذاشت؛ الان تنها در خانه می‌ماند تا مادر و پدر و خواهرش «بئاتریس» به خانه برگردند. او در این مدت سعی می‌کند دختر خوبی باشد تا از رفتن به خانه مادربزرگ «هوی» نجات پیدا کند و در این‌کار به نظر می‌رسد کاملاً موفق است.

یکشنبه, ۲۷ تیر

احسان بیک یکی از بهترین مأمورین اداره آگاهی است و تابه‌حال سرقت‌های بزرگی را کشف کرده و سارقین زبردستی را دستگیر نموده. به همین جهت همیشه دست و بالش بند است و در مدت 14 سال خدمت پلیسی موفق نشده یک هفته مرخصی بگیرد و تمدد اعصابی بکند!!.

ماه پیش، از پس دوندگی‌های زیاد و اصرار و خواهش بسیار موفق شد چهار روز مرخصی بگیرد.

یکشنبه, ۲۷ تیر

وقتی که هستم در تماشای درختان

دانم که من هرگز نخواهم دید شعری

دلکش‌­تر از این شعر زیبای درختان

ببینم درختان را که فرزندان خاک‌­اند

بر سینه‌ی مادر دهان‌­شان فشرده

آن­‌ها همه پروردۀ پستان خاک­اند

ببینم درختان را که سبز و سرفرازند

چشمان­‌شان بالا، به درگاه خدا باز

با دست‌­های سبز در حال نماز­ند

ببینم درختان را که مرغان خوش آواز

سازند روی شاخه‌­هایشان آشیانه

شوری برانگیزند با آواز و پرواز

چهارشنبه, ۲۳ تیر

«وینی پو» (Winnie-the-Pooh) نام پویانمایی معروفی است که بر اساس داستانی با همین نام، نوشته‌ی آلن الکساندر میلن، ساخته شده است. کتاب «وینی پو» اولین بار در اکتبر سال 1926 در انگلیس منتشر شد و پس از آن میلن «وینی پو» را با دو کتاب دیگر به نام‌های «حالا ما 6نفریم» و «خانه‌ی مخفی پو» ادامه داد. تصویرگر این سه کتاب‌ «ای. اچ. شپرد» بود. به دلیل منحصربه فرد بودن تصویرگری این داستان‌ها، از کارهای او به عنوان شاهکارهای تصویرگری کتاب کودکان یاد می‌شود.

چهارشنبه, ۲۳ تیر

کتاب «دس دسی باباش می‌یاد» کتابی است پر از بازی و رنگ و شور. بازی‌های کودکانهٔ قدیمی و بازی‌های فراموش شده. کتاب، بازی‌های آهنگین کودکان قدیم را برای نسلی دیگر بازخوانی و یادآوری می‌کند.

چهارشنبه, ۲۳ تیر

کتاب «دس دسی باباش می‌یاد» کتابی است پر از بازی و رنگ و شور. بازی‌های کودکانهٔ قدیمی و بازی‌های فراموش شده. کتاب، بازی‌های آهنگین کودکان قدیم را برای نسلی دیگر بازخوانی و یادآوری می‌کند.

چهارشنبه, ۲۳ تیر

«روباه کوچک» در مرز رویا و واقعیت در کنجکاوی خود در طبیعت ما را با خود همراه می‌کند. خاطره‌هایش را به یاد می‌آورد، مظاهر مختلف طبیعت مانند بوها، باد را تجربه می‌کند و وقتی گرفتار می‌شود دوستی او را نجات می‌دهد.

سه شنبه, ۲۲ تیر

هفتمین نشست مجازی کتابداران «با من بخوان»، چهارشنبه 16 تیر 1400 برگزار شد. موضوع نشست این ماه جذب نوجوانان و فعال کردن هر چه‌ بیش‌تر آنان در کتابخانه بود. کارشناسان، کتابداران و ترویجگران کتاب در این نشست درباره‌ی روش ارتباط‌گیری بهتر کتابخانه‌ها با نوجوانان در کتابخانه‌های «با من بخوان» گفت‌وگو و تبادل نظر کردند. کارشناس مهمان این نشست شیدا اکبری بود. گزارش این نشست دو ساعته را در ادامه بخوانید.

