سرآغاز و پیشینهی ادبیات نمایشی کودک و نوجوان ایران به سالهای نخست سدهی 1300 خورشیدی بازمیگردد، هنگامی که نخستین کتاب نمایشنامهی تألیفی برای کودکان در سال 1307 در شیراز چاپ و منتشر شد. آگاهی از رَوَند کمّی و آماریِ دادههای پردازششده (اطلاعات Information) بیش از 90 سالهی چاپ و نشر نمایشنامههای کودک و نوجوان در ایران، به شناخت درست و واقعی از داشتههای این گسترهی ادبی و هنری یاری میرساند و میتواند راهنمای پژوهشگران، کوشندگان و دیگر علاقهمندان آن باشد.
سایت کتابک
در این برگه، آخرین نوشتههای منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجرهای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفتهاند. این نوشتهها شامل تازهترین مطالب در حوزهی ادبیات کودک، معرفی کتابهای جدید، مقالههای تخصصی دربارهی ترویج خواندن، تجربههای موفق کتابخوانی، گفتوگو با نویسندگان و کتابداران، گزارشهای رویدادها، و ایدههایی نو برای خانوادهها و مربیان است.
شما میتوانید از این بخش بهعنوان درگاه ورود به تازهترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامهها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جستوجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.
«دورافتاده[1]» داستان مردی است که هواپیمایاش با برخورد صاعقه به اقیانوس سقوط میکند. چاک، مسافر هواپیما، خودش را با قایقی بادی به جزیرهای میرساند اما متوجه میشود که کسی در جزیره زندگی نمیکند. او تلاش میکند نشانههایی در جزیره درست کند تا هواپیماهای دیگر او را ببینند اما نه این نشانهها دیده می شود و نه فرار او با قایق نجات ثمری دارد. کم کم او از بستههایی که اقیانوس با خود آورده، چیزهای مفیدی پیدا میکند.
هفتاد و دو سه سال داشت...ولی قیافهاش نشان نمیداد برای نوه زیبا و 22 سالهاش خواستگار آمده بود... داماد از خانوادههای سرشناس و متمول شهر بود و درجه دکترا داشت بااینحال پیرمرد به پسر و عروسش گفت:
لازم نیست شما دخالت کنین من باید شخصاً با داماد حرف بزنم... پسرش با تعجب پرسید:
- پدر درباره چی میخواهین صحبت کنین؟
کتاب وقتی اندوه به دیدارم میآید کتابی لطیف و غمانگیز است که به شکل کاغذی برای کودکان منتشر شده تا کمکشان کند عواطف دشوار را تحمل کنند. نخستین اثر اوا الند حاوی پیام مثبت و قدرتمند پذیرش است که خواننده را تشویق میکند با تمام عواطفاش روبهرو شده و آنها را بپذیرد، حتی عواطفی که منفی محسوب میشوند، مانند ناراحتی. با پذیرش این احساسات میتوانیم آنها را بهتر درک و پردازش کنیم. این کتاب، پُر از احساس است و الند با استفاده از این داستان امیدبخش و الهامبخش، نکتههای عملی پیش رویمان میگذارد. تصاویر کاملاً با متن میخواند و پالت رنگی آرامشبخش و اطمینانبخشی را به نمایش میگذارند. در متن زیر اِلند از منبع الهامش برای نگارش وقتی اندوه به دیدارم میآید صحبت میکند و از این میگوید اینکه چقدر پذیرش عواطفمان میتواند برای سلامتمان مهم باشد.
مدتها بود کار و کسبی و درآمدی نداشتم. روز تا شب بیپول و بیهدف توی قهوهخانهها پرسه میزدم و آخر شب دستخالی به خانه برمیگشتم. توی قهوهخانه با مرد کوتوله و چاقی آشنا شدم که کارش خریدوفروش اسباب خانه و ماشینآلات اسقاط و خرتوپرت بود.
للالالای گل خیری
چرا آروم نمیگیری
تو فرزند کدوم میری
همون میرای سیرجونی
للالالای گل زیره
دکون رنگ رزی دوره
للالالای گل دشتی
همه رفتن تو ور گشتی
همه رفتن به هل چینی
بیارن قند و دارچینی
للالالای گل زردم
نبینم داغ فرزندم
للالالای گل نرگس
نبینم داغ تو هرگز
فعالیتهای کتابخانههای «با من بخوان» کرمانشاه به مناسبت روز جهانی مبارزه با کار کودکان
12 ژوئن برابر با 22 خرداد روز جهانی مبارزه با کار کودکان نامیده شده است. سازمان بینالمللی کار از سال ۲۰۰۲ یک روز در تقویم را به این مهم اختصاص داد تا توجه جهانیان را به میلیونها کودکی جلب کند که در سراسر جهان وادار به کار میشوند، و به این سبب بهداشت، آموزش، رشد و سلامت جسمی و روحیشان در معرض تهدید قرار میگیرد و از تجربهی کودکی محروم میشوند.
