جانوران «یک موجود خیلی عجیب» را در جنگل پیدا میکنند که در انتها میفهمند یک نوزاد انسان است. بچه گریه میکند و جانوران نمیدانند با او چه کنند و هرکدام از ظن خود با او یار میشوند! تا اینکه مادر نوزاد سر میرسد و او را آرام میکند.
سایت کتابک
در این برگه، آخرین نوشتههای منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجرهای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفتهاند. این نوشتهها شامل تازهترین مطالب در حوزهی ادبیات کودک، معرفی کتابهای جدید، مقالههای تخصصی دربارهی ترویج خواندن، تجربههای موفق کتابخوانی، گفتوگو با نویسندگان و کتابداران، گزارشهای رویدادها، و ایدههایی نو برای خانوادهها و مربیان است.
شما میتوانید از این بخش بهعنوان درگاه ورود به تازهترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامهها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جستوجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.
«فضانوردها در کوره آجرپزی»، داستان دو پسر مهاجر از خراسان جنوبی است که کارگران کورهٔ آجرپزی هستند. «سبزعلی»، یکی از پسران، پایاش در میان خاک به چیزی تیز گرفته و زخمی شده و گرفتار بیماری مهلک کزاز شده است. «چمن»، پسر دیگر، میخواهد او را نجات دهد؛ اما از این بیماری خلاصی نیست. سبزعلی بیمار است و هذیان میگوید: «بیبی من رفتم توی کوزه شنا کنم.
امپراتور سیب زمینی چهارم یکی از عاشقان مادر زمین بود و جانش را برای پایداری جهان سبز فدا کرد. داستان در یک آشپزخانه رخ میدهد. سوسکها، مگسها و موشها بسیج میشوند تا به جنگ سبزیجات بروند. سبزیجات به فرماندهی امپراتور سیب زمینی چهارم به مبارزه و دفاع از خود میپردازند، اما در انتها شکست میخورند.
بامداد یک روز تابستانی خیاط کوچولویی نزدیک پنجره کارگاه در طبقه سوم ساختمان روی میز کارش نشسته بود و شاد و سرخوش سرگرم دوخت و دوز بود. در این هنگام صدای یک زن روستایی از کوچه به گوشش رسید که فریاد میزد: «مربا! آی مربای خوب داریم!»
تجربهای از بلندخوانی کتاب «قورباغه و گنج» در موسسهی حمایت از کودکان ارفک در تهران
سرگروهبان با دو ژاندارم سوار بر اسب وارد دهکده «ایلخیک» شدند. قیافه هر سه نفر سوار اخمآلود بود و روی اسبهایشان ماندند. فرماندهان خشمگین نشسته بودند وقتی وارد میدان ده شدند سرگروهبان شلاقی به اسب خود زد حیوان روی دو پایش بلند شد، بچههای پابرهنه ده که اطراف چشمه مشغول گل بازی بودند پا به فرار گذاشتند. یکی از بچهها که شکم گندهای داشت دواندوان خودش را به قهوهخانه ده رسانید و فریاد زد: «سرکار آمد!»
«بابا و دایناسور» داستان پسری است که میخواهد مانند پدرش شجاع باشد. او از یک دایناسور کمک میگیرد که از هیچچیز نمیترسد. تا اینکه دایناسور گم میشود و اینجا پدر به کمک او میآید. پسر درک میکند که ترسیدن ایرادی ندارد و دوباره دایناسورش را مییابد.
«بابا و دایناسور» داستان پسری است که میخواهد مانند پدرش شجاع باشد. او از یک دایناسور کمک میگیرد که از هیچچیز نمیترسد. تا اینکه دایناسور گم میشود و اینجا پدر به کمک او میآید. پسر درک میکند که ترسیدن ایرادی ندارد و دوباره دایناسورش را مییابد.
ماجرای کتاب «من نوکر بابام نیستم» در یکی از روستاهای جنوب رخ میدهد. بسته پولی از جیب پدری خسیس و سختگیر در چاه مستراح میافتد و پدر تصمیم میگیرد یکی از بچههایش را به زور در چاه بفرستد. داوود، فرزند سوماش که همه او را نوکر بابا صدا میزنند، نگران از فرستاده شدن درون چاه، از خانه میگریزد.
