کتاب «خرس یا اردک» داستانی است شیرین با طنزی پنهان برای آموزش مفهوم خودباوری به کودکان و اینکه باوجود تفاوتهایی که با دیگران دارند میتوانند با آنها دوست باشند.
سایت کتابک
در این برگه، آخرین نوشتههای منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجرهای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفتهاند. این نوشتهها شامل تازهترین مطالب در حوزهی ادبیات کودک، معرفی کتابهای جدید، مقالههای تخصصی دربارهی ترویج خواندن، تجربههای موفق کتابخوانی، گفتوگو با نویسندگان و کتابداران، گزارشهای رویدادها، و ایدههایی نو برای خانوادهها و مربیان است.
شما میتوانید از این بخش بهعنوان درگاه ورود به تازهترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامهها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جستوجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.
میدَمَد خورشید و می آرد نُوید
کز بهاران تازه گردد زندگی
مژده آرد سبزهی رقصانِ شاد
از جوانی، سرخوشی، پایندگی
در بهار عُمری، ای باغ امید
برگ و بار زندگی از آنِ توست
کشتزار زندگانی پیکرت
مایهی هستی همه در جان توست
روزگارت جاودان نوروز باد
راستی را، روز تو نوروز توست
دانش اندوزی، هنرآموز باش
کامیاری یارِ بخت اَفروزِ توست
مردی بود یک پسر داشت که اسمش گرگین بود و خیلی این پسر را دوست میداشت. هنوز این پسر دست چپ و راست خودش را نشناخته بود که مادرش عمرش را داد به شما!
یک سال از مرگ این زن گذشت، پدر گرگین یک زن دیگر گرفت. این زن سر نه ماه یک پسر زایید و گرگین صاحب یک نابرادری شد.
مجموعه کتابهای «اولین تجربههای تو» با زبانی شاد و ساده کودکانی را که قرار است برای اولین بار کارهایی را انجام دهند، به خوبی با شرایط جدید و ویژگیهایش آن کار آشنا میکند. از این مجموعه کتابهای «اولین روز مدرسه»، «در بیمارستان»، «در مطب دکتر»، «تولد نوزاد جدید»، «در آرایشگاه» و در «استخر شنا» «سوار شدن به هواپیما»، «رفتن به خانهی جدید»، «رفتن به دندانپزشکی» و «سگ جدید» منتشر شده است.
کتاب «اولین روز مدرسه» از مجموعه کتاب «اولین تجربههای تو» داستان خواهر و برادر دوقلویی است که برای اولین روز مدرسه آماده میشوند. یکی از آنها از محیط مدرسه و معلمها احساس خجالت میکند. اما بعد از گذراندن یک روز در محیط مدرسه با همراهی پدر و مادرشان و در کنار سایر کودکان، هر دو هنگام بازگشت به خانه، از پیدا کردن دوستان جدید خوشحال هستند و حس میکنند در مدرسه به آنها خوش گذشته است.
کتاب «رزی گودنس، دخترک مهندس» از مجموعه کتاب «راهت را پیدا کن»، داستان دختری به نام رزی است که در دبستان درس میخواند و آرزو دارد مهندس شود. اما از شکستهایش ناامید میشود تا زمانی که میآموزد از هر شکست میتواند درسهایی بیاموزد و با تلاش بیشتر موفق شود.
مرتبط با کتاب «رزی گودنس، دخترک مهندس» کتاب کاری شامل 40 فعالیت برای اختراع کردن، نقاشی کشیدن و ساختن با عنوان «پروژههای بزرگ برای مهندسان کوچک» منتشر شده است. فعالیتهای پیشنهادی زیر را علاوه بر فعالیتهای کتابهای کار میتوانید انجام دهید.
کتاب «ماری ادلند، دخترک دانشمند» از مجموعه کتاب «راهت را پیدا کن»، داستان دختر کنجکاوی به نام رزی است که پرسشهای زیادی دارد و مانند یک دانشمند برای یافتن پاسخ پرسشهایش پرسشهای بیشتری طرح میکند، فرضیه میسازد و آنها را آزمایش میکند.
مرتبط با کتاب «ماری ادلند، دخترک دانشمند» کتاب کاری شامل 40 فعالیت برای کشف کردن، نقاشی کشیدن و ساختن با عنوان «پروژههای بزرگ برای دانشمندان کوچک» منتشر شده است. فعالیتهای پیشنهادی زیر را علاوه بر فعالیتهای کتابهای کار میتوانید انجام دهید.
کتاب «ماری ادلند، دخترک دانشمند» از مجموعه کتاب «راهت را پیدا کن»، داستان دختر کنجکاوی به نام رزی است که پرسشهای زیادی دارد و مانند یک دانشمند برای یافتن پاسخ پرسشهایش پرسشهای بیشتری طرح میکند، فرضیه میسازد و آنها را آزمایش میکند.