«سازمان انگشتان رویایی»[2]، برندهی «جایزهی آساهی ایبی» در سال ۲۰۱۸، 25 سال پیشینهی تولید کتاب برای کودکان کمبینا را دارد و آنها را به دورنمای چشمگیر جهان پیرامونشان فرا میخواند. در این مقاله، پایهگذار سازمان انگشتان رویایی، داستان الهامبخش، چالشبرانگیز و موفقیت این پروژهی مهم در فرانسه را با ما درمیان میگذارد.
للالالای گل آوشن
چراغ حجلهات روشن
للالالای گل آوشن
که شب تاریک و روز روشن
که روشنایی برارودم
که تاریکی بشه دشمن
للالالای گل چایی
بابات رفته خونهی دایی
للالالایی گل انگور
بابات رفته یه جای دور
للالالای گل شبو
بابا رفته پیش عامو
للالالای گل پنبه
بابا رفته خونهی عمه
للالالای گل لاله
بابا رفته خونهی خاله
للالالای گل گندم
برات گهواره میبندم
للالالای گل ترخون
بابات رفته کبوتر خون
للالالای گل مرجون
سوار اتوبوس «ازمیر» شدم...میخواستم به «بایرام اوغلو» برم...بایرام اوغلو شصت کیلومتر تا استانبول فاصله دارد... ده دقیقه از ساعت حرکت اتوبوس گذشته بود ولی حرکت نمیکرد. مسافرین شروع به غر و...غر...کردند...یکی از مسافرها گفت:
- دو نفر نیامدن منتظر اوناست...
یکی دیگه سر شو از پنجره اتوبوس بیرون برد و داد کشید: «شماره 15...21...آگه هستند تشریف بیارن بالا»
آی للالالای گل ترخون
بابات رفته کبوتر خون
للالالای گل مرجون
بابات رفته به رفسنجون
للالالای گل زیره
بابات رفته زنی گیره
کنیزی ورتو میگیره
کنیز تو سیاه باشه
ز سر تا پاش طلا باشه
طلا مال بزرگونه
که نقره در قلمدونه
نویسندهاش به سیرجونه
للالالای گل خشخاش
بابات رفته خدا همراهاش
للالالای گل خیری
چرا آروم نمیگیری
تو فرزند کدوم میری
همون میرای سیرجونی
خواننده لالایی: صغری خواجویینژاد
برای دو هفته به یکی از کشورهای همسایه سفر کردم...در آنجا یک هفته کار داشتم. یک هفته هم میهمان سفیر کبیر که از دوستان دوران تحصیلیام بود میشدم...
روز اولی که به آنجا رسیدم چون مصادف با افتتاح کنگره سازمان ملل بود نتوانستم سفیر را ملاقات کنم... ناچار شب را توی یکی از هتلها گذراندم. فردای آن روز آقای سفیر کبیر و خانمش به هتل آمدن و مرا با خودشان بردند... از ظاهرشان فهمیدم زن و شوهر خوشبختی نیستند و بینشان کدورتی هست...
هر دو خیلی سعی میکردند خندهرو و مهربان باشند اما زحمتشان بیهوده بود...
«کتاب مادربزرگها» کتابی شیرین از مجموعه کتاب «دنیای دوست داشتنی من» است که درباره شخصیتهای گوناگون مادربزرگهاست. این کتاب راههای گوناگون محبت کردن مادربزرگ به نوه را نیز نشان میدهد.
«کتاب مادربزرگها» کتابی شیرین از مجموعه کتاب «دنیای دوست داشتنی من» است که درباره شخصیتهای گوناگون مادربزرگهاست. این کتاب راههای گوناگون محبت کردن مادربزرگ به نوه را نیز نشان میدهد.
بعضی اشخاص مثل درهای دوطرفه میمونن دائماً روی پاشنههاشون حرکت میکنند... وقتی هم کسی از میان در عبور نمیکنه تا مدتی درها خودبهخود باز و بسته میشن!!
«جناب آقا» هم از تیپ آدمهای فرفرهای بود. صبح ساعت 9 صبح مهمانها را در اسکله بدرقه کرد...