سه شنبه, ۲۲ تیر

کتاب «مرگ بالای درخت سیب» کتابی است در ستایش مرگ. از آن‌جایی که همه ما انسان‌ها در تمامی دوران‌ها به دنبال زندگی جاودانه هستیم، شنیدن این داستان دوباره آرزوی دیرینه‌مان را به ما یادآور می‌شود. آرزوی زیستن برای همیشه و زندگی بدون مرگ.

سه شنبه, ۲۲ تیر

کتاب «مرگ بالای درخت سیب» کتابی است در ستایش مرگ. از آن‌جایی که همه ما انسان‌ها در تمامی دوران‌ها به دنبال زندگی جاودانه هستیم، شنیدن این داستان دوباره آرزوی دیرینه‌مان را به ما یادآور می‌شود. آرزوی زیستن برای همیشه و زندگی بدون مرگ.

سه شنبه, ۲۲ تیر

سن احمد آقا به سی سال رسیده بود ولی هنوز همسر دلخواهش را پیدا نکرده و مجرد زندگی می‌کرد. البته پیدا نکردن همسر دلخواه بهانه بود. دلیل اصلی اینکه احمد آقا نتوانسته بود زن بگیرد نداشتن کار حسابی و درآمد کافی بود. یک آدم بیکار و تنها که هشتش گرو «نه» است وقتی زن هم بگیرد و بچه‌دار هم بشود خدا می‌داند عاقبتش به کجاها می‌کشد! به همین جهت است که می‌گویند: «مجردی پادشاهی است».

دوشنبه, ۲۱ تیر

حرف‌های مردی که روبرویم نشسته بود، نشان می‌داد دیوانه است و یا لااقل به مرض روحی گرفتار می‌باشد... چیزهای عجیب و غریبی می‌گفت و اصرار داشت من تمام گفته‌های او را باور کنم. دلم نمی‌آمد توی ذوقش بزنم و با هر زحمتی بود خودم را کنترل می‌کردم. او یک ریز و پشت سرهم حرف می‌زد:

- خواهش می‌کنم تا وقتی حرف‌های من تمام نشده شما صحبت نکنید. چی میشه این خواهش مرا بپذیرید؟!

دوشنبه, ۲۱ تیر

گفت چونی گفت مُردم گفت شکر/ شد ازین رنجور پر آزار و نکر

اولین نمایشی که در آن بازی کردم، حکایت «به عیادت رفتن کر بر همسایه رنجور»، از مثنوی بود. 9 ساله بودم و ناشنوای حکایت را که مولانا نگفته بود زن بوده، پیرزنی کردند تا من که دختر و به سن تکلیف رسیده بودم، روسری و چادر بر سر بگذارم و نقش‌اش را باز کنم. هر واژه‌ای که از دهان‌ام بیرون می‌آمد، بچه‌های تماشاچی را به خنده می‌انداخت. آن نمایش آن‌قدر خوب از کار درآمد که چند بار دیگر هم در همان مدرسه و مدرسه دیگری آن نقش را بازی کردم. همه کودکان آن سال‌ها که پای این نمایش نشستند، به ناشنوایی خندیدند که نمی‌دانست بیمار رنجوری که بر بالین او رفته چه می‌گوید. ناشنوایی که لب‌خوانی نمی‌دانست و با شکر و مبارک باد بر حال بد بیمار رنجور، او را خشمگین کرده بود: «چون عیادت بهر دل‌آرامیست/ این عیادت نیست دشمن کامیست» من بازی‌اش کردم و کودکان به ناشنوا می‌خندیدند. آموزگاران آن سال‌ها برای‌مان نگفتند قصد مولانا از سرودن و گفتن این حکایت چه بود و مفهوم درستِ تربیت یا تربیتِ درست چیست.