داوود پسر آرام و حرف گوشکنی است که هیچوقت از پدرش کتک نخورده است. همین موضوع بهانهای است تا برادران بازیگوشاش او را «نوکر بابا» صدا بزنند. زمانی که بستهی اسکناس پدر در چاه مستراح میافتد، این نام مستعار کابوس داوود میشود.
شاید کمتر کسی را بتوان یافت که هیچانه یا متلی را از خاطرات شیرین کودکیاش در ذهن نداشته باشد و هراز گاهی با تکرار آنها، از دنیای سرسخت بزرگسالی به دنیای سیال کودکی پناه نبرده باشد. این ماندگاری، حاصل لذتی است که از خواندن هیچانهها و متلها در دوران کودکی بر ذهن و ضمیر افراد نشسته است. شاید «اتل متل توتوله...» آشناترین و پربسامدترین هیچانه در ذهن همه باشد که گواه لذت و ماندگاری آن است. رمز ماندگاری این قبیل اشعار معنا گریز در طول اعصار و نقش آنها در رشد شناختی کودکان چیست؟
گزارشی از فعالیتهای با من بخوانیها در روز نه به پلاستیک
امروزه مصرف پلاستیک و کیسههای پلاستیکی به معضلی جهانی تبدیل شده است به خصوص در کشور ما که در بسیاری از مناطق، کیسههای پلاستیکی بیرویه استفاده میشود و جای کیسههای پارچهای قدیمی را گرفته است. به منظور آگاهی از ضررهای پلاستیک برای کرهی زمین 21 تیر روز ملی نه به پلاستیک نامیده شده است. این روز فرصت خوبی است تا کودکان را از خطرات پلاستیک برای محیطزیست آگاه کنیم و استفادهی کمتر از کیسههای پلاستیکی را به آنها بیاموزیم. امسال هم در این روز ترویجگران و کتابداران کتابخانههای «با من بخوان» در روستاها و شهرهای مختلف کشور با برگزاری نشستهای بلندخوانی و فعالیتهای در پیوند با کتاب دربارهی آسیبهای رهاکردن پلاستیک و زبالهها در محیطزیست با کودکان گفتوگو کردند و این مناسبت فرصتی شد تا نه گفتن به کیسههای پلاستیکی را با کودکان تمرین کنند. در ادامه گزارش فعالیتهای این کتابخانهها بخوانید:
دو سر طنابی را که به کمر شلوار وصله دارش به جای کمربند بسته بود توی شلوارش فرو کرد و به طرف عده زیادی از مردم که دور مردی را گرفته بودند رفت... ناطق با هیجان و شور زیادی مشغول سخنرانی بود. مرد فقیر وقتی چشمش به تریبون و ظرف آب افتاد خوشحال شد و با خود گفت:
کتاب «لافکادیو، شیری که جواب گلوله را با گلوله داد» اولین داستان شل سیلور استاین برای کودکان بوده است. این داستان مثل دیگر داستانهای این نویسنده از مفاهیم عمیق و فلسفی برخوردار است. نمیتوان گفت داستان فقط مخصوص کودکان است؛ بلکه بزرگسالان هم میتوانند با بارها خواندن از آن لذت ببرند و به فکر فرو روند. «لافکادیو»، شیری بود که از شیر بودن خسته شده بود و مسیری جدید در پیش گرفت اما آن مسیر نیز نتوانست روح ناآرام او را آرامش بخشد.
کتاب «لافکادیو، شیری که جواب گلوله را با گلوله داد» اولین داستان شل سیلور استاین برای کودکان بوده است. این داستان مثل دیگر داستانهای این نویسنده از مفاهیم عمیق و فلسفی برخوردار است. نمیتوان گفت داستان فقط مخصوص کودکان است؛ بلکه بزرگسالان هم میتوانند با بارها خواندن از آن لذت ببرند و به فکر فرو روند. «لافکادیو»، شیری بود که از شیر بودن خسته شده بود و مسیری جدید در پیش گرفت اما آن مسیر نیز نتوانست روح ناآرام او را آرامش بخشد.
چند نفر آدم ریز و درشت و چاق و لاغر، پیرمردی مسن و استخوانی را درحالیکه دست و پایش میلرزید، داخل اتاق افسر کشیک کلانتری هل دادند و یکصدا گفتند: «جناب سروان ما از دست این پیرمرد شاکی هستیم، این آقا به همهی ما فحش داده.»
جناب سروان روبه جوان خوشتیپی که جلوتر از همه ایستاده بود کرد و پرسید: «مثلاً چه فحشی به شما داده؟»
مجموعه کتاب «شنگ و شنگبان» داستان یک شنگ، دوستانش و شنگبان است. آنها در هر جلد ماجرای تازهای را از سر میگذرانند. از این مجموعه سه عنوان «من شنگم»، «شنگ در فضا» و «شنگ به مدرسه میرود» منتشر شده است.
صلح، نبود جنگ نیست!
صلح، نبود جنگ نیست، همانطور که نبود آزادی به معنای زندانی شدن نیست. صلح معنایی فراتر از نبود جنگ دارد. گاهی جنگی وجود ندارد، اما صلحی هم در کار نیست. پس صلح یک وضعیت ویژه است که تنها میتوان با کمک واژههایی مانند سازش، دوستی، درک تفاوتها و مدارا تعریف و تبیین کرد. صلح و جنگ به سبب اینکه بهشدت روی وضعیت زیستی کودکان تأثیر دارد، همیشه یکی از درونمایههای موردعلاقه نویسندگان در حوزه ادبیات کودکان و نوجوانان بوده است.
کتاب «من شنگم» از مجموعه کتاب «شنگ و شنگبان»، داستان پیدا شدن «شنگ» و معرفی بهترین دوستان او و همینطور معرفی «شنگبان» به ماست. البته مثل همه جلدهای دیگر، «شنگ» و دوستانش یعنی «تدی» و «زرافه» دست به خلاقیتهایی برای پر کردن زمان تنهاییشان میزنند.
توی اتوبوس یک نفر برای دوستش تعریف میکرد: «امروز صبح زود از خانه بیرون آمدم... میخواستم سوار اتوبوس بشوم...از کوچه که بیرون آمدم دیدم اتوبوس توی ایستگاه ایستاده، با سرعت شروع به دویدن کردم...چیزی نمانده بود دستم را به دستگیره بگیرم و سوار شوم که اتوبوس حرکت کرد!...دنبال اتوبوس دویدم و صدا زدم: نگهدار...»
هربار پدر میخواهد قصه بخواند، «کاکل قرمزی وسط کتاب خواندن پدرش میپرد». او نمیگذارد مسیر داستان طی شود و به شخصیت داستان راه اصلی را نشان میدهد بنابراین پدر نمیتواند داستان را ادامه بدهد. در این داستان رابطه دلانگیز پدران و فرزندان و تاثیر قصهگویی بر آن را میبینیم.
پیش از بلندخوانی کتاب «کاکل قرمزی وسط کتاب خواندن پدرش میپرد» بهتر است مطئن شوید کودکان 3 داستان «هنسل و گرتل»، «شنل قرمزی» و «جوجه کوچولو» را شنیدهاند و با آنها آشنا هستند. به این شکل لذت بلندخوانی کتاب افزایش پیدا خواهد کرد.
مجموعه کتابهای «داستانهای معلم دوستداشتنی ما» مجموعه داستانهایی است درباره اضطراب و دلشوره. گاهی دلشوره یک آموزگار را بیان میکند، گاهی دلشورههای کودکان را موضوع خود قرار میدهد. گاهی ماجرای وارد شدن به فضایی جدید است و گاهی قضیه یک آزمون مهم. اما در نهایت همه داستانها به ما میگویند که باید تمام توان و انرژیات را جمع کنی و با ترسات روبهرو شوی و بالاخره به آرامش برسی.
تاکنون 4 جلد از این مجموعه در ایران با عنوانهای «دلشورهٔ روز اول»، «گردش علمی افتضاح»، «امتحان اصلی» و «غم و غصهٔ روز آخر» منتشر شده است.
کتاب «دلشورهٔ روز اول» از مجموعه کتاب «داستانهای معلم دوست داشتنی ما»، داستان دلشورهای است که با وارد شدن به یک فضای جدید آدم را فلج میکند. ترس و وحشت و ناتوانیای که با روبهرو شدن با شرایط تازه همه وجودمان را فرا میگیرد. با خواندن این کتاب، کودکان متوجه میشوند که دلشوره و ناآرامی فقط مخصوص کودکان نیست، بلکه هر کسی، حتی آموزگارها هم میتوانند در شرایط تازه به آن دچار شوند.