سایت کتابک

در این برگه، آخرین نوشته‌های منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجره‌ای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفته‌اند. این نوشته‌ها شامل تازه‌ترین مطالب در حوزه‌ی ادبیات کودک، معرفی کتاب‌های جدید، مقاله‌های تخصصی درباره‌ی ترویج خواندن، تجربه‌های موفق کتابخوانی، گفت‌وگو با نویسندگان و کتابداران، گزارش‌های رویدادها، و ایده‌هایی نو برای خانواده‌ها و مربیان است.

شما می‌توانید از این بخش به‌عنوان درگاه ورود به تازه‌ترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامه‌ها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جست‌وجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.

چهارشنبه, ۱۰ شهریور

خواندن کتاب «دماغ ملکه» از دیک کینگ اسمیت شما را در هر سنی که هستید خوشحال می‌کند. «دماغ ملکه» با نثری روان و جذاب ماجراهای هارمونی پارکر دختر ده ساله‌ای که عاشق جانوران، جادو و خیال‌پردازی است را به زیبایی به نمایش می‌گذارد. دختری است که انتخاب‌هایش و آرزوهایش چندان مورد تایید خانواده نیست و رابطه‌اش با والدین و خواهرش به‌تدریج از چالش‌های همیشگی به صلح می‌رسد.

چهارشنبه, ۱۰ شهریور

خواندن کتاب «دماغ ملکه» از دیک کینگ اسمیت شما را در هر سنی که هستید خوشحال می‌کند. «دماغ ملکه» با نثری روان و جذاب ماجراهای هارمونی پارکر دختر ده ساله‌ای که عاشق جانوران، جادو و خیال‌پردازی است را به زیبایی به نمایش می‌گذارد. دختری است که انتخاب‌هایش و آرزوهایش چندان مورد تایید خانواده نیست و رابطه‌اش با والدین و خواهرش به‌تدریج از چالش‌های همیشگی به صلح می‌رسد.

چهارشنبه, ۱۰ شهریور

کتاب «آمادگی نسل آینده برای توسعه پایدار» مجموعه‌ای از فعالیت‌هایی است که به کمک آن‌ها آموزگاران می‌توانند درباره مفهوم توسعه پایدار به نوجوانان و بزرگسالان آموزش دهند.

چهارشنبه, ۱۰ شهریور

کتاب «چرا باید نگران کره زمین باشیم؟» یک کتاب علمی اطلاعاتی است که نقش انسان در مشکلات محیط‌زیستی بر کره‌ زمین را به زبان ساده شرح داده و هم‌چنین راه‌حل‌هایی به خواننده پیشنهاد می‌دهد تا با انجام آن‌ها به حفاظت کره‌ زمین کمک کند.

سه شنبه, ۹ شهریور

از دوران کودکی، معنی مستأجری را می‌دانست و برای همین همیشه با خودش می‌گفت: «هر چه بادا باد، باید صاحب‌خانه‌ای بشوم.» مهم‌ترین خاطرات زمان کودکی‌اش رفتن از یک خانه مستأجری به خانه مستأجری دیگر بود، یادش می‌آمد که در هر اسباب‌کشی پدر و مادرش با هم دعوا و بعد قهر می‌کردند. همیشه لوازم شکستنی را لابه لای رختخواب و یا لباس‌ها می‌گذاشتند و بعد با رختخواب‌پیچ آن‌ها را بسته‌بندی می‌کردند. سیخ کباب، منقل و از این قبیل چیزها را در میان بسته‌ها جابه‌جا می‌کردند و بعد تمام اثاثیه را داخل ارابه‌ای می‌گذاشتند و خودشان هم روی اسباب می‌نشستند تا به خانه جدید بروند.

سه شنبه, ۹ شهریور

«مراقبم باش!» داستان کتاب‌خوانی پسری به نام یوری همراه با آقای اشنیپل است. آن‌ها در خیالشان پرواز می‌کنند. داستان نشان می‌دهد که برخی از قوانین والدین منطقی نیست و ذهن کودک را با تخیل و انعطاف همراه می‌سازد.