ساعت نه و چهل دقیقه به پیشواز هیئت تجارتی خارجی به فرودگاه رفت...
للالالای بکن لالا
که تا آفتاب میاد بالا
به حق سورهی طه
بکن لالا بکن لالا
به حق مریم و عیسی
بکن لالا بکن لالا
همون خورشید تابنده
همون ماه درخشنده
بکن لالا بکن لالا
للالالای گل ارزن
خدا داده به ما فرزند
که فرزندم پسر باشه
که پشتی ور پدر باشه
للالالای گل آلو
درخت سیب و زردآلو
که زردآلو را آب برده
دل بچه را خواب برده
للالالا گلم هستی
برایت میخرم اسبی
ازون اسبهایی برو باشه
ز هر اسبی جلو باشه
للالالای گل لاله
نوشته: چائو ونشوان
تصویرگر: راجر ملو
ناشر: طوطی
مترجم: سحر ترهنده
در سال 1938 دولت تصمیم گرفت برنامه خانهسازی در سرتاسر کشور را شروع کند و برای تمام مردم مملکت اعم از کارمند و کارگر شاغل و بازنشسته حتی پیشه وران جزء، خانههای ارزان قیمت با اقساط طویلالمدت بسازد و تحویل دهد تا خاطر عموم از این مشکل بزرگ راحت شود!
از هر وزارتخانه یک نفر نماینده معرفی شد تا به اتفاق متخصصین و مهندسین کمیسیونهای لازم را تشکیل دهند و پس از بررسی و مطالعه کامل، برنامه کار را تهیه و جهت اجراء در اختیار دولت بگذارند...
اعضاء کمیسیون که بالغ به چهل نفر میشدند در سالن بزرگ اجتماع کردند و کمیسیون با نطق مهیج جناب وزیر مربوطه رسماً وارد کار شد...
گویند روباهی خروسی را ربود. خروس در دهان روباه گفت: حال که از خوردن من چشم نپوشیدی، نام نبی یا ولی را برزبان ران تا مگر به حرمت آن، سختی جان کندن بر من آسان آید و قصد خروس آن بود که روباه دهان به گفتن کلمهای بگشاید و او بگریزد. روباه دندانها را برهم فشرده، جرجیس را نام برد.
کتاب «دو پرنده» داستان یک دوستی عمیق است. قرار است در این کتاب با دوست داشتن، دوست داشته شدن، همراهی کردن و همدلی کردن آشنا شویم.
پرندهای تنها روی درخت نشسته و پرندهای دیگر به سراغ او میآید. پرنده دوم به پرنده اول کمک میکند که راههای شاد بودن و زندگی کردن را یاد بگیرد. او را همراهی میکند و در هر جا یاریرسان او میشود. بالاخره روزی فرا میرسد که پرنده دوم دیگر نیست. اینجاست که پرنده اول تلاش میکند که زندگی آموخته شدهاش را زندگی کند؛ و میداند که پرنده دوم با اینکه دیگر نیست، اما همیشه همراه اوست.
کتاب «دو پرنده» داستان یک دوستی عمیق است. قرار است در این کتاب با دوست داشتن، دوست داشته شدن، همراهی کردن و همدلی کردن آشنا شویم.
«کتاب پدربزرگها» کتابی دلچسب از مجموعه کتاب «دنیای دوست داشتنی من» است. کتابی درباره تفاوتهای رفتاری پدربزرگها که به نزدیکی بیشتر و احترام بیشتر به پدربزرگها و سالمندان کمک میکند.
«کتاب پدربزرگها» کتابی دلچسب از مجموعه کتاب «دنیای دوست داشتنی من» است. کتابی درباره تفاوتهای رفتاری پدربزرگها که به نزدیکی بیشتر و احترام بیشتر به پدربزرگها و سالمندان کمک میکند.
مانگا چیست؟
مانگا، نوعی کمیک استریپ (داستان مصور) یا رمان گرافیکی است که در ژاپن منتشر میشود. اولین مانگاها در قرن بیستم در ژاپن طراحی و منتشر شدند. داستان مصور به شکل امروزی، در طی جنگ جهانی دوم، وارد ژاپن شد. پیش از آن، این نوع داستانها فقط در ایالات متحدهی آمریکا تولید میشد. اما پس از ورود آن به ژاپن، گسترش چشمگیری پیدا کرد تا آنجا که ژاپنیها در این زمینه، گوی سبقت را از آمریکاییها ربودند. البته فرم روایی مانگا در ژاپن پیشینهی تاریخی طولانی دارد. اما مانگاهای امروزی سابقهای کمتر از 100 سال در این کشور دارند.