سایت کتابک

در این برگه، آخرین نوشته‌های منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجره‌ای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفته‌اند. این نوشته‌ها شامل تازه‌ترین مطالب در حوزه‌ی ادبیات کودک، معرفی کتاب‌های جدید، مقاله‌های تخصصی درباره‌ی ترویج خواندن، تجربه‌های موفق کتابخوانی، گفت‌وگو با نویسندگان و کتابداران، گزارش‌های رویدادها، و ایده‌هایی نو برای خانواده‌ها و مربیان است.

شما می‌توانید از این بخش به‌عنوان درگاه ورود به تازه‌ترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامه‌ها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جست‌وجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.

یکشنبه, ۲۸ شهریور

کتاب «عمو نوروز» درباره‌ی افسانه‌ کهن عمو نوروز است، مردی که در اول بهار برای آوردن عید، به سمت شهر حرکت می‌کند. پیرزنی که باغش خارج شهر است و عاشق عمو نوروز، هر سال روز اول بهار از خواب بیدار می‌شود و خانه و باغچه را آب و جارو می‌کند، سفره را برای پذیرایی از عمو نوروز می‌‌چیند و لباس‌های زیبا می‌پوشد. اما از خستگی خوابش می‌برد و وقتی بیدار می‌شود، می‌فهمد که عمو نوروز باز هم آمده و رفته!

یکشنبه, ۲۸ شهریور

کتاب «عمو نوروز» درباره‌ی افسانه‌ کهن عمو نوروز است، مردی که در اول بهار برای آوردن عید، به سمت شهر حرکت می‌کند. پیرزنی که باغش خارج شهر است و عاشق عمو نوروز، هر سال روز اول بهار از خواب بیدار می‌شود و خانه و باغچه را آب و جارو می‌کند، سفره را برای پذیرایی از عمو نوروز می‌‌چیند و لباس‌های زیبا می‌پوشد. اما از خستگی خوابش می‌برد و وقتی بیدار می‌شود، می‌فهمد که عمو نوروز باز هم آمده و رفته!

شنبه, ۲۷ شهریور

نهمین نشست مجازی کتابداران «با من بخوان»، چهارشنبه 17 شهریور 1400 با موضوع «گزارش‌نویسی» برگزار شد و کتابداران و ترویج‌گران کتاب درباره‌ی اهمیت و اصول گزارش‌نویسی در کتابخانه‌های «با من بخوان» گفت‌وگو و تبادل نظر کردند. مهمان این نشست هورزاد عطاری از کمیته‌ی کتابخانه‌های «با من بخوان» بود.

چهارشنبه, ۲۴ شهریور

بهار آمد، گل آمد

نسرین و سنبل آمد

گل‌های سرخ و زیبا

در باغ خانه‌ی ما

چشم‌ها را بازکردند

با خنده ناز کردند

بنفشه دسته دسته

کنار جو نشسته

در روز آفتابی

در آسمان آبی

پرنده‌ی خوش آواز

پَر زد و کرد پرواز

بهار آمد، گل آمد

نسرین و سنبل آمد

چهارشنبه, ۲۴ شهریور

بچه‌ها! «شب دراز است و قلندر بیدار و بیکار»...

بنابراین پس از افسانه زنگوله به پا داستان بلبل سرگشته را بشنوید! این هم از همان افسانه‌های کهن است که به همه جا رفته است.

چهارشنبه, ۲۴ شهریور

«دختری به نام لاک‌پشت» داستان دختر یازده ساله‌ای به نام لاک‌پشت است که مجبور می‌شود از مادرش جدا شود و پیش بستگانش زندگی کند. داستان چالش‌های زندگی لاک‌پشت و چگونگی غلبه‌اش بر آن‌ها را روایت می‌کند.

نام اصلی کتاب «دختری به نام لاک‌پشت» Turtle in Paradise (لاک‌پشت در بهشت) است، که نویسنده امریکایی جنیفر ال. هالم داستان آن را با الهام از زندگی مادر مادربزرگش نوشته است.

چهارشنبه, ۲۴ شهریور

«دختری به نام لاک‌پشت» داستان دختر یازده ساله‌ای به نام لاک‌پشت است که مجبور می‌شود از مادرش جدا شود و پیش بستگانش زندگی کند. داستان چالش‌های زندگی لاک‌پشت و چگونگی غلبه‌اش بر آن‌ها را روایت می‌کند.