سه شنبه, ۹ شهریور

«مراقبم باش!» داستان کتاب‌خوانی پسری به نام یوری همراه با آقای اشنیپل است. آن‌ها در خیالشان پرواز می‌کنند. داستان نشان می‌دهد که برخی از قوانین والدین منطقی نیست و ذهن کودک را با تخیل و انعطاف همراه می‌سازد.

سه شنبه, ۹ شهریور

روزی بود، روزگاری بود. توی یک جنگل بزرگ، خرس کوچولویی با مادرش زندگی می‌کرد. این خرس کوچولو، خوب خرسی بود. هر کار که مادرش می‌گفت می‌کرد. تمیز و خوش اخلاق بود فقط یک عیب داشت. هرچه غذا می‌خورد سیر نمی‌شد. برای همین بود که هر جا، هر غذایی پیدا می‌کرد می‌خورد. مادرش می‌گفت: «اگر این قدر غذا بخوری، خیلی چاق می‌شوی. آن وقت نه می‌توانی خوب بدوی، نه می‌توانی از درخت بالا بروی. یک روز هم یک حیوان قوی‌تر از خودت به تو حمله می‌کند، آن وقت تو را که خرس چاق و گنده‌ای شده‌ای و نمی‌توانی فرار کنی، می‌گیرد و می‌خورد.»

دوشنبه, ۸ شهریور

کتاب «هر کسی کاری داره» با زبان شعر به کودکان درباره‌ شغل‌های مختلفی توضیح می‌دهد که اغلب آن‌ها را هر روز در محله‌ خود می‌توانند ببینند. شغل‌هایی مانند میوه فروش، بنا، رفتگر، قصاب و غیره.

دوشنبه, ۸ شهریور

کتاب «هر کسی کاری داره» با زبان شعر به کودکان درباره‌ شغل‌های مختلفی توضیح می‌دهد که اغلب آن‌ها را هر روز در محله‌ خود می‌توانند ببینند. شغل‌هایی مانند میوه فروش، بنا، رفتگر، قصاب و غیره.

دوشنبه, ۸ شهریور

وقتی که لاک پشت کوچولو از تخم بیرون آمد، مادرش آنجا بود. مادر اسم او را سنگی گذاشت. بعد رویش را به لاک پشت‌هایی که دور او جمع شده بودند کرد و گفت: «سنگی لاک پشت قشنگی است، نه؟» لاک پشت‌ها نگاهی به سنگی انداختند و سرشان را تکان دادند. هیچ یک از آن‌ها چیزی نگفت. آن‌ها نمی‌خواستند مادر سنگی را ناراحت کنند. نمی‌خواستند به او بگویند که بچه‌ی او قشنگ نیست.

یکشنبه, ۷ شهریور

گونیلا برگستروم، از برجسته‌ترین خالقان کتاب تصویری سوئد، در سن 79 سالگی درگذشت. او چندین جایزه‌ی مهم مانند جایزه آسترید لیندگرن و مدال طلای Litteris et Artibus را دریافت کرده بود.

یکشنبه, ۷ شهریور

یکی بود، یکی نبود. پوپکی در جنگل برای خودش لانه و آشیانه داشت. روزی هوای تماشای شهر به سرش زد، آمد توی شهر و بالای دیوار بلندی نشست و آواز را ول داد. بچه‌ها که صدای آواز پوپک را شنیدند رفتند توی این فکر که دامی بگسترند و پوپک را بگیرند. سرگرم دام گستری شدند. پوپک وقتی این را دید خنده را سر داد. در این میان مؤبد دانا سرشت با یارانش به آنجا رسیدند گفت: «ای پوپک! به چه می‌خندی؟» گفت: «به بی خردی این بچه‌ها که برای من دام پهن می‌کنند! منی که از روی هوا آب را در زیر زمین می‌بینم، دام این بچه‌ها را نمی‌بینم؟» مؤبد گفت: «غره نشو و بیخود نخند می‌ترسم که به دام بیفتی.»

یکشنبه, ۷ شهریور

در کتاب «عینک نمی‌زنم!» دخترکوچولویی به نام تانیا بعد از مراجعه به چشم پزشکی متوجه می‌شود که نیاز به عینک دارد اما او عینک زدن را اصلا دوست ندارد. تانبا پس از چندین بار تلاش برای گم کردن عینکش، در نهایت متوجه می‌شود با عینک چه‌قدر بهتر از عهده‌ بازی‌ها و کارهایش برمی‌آید.

