مجموعه «قصههای دوست داشتنی» شامل 8 داستان مجزا با شخصیتهای مختلف و پدیدآورندگانی متفاوت است. هر کتاب دارای داستانی کوتاه و جذاب با تصاویر درشت و رنگی است که این مجموعه را تبدیل به انتخابی مناسب برای بلندخوانی با کودکان میکند. کتابهای این مجموعه عبارتند از: «گربهای که تقلید میکرد»، «شاید چیزی زیبا»، «نینجا خرگوشه»، «روز بد خرس کوچولو»، «اسکار عاشق چه چیزهایی است؟»، «درخت خاطره»، «اسکار و مو» و «میخواهی چه کاره شوی برایان؟».
سایت کتابک
در این برگه، آخرین نوشتههای منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجرهای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفتهاند. این نوشتهها شامل تازهترین مطالب در حوزهی ادبیات کودک، معرفی کتابهای جدید، مقالههای تخصصی دربارهی ترویج خواندن، تجربههای موفق کتابخوانی، گفتوگو با نویسندگان و کتابداران، گزارشهای رویدادها، و ایدههایی نو برای خانوادهها و مربیان است.
شما میتوانید از این بخش بهعنوان درگاه ورود به تازهترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامهها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جستوجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.
«گربهای که تقلید میکرد» از مجموعه کتاب «قصههای دوست داشتنی» ماجرای دو دوست به نامهای بلا و آناست. بلا که خیلی آنا را دوست دارد میخواهد کاملا در تمام کارها از او تقلید کند. اما آنا این کار را اصلا دوست ندارد.
«این گوزن مال من است» داستان پسری به نام ویلفرد و گوزنی است که یک دفعه سر و کلهاش پیدا میشود و ویلفرد تصور میکند او جانور دستآموزش است. اما بهتدریج متوجه میشود، ویلفرد که جانوری از حیاتوحش است، زندگی را با قوانین مورد قبول خودش میگذراند، نه قوانینی که ویلفرد وضع کرده است و برای هیچکسی هم نیست.
مادربزرگ و نوهاش را بذرها و گیاهان در «من و یک گلدان خالی» به هم پیوند میدهند. روایتی لطیف از دوستی با طبیعت و تخیل.
کتاب «خرگوش کوچولو در گالری» داستان خرگوش کوچولویی است که همراه پدر و مادرش به یک گالری هنری میرود و برای اولین بار با کارهای هنری مختلف مانند نقاشیها و مجسمهها روبرو میشود.
پیش از مطالعه، بخش نخست را بخوانید:
بررسی کتاب «مهمان مامان» از دریچه سه فیلم، شگردهایی برای خواندن یک کتاب خوب (بخش نخست)
«مهمان مامان» داستان یک مهمانی ساده اما پردردسر در یک خانهی مستأجری است، خانهای که در هر کدام از اتاقهای دورتادور حیاطاش آدمهایی زندگی میکنند که سهمشان از خانه تنها یک اتاق است. یکی دستفروش است، یکی کارگر کارخانه و دیگری دانشجو. «مهمان مامان» داستان مادری است که پسرخواهر تازهداماد شدهاش قرار است همراه عروساش به خانهی او بیاید و این خاله نه چیزی دارد تا برایشان شام درست کند و نه میوه و شیرینیای تا کامشان را شیرین کنند. از مهمانی آن روز، تنها یک هندوانه و پیالهای تخمه قرار است اسباب پذیرایی باشد. داستان با صدای درِ خانه آغاز میشود. مادر مضطرب است که مهمانها پیش از آمدن شوهرش بیایند و مرتب کردن اتاق هم تمام نشده باشد، خانهای که حیاط آن مشترک است و راضی کردن همسایهها به اینکه حیاط را تمیز نگه دارند سخت است. اگر یکی مرغ و خروس هم داشته باشد که کار را سختتر میکند. داستان به ما میگوید که مادر از همسایهها خواسته تا در اتاقهایشان بمانند و مزاحمتی برای مهمانها نداشته باشند. پس راضی کردن آنها هم یکی از دردسرهای مامان است.
یک روز سرد زمستانی که برف سنگین زمین را در چادری سفید پوشانده بود پسری بینوا از کلبه بیرون رفت تا با سورتمهاش هیزم جمعآوری کند. وقتی مقداری هیزم جمع کرد و روی سورتمه گذاشت دستهایش آنقدر یخ بسته بودند که تصمیم گرفت هرچه زودتر به خانه برگردد و آتش روشن کند تا کمی گرم شود.
«یوگای قورباغهای» درباره قورباغهای است که عاشق تمرین یوگاست. در این کتاب او بچهها را تشویق میکند تا از انجام یوگا لذت ببرند. «یوگای قورباغهای» کتابی برای معرفی 19 حرکت یوگاست که برای کودکان مناسب است و توسط یک قورباغه بامزه اجرا میشوند.
«یوگای قورباغهای» درباره قورباغهای است که عاشق تمرین یوگاست. در این کتاب او بچهها را تشویق میکند تا از انجام یوگا لذت ببرند. «یوگای قورباغهای» کتابی برای معرفی 19 حرکت یوگاست که برای کودکان مناسب است و توسط یک قورباغه بامزه اجرا میشوند.
مجموعه کتاب «احساسهای تو» بعضی از مهمترین احساسها، هیجانها و رفتارهای دوره کودکی را به گونهای تصویری و با استفاده از بیانی روان و جذاب بررسی میکند. این کتابها بر اساس نظرات و دیدگاههای روانشناسان و متخصصان تعلیم و تربیت تدوین و تصویرسازی شدهاند. این مجموعه به کودکان کمک میکند تا با احساسات و عواطفی که در زندگی روزمره تجربه میکنند، آگاهانه روبرو شوند و در هر مورد راهکارهایی خلاقانه و طنزآلود برای این رویارویی در اختیار کودک قرار میدهد.
کودکان خردسال در سالهای اولیه زندگی خود، احساسات گیجکننده بسیاری را تجربه میکنند. در کتاب «من ترسویم» از مجموعه کتاب «احساسهای تو» به شناخت احساس ترس و وحشت – همانطور که توسط کودک تجربه میشود- و راهکارهای کنار آمدن با آن از نگاهی اطمینانبخش میپردازد؛ با رویکردی طنزآمیز علت ترسیدن آدمها را بررسی میکند و بهترین راه رودررویی با آن موقعیت را از طریق محتوایی مناسب سن، بدون بزرگنمایی یا ترساندن کودک، نشان میدهد.
فرنگیس (معصومه) سهراب از بنیانگذاران شورای کتاب کودک، کارشناس آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان و مدیر مجتمع آموزشی مهران در 23 آبان سال ۱۳۰۴ در تهران در یک خانوادهی دانشدوست و فرهنگی زاده شد.
مجموعه کتاب «باشگاه کتابخوانی بانی» موضوع اصلیاش عشق به کتاب بانی و دوستانش و ماجراهایی است که هربار برای او و دوستانش رخ میدهد. داستانهای کتابهای این مجموعه که تاکنون 2 جلد «باشگاه کتابخوانی بانی» و «باشگاه کتابخوانی بانی، به مدرسه میرود» از آن منتشر شده است، روان و ساده است. متنهای هر صفحه بخش کمی از فضا را گرفتهاند و بقیه، تصاویر بسیار زیبای رنگی و بزرگی است که کودکان را به خوبی در حال و هوای داستانها قرار میدهد.
کتاب «باشگاه کتابخوانی بانی» از مجموعه کتاب «باشگاه کتابخوانی بانی»، داستانی است درباره خواندن، دوستی و عشق به کتاب. در این داستان خرگوشی کوچک به نام بانی به همراه دوستانش، ماجراهای زیادی با کتاب و کتابخانه شهر دارند.
روزی پادشاهی در جنگل بزرگ و پر درختی چنان با شتاب به دنبال شکار اسب تاخت که از همراهان دور افتاد و هیچکدام به او نرسیدند. شب که فرا رسید و هوا تاریک شد، ایستاد و به اطراف نگریست و دید که گم شدهاست. کوشید تا راهی برای خروج از جنگل پیدا کند، اما موفق نشد. در این هنگام پیرزنی را دید که به سختی و لرزان راه میرود و به سوی او پیش میآید. رفتار و حرکاتش نشان میداد که عجوزه جادوگری است. پادشاه به او گفت: «ای زن مهربان، ممکن است راهی را که از میان جنگل به بیرون میرود به من نشان بدهی؟» پیرزن پاسخ داد: «البته اعلی حضرت، با کمال میل، اما به یک شرط و اگر آن شرط را انجام ندهید هرگز از این جنگل بیرون نخواهیدرفت و در اینجا نابود خواهیدشد.» پادشاه گفت: «آن شرط چیست؟» پیرزن جواب داد: «دختری بسیار زیبا دارم که بر روی زمین دختری به آن زیبایی نخواهیدیافت و شایسته آن است که همسر شما باشد. اگر شما او را به عنوان ملکه انتخاب کنید من شما را یاری میدهم تا از جنگل خارج شوید.» پادشاه که از این رویداد بسیار ناراحت شدهبود، با پیشنهاد پیرزن موافقت کرد.
روزی روزگاری زن جادوگری بود که سه پسر داشت. آنها یکدیگر را بسیار دوست داشتند، اما ساحره به فرزندان خود بیاعتماد بود و خیال میکرد که آنها میخواهند قدرت جادوییاش را از دستش بگیرند. جادوگر پسر بزرگتر را به شکل عقابی در آورد که روی قله بلند و سنگلاخی زندگی میکرد، روزها در آسمان بالا و پایین میپرید و با پرواز خود دایرههایی ترسیم میکرد. پسر دوم هم به نهنگ تبدیل شد که در اعماق دریا زندگی میکرد و کسی اثری از او نمیدید، جز فواره پر قدرتی که گهگاه به هوا پرتاب میکرد. پسر سوم که از همه کوچکتر بود از بیم آنکه مبادا او را هم به حیوان وحشی مانند خرس یا گرگ بدل کند در نهان از خانه مادر گریخت.
«آردجو خراسانی» نوعی بازی حرکتی که به صورت گروهی در میان نوجوانان و جوانان کازرونی انجام میشود.
«آرک مارک» بازی حرکتی- نمایشی که به شکل جمعی میان نوجوانان و جوانان اصفهانی و با هدف بالا بردن هوش، قدرت و چابکی انجام میشود.
کتاب «مهمانی هیولاهای دندان» درباره خرس کوچکی به نام کودی است. کودی خوردن شیرینی و شکلات را خیلی دوست دارد. اما وقتی دندانش درد میگیرد و مجبور میشود پیش دکتر رایکو برود متوجه میشود که غیر از او، هیولاهای دندان هم شیرینی و شکلات را خیلی دوست دارند. دکتر رایکو برای کم شدن درد دندان کودی مجبور میشود علاوه بر شستن دهان کودی، به کمک مته کوچک دندانپزشکی هیولایی که داخل دندانش قایم شده را هم بیرون بکشد. دکتر رایکو از کودی میخواهد که بیشتر حواسش به دندانهایش باشد و حتماً بعد از خوردن شیرینی و قبل از خواب دندانهایش را مسواک بزند.
کتاب «مهمانی هیولاهای دندان» درباره خرس کوچکی به نام کودی است. کودی خوردن شیرینی و شکلات را خیلی دوست دارد. اما وقتی دندانش درد میگیرد و مجبور میشود پیش دکتر رایکو برود متوجه میشود که غیر از او، هیولاهای دندان هم شیرینی و شکلات را خیلی دوست دارند. دکتر رایکو برای کم شدن درد دندان کودی مجبور میشود علاوه بر شستن دهان کودی، به کمک مته کوچک دندانپزشکی هیولایی که داخل دندانش قایم شده را هم بیرون بکشد. دکتر رایکو از کودی میخواهد که بیشتر حواسش به دندانهایش باشد و حتماً بعد از خوردن شیرینی و قبل از خواب دندانهایش را مسواک بزند.
کتاب «یک توپ برای همه!» داستان کودکانی است که هر کدام تفاوتهای یکدیگر را پذیرفتهاند و در کنار هم بازی و مشارکت را تجربه میکنند. مولی موشکوری که خوب نمیبیند، فردی قورباغهای که خوب نمیشنود، هنری خارپشتی که از همه چیز میترسد، مکس موشی که یک پایش کوتاه است و بلیندا جوجه کلاغ کوچولو همگی در حال بازی با یک توپ هستند. اینجاست که ریکو سر میرسد و توپ بقیه را برمیدارد و فرار میکند. کودکان با ترس و لرز سراغ ریکو میروند تا توپ را پس بگیرند و وقتی بالاخره موفق میشوند، مکس توپ را دوباره به ریکو پس میدهد و از او میخواهد که او هم برای بازی با آنها همراه شود.
9 نوامبر برابر با 18 آبان، روز جهانی فرزندخواندگی است؛ روزی برای پاسداشت و ستایش عشقورزیدن به کودکان و جلب توجه همگان به اهمیت نیاز بنیادین همهی ما انسانها به دوست داشتن و دوست داشته شدن؛ روزی برای تاکید بر حق بهرهمندی از مواهب زندگی و حق فراهم بودن بستری غنی برای رشد و بالندگی همهی کودکان.
گزارشی از اجرای برنامهی «با من بخوان» و تاثیرات آن بر کودکان مناطق زلزلهزده
شامگاه ۲۱ آبان ۱۳۹۶ خبر زلزله در استان کرمانشاه دلهای بسیاری را لرزاند و آرامش را از وجودشان ربود. مخابرهی اخبار و تصاویر دردناکِ ویرانی و آسیب و مرگ همهی ما را به تکاپو میاندازد. میدانیم باید کاری کنیم و هرطور که میتوانیم دست یاری به سوی انسانهای آسیبدیده و در بحران دراز کنیم تا شاید اندکی از بارِ سنگینی که بر دوش دارند بکاهیم.
کتاب «کارل و معنای زندگی» داستان یک کرم خاکی است. او روزهای خود را با خوشحالی در حال تونل زنی در خاک میگذراند تا اینکه یک موش صحرایی از او یک سوال ساده میپرسد و باعث میشود کارل دست از کار روزانه خود بکشد: «چرا این کاره را هر روز میکنی؟» جستجوی کارل برای یافتن پاسخ این پرسش او را به یک ماجراجویی میرساند تا با تمام جانوران جنگل ملاقات کند. هرکدام از جانوران معنایی برای کاری که انجام میدهند دارند که خب هیچکدام از آنها معنای زندگی کارل نیست. اما سرانجام کارل هم معنای زندگیاش را مییابد.