دوشنبه, ۲۱ تیر

کتاب «مادرجون! چرا اسمم یادت رفته؟!» مثل یک کتاب شعر است، شعرهایی بی‌قافیه. شعرهایی که «پرل» برای ما می‌گوید و ما را با این‌کار شریک دردهای زندگی‌اش می‌کند. کتاب «مادرجون! چرا اسمم یادت رفته؟!» کتابی است درباره عشق، دوست داشتن و خانواده. کتابی است درباره «پرل»، دختری تنها.

دوشنبه, ۲۱ تیر

کتاب «مادرجون! چرا اسمم یادت رفته؟!» مثل یک کتاب شعر است، شعرهایی بی‌قافیه. شعرهایی که «پرل» برای ما می‌گوید و ما را با این‌کار شریک دردهای زندگی‌اش می‌کند. کتاب «مادرجون! چرا اسمم یادت رفته؟!» کتابی است درباره عشق، دوست داشتن و خانواده. کتابی است درباره «پرل»، دختری تنها.

یکشنبه, ۲۰ تیر

کتاب «با آیدا تا همیشه» داستانی است درخصوص دوست داشتن و از دست دادن. «با آیدا تا همیشه» داستانی است پر از احساس که قرار است به خواننده کمک کند تا با احساس غم و درد نبود دیگری کنار آید. این کتاب داستان دو خرس قطبی واقعی است که در باغ وحش نیویورک زندگی می‌کردند و «کران لیویس» این داستان را به کتابی زیبا برای کودکان تبدیل کرده است.

یکشنبه, ۲۰ تیر

کتاب «با آیدا تا همیشه» داستانی است درخصوص دوست داشتن و از دست دادن. «با آیدا تا همیشه» داستانی است پر از احساس که قرار است به خواننده کمک کند تا با احساس غم و درد نبود دیگری کنار آید. این کتاب داستان دو خرس قطبی واقعی است که در باغ وحش نیویورک زندگی می‌کردند و «کران لیویس» این داستان را به کتابی زیبا برای کودکان تبدیل کرده است.

یکشنبه, ۲۰ تیر

بدون مقدمه گفت:

- شما که یک نویسنده هستید حتماً این مطلب را می‌دانید؟

چهارشنبه, ۱۶ تیر

اولین شماره‌ی فصلنامه‌ی فکری - ادبی وانیار، به زبان کردی در کردستان ایران و عراق منتشر شد. وانیار که در زبان کردی به معنای خواننده‌ی باسواد است، با حمایت معنوی مرکز پرورشی مارگرت و حمایت مالی دکتر طاها رسول چاپ و منتشر شد. این فصلنامه با هدف ایجاد پلی فرهنگی و ادبی میان ایران و کردستان و کمک به رشد و گسترش ادبیات کودک و نوجوان کرد، پا به عرصه‌ی حضور گذاشته و در ۱۵۲ صفحه و تیراژ هزار نسخه، چاپ و منتشر شده است. اولین شماره‌ی وانیار از مطالب زیر در چهار بخش مقاله، گفتگو، شعر و داستان تشکیل شده است.
 

چهارشنبه, ۱۶ تیر

للالالای کمربستی 

دِرَم کردی درِ بستی 

سه شنبه, ۱۵ تیر

هفته گذشته روز 10 تیرماه روز ملی صنعت و معدن بود. به همین مناسبت به ترویج‌گران «با من بخوان» پیشنهاد کردیم اگر در نزدیکی محل زندگی آنان معدنی وجود دارد کودکان را به بازدید از معدن ببرند یا معدن‌کاران را به کتابخانه و جمع کودکان دعوت کنند.