یکشنبه, ۷ شهریور

در کتاب «عینک نمی‌زنم!» دخترکوچولویی به نام تانیا بعد از مراجعه به چشم پزشکی متوجه می‌شود که نیاز به عینک دارد اما او عینک زدن را اصلا دوست ندارد. تانبا پس از چندین بار تلاش برای گم کردن عینکش، در نهایت متوجه می‌شود با عینک چه‌قدر بهتر از عهده‌ بازی‌ها و کارهایش برمی‌آید.

شنبه, ۶ شهریور

ابتکار جالب کتابخانه‌ی «با من بخوان» در خرم‌آباد برای کودکان محله

تابستان حال‌وهوای خود را دارد؛ از آب‌بازی، دوچرخه‌سواری و فوتبال بازی کردن در کوچه گرفته تا خوردن بستنی‌یخی که چه کیفی دارد. در فصل تابستان کوچه‌های پیرامون کتابخانه‌ی «با من بخوان» در شهر خرم‌آباد همانند بسیاری از محله‌های مناطق مختلف ایران پر از سروصدای بازی بچه‌هاست. بچه‌هایی که اغلب بدون امکانات تفریحی و فرهنگی روزهای گرم تابستان را در کوچه‌ها سپری می‌کنند.

چهارشنبه, ۳ شهریور

براساس آخرین گزارش یونیسف، جوانانی که در جمهوری آفریقای مرکزی، چاد، نیجریه، گینه و گینه-بیسائو زندگی می‌کنند، بیش از دیگران در معرض بحران‌‌های تغییرات اقلیمی هستند. تغییراتی که سلامت، تحصیلات و امنیت آن‌ها را تهدید می‌کند و باعث بیماری‌ها‌ی کشنده می‌شود.

چهارشنبه, ۳ شهریور

صبح بود، هنوز زنگ کلاس را نزده بودند، وارد کلاس شدم، داشتم کیفم را توی خانه‌ی میز می‌گذاشتم تا بروم و با بچه‌ها توی حیاط بازی کنم. در باز شد، هوشنگ از راه رسید، باهم سلام و احوال پرسی کردیم، هوشنگ به طرف میز خودش رفت کیفش را روی میز گذاشت، از توی آن یک شیشه‌ی کوچک مربا بیرون آورد، شیشه‌ی مربا را توی خانه‌ی میز گذاشت. فهمیدم که مربا را آورده است تا در زنگ تفریح بخورد. ما گاهی از خانه با خودمان خوراکی می‌آوریم تا در تفریح ساعت دوم صبح بخوریم.

چهارشنبه, ۳ شهریور

«فضانوردها در کوره آجرپزی»، داستانی با مایه‌های قوی نمایشی است که دو شخصیت کودک کار در آن نقش‌آفرینی می‌کنند. کودکانی که از دورترین نقطه‌های ایران، روستاهای تربت جام، برای کار در کوره های آجرپزی به همراه خانواده یا بستگان‌شان به حاشیه‌های تهران آمده‌اند. چمن و سبزعلی این دو شخصیت هستند. روزی سبزی با پای برهنه در کوره راه می‌رفته که شیشه شکسته‌ای پای‌اش را زخم می‌کند. پس از آن بیماری کزاز می‌گیرد. کتاب روایت شبی دردناک از زندگی سبزی را بازگو می‌کند که در بستر بیماری افتاده و دوست‌اش چمن همه‌ی کوشش‌اش را می‌کند تا او را از ناامیدی برهاند.

چهارشنبه, ۳ شهریور

کتاب «رختخواب خیس» درباره‌‎ی موضوع شب ادراری کودکان است. در این کتاب پسر بچه‌ای به نام مکس که خودش قبلا همین مشکل را داشته است، تصمیم می‌گیرد مشاور کودکان دیگر شود. او با توضیح این مطلب که مشکل شب ادراری مشکل خیلی از بچه‌های دنیا است و توضیح سیستم دفع بدن برای دوستان کوچکش، به آن‌ها کمک می‌‍کند تا مشکلشان را برطرف کنند.