سه شنبه, ۲۳ شهریور

۱۹ تا ۲۱ شهریور 1400 (۱۰ تا ۱۲ سپتامبر 2021) سی‌و‌هفتمین کنگره‌ی دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان (IBBY World Congress) در شهر مسکو روسیه برگزار شد. این رویداد مهم ادبیات کودکان که قرار بود در سپتامبر ۲۰۲۰ برگزار شود پس از یک‌سال تاخیر به دلیل همه‌گیری کرونا، سرانجام در روز 10 سپتامبر 2021 طی مراسمی با سخنرانی مینجوو ژانگ، رئیس هیات مدیره دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، و دیگر سخنرانان مدعو افتتاح شد و با برنامه‌های متنوع به مدت سه روز میزبان کارشناسان، پژوهشگران و علاقه‌مندان ادبیات کودک از کشورهای گوناگون جهان بود

سه شنبه, ۲۳ شهریور

زن و شوهر خسته و وامانده وارد دفتر معاملاتی شدند، روی دیوارها  پر از نقشه زمین‌های فروشی و آگهی آپارتمان‌های اجاره‌ای بود، توی دفتر دو تا میز تحریر بزرگ دیده می‌شد. کسی که پشت میز بالای دفتر نشسته بود عینک به چشم داشت و روزنامه مطالعه می‌کرد. دومی که داشت با تلفن حرف می‌زد کچل بود.

سه شنبه, ۲۳ شهریور

یکی بود، یکی نبود. ککی بود با مورچه‌ای، که باهم یار و یاور بودند و یک روز کک به مورچه گفت: «من خیلی گرسنه‌ام، باید با یک چیزی شکمم را وصله پینه کنم.» مورچهه گفت: «منم مثل تو» گفتند: «خوب، چه بگیریم، چه نگیریم، اگر گردو بگیریم پوست دارد، کشمش بگیریم دم دارد، سنجد بگیریم هسته دارد. بهتر این است که گندم بگیریم، ببریم آسیاب آرد کنیم، بیاریم خانه، نان بپزیم و بخوریم.»

سه شنبه, ۲۳ شهریور

عصر بود. یک دختر کوچک قشنگ با مادرش از کوچه‌ای می‌گذشت. این دختر سارا بود. سارا با مادرش به خانه‌ی خاله مریم می‌رفت تا ببری را ببیند.

خاله مریم گربه‌ی بزرگ و قشنگی داشت. گربه‌ی خاله مریم یک ماه بود که پنج تا بچه زاییده بود. همه‌ی بچه گربه‌ها قشنگ بودند. سارا، روزی که بچه گربه‌ها را دید یکی از آن‌ها را به خاله مریم نشان داد و گفت: «این یکی از همه قشنگ‌تر است. شکلش درست مثل شکل ببر است.» سارا خودش ببر ندیده بود ولی پدرش عکس ببر را به او نشان داده بود.

دوشنبه, ۲۲ شهریور

نگاهی به سه کتاب «فضانوردها در کوره آجر پزی»، «گاوهای آرزو»، «آواره بی خورشید»

هدف این مقاله، مقایسه سه کتاب «فضانوردها در کوره آجر پزی»، «گاوهای آرزو» و «آواره بی خورشید» است که در فاصله سال‌های شصت و هفت تا هشتاد و دو، برای گروه سنی نوجوان نوشته شده است.

دوشنبه, ۲۲ شهریور

روزی هزارپایی از جنگل می‌گذشت. به خانه‌ی خرگوشی رسید. وارد خانه‌ی خرگوش شد و در جای گرم و نرم خرگوش خوابید. در آن وقت خرگوش در خانه نبود وگرنه هزارپا جرأت نمی‌کرد حتی یکی از پاهایش را هم آنجا بگذارد. ولی هنوز خوب گرمش نشده بود که خرگوش به خانه برگشت. خرگوش از همان دم در فهمید که یکی وارد خانه‌اش شده است. فریاد کشید: «آهای! ای کسی که بی‌اجازه وارد خانه‌ی دیگران می‌شوی! بیا بیرون، این خانه صاحب دارد.»

دوشنبه, ۲۲ شهریور

مادر توی خانه بود. علی و دوستش فرید، پیش مادر آمدند. علی گفت: «مادر، فرید می‌خواهد برود و موهایش را کوتاه کند. اجازه می‌دهید که من هم با او بروم و موهایم را کوتاه کنم؟»

مادر گفت: «بله، تو هم برو.»

علی و فرید از خانه بیرون آمدند. سر کوچه‌ی آن‌ها یک آرایشگاه بود. علی و فرید توی آرایشگاه رفتند. آرایشگر آن‌ها را می‌شناخت. علی و فرید به آرایشگر سلام کردند. آرایشگر از دیدن آن‌ها خوشحال شد. گفت: «بچه‌ها، خوش آمدید. خوب، اول موهای کدام تان را کوتاه کنم؟»

دوشنبه, ۲۲ شهریور

اولالالای لالایی
عزیز ، جون دل مایی
اولالالا گلٍ قَندم
عزیزٍ جون دلبندم
نكن گریه نکن ناله
به قنداقٍت نمی‌بندم (پارچه ای که نوزاد را در آن می‌پیچند)
اولا لالا گل نرگس
نبینم داغتو هرگز (از دست‌دادن عزیز)
اولا لالا گل لیلو
که وَر چشمت کٍشم میلو (میله سرمه)
که میلو از طلا باشه
نگهدارت خدا باشه
اولالالا لالاش میاد
صدا کفشٍ باباش میاد
بیا بابا به باغش بر
به سیل سیب و نارش بر (به دیدن سیب و انار ببرش)
از اون سیبا به کوشش کن (سیب)
از اون نارا به دوشش کن (انار)

یکشنبه, ۲۱ شهریور

«آد قویدی» نوعی بازی فکری- حرکتی است که به شکل دسته‌جمعی و با نام‌گذاری افراد توسط سردسته و شناسایی نام‌ها توسط شیطان در میان نوجوانان و جوانان تبریزی انجام می‌شود.

