سایت کتابک

در این برگه، آخرین نوشته‌های منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجره‌ای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفته‌اند. این نوشته‌ها شامل تازه‌ترین مطالب در حوزه‌ی ادبیات کودک، معرفی کتاب‌های جدید، مقاله‌های تخصصی درباره‌ی ترویج خواندن، تجربه‌های موفق کتابخوانی، گفت‌وگو با نویسندگان و کتابداران، گزارش‌های رویدادها، و ایده‌هایی نو برای خانواده‌ها و مربیان است.

شما می‌توانید از این بخش به‌عنوان درگاه ورود به تازه‌ترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامه‌ها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جست‌وجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.

سه شنبه, ۴ خرداد

کتاب «رامونای آتش‌پاره» دومین جلد از مجموعه کتاب «رامونا» ست. موضوع این قسمت، وارد شدن رامونا به مدرسه و شروع دوره کودکستان است و معلم مهربانی که قرار است رامونا خوب بودنش را به او اثبات کند. داستان همراه شدن رامونا با دیگران که برای اولین بار بدون حضور مادر و سایر اعضای خانواده اتفاق می‌افتد و همین‌جاست که اولین قدم‌های رامونای آتش‌پاره برای وارد شدن به جامعه‌ای بزرگ‌تر برداشته می‌شود.

دوشنبه, ۳ خرداد

مرگ مسئول قشنگی پر شاپرک است.

پنج سالم بود که پشت در، بی آنکه بخواهم، صدای مادرم را شنیدم که از روزهای مرگ دایی‌ام می‌گفت. تا آن روز فکر می‌کردم دایی به سفر رفته است و من روزها و ماه‌ها منتظر بازگشت او بودم. آن روز پشت آن در، تمام انتظار من برای دیدن دایی‌ام که فقط در عکس‌ها او را دیده بودم، به یک‌باره تمام شد. از مادرم آزرده بودم که چرا دروغ گفته است اما گفتن از مرگ برای من آسان نبود. مادرم می‌خواست پرسش‌های من را چگونه پاسخ دهد؟ از کسی که هیچ تجسمی از او نداشتم؟ صدایش را نشنیده بودم، مرا بغل نکرده ، به نام نخوانده و با من بازی نکرده بود؟ بهتر بود دایی‌ام تا زمانی که بزرگ می‌شدم، عکسی در آلبوم باشد که قرار است روزی از سفر بازگردد.

دوشنبه, ۳ خرداد

در زمان قدیم ارباب ثروتمند و خودخواهی بود که کسی را به حساب نمی‌آورد و به دهقان‌ها کم‌ترین توجهی نداشت. زیرا به نظر او روستاییان مردمان کثیفی بودند و شایستگی آن‌را نداشتند که با او صحبت کنند. به همین دلیل به خدمت‌گزاران خود دستور داده بود، از ورود آن‌ها جلوگیری نمایند.
یک روز دهقانان دور هم جمع شدند و درباره ارباب و خودخواهی او صحبت می‌کردند، یکی از آن‌ها با غرور تمام گفت: - من اربابم را از نزدیک دیدم و در یکی از مزرعه‌ها با او روبرو شدم.

دوشنبه, ۳ خرداد

کتاب «دنیای رامونا» جلد هشتم و در واقع آخرین جلد از مجموعه­ کتاب­­‌های «رامونا»ست. «رامونا» آماده‌­ی رفتن به کلاس چهارم شده. الان خواهر کوچکتری دارد به نام «روبرتا» که باید بعضی از مسئولیت­‌های نگهداری از او را هم به عهده بگیرد و بالاخره توانسته یک دوست دختر صمیمی به اسم «دی­زی» برای خودش داشته باشد..

دوشنبه, ۳ خرداد

کتاب «دنیای رامونا» جلد هشتم و در واقع آخرین جلد از مجموعه­ کتاب­­‌های «رامونا»ست. «رامونا» آماده‌­ی رفتن به کلاس چهارم شده. الان خواهر کوچکتری دارد به نام «روبرتا» که باید بعضی از مسئولیت­‌های نگهداری از او را هم به عهده بگیرد و بالاخره توانسته یک دوست دختر صمیمی به اسم «دی­زی» برای خودش داشته باشد.

دوشنبه, ۳ خرداد

کتاب «رامونا و خواهرش» اولین جلد از مجموعه کتاب «رامونا» است. این کتاب تنها جلدی است که داستان از زبان بئاتریس خواهر رامونا گفته می‌شود. بئاتریس که معمولا آرام و ساکت است و سعی دارد همهٔ کارها را درست جلو ببرد؛ نمی‌داند با شیطنت‌های خواهر آتش‌پاره‌اش «رامونا» چه‌طور کنار بیاید.