چهارشنبه, ۳ شهریور

کتاب «رختخواب خیس» درباره‎ موضوع شب ادراری کودکان است. در این کتاب پسر بچه‌ای به نام مکس که خودش قبلا همین مشکل را داشته است، تصمیم می‌گیرد تا مشاور کودکان دیگر شود. او با توضیح این مطلب که مشکل شب ادراری مشکل خیلی از بچه‌های دنیا است و توضیح سیستم دفع بدن برای دوستان کوچکش، به آن‌ها کمک می‌کند تا مشکلشان را برطرف کنند.

سه شنبه, ۲ شهریور

«گاهی تنها روزنی که ما می‌توانیم چهره انسان را ببینیم، همان چهره‌ واقعی که در پشت صورتک‌ها پنهان کرده است، ادبیات است. گاهی داستان‌ها بازتابی از بحران‌های گوناگونی هستند که انسان درون آن غوطه می‌خورد. بیش‌تر انسان‌ها، نمی‌توانند از این بحران‌ها جدا شوند انگار که بستر زیست‌شان است؛ اما گروهی کم‌تر دل‌شان می‌خواهد بدانند که چرا انسان چنین چشم بر همه حقیقت‌هایی که می‌توانند دیده شوند، می‌بندد و نمی‌خواهد آن‌ها را ببیند. بحران‌هایی که گاهی می‌تواند مرزهای انسانیت را از جنبه تیرگی جابه‌جا کند. یکی از این بحران‌ها که در همسایگی کشور ما در حال رخ دادن است، به خوبی عیار کور شدن چشمان کسانی را نشان می‌دهد که خود را پرچم‌دار جهان مدرن می‌دانند. آن‌ها با چشمانی کور در برابر دوربین‌ها حاضر می‌شوند تا درباره به مسلخ بردن یک ملت و یک فرهنگ به خود و دیگران دروغ بگویند. فرودگاه کابل و پرت شدن نوجوان فوتبالیست از هواپیما تنها آن بخش از فاجعه‌ای است که دوربین‌ها ضبط کرده‌اند. بخش‌های ناپیدای این روایت آن‌جا است که چشمان کور سیاست‌مداران در هر کجای جهان شلاق‌های آماده طالبان را که باز آمده‌اند بر تن زنان و کودکان و همه مردم این سرزمین بکشند، نمی‌بینند. کورند یا خود را به کوری می‌زنند هنگامی که می‌گویند این سبک زندگی آنان است. ما می‌رویم تا آن‌ها در سبک زندگی خود آزاد باشند. نقد و سنجش دو کتاب یکی ادبیات بزرگسال و دیگری از ادبیات کودک و نوجوان را نویسندگان این بررسی در هنگامه‌ای به دست گرفته‌اند که مردم افغانستان و به ویژه زنان و کودکان آن خطه زیر فشاری سخت و مرگ‌بار هستند. بی‌پناه و درمانده. دغدغه آن‌ها در این وضعیت طرح این پرسش بوده است که چرا عقل انسان کور است و کوری در حق و حقیقت ریشه در چه جنبه‌هایی از وجود این انسان پیچیده دارد.»

محمدهادی محمدی

سه شنبه, ۲ شهریور

«درخت خاطره» داستان روباهی است که زندگی طولانی و خوشی را در جنگل گذرانده و دیگر خسته شده است. او می‌‌داند که زمان رفتن است و در محل مورد علاقه خود در جنگل دراز می‌‌کشد و برای همیشه به خواب می‌­رود. طولی نمی‌‌کشد که دوستانش با ناراحتی دور او جمع می‌­شوند و شروع به گفتن خاطراتی که با روباه داشتند می‌­کنند. آن‌ها ناگهان متوجه روییدن درختی می‌­شوند که با هر بار گفتن خاطره درباره­ روباه، بزرگ و بزرگ­تر می‌­شود و این­گونه روباه برای همیشه در کنار آن­ها باقی می‌­ماند.

سه شنبه, ۲ شهریور

«درخت خاطره» داستانی لطیف با موضوع دوستی و غم از دست‌دادن دوست و زنده نگه‌داشتن خاطراتش است.