مجموعه کتاب «شغل آیندهی من»، با زبانی بسیار شاد و ساده، کودکان را با تعدادی از شغلهای جامعه و حتی ارتباطی که میتوانند با هم داشته باشند آشنا میکند. این مجموعه شامل یازده جلد است: «دیک دامپزشک»، «دیزی دکتر»، «رالف راننده»، «پنی پرستار»، «آنی آرایشگر»، «پلی پلیس»، «مونا معلم»، «مک مزرعه دار»، «فابیو فوتبالیست»، «بیلی بنا» و «اشلی آتشنشان».
سایت کتابک
در این برگه، آخرین نوشتههای منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجرهای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفتهاند. این نوشتهها شامل تازهترین مطالب در حوزهی ادبیات کودک، معرفی کتابهای جدید، مقالههای تخصصی دربارهی ترویج خواندن، تجربههای موفق کتابخوانی، گفتوگو با نویسندگان و کتابداران، گزارشهای رویدادها، و ایدههایی نو برای خانوادهها و مربیان است.
شما میتوانید از این بخش بهعنوان درگاه ورود به تازهترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامهها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جستوجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.
«ویرجینیا گرگ میشود» داستان دختری است به نام ویرجینیا که یک روز صبح بعد از بیدار شدن احساس غم و ناراحتی و خشم دارد، یک احساس گرگی. صداهای بلند آزارش میدهند، پاسخ دوستانش که برای بازی پیش او آمدهاند را نمیدهد، تمام وسایل خانه را بههم میریزد و حرف نمیزند. خواهرش متوجه حال گرگی ویرجینا میشود و بهدنبال راهحلی میگرد تا حال او را خوب کند، اما هیچ فایدهای ندارد. تا اینکه ونسا شروع به نقاشی کردن سرزمینی که ویرجینیا دوست دارد میکند و همه آنچه خواهرش دوست دارد را در این سرزمین نقاشی میکند. ویرجینیا با دیدن نقاشی و فضایی که خواهرش خلق کرده شروع به حرفزدن میکند و کمکم احساس خوبی پیدا میکند.
«ویرجینیا گرگ میشود» داستانی در مورد تجربه احساس ناخوشایند عصبانیت، خشم و ناراحتی یک دختر است و راه حل کنار آمدن با این احساس.
سالها پیش در کوهی که نزدیک دهکدهی کوچکی بود، دیوی زندگی میکرد. آن کوه و آن دهکده و آن دیو هر یک اسمی داشتند. اما آنقدر روزها و ماهها و سالها آمدند و رفتند که همهی مردم اسم آن کوه و آن دهکده و آن دیو را فراموش کردند. ولی چون آن دیو فقط یک شاخ داشت، ما او را دیو یکشاخ مینامیم.
در کتاب «آنجا که شادی آغاز میشود» میزبان احساسی دلپذیر و خواستنی هستیم، شادی. هنگامی شادی آغاز میشود که آن را شناخته باشی، بهراستی شادی چیست؟ آیا مفهوم شادی برای همه یکسان است؟ شادی همیشه یک نام ندارد و همواره پایدار نیست. برای شاد بودن شاید لازم نیست تلاش کنی و دائم دنبال آن باشی. چون شادی همیشه هست و باید در خودت جستوجو کنی.
در کتاب «آنجا که شادی آغاز میشود» میزبان احساسی دلپذیر و خواستنی هستیم، شادی. هنگامی شادی آغاز میشود که آن را شناخته باشی، بهراستی شادی چیست؟ آیا مفهوم شادی برای همه یکسان است؟ شادی همیشه یک نام ندارد و همواره پایدار نیست. برای شاد بودن شاید لازم نیست تلاش کنی و دائم دنبال آن باشی. چون شادی همیشه هست و باید در خودت جستوجو کنی.
کتاب «عمو نوروز» دربارهی افسانه کهن عمو نوروز است، مردی که در اول بهار برای آوردن عید، به سمت شهر حرکت میکند. پیرزنی که باغش خارج شهر است و عاشق عمو نوروز، هر سال روز اول بهار از خواب بیدار میشود و خانه و باغچه را آب و جارو میکند، سفره را برای پذیرایی از عمو نوروز میچیند و لباسهای زیبا میپوشد. اما از خستگی خوابش میبرد و وقتی بیدار میشود، میفهمد که عمو نوروز باز هم آمده و رفته!