در یکی از روزهای آخر زمستان که برف نازکی دشت و صحرا را پوشانده بود، شکارچی شجاع تفنگ و دامش را برداشت که برای شکار به جنگل برود. وقتیکه از کوچههای ده میگذشت بچهها او را به هم نشان میدادند و میگفتند: «شکارچی شجاع حتماً امروز هم دست خالی از جنگل برنمیگردد.»
یک روز، چشمه ساری،
باریک چون نواری،
از کوه سر درآورد،
گردید جویباری.
با خنده و ترانه
بر کوه شد روانه،
از مارپیچ دره
میرفت شادمانه.
راهش که تنگ میشد
خیلی زرنگ میشد،
با سنگهای سر سخت
مشغول جنگ میشد.
شاد از بهار میرفت،
با پشتکار میرفت،
از شوق کشتزاران
امیدوار میرفت.
خود را به سنگ میزد
در افراد دچار «سندرم استکهلم و اختلال استرس پساآسیب»، نشانههایی مشترک است. تفاوت این دو اختلال، احساس تعلق خاطر، دلتنگی نسبت به گروگانگیر یا فرد آسیبرسان و حتی نگرانی نسبت به سرنوشت او در افراد دچار سندرم استکهلم است. در پویانمایی «دیو و دلبر»، هنگامی که بل از قلعهی دیو فرار میکند و دیو به دنبالش میرود، گرگها در جنگل به بل حمله میکنند، دیو از او دفاع میکند و زخمی میشود. در ادامهی داستان، بل برای دیو دلسوزی میکند و نگران حالش است. وقتی دشمنان دیو میخواهند به قلعهی او حمله کنند و او را از بین ببرند، بل به آنها میگوید که این دیو، خوشقلب است و نباید به او آسیب بزنند. این توجه و دغدغه نسبت به گروگانگیر، ویژگی مبتلایان به سندرم استکهلم است.
«قورررک!» داستان خوکی است که یک روز به کنار برکه قورباغهها میآید و قورقور میکند. این کار او تعجب همه جانوران جنگل را بر میانگیزد و در نهایت قورباغهها متوجه میشوند که او فقط با این کار میخواسته با آنها دوست شود.
مجموعه کتابهای «آمبر براون»، دربارهی ماجراهای یک دختر دبستانی به نام آمبر است و ماجراهایی که او در زندگی شخصی و مدرسهاش با آنها روبرو میشود و تمام احساساتی که طی این اتفاقات تجربه میکند. احساسات و تصمیمهای او همگی به نوعی تحت تاثیر شرایط او به عنوان کودکی است که پدر و مادرش از هم جدا شدهاند. او در تمام مدت از این اتفاق و شرایطی که باعث میشود تا به مسایلی فکر کند که به قول خودش بچهها اصلا نباید درگیر فکر کردن به آنها باشند، ناراضی است. اما در پایان میپذیرد که زندگی پر از تغییراتی است که همیشه هم بد نیستند. این مجموعه 9 جلدی شامل کتابهای زیر است: «آمبر براون یک مداد شمعی نیست»، «آمبر براون، آبله مرغان خوردنی نیست»، «آمبر براون به کلاس چهارم میرود»، «آمبر براون امتیاز بیشتری میخواهد»، «همیشه آمبر براون»، «آمبر براون از عصبانیت قرمز میشود»، «آمبر براون احساس آبی دارد»، «من، آمبر براون»، «آمبر براون از حسودی کبود میشود».
کتاب «آمبر براون یک مداد شمعی نیست» اولین جلد از مجموعه 9 جلدی «آمبر براون» است. در این کتاب آمبر 9 ساله که پدر و مادرش از هم جدا شدهاند و پدرش اکنون دور از آنها و در پاریس زندگی میکند، با چالش جدید روبرو میشود. جاستین، صمیمیترین دوست او به خاطر کار پدرش باید همراه خانواده از آن شهر برود. حالا باز قرار است همه چیز به هم بریزد و آمبر به شدت ناراحت است.
روزی و روزگاری جوانی که در حرفه قفلسازی مهارت بسیار داشت به پدرش گفت که اکنون میخواهد به راه بیفتد و بخت و اقبال خود را در جهان گسترده بیازماید. پدر پاسخ داد: «بسیار خوب، من از این حرف بسیار خوشحالم.» و مقداری پول برای مخارج سفر در اختیار پسر گذاشت. جوان بی مقصد و هدف راه جهان را در پیش گرفت و به هرکجا رسید جویای کار شد. پس از گذشت چند وقت، دریافت که حرفه قفلسازی دیگر نیازهای او را برآورده نمیسازد و به علاوه دیگر این حرفه را دوست ندارد، بلکه مایل است شکارچی شود. در این هنگام شکارچیای را دید که جامه سبز بر تن داشت و از او پرسید از کجا میآید و به کجا میرود. جوان پاسخ داد که کارگر قفلساز است، اما دیگر آن پیشه را دوست ندارد و میخواهد شکارچی شود و آیا حاضر است او را به شاگردی بپذیرد؟
«قورررک!» داستان خوکی است که یک روز به کنار برکه قورباغهها میآید و قورقور میکند. این کار او تعجب همه جانوران جنگل را بر میانگیزاند و در نهایت متوجه میشوند که او فقط با این کار میخواسته با آنها دوست شود.
روز آخر سال بود. مادر هما میخواست برای خرید از خانه بیرون برود. هما گفت: «مادر، اجازه میدهید که من هم با شما بیایم؟ من میخواهم با پولهایی که دارم خرید کنم.» مادر گفت: «هما، میخواهی چه بخری؟» هما گفت: «یک اسباب بازی.» مادر گفت: «برای کی؟» هما گفت: «معلوم است، برای خودم.» مادر گفت: «من خیال کردم که میخواهی برای کسی عیدی بخری.» هما گفت: «نه، مادر. چه فایده دارد که با پولم برای دیگری چیز بخرم؟» مادر گفت: «هما جان، وقتی که من و پدرت برای تو عیدی میخریم خوشحال میشوی؟» هما گفت: «بله، مادر جان.» مادر گفت: «ما هم که به تو عیدی میدهیم خوشحال میشویم. عیدی دادن هم به اندازهی عیدی گرفتن آدم را خوشحال میکند.»
«من هنری فنچ هستم»، کتابی است در مورد پرندهای کوچک، به نام هنری، که با خانوادهاش در یک گروه بزرگ زندگی میکند. آنها هر روز را تکراری و بدون کار خاصی سپری میکنند. اما یک روز هنری متوجه چیزی میشود، او میتواند فکر کند!
«من هنری فنچ هستم»، کتابی است در مورد پرندهای کوچک، به نام هنری، که با خانوادهاش در یک گروه بزرگ زندگی میکند. آنها هر روز را تکراری و بدون کار خاصی سپری میکنند. اما یک روز هنری متوجه چیزی میشود، او میتواند فکر کند!
به تازگی انتشارات مُهنا Muhenna در ترکیه، دو مجموعه رمان گرافیکی «قورتش بده» و «راهنمای خرابکاری» را به زبان ترکی ترجمه و در نمایشگاه کتاب «افیون قره حصار» رونمایی کرده است. عادله خلیفی نویسنده این دو مجموعه رمان است و گل یلدز آنها را به زبان ترکی ترجمه کرده و ندا نور، ویراستار این مجموعه در زبان ترکی است.
کودکان و نوجوانان روستای زلان به مناسبت روز «شعر و ادب» میزبان فریدون میراحمدی از شاعران کرد دوستدار کودکان بودند. آنها دیداری با این شاعر جوانرودی داشتند و روز شعر و ادب را در کنار هم جشن گرفتند. گزارش این روز به یادماندنی در کتابخانهی «با من بخوان» زلان را در ادامه بخوانید:
کجا رفتی؟
- کبوتر جان، کجا رفتی؟ - نمیآیم، نمیآیم.
بیا بر بام ما بنشین. بگو بامت صفایش کو؟
برایت دانه میریزم، بگو شهر پُر از دودت.
توتوک، توک توک، توتوک برچین. هوایش کو، هوایش کو؟
کبوتر جان، بیا با من تمام بامها: یک باغ،
کتاب «25 شغل ماشا فیلیپنکو» در مورد دانش آموز سال سوم دبستان، ماشا فیلیپنکو است. او که علاقهای به درس خواندن ندارد، در بازدید یکی از اعضای شورای شهر، انشایی مینویسد که به نظر پروفسور پر از ایدههای خلاقانه است. او از ماشا دعوت میکند تا به مراکز تجاری و خدماتی شهر که دارای مشکل هستند برود و به شیوه خودش راه حل پیدا کند.
کتاب «25 شغل ماشا فیلیپنکو» در مورد دانش آموز سال سوم دبستان، ماشا فیلیپنکو است. او که علاقهای به درس خواندن ندارد، در بازدید یکی از اعضای شورای شهر، انشایی مینویسد که به نظر پروفسور پر از ایدههای خلاقانه است. او از ماشا دعوت میکند تا به مراکز تجاری و خدماتی شهر که دارای مشکل هستند برود و به شیوه خودش راه حل پیدا کند.