دوشنبه, ۳ خرداد

کتاب «رامونا و خواهرش» اولین جلد از مجموعه کتاب «رامونا» است. این کتاب تنها جلدی است که داستان از زبان بئاتریس خواهر رامونا گفته می‌شود. بئاتریس که معمولاً آرام و ساکت است و سعی دارد همهٔ کارها را درست جلو ببرد؛ نمی‌داند با شیطنت‌های خواهر آتش‌پاره‌اش «رامونا» چه‌طور کنار بیاید.

یکشنبه, ۲ خرداد

در زمانه‌ای قدیم پادشاهی بود، در یکی از روزها وقتی روی تخت نشسته بود، سفیر یکی از کشورها پیشش رسید. این سفیر حتی یک کلمه هم حرف نزد فقط با گچ سفید، در اطراف تخت پادشاه خطی کشید آن‌وقت ساکت و آرام کمی دورتر از تخت شاه فرار گرفت.

یکشنبه, ۲ خرداد

کتاب «عروس دریایی» داستان رویارویی سوزان با مرگ بهترین دوست‌اش را روایت می‌کند. فرنی در دریا غرق شده، در حالی که همه می‌دانند بهترین شناگر مدرسه بوده است. سوزی نمی‌تواند این حادثه را بپذیرد. او که پس از مرگ فرنی با هیچ‌کس حرف نمی‌زند، در سکوت به دنبال عامل مرگ فرنی می‌گردد و انگشت اتهام را به سوی عروس دریایی اشاره می‌رود.

یکشنبه, ۲ خرداد

کتاب «عروس دریایی» داستان مواجه دختری است به نام سوزی با مرگ بهترین دوستش. سوزی بهترین دوستش «فرنی» را از دست داده است. فرنی در دریا غرق شده، در حالی که همه می‌دانند بهترین شناگر مدرسه بوده است. سوزی نمی‌تواند این حادثه را بپذیرد.

یکشنبه, ۲ خرداد

کتاب «رامونا و پدرش» چهارمین جلد از مجموعه کتاب «رامونا» ست. پدر شغلش را از دست داده و زمان بیشتری در خانه است. رامونا که فکر می‌کند با بودن پدر در خانه می‌تواند زمان شاد بیشتری را با او بگذراند؛ به مرور متوجه این می‌شود که پدر حال چندان خوبی ندارد. همیشه در حال صحبت با تلفن یا در انتظار زنگ زدن تلفن است و نمی‌تواند با رامونا بازی کند. تازه رامونا با مشکلات بیشتری هم روبه‌روست، او متوجه می‌شود که نه تنها دیگر برای کریسمس نمی‌تواند هدیه‌های جذابی سفارش بدهد بلکه حتی باید در خوردن و خرید کردن هم صرفه‌جو باشد.

یکشنبه, ۲ خرداد

کتاب «رامونا و پدرش» چهارمین جلد از مجموعه کتاب «رامونا» ست. پدر شغلش را از دست داده و زمان بیشتری در خانه است. رامونا که فکر می‌کند با بودن پدر در خانه می‌تواند زمان شاد بیشتری را با او بگذراند؛ به مرور متوجه این می‌شود که پدر حال چندان خوبی ندارد. همیشه در حال صحبت با تلفن یا در انتظار زنگ زدن تلفن است و نمی‌تواند با رامونا بازی کند.

شنبه, ۱ خرداد

کتاب «مطالعات ادبیات کودک، راهنمای روش پژوهش» همان‌گونه که از عنوان آن بر می‌آید، درباره موضوع پژوهش در ادبیات کودک و نقد ادبی در این حوزه است. کتاب را در یک تقسیم‌بندی کلی می‌توان شامل دو قسمت کاربردی و نظری دانست. قسمت نخست، شامل فصل‌های اول تا سوم، اختصاص به معرفی روش‌ها و تکنیک‌های کاربردی در عرصه پژوهش دارد. قسمت دوم کتاب شامل فصل‌های چهارم تا ششم، به معرفی جامعی از رویکردهای نقد و پژوهش در ادبیات کودک اختصاص دارد. 

چهارشنبه, ۲۹ اردیبهشت

زندگی خود، دل‌انگیزترین قصه پریان است.

هانس کریستین اندرسن با آن قد بلند و صورت کشیده و استخوانی و چشمان بی فروغ‌اش، ظاهر انسان‌های امیدوار را ندارد. در چهره او، سردیِ اندوه بیش از هر حس دیگری خودش را نشان می‌دهد، حسی که از خواندن داستان‌هایش هم سراغ‌مان می‌آید. داستان‌های او هم دوسوی تیرگی و روشنی را با هم دارد. روشنی در دیدگاه اندرسن، امید به تغییر است نه پایان خوش قصه‌های پریان. شادی و کامیابی داستان او خیلی نرم و به آهستگی رخ می‌دهد، داستان‌های او با تفکر همراه است و چالش‌های شخصیت‌هایش آن‌قدر عجیب و حل ناشدنی است که جز به جادوی فانتزی راهی برای برون رفت از آن نیست. شخصیت‌های داستان‌های اندرسن خوش‌بین نیستند اما تلاش می‌کنند و اگر نتوانند راهی بیابند، اندرسن با قدرت قصه‌های پریان، نیروهایی به دست‌شان می‌دهد که آن‌ها را از تنگنا و محدودیت زندگی می‌رهاند. برای این رهایی گاهی باید پرواز کرد، گاهی به موجودی دیگر تبدیل شد، گاهی از نیروی تفکر کمک گرفت و گاهی مرگی در رویا خود راهی به رهایی است مانند پایان داستان «دختر کبریت فروش» که در رویایی زیبا به خواب مرگ می‌رود. به باور او: «زندگی خود، دل‌انگیزترین قصه پریان است.»

چهارشنبه, ۲۹ اردیبهشت

امروز باز شاهد یکی‌دیگر از کارهای موسسین مجله‌ی سپیده‌ی فردا و همکاران محترم آن هستیم. کار لازم و قابل توجه در این کشور پهناور زیاد است. به‌حقیقت می‌توان گفت که در ایران هر کاری بکر است و دست‌نخورده و عرصه نیز شاید براهل کار باز باشد.

بر فرض اینکه کسی از روی یأس و شکایت بگوید که موانع هم زیاد است، من در پاسخ او می‌گویم که باید با کمال ‌پردلی، در برابر مانع استقامت کرد و در چشمان افراد مانع، مانند شیر نگریست و آن‌ها را در هم شکست، زیرا که همین موانع لذت کار و موفقیت را چندین برابر می‌کند و حس دلاوری را در افراد فعالایجاد می‌نماید و صحنه‌های مبارزه و آزمایش قوا را که در ازمنه‌ی باستانی داشتیم پیش دیده می‌آورد و آن‌ها را زنده می‌کند؛ منتهی با رستم‌های دیگر و با افراسیاب‌های دیگر و با دیو و ددان دیگر! باید دانست که حیطه‌ی داستان، محصور در گذشته نمانده و نمی‌ماند! برای آیندگان و دلاوران این زمان هم موضوعات داستانی زیاد است و خواهد بود. در هر حال به جوانان و اهل کار باید گفت به پیش!! این دوره هنوز خوش‌بختانه دوره‌ی پهلوانی است! از هفت‌خوان‌ها باید گذشت. درباره‌ی دیوان و ددان هنوز قصه و داستان نوشته خواهد شد! پهلوانان نیز بدانند که برای اطفال و جوانان آینده مظهر شجاعت خواهند بود و خواهند ماند! دوره‌ی قصه و داستان تا انسان هست تا منصف هست و بی‌انصاف هست، ادامه خواهد یافت و به پایان نخواهد رسید.

چهارشنبه, ۲۹ اردیبهشت

روزی ملا برشترسوار بود و بجایی می‌رفت شتر از طریق مقصود بیرون رفت و راه دیگری در پیش گرفت یکی از رفقای قدیمی به او رسید و پرسید به کجا می‌روی گفت هرکجا که میل شتر باشد.

چهارشنبه, ۲۹ اردیبهشت

«مطلقاً تقریباً» داستان آلبی است. آلبی هیچ‌وقت باهوش‌ترین یا بلندقدترین یا بااستعدادترین نبوده؛ همه چیزِ او همیشه «تقریباً» بوده است. او نمی‌داند چطور و در چه کار می‌تواند بهترین باشد و کم‌کم دارد باور می‌کند که بچه‌های مدرسه حق دارند که «گاگول» صدایش بزنند. اما «کالیستا» پرستار جدیدش از راه می‌رسد و دنیای آلبی عوض می‌شود.

چهارشنبه, ۲۹ اردیبهشت

کتاب «مطلقا تقریبا» داستان پسری ۱۰ ساله است به نام آلبی که در هیچ چیزی بهترین نیست؛ نه خوش‌تیپ‌ترین پسر کلاس و مدرسه است و نه ورزشکارترین. خواندن برایش سخت‌ است و از ریاضی سر در نمی‌آورد. با اخراج شدن از مدرسه‌ خصوصی، آلبی اعتماد به نفس خود را کاملا از دست می‌دهد و پدر کمال‌گرایش را حسابی ناامید می‌کند.

چهارشنبه, ۲۹ اردیبهشت

کتاب «فلیکس به سیرک می‌رود» یکی دیگر از داستان‌های مجموعه کتاب «فلیکس» است. فلیکس خرگوش عروسکی و پشمالوی سوفی است که در هر جلد از کتاب‌هایش با نامه‌هایی که برای سوفی می‌فرستد به او کمک می‌کند اطلاعات جدیدی از شهرها، کشورها، آدم‌ها، جانوران، فرهنگ‌ها و جهان اطرافمان به دست آورد. در این کتاب هم فلیکس با سیرک بزرگی همراه شده و به چند شهر در آمریکا سفر می‌کند؛ اما‌بخش مهمی از کتاب از تنوع فرهنگی و نژادی آدم‌های سیرک و فرهنگ‌های آنان سخن می‌گوید.

چهارشنبه, ۲۹ اردیبهشت

کتاب «فلیکس به سیرک می‌رود» یکی دیگر از داستان‌های مجموعه کتاب «فلیکس» است. فلیکس خرگوش عروسکی و پشمالوی سوفی است که در هر جلد از کتاب‌هایش با نامه‌هایی که برای سوفی می‌فرستد به او کمک می‌کند اطلاعات جدیدی از شهرها، کشورها، آدم‌ها، جانوران، فرهنگ‌ها و جهان اطرافمان به دست آورد. در این کتاب هم فلیکس با سیرک بزرگی همراه شده و به چند شهر در آمریکا سفر می‌کند؛ اما‌بخش مهمی از کتاب از تنوع فرهنگی و نژادی آدم‌های سیرک و فرهنگ‌های آنان سخن می‌گوید.

سه شنبه, ۲۸ اردیبهشت

روزی ملا چادرشبی پاره به بازار جهت فروختن برد کسی نخرید گفتند این چادر شب پاره است و به چیزی نمی‌ارزد گفت دروغ می‌گویید به جهت آن‌که اگر پاره بود مادرم در ان آرد نمی‌ریخت.

سه شنبه, ۲۸ اردیبهشت

کتاب «رامونا و مادرش» جلد پنجم از مجموعه کتاب «رامونا» ست. داستان این قسمت داستان رامونایی است که هنوز دوست دارد خرگوش کوچولوی مامان باشد؛ اما نمی‌فهمد چرا دیگر مامان او را خرگوش کوچولوی خودش نمی‌داند. مادر رامونا هنوز کار تمام وقت می‌کند و سرش شلوغ است، پدر هم صندوق‌دار فروشگاه شده و وقت سرخاراندن ندارد. بئاتریس هنوز کم صبر است و فکر می‌کند دوست‌داشتنی نیست. حالا رامونا باید بتواند علاوه بر همه این مشکلات ماندن در کنار خانواده دوستش «هوی» را در چند ساعت بعد از مدرسه هم تاب بیاورد.

سه شنبه, ۲۸ اردیبهشت

کتاب «رامونا و مادرش» جلد پنجم از مجموعه کتاب «رامونا» ست. داستان این قسمت داستان رامونایی است که هنوز دوست دارد خرگوش کوچولوی مامان باشد؛ اما نمی‌فهمد چرا دیگر مامان او را خرگوش کوچولوی خودش نمی‌داند. مادر رامونا هنوز کار تمام وقت می‌کند و سرش شلوغ است، پدر هم صندوق‌دار فروشگاه شده و وقت سرخاراندن ندارد. بئاتریس هنوز کم صبر است و فکر می‌کند دوست‌داشتنی نیست. حالا رامونا باید بتواند علاوه بر همه این مشکلات ماندن در کنار خانواده دوستش «هوی» را در چند ساعت بعد از مدرسه هم تاب بیاورد.

سه شنبه, ۲۸ اردیبهشت

کتاب «پست شیشه‌ای فلیکس» یکی دیگر از کتاب‌های مجموعه کتاب «فلیکس» است که داستان‌های سوفی و فلیکس، عروسک پارچه‌ای او را روایت می‌کند. این جلد از کتاب روندی متفاوت از سایر کتاب‌های فلیکس دارد. این‌بار این فلیکس نیست که به سفر می‌رود و نامه می‌فرستد، بلکه داستان این‌طور پیش می‌رود که به علت بیماری اعضای خانواده، سوفی و فلیکس شروع به مراقبت از آن‌ها و درست کردن غذا برای آن‌ها می‌کنند. در ادامه فلیکس و سوفی سعی می‌کنند روش‌های مختلف تهیهٔ غذا را از کشورهای مختلف پیدا کرده و با این کار هم کشورها را بشناسند و هم غذای آن‌ها را درست کرده و مزه‌های متفاوتی را امتحان نمایند.