یکشنبه, ۲۱ شهریور

سه پیرمرد مسافر که هرکدام از طرفی می‌آمدند و به طرفی می‌رفتند، در دهکده‌ای به هم رسیدند. باهم آشنا شدند. روی تخته‌سنگی نشستند تا خستگی راه را از تن خود بیرون کنند.

یکشنبه, ۲۱ شهریور

کتاب «تغییرات آب و هوای کره‌ی زمین: افزایش کربن‌دی‌اکسید» یک کتاب علمی اطلاعاتی برای آشنایی نوجوانان با تغییرات اقلمی، عوامل موثر بر آن و راه‌های کنترل آن است.

کتاب‌های علمی اطلاعاتی را مانند کتاب داستان نمی‌توان بلندخوانی کرد. رجوع به کتاب می‌تواند برای یافتن پاسخ پرسشی باشد که ذهن نوجوان را به خود مشغول کرده است یا برای علاقه‌مند کردن نوجوانان به خواندن این‌گونه کتاب‌ها بهتر است گزیده‌هایی از کتاب که جالب است را انتخاب کنید و بلندخوانی کنید تا نوجوانان تشویق شوند خودشان کتاب را مطالعه کنند. انجام فعالیت در پیوند با کتاب نیز به علاقه‌مند کردن نوجوانان کمک می‌کند.

در ترجمه‌ این کتاب نیز متاسفانه اشتباه رایج در میان مترجمان دیده می‌شود. عبارت Climate change به معنای تغییرات اقلیمی است، نه آب و هوایی. آب و هوا معادل کلمه Weather است و پدیده‌ای روزانه است، اما اقلیم شرایط آب و هوایی است که در طولانی مدت بر یک منطقه حاکم است و تغییر اقلیم است که زیست گیاهان و جانورانی که طی سالیان دراز با آن اقلیم سازگار شده‌اند را مورد تهدید قرار می‌دهد. اما به دلیل اشتباه ترجمه، عبارت تغییرات آب و هوایی دیگر در ایران جا افتاده است.

یکشنبه, ۲۱ شهریور

کتاب «تغییرات آب و هوای کره‌ی زمین: افزایش کربن‌دی‌اکسید» یک کتاب علمی اطلاعاتی برای آشنایی نوجوانان با تغییرات اقلیمی، عوامل موثر بر آن و راه‌های کنترل آن است.

یکشنبه, ۲۱ شهریور

پاییز بود. هوا سرد شده بود. صبح زود خرگوش کوچولو از خانه بیرون آمد. رفت که غذایی پیدا کند. توی مزرعه را گشت دوتا هویج پیدا کرد به خانه برگشت. یکی از هویج‌ها را خورد. خواست هویج دوم را هم بخورد، به یاد دوستش بره‌ی کوچولو افتاد. با خودش گفت: «شاید بره‌ی کوچولو چیزی پیدا نکرده باشد که بخورد. خوب است که این هویج را برای او ببرم.» به خانه‌ی بره‌ی کوچولو رفت. بره‌ی کوچولو در خانه نبود. خرگوش کوچولو هویج را آنجا گذاشت و بیرون آمد.

پنجشنبه, ۱۸ شهریور

کتاب «ردپای کربن ما: کاهش گازهای گلخانه‌ای» یک کتاب علمی اطلاعاتی برای آشنایی نوجوانان با انرژی ردپای کربن و راه‌های کوچک کردن آن است.

کتاب‌های علمی اطلاعاتی را مانند کتاب داستان نمی‌توان بلندخوانی کرد. رجوع به کتاب می‌تواند برای یافتن پاسخ پرسشی باشد که ذهن نوجوان را به خود مشغول کرده است یا برای علاقه‌مند کردن نوجوانان به خواندن این‌گونه کتاب‌ها بهتر است گزیده‌هایی از کتاب که جالب است را انتخاب کنید و بلندخوانی کنید تا کودکان تشویق شوند خودشان کتاب را مطالعه کنند. انجام فعالیت در پیوند با کتاب نیز به علاقه‌مند کردن نوجوانان کمک می‌کند.

پنجشنبه, ۱۸ شهریور

کتاب «ردپای کربن ما: کاهش گازهای گلخانه‌ای» یک کتاب علمی اطلاعاتی برای آشنایی نوجوانان با انرژی ردپای کربن و راه‌های کوچک کردن آن است.