ای زنبور طلایی
نیش میزنی بلایی
پاشو پاشو بهاره
گل وا شده دوباره
برو به باغ و صحرا
نیش بزن باز به گلها
شیره بگیر از آنها
عسل بساز برا ما
در این برگه، آخرین نوشتههای منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجرهای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفتهاند. این نوشتهها شامل تازهترین مطالب در حوزهی ادبیات کودک، معرفی کتابهای جدید، مقالههای تخصصی دربارهی ترویج خواندن، تجربههای موفق کتابخوانی، گفتوگو با نویسندگان و کتابداران، گزارشهای رویدادها، و ایدههایی نو برای خانوادهها و مربیان است.
شما میتوانید از این بخش بهعنوان درگاه ورود به تازهترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامهها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جستوجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.
ای زنبور طلایی
نیش میزنی بلایی
پاشو پاشو بهاره
گل وا شده دوباره
برو به باغ و صحرا
نیش بزن باز به گلها
شیره بگیر از آنها
عسل بساز برا ما
شاخهی ملی دفتر بینالمللی کتاب برای نسل جوان (IBBY) در هلند، امسال تبریک سال نو میلادی 2021 خود را با تصویری از کتاب «دختر انار» نوشتهی محمدهادی محمدی و تصویرگری ندا راستینمهر همراه کرده است تا پیامآور صلح و دوستی میان فرهنگها باشد. این کتاب که به زودی با ترجمه جف آرتس، نویسندهی نامدار بلژیکی، در کشور هلند نیز منتشر میشود، میتواند پلی باشد میان دو فرهنگ و راهی برای نزدیکتر کردن کودکان دو سرزمین به همدیگر.
کودکان در سالهای ابتدایی زندگی خود، بیش از هر زمان دیگری، احساسات ناشناخته را تجربه میکنند. به همین دلیل، برایشان دشوار است که به نحوی سازنده این تجربههای شخصی را ابراز کنند. دقیقاً شبیه آشپزخانهای که پر از خوراکیهای گوناگون است، هر لحظه سرآشپز درونیشان تصمیم میگیرد مادهای را با مادهای دیگر ترکیب کند. اما این وسط نقش خود آنها چیست؟ آیا احساسات آن چیزی است که بچهها و حتی ما آدمبزرگها را کنترل میکند و این سرآشپز میتواند هر خوراکیای که دلش خواست، حتی عجیبوغریب و بدمزه را به خورد آدم بدهد؟ یا ما اجازه داریم کنترل احساساتمان را به دست بگیریم؟ کتاب جذاب و دوستداشتنی «از ماکارونیهای خجالتی تا تخممرغهای هیجانزده» اینجاست تا برای این سؤالات پاسخی پیدا کنیم.
کودکان در سالهای ابتدایی زندگی خود، بیش از هر زمان دیگری، احساسات ناشناخته را تجربه میکنند. به همین دلیل، برایشان دشوار است که به نحوی سازنده این تجربههای شخصی را ابراز کنند. دقیقاً شبیه آشپزخانهای که پر از خوراکیهای گوناگون است، هر لحظه سرآشپز درونیشان تصمیم میگیرد مادهای را با مادهای دیگر ترکیب کند. اما این وسط نقش خود آنها چیست؟ آیا احساسات آن چیزی است که بچهها و حتی ما آدمبزرگها را کنترل میکند و این سرآشپز میتواند هر خوراکیای که دلش خواست، حتی عجیبوغریب و بدمزه را به خورد آدم بدهد؟
یا ما اجازه داریم کنترل احساساتمان را به دست بگیریم؟ کتاب جذاب و دوستداشتنی «از ماکارونیهای خجالتی تا تخممرغهای هیجانزده» نوشتهی «مارک نیمروف» و «جین آنونتسیاتا» با تصویرگری تأثیرگذار «کریستین باتوز» اینجاست تا برای این سؤالات پاسخی پیدا کنیم.
مجموعه کتاب «لئو و پوپی» درباره مهارتهای زندگی، در خردسالان است. لئو عروسکی دارد که همه جا با اوست. او ماجراهای بسیاری را همراه پوپی تجربه میکند. این کتابها، داستانهای ساده و مرتبط با رویدادهای زندگی خردسالان، مانند خرید کفش، رو به رو شدن با باران و رعد و برق، بیماری، رفتن به پارک و غیره است.
«آپولین پزشک میشود»، «قایم موشک با پدر»، «لئو و پوپی پاییز را دوست دارند»، «در باغ وحش»، «لئو کتونی میخواهد»، «در رستوران»، «چکمههای لئو»، «در باغ»، «لئو مریض است»، «در مهد کودک»، «گردش با مادربزرگ»، «در پارک»، «در مزرعه»، «دوچرخه سواری»، «چرخ و فلک»، «به مهد کودک میروند»، «باید پوپی را بشوئیم»، «لئو و پوپی شکمو»، «پوپی گرسنه است»، «وقت خواب» و «لب دریا» کتابهای این مجموعه هستند.
«پوپی گرسنه است» از مجموعه کتاب «لئو و پوپی» است. پوپی گرسنه است اما غذا نمیخورد. لئو از عروسکش، پوپی، عصبانی میشود. او یه یاد رفتار مادرش با خودش میافتد و تلاش میکند تا راهی پیدا بکند و به پوپی غذا بدهد.
آذریزدی در نوشتن مجموعه «قصههای خوب برای بچههای خوب»، بازنویس یا بازآفرین است؟ تفاوت بازنویسی و بازآفرینی چیست؟ بسیاری کوشیدهاند که با یاری گرفتن از اندیشههای خود یا دیگری این دو مقوله را روشن و مرزهای آن را مشخص کنند.
کلاغی در خیابان
نشسته روی سیمی
تکانی میخورد گاه
به پرواز نسیمی
ببین آقا کلاغه
عجب جایی نشسته
مگر بالش شده زخم
مگر بالش شکسته
آهای آقا کلاغه
همین حالا میافتی
اگر چرتت بگیرد
از آن بالا میافتی
نه این آقا کلاغه
گمانم غم ندارد
خیالش هست راحت
که چیزی کم ندارد
نه پای او شده زخم
نه بال او شکسته
جغد گفت: «اون دختره رو نگاه کنین. من هر روز میبینمش که با مادرش میاد جای صندوق پست. امروز تنهاست و یک نامه هم تو دستشه که میخواد پست کنه. من میگم نمیتونه پستش کنه. آخه قدش خیلی کوتاهه.»
کرکس گفت: «من میگم میتونه. حالا دیگه قدش بلند شده. مادرش از مدتها پیش باید بهش اجازه میداد که اون خودش این کار رو بکنه.» و بعد با نوکش فوت محکم و صداداری کرد.
مثل کسی که دندانش درد میکند، یک دستش را روی صورتش گرفته و دست دیگرش را روی سرش گذاشته بود. ناراحت و پریشان وارد اتاق شد و با عصبانیت شروع به غرغر کرد:
قیافه و سرووضعش نشان میداد آدم آبروداری است.
خیلی تعجب کردم و گفتم:
انگار حرف مرا نشنیده باشد، دوباره تکرار کرد:
جین روی کندهی درخت نشست و به یک زنبور نگاه کرد: «من تابستون رو خیلی دوست دارم … تابستون رو دوست دارم … زنبور و چمن رو دوست دارم … گل و آفتاب رو دوست دارم …»
جیم کنار جین نشست: «من زمستون رو دوست دارم … برف و یخ و آدم برفی و برفبازی رو دوست دارم …»
«برای چی از هوای سرد خوشت میاد؟ اینجا تو اسکاتلند که همیشه هوا سرده. زمستون که میشه من دستهام یخ میزنه و مجبور میشم دستکش دستم کنم. تازه، رنگ برف سفیده و وقتی خورشید درمیاد، چشمهام رو میزنه و انگار کور میشم … من که از زمستون خوشم نمیاد.» جین بازوهای خودش را مالش داد: حتی حرف زدن از برف هم باعث میشد که سردش بشه.
مورم و دانه میبرم
دانه به لانه میبرم
شش پا و دو شاخک دارم
صحرا میرم دون میارم
اینجا میرم اونجا میرم
پایین میام بالا میرم
تنهایی سخته کار من
سنگینه خیلی بار من
جمع میشویم با مورچهها
صف میکشیم تو باغچهها
دنبال هم مثل قطار
با هم میریم دنبال کار
کار میکنیم کار میکنیم
گندمو انبار میکنیم
تا وقتی که از آسمان
عروسک آیینی مربوط به مراسم باران خواهی استان کردستان و کرمانشاه است. بوکه بارانه واژه کردی است که از دو واژه «بوک» و «وه وی» به معنای عروس و واران یا باران ساخته شده است. بوکه بارانه به عروسکی گفته میشود که کودکان کُرد برای مراسم تمنای باران آن را در فرایندی اساطیری میسازند و در نمایشی آیینی – عروسکی خاص و منحصر به فرد شرکت میدهند. به باور برخی پژوهشگران، نمایش عروسکی بوکه بارانه نمونه تغییر یافته از ستایش ایزد بانوی آب یعنی آناهیتا و یا ایزد تیشتر در نزد ایرانیان باستان است.
در مراسم باران خواهی دختران خردسال و نوجوان کُرد که تمثیل پاکی و معصومیتاند در اغلب مناطق کردستان به ویژه در اورامان و کرمانشاه به کوی و برزن میآیند. آنها تکه چوبی نسبتا بلند که میتواند یک پارو و یا دو تکه چوب کوتاه و بلند باشد که به شکل چلیپا به یکدیگر متصل شده است را از اهالی روستا میگیرند و طی عبور از محلات، کم کم برای این چوب لباس، موی سر و ... تهیه میکنند. اجزای لباس عروسک، با لباس زنان کرد اعم از سر بند، جلیقه (کوا) پیراهن (کراس) و احیانا شلوار نسبتا مشابه است. در صورت امکان با تزییناتی که به آن موزگ (مهرههای رنگی و شیشه ای) میگویند، موهای عروسک را میآرایند.
«به فرزندتان کمک کنید» عنوان یکی از موفقترین مجموعههایی است که در دهه اخیر برای کمک به خانوادهها منتشر شده است، تا جهت یادگیری کودکان و نوجوانان را از مدرسه به سوی خانواده برگرداند. فلسفه تدوین این کتابها به گفتهی خود دبیر مجموعه که یکی از موفقترین مجموعه کتابهای کمک به یادگیری کودکان و دانشآموزان را در جهان تدوین کرده است، چنین است: «داشتن آموزگاران خوب، آموزش و برنامههایی که بر پایهی پژوهش پایهگذاری شدهاند، بهترین رویکرد و برنامه را برای دانشآموزان فراهم میکند تا مطمئن شویم «هیچ دانشآموزی جا نمانده است».
گنجشک خوبم، مرغکم
آوازخوان کوچکم
بر شاخههای سبزرنگ
بنشین توای مرغ قشنگ
پرواز کن در آسمان
برگرد سوی آشیان
آوازخوان کوچکم
گنجشک خوبم مرغکم
مادر صدا زد: «تیمی، دیگه وقتشه که برای مدرسه آماده بشی.»
تیمی فریاد زد: «امروز نمیخوام برم. می خوام امروز برم باغوحش.» و بعد کتابهاش رو پرت کرد روی زمین؛ داد کشید و پاهاش رو به زمین کوبید.
مادر گفت: «تیمی، این همه سروصدا درنیار. دیگه هم با من جروبحث نکن. هیچ راه دیگهای نداری. امروز باید بری مدرسه.»
بعد دستهاش رو روی گوشهاش گذاشت و زیرلب گفت: «وای که چقدر سروصدا زیاده.»
بر اساس باور اسطورهها، ساختار و نظامهای طبیعی حاصل حوادثی هستند که در آغاز زمان اتفاق افتاده است. ماه نیز همچون خورشید، آبها، گیاهان و حیوانات، تاریخ افسانهای دارد. هر موضوع مهم جهان تاریخی دارد. اسطوره داستانی مقدس بوده و یک «تاریخ حقیقی» است، چون اسطوره همیشه در ارتباط با واقعیتها است.[1]
چند سگ گرسنه چند تا پوست گوسفند را در جوی آب دیدند. دباغ آنها را در آب خیسانده بود. این پوستها غذایی عالی برای سگهای گرسنه بود، اما عمق آب زیاد بود و سگها به آنها دسترسی نداشتند. پس دور هم جمع شدند و به این نتیجه رسیدند که همهی آب جوی را بