سایت کتابک

در این برگه، آخرین نوشته‌های منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجره‌ای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفته‌اند. این نوشته‌ها شامل تازه‌ترین مطالب در حوزه‌ی ادبیات کودک، معرفی کتاب‌های جدید، مقاله‌های تخصصی درباره‌ی ترویج خواندن، تجربه‌های موفق کتابخوانی، گفت‌وگو با نویسندگان و کتابداران، گزارش‌های رویدادها، و ایده‌هایی نو برای خانواده‌ها و مربیان است.

شما می‌توانید از این بخش به‌عنوان درگاه ورود به تازه‌ترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامه‌ها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جست‌وجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.

چهارشنبه, ۷ مهر

«من هنری فنچ هستم»، کتابی است در مورد پرنده‌ای کوچک، به نام هنری، که با خانواده‌اش در یک گروه بزرگ زندگی می‌کند. آن‌ها هر روز را تکراری و بدون کار خاصی سپری می‌کنند. اما یک روز هنری متوجه چیزی می‌شود، او می‌تواند فکر کند!

سه شنبه, ۶ مهر

به تازگی انتشارات مُهنا Muhenna در ترکیه، دو مجموعه رمان گرافیکی «قورتش بده» و «راهنمای خرابکاری» را به زبان ترکی ترجمه و در نمایشگاه کتاب «افیون قره حصار» رونمایی کرده است. عادله خلیفی نویسنده این دو مجموعه رمان است و گل یلدز آنها را به زبان ترکی ترجمه کرده و ندا نور، ویراستار این مجموعه در زبان ترکی است.

سه شنبه, ۶ مهر

کودکان و نوجوانان روستای زلان به مناسبت روز «شعر و ادب» میزبان فریدون میراحمدی از شاعران کرد دوست‌دار کودکان بودند. آن‌ها دیداری با این شاعر جوانرودی داشتند و روز شعر و ادب  را در کنار هم جشن گرفتند. گزارش این روز به یادماندنی در کتابخانه‌ی «با من بخوان» زلان را در ادامه بخوانید:

سه شنبه, ۶ مهر

کجا رفتی؟

 

 

 

 

- کبوتر جان، کجا رفتی؟                           - نمی‌آیم، نمی‌آیم.

بیا بر بام ما بنشین.                                   بگو بامت صفایش کو؟

برایت دانه می‌ریزم،                                   بگو شهر پُر از دودت.

توتوک، توک توک، توتوک برچین.                هوایش کو، هوایش کو؟

کبوتر جان، بیا با من                                 تمام بام‌ها: یک باغ،

سه شنبه, ۶ مهر

کتاب «25 شغل ماشا فیلیپنکو» در مورد دانش آموز سال سوم دبستان، ماشا فیلیپنکو است. او که علاقه‌ای به درس خواندن ندارد، در بازدید یکی از اعضای شورای شهر، انشایی می‌نویسد که به نظر پروفسور پر از ایده‌های خلاقانه است. او از ماشا دعوت می‌کند تا به مراکز تجاری و خدماتی شهر که دارای مشکل هستند برود و به شیوه‌ خودش راه حل پیدا کند.

سه شنبه, ۶ مهر

کتاب «25 شغل ماشا فیلیپنکو» در مورد دانش آموز سال سوم دبستان، ماشا فیلیپنکو است. او که علاقه‌ای به درس خواندن ندارد، در بازدید یکی از اعضای شورای شهر، انشایی می‌نویسد که به نظر پروفسور پر از ایده‌های خلاقانه است. او از ماشا دعوت می‌کند تا به مراکز تجاری و خدماتی شهر که دارای مشکل هستند برود و به شیوه‌ خودش راه حل پیدا کند.

سه شنبه, ۶ مهر

کتاب «مشکل زرافه‌ای» در مورد ادوارد زرافه است. او اصلا از داشتن گردن به این درازی احساس خوش‎آیندی ندارد. حتی از نظرش گردنش اصلا مفید نیست. اما سایروس لاک‌پشت، جور دیگری به این ماجرا نگاه می‌کند.

سه شنبه, ۶ مهر

کتاب «مشکل زرافه‌ای» در مورد ادوارد زرافه است. او اصلا از داشتن گردن به این درازی احساس خوش‎آیندی ندارد. حتی از نظرش گردنش اصلا مفید نیست. اما سایروس لاک‌پشت جور دیگری به این ماجرا نگاه می‌کند.

یکشنبه, ۴ مهر

کتاب «سلام ترس!» با زبانی ساده و به ظاهر برای کودکان، امکان شناخت احساس ترس را برای همه گروه‌های سنی فراهم کرده است. این کتاب مخاطب را با ترس و انواع مختلف آن آشنا می‌کند.

در انجام فعالیت‌های در پیوند با کتاب‌هایی که به موضوع ترس می‌پردازند، به این موضوع دقت کنید که توصیه روانشناسان این است که نباید ترس‌های کودک را آن‌قدر از پس ذهن او بالا آورد که دچار ناآرامی شود. به‌خصوص اگر ما کتابدار یا مربی‌ای هستیم که فقط چند ساعتی در روز با کودک در ارتباط هستیم و همه ابعاد زندگی او را نمی‌شناسیم و در کنترل ما نیست و در عین حال متخصص حوزه روانشناسی هم نیستیم و بسیاری از امور را به تجربه می‌دانیم. پس حواسمان باشد و با احتیاط و با مطالعه کافی به این موضوع بپردازیم.

یکشنبه, ۴ مهر

«سلام ترس!» کتابی در مورد شناخت احساس ترس است. عنوان کتاب از همان ابتدا روشن می‌کند که باید با ترس آشنا شد و به او سلام کرد.

یکشنبه, ۴ مهر

آن شب قرار بود که مادر و پدر دوستم به خانه‌ی من بیایند. دوست من سرخ پوستی از مردم آلاسکاست. وقتی که من چیزهایی را که برای شام آن شب خریده بودم از سبد بیرون می‌آوردم، او کنارم نشسته بود. وانمود می‌کرد که از دیدن چیزهایی که من خریده‌ام غرق تعجب و تحسین شده است. می‌گفت: «به نظر می‌رسد که ما امشب شامی بسیار عالی و دل‌چسب خواهیم داشت.» وقتی که در میان آن چیزها چشمش به چند قطعه گوشت ماهی آزاد افتاد، فریادی کشید و گفت: «زودباش! زود این‌ها را از اینجا بردار! وای بر ما، اگر پدر و مادر من سر برسند و آن‌ها را ببینند! اگر آن‌ها بدانند که تو گوشت سپیده‌ی طلایی و غروب نقره‌ای، شاهزاده‌ی دریا، را می‌خوری، هرگز حاضر نمی‌شوند که با تو سر یک سفره بنشینند و مهمان تو باشند.»

یکشنبه, ۴ مهر

- کیست؟ کیست؟

- های! هو!

باد خَزانَم، بگو

باغ الفبا کجاست؟

آمده‌ام، تند و سرد،

تا ببرم برگ زرد،

بازکن، اینجا کجاست؟

- باد سرد،

قاه، قاه!

خوب به ما کن نگاه،

در بَرِ گل‌های ما

نیست تو را هیچ کار،

هست همیشه بهار

باغ الفبای ما.

شنبه, ۳ مهر

سید مهدی اعتصامی، مدیر مدرسه‌ای در اصفهان، به تازگی با سایت‌های آموزک و کتابک آشنا شده است. او در برگه‌ی اینستاگرام خود، از این آشنایی می‌گوید.

یک معرفی، پنجره‌ای به دنیای کودکی.

افسوس که سایت کتابک و آموزک را دیر شناختم! البته از دور یک اسمی شنیده بودم ولی اواخر سال 1398 در جریان سلسله جلسات فرزندپروری دوست استادم، رسول محمودی این سایت واقعاً بی نظیر را معرفی کرد. اینجا بود که با جوهر کار کتابک ارتباط گرفتم و به راستی مجذوب این سایت پایان ناپذیر شدم!

نمی‌دانم برای معرفی یک سایت گسترده و در عین حال عمیق، چه چیزی بگویم که در فضای بد تجاری شده کشورمان، بدتر نشود!

شاید این سایت یکی از ضروری‌ترین پنجره‌ها برای جامعه ایران امروز باشد. این را نمی‌گویم تا شما خواننده این متن کوتاه را در همین جا ترغیب به رجوع این سایت کنم. شما هم وقتی ساعتی در این سایت به مطالعه و درگیری وجودی نشستید، با من هم عقیده می‌شوید؛ البته به شرط آنکه اندکی دلتان به کودکان این سرزمین، کتاب‌هایشان، آموزششان، قلمشان، بِه زیستی‌شان، قصه‌هایشان، نهادشان، اصل کودکی‌شان و... بسوزد!

سایت کتابک خیلی زنده، فنی، محققانه، تجربی و بین رشته‌ای است. اگر بخواهم فقط ویژگی‌های آن را نام ببرم، این کپشن اجازه نخواهد داد. اهل توصیه نیستم، می‌توانید حرف‌های من را آزمایش کنید!

_ سایت کتابک، آموزک و کتاب هُدهُد، به صورت تخصصی به مواد خواندن؛ کتاب، نویسه، قلم، قصه، شعر و... می‌پردازد. کسانی که علاقه مند و دردمند مواد خواندنی هستند از این پنجره اُفق گشا، می‌توانند پیوسته بهره ببرند.

_کتابک و همهٔ پنجره‌های خانه تاریخ ادبیات کودکان، همکاری طیف‌های متنوعی را جلب کرده است که همین مزیت، گستردگی و عمق آن را منجر شده است. این ویژگی به نظرم یکی از میراث ارزشمند توران میرهادی است که هرگز "من" نبود بلکه همیشه و در هرحال مروج "ما" بود.

این سایت بزرگ و غنی کاملاً غیر دولتی و کاری مردمی است و توانسته طیف‌های مختلف از طبقه‌های مختلف جامعه را درگیر مسئلهٔ “کودکی” بکند.

_کتابک، آموزک و کل مؤسسه تاریخ ادبیات کودکان، به "کودکان" می‌اندیشد و این اندیشیدن را از تاریخ، فرهنگ و نظر تا عمل، تولیدات و نمونه، با پژوهیدن طی کرده است و می‌کند. بله، "کودکی" برای آن‌ها مسئله است؛ کودکی فارسی زبانان و ایران، در امروز.

سیاست، رانت، تجارت، نرخ به روز و چند عامل دیگر بدبختی کودکان، مسئلهٔ آن‌ها هرگز نیست. دال مرکزی آن‌ها "کودکی" است.

کتابک و همهٔ پنجره‌های مؤسسه تاریخ ادبیات کودکان، یک شبکه‌ای از ارتباطات را برای ما ایجاد می‌کند؛ مثلاً ارتباط با نشرها، مدرسه‌ها، دانشمندان، نظریه‌ها و...؛ این ارزشمند است که ما بتوانیم با کلید واژه‌های مؤثر یک نوشته تا جایی که حوصله داریم پیش برویم و سَرَک بکشیم.

کتابک و همهٔ این خانواده عزیز، حلقهٔ پیوند جامعه با نظام دانش است؛ خیلی‌ها در دانشگاه‌ها درس خواندند، مؤسسه زدند، کتاب‌ها چاپ کردند و...، ولی نتوانستند نسبتی با اکنون جامعه ایران برقرار کنند؛ یا نسبتی ناقص و گژ بر قرار کردند یا به نرخ روز سود کردند! ولی کتابک پیوند مبارکی با جامعه ایران برقرار کرده و همچنان ادامه می‌دهد.

_کتابک، گسترده و عمیق حرکت می‌کند؛ برخی سایت‌ها خیلی ادعا می‌کنند و پنجره‌های مختلف باز کرده‌اند، ولی جلو که می‌روی بی پشتوانه بودن آنها را حس می‌کنی! برخی‌ها هم در یک موضوع خیلی خاص، پشتوانه دارند ولی تک رشته‌ای، آن‌ها را با چالش‌هایی روبرو می‌کند. اما کتابک در هر دو بُعد زنده است. البته از کسانی همچون محمدهادی محمدی و همه مشارکت کنندگان این سایت پژوهشی برای کودکان، جز این انتظار نمی‌رود.

_کتابک توجه به بوم ایران و زبان فارسی دارد؛

کودک اینجا و اکنون درد و میزان کتابک است.

او هم‌چنین در دو پست دیگر، از تجربه‌ی خواندن دو کتاب توران دختر ایران و زیر خط کودکی می‌گوید:

کتاب‌های مفید و اثر بخش چقدر انرژی زا و روحیه دهنده هستند.
امروزم با کتاب توران، دختر ایران رنگ و بو گرفت.
این کتاب یکی از کتاب‌های پژوهشگری اصیل و توانا، محمدهادی محمدی است. محمدی که عمر خود را تماماً وقف کودکان این سرزمین کرده است، در این کتاب تار و پود کودکی را در دل تاریخ و فرهنگ این سرزمین می‌کاود و کنش‌ها و کوشش‌های توران میرهادی را توضیح می‌دهد. پژوهش‌های او همگی چنین ساختار و سیاق چند وجهی را دارد: از طرفی دربارهٔ (کودکی) صحبت می‌کند. از طرف دیگر تاریخ و فرهنگ این کشور را ورق می زند. از طرف سوم از اندیشه‌های دانشمندان و نظریه پردازان در این زمینه دریغ نمی‌کند و در بُعد چهارم البته کوشش‌ها و زیستن‌های دختر ایران، توران را به نسل امروز نشان می‌دهد.
چنین سیاق پژوهشی و آداب قلمی مورد نیاز ایران امروز است؛ که بهتر متوجه (خود) در افق تاریخی باشیم و جایگاه نظریه‌های غربی روشن باشد و (ما) مانده از توران‌ها، پیش از آن که فردا برآید! یاریگر ما و کودکان ما باشد.
پ.ن: بهار 1399

سید مهدی اعتصامی از تجربه‌ی خواندن "توران دختر ایران" و "زیر خط کودکی" می‌گوید

خرید کتاب توران دختر ایران

کاش پیش از این‌ها با قلم و جنس پژوهش‌های محمدهادی محمدی آشنا می‌شدم! اما به هرحال خوشحال‌ام که امروز طعم قلم و اندیشه‌ی او را چشیدم.
زیر خط کودکی کتابی بود که با آن امروزم لذت بخش شد.
کتاب را با هدف آشنایی با سبک تحلیل‌ها و کاویدن‌های محمدی شروع به خواندن کردم. در طول خواندن هدفم وسیع‌تر شد; محمدی به خوبی فضا را ترسیم می‌کند; به موقع طرح پرسش می‌کند و پاسخ کیفی با مفاهیم متناسب می‌آورد.
جالب‌تر اینکه او به خوبی از نظریه‌های مختلف علوم انسانی بهره می‌برد. یعنی نسبت نظریه (که معمولاً از اندیشمندان غربی هست) و واقعیت (زیست آذر یزدی+اجتماع ما) به خوبی حفظ می‌شود; تا جایی که نظریه برای ما فهم پذیرتر می‌شود وحتی به سمت خلق نظریه و مفهوم میل دارد.
به نظرم این جنس پژوهش‌ها (با مدل‌های متنوع و...) مورد نیاز جامعه‌ی ماست.
به هرحال سبک فکر کردن محمدی قشنگ است; حداقل برای من.
در پایان به‌جای شروع; از دوست استادم رسول محمودی متشکرم که واسطه‌ی آشنای‌ام شد.
پ.ن: تابستان 1399

 

خرید کتاب زیر خط کودکی

 

شنبه, ۳ مهر

کتاب «باید بروم دست‌شویی» یک کتاب بامزه برای آموزش رفتن به دست‌شویی‌ است که در آن سگ کوچولو به‌طور اتفاقی مجبور می‌شود از دست‌شویی بزرگ‌ترها استفاده کند. در این کتاب، علاوه بر آموزش غیر مستقیم رفتن به دست‌شویی، با جانوران مختلفی که در داستان حضور دارند هم آشنا می‌شویم.

پنجشنبه, ۱ مهر
به یاد بانویی که مهر را در آرامش می‌خواست، مهر را در صلح می‌خواست تا کودکان زیر سایه‌ی درخت زندگی، دانش بیاموزند و به مهر بزرگ شوند. 
اما اکنون مهر زخمی است، مهر زخم خورده است. از کرونا که دو سال می‌شود دانش‌آموزان را خانه نشین کرده است تا این مهر، که بی‌مهری برسر کودکان و دانش‌آموزان افغانستانی آواره شده است، از بلخ، تا مزار شریف از پنجشیر تا کابل و از هرات تا جلال‌آباد و قندهار. آیا برای این مهرِ زخمی مرهمی هست؟ می‌شود باشد، اگر همه دست به دست هم دهیم. کودکان را چه در ایران چه در افغانستان دریابیم و به نیازهای‌شان توجه کنیم. 
 