کتاب «عمو نوروز» دربارهی افسانه کهن عمو نوروز است، مردی که در اول بهار برای آوردن عید، به سمت شهر حرکت میکند. پیرزنی که باغش خارج شهر است و عاشق عمو نوروز، هر سال روز اول بهار از خواب بیدار میشود و خانه و باغچه را آب و جارو میکند، سفره را برای پذیرایی از عمو نوروز میچیند و لباسهای زیبا میپوشد. اما از خستگی خوابش میبرد و وقتی بیدار میشود، میفهمد که عمو نوروز باز هم آمده و رفته!
نهمین نشست مجازی کتابداران «با من بخوان»، چهارشنبه 17 شهریور 1400 با موضوع «گزارشنویسی» برگزار شد و کتابداران و ترویجگران کتاب دربارهی اهمیت و اصول گزارشنویسی در کتابخانههای «با من بخوان» گفتوگو و تبادل نظر کردند. مهمان این نشست هورزاد عطاری از کمیتهی کتابخانههای «با من بخوان» بود.
بهار آمد، گل آمد
نسرین و سنبل آمد
گلهای سرخ و زیبا
در باغ خانهی ما
چشمها را بازکردند
با خنده ناز کردند
بنفشه دسته دسته
کنار جو نشسته
در روز آفتابی
در آسمان آبی
پرندهی خوش آواز
پَر زد و کرد پرواز
بهار آمد، گل آمد
نسرین و سنبل آمد
بچهها! «شب دراز است و قلندر بیدار و بیکار»...
بنابراین پس از افسانه زنگوله به پا داستان بلبل سرگشته را بشنوید! این هم از همان افسانههای کهن است که به همه جا رفته است.
«دختری به نام لاکپشت» داستان دختر یازده سالهای به نام لاکپشت است که مجبور میشود از مادرش جدا شود و پیش بستگانش زندگی کند. داستان چالشهای زندگی لاکپشت و چگونگی غلبهاش بر آنها را روایت میکند.
نام اصلی کتاب «دختری به نام لاکپشت» Turtle in Paradise (لاکپشت در بهشت) است، که نویسنده امریکایی جنیفر ال. هالم داستان آن را با الهام از زندگی مادر مادربزرگش نوشته است.
«دختری به نام لاکپشت» داستان دختر یازده سالهای به نام لاکپشت است که مجبور میشود از مادرش جدا شود و پیش بستگانش زندگی کند. داستان چالشهای زندگی لاکپشت و چگونگی غلبهاش بر آنها را روایت میکند.
۱۹ تا ۲۱ شهریور 1400 (۱۰ تا ۱۲ سپتامبر 2021) سیوهفتمین کنگرهی دفتر بینالمللی کتاب برای نسل جوان (IBBY World Congress) در شهر مسکو روسیه برگزار شد. این رویداد مهم ادبیات کودکان که قرار بود در سپتامبر ۲۰۲۰ برگزار شود پس از یکسال تاخیر به دلیل همهگیری کرونا، سرانجام در روز 10 سپتامبر 2021 طی مراسمی با سخنرانی مینجوو ژانگ، رئیس هیات مدیره دفتر بینالمللی کتاب برای نسل جوان، و دیگر سخنرانان مدعو افتتاح شد و با برنامههای متنوع به مدت سه روز میزبان کارشناسان، پژوهشگران و علاقهمندان ادبیات کودک از کشورهای گوناگون جهان بود
زن و شوهر خسته و وامانده وارد دفتر معاملاتی شدند، روی دیوارها پر از نقشه زمینهای فروشی و آگهی آپارتمانهای اجارهای بود، توی دفتر دو تا میز تحریر بزرگ دیده میشد. کسی که پشت میز بالای دفتر نشسته بود عینک به چشم داشت و روزنامه مطالعه میکرد. دومی که داشت با تلفن حرف میزد کچل بود.
یکی بود، یکی نبود. ککی بود با مورچهای، که باهم یار و یاور بودند و یک روز کک به مورچه گفت: «من خیلی گرسنهام، باید با یک چیزی شکمم را وصله پینه کنم.» مورچهه گفت: «منم مثل تو» گفتند: «خوب، چه بگیریم، چه نگیریم، اگر گردو بگیریم پوست دارد، کشمش بگیریم دم دارد، سنجد بگیریم هسته دارد. بهتر این است که گندم بگیریم، ببریم آسیاب آرد کنیم، بیاریم خانه، نان بپزیم و بخوریم.»
عصر بود. یک دختر کوچک قشنگ با مادرش از کوچهای میگذشت. این دختر سارا بود. سارا با مادرش به خانهی خاله مریم میرفت تا ببری را ببیند.
خاله مریم گربهی بزرگ و قشنگی داشت. گربهی خاله مریم یک ماه بود که پنج تا بچه زاییده بود. همهی بچه گربهها قشنگ بودند. سارا، روزی که بچه گربهها را دید یکی از آنها را به خاله مریم نشان داد و گفت: «این یکی از همه قشنگتر است. شکلش درست مثل شکل ببر است.» سارا خودش ببر ندیده بود ولی پدرش عکس ببر را به او نشان داده بود.
نگاهی به سه کتاب «فضانوردها در کوره آجر پزی»، «گاوهای آرزو»، «آواره بی خورشید»
هدف این مقاله، مقایسه سه کتاب «فضانوردها در کوره آجر پزی»، «گاوهای آرزو» و «آواره بی خورشید» است که در فاصله سالهای شصت و هفت تا هشتاد و دو، برای گروه سنی نوجوان نوشته شده است.
روزی هزارپایی از جنگل میگذشت. به خانهی خرگوشی رسید. وارد خانهی خرگوش شد و در جای گرم و نرم خرگوش خوابید. در آن وقت خرگوش در خانه نبود وگرنه هزارپا جرأت نمیکرد حتی یکی از پاهایش را هم آنجا بگذارد. ولی هنوز خوب گرمش نشده بود که خرگوش به خانه برگشت. خرگوش از همان دم در فهمید که یکی وارد خانهاش شده است. فریاد کشید: «آهای! ای کسی که بیاجازه وارد خانهی دیگران میشوی! بیا بیرون، این خانه صاحب دارد.»
مادر توی خانه بود. علی و دوستش فرید، پیش مادر آمدند. علی گفت: «مادر، فرید میخواهد برود و موهایش را کوتاه کند. اجازه میدهید که من هم با او بروم و موهایم را کوتاه کنم؟»
مادر گفت: «بله، تو هم برو.»
علی و فرید از خانه بیرون آمدند. سر کوچهی آنها یک آرایشگاه بود. علی و فرید توی آرایشگاه رفتند. آرایشگر آنها را میشناخت. علی و فرید به آرایشگر سلام کردند. آرایشگر از دیدن آنها خوشحال شد. گفت: «بچهها، خوش آمدید. خوب، اول موهای کدام تان را کوتاه کنم؟»
اولالالای لالایی
عزیز ، جون دل مایی
اولالالا گلٍ قَندم
عزیزٍ جون دلبندم
نكن گریه نکن ناله
به قنداقٍت نمیبندم (پارچه ای که نوزاد را در آن میپیچند)
اولا لالا گل نرگس
نبینم داغتو هرگز (از دستدادن عزیز)
اولا لالا گل لیلو
که وَر چشمت کٍشم میلو (میله سرمه)
که میلو از طلا باشه
نگهدارت خدا باشه
اولالالا لالاش میاد
صدا کفشٍ باباش میاد
بیا بابا به باغش بر
به سیل سیب و نارش بر (به دیدن سیب و انار ببرش)
از اون سیبا به کوشش کن (سیب)
از اون نارا به دوشش کن (انار)
«آد قویدی» نوعی بازی فکری- حرکتی است که به شکل دستهجمعی و با نامگذاری افراد توسط سردسته و شناسایی نامها توسط شیطان در میان نوجوانان و جوانان تبریزی انجام میشود.
پیش از مطالعهی این بخش، قسمت نخست گفتوگو با فرزاد فربد را مطالعه کنید.