چهارشنبه, ۳۱ شهریور

دیو و دلبر قصه‌ای نوشته رمان‌نویس فرانسوی گابریل-سوزان بربو دو ویلنوو است که در سال ۱۷۴۰ به چاپ رسید. نویسنده‌ای فرانسوی، به نام Jeanne-Marie Leprince de Beaumont(ژان ماری لپرینس دو بی مونت) این قصه را کوتاه و بازنویسی کرد و در سال ۱۷۵۶ میلادی منتشر کرد.

چهارشنبه, ۳۱ شهریور

«مامان فیل کوچولو» داستان تصویری زیبایی درباره روابط ساده، عاشقانه و حمایت‌گر یک مادر و فرزندش است. نویسنده و تصویرگر این اثر با تصاویری ساده و هنرمندانه و متنی کوتاه از زاویه دید و زبان کودک خردسال و متناسب با درک او این رابطه را به زیبایی به تصویر می‌کشد. روای این داستان، فیل کوچولو در داستان از کارهایی که با مادرش انجام می‌دهند می‌گوید، آن‌ها با هم بازی می‌کنند، به خرید می‌روند و....

چهارشنبه, ۳۱ شهریور

«بابای فیل کوچولو»، داستان تصویری زیبایی‌ست درباره یک فیل کوچک که با زبان و زاویه دید کودکانه و شیرین از رابطه خود و پدرش می‌گوید، در بخش بخش این کتاب اشتیاق بالای فیل کوچولو به گذراندن وقت با پدرش هنرمندانه به تصویر کشیده شده است.

سه شنبه, ۳۰ شهریور

صدای برخورد ظرف‌های چینی از پشت پرده‌ی حصیری به گوش می‌رسید. دو جوان کنار میزی در پشت پرده نشسته بودند. نور آفتاب از لای حصیری به ظرف‌های بلور روی میز و موهای مشکی آن دو جوان می‌تافت. جوان‌ها هر یک کتابچه‌ای به دست داشتند که اسم غذاها در آن چاپ شده بود. آن‌ها خواستند غذا انتخاب کنند. بعد از مدتی یکی از آن‌ها کتابچه را روی میز گذاشت. نگاهی به دوستش کرد و گفت: «دوست من، چینگ، من نمی‌دانستم که تو این قدر نزدیک بین هستی. با اینکه سرت را تقریباً به آن نوشته چسبانده‌ای، هنوز نتوانسته‌ای نام غذاها را بخوانی. می‌خواهی کمکت کنم؟»

سه شنبه, ۳۰ شهریور

هر کجا چشم می‌رود آب است

از افق تا افق همه دریاست.

آب آیینه‌ای است پهناور

صورت آسمان در آن پیداست.

خنده‌ی گرم و روشن خورشید

بر تن سردِ آب می‌ریزد.

موج در پیش موج می‌خوابد

موج از پشت موج می‌خیزد.

می‌کشد آب دامنش را نرم

بر تن پاک ماسه‌های کبود.

می‌برد لذت از نوازش آب

ساحل بی خیال خواب آلود.

دست دریا به گردن خشکی

سینه ریزِ صدف می‌آویزد.

سه شنبه, ۳۰ شهریور

کتاب «چگونه یک شیر باشیم؟» داستانی است برای کسانی که متفاوت هستند و مسیری که برای پذیرش خود و پذیرفته شدن در جامعه طی می‌کنند.

دوشنبه, ۲۹ شهریور

امسال در یکی از روزهای گرم شهریور ماه 1400 کودکان و نوجوانان روستای مِلْکی در جزیره‌ی قشم شاهد بازگشایی کتابخانه‌ی «با من بخوان» بودند و با راه‌اندازی دوباره‌ی این کتابخانه در مکانی جدید، به استقبال سال تحصیلی پیش‌رو رفتند.

دوشنبه, ۲۹ شهریور

کتاب «دیک دامپزشک» از مجموعه‌‌ کتاب «شغل آینده من» درباره‌ خانم دامپزشک شهر و یک روز کاری اوست. او از صبح با مراجعه به درمانگاه جانوران کارش را شروع می‌کند و مشکلات جانوران را یکی یکی حل می‌کند. اما فقط در درمانگاه نمی‌ماند و برای برطرف کردن مشکل گاو مزرعه به مزرعه‌ یکی از اهالی هم می‌رود. او با مهربانی و صبر و حوصله مشکلات همه‌ بیمارانش را برطرف می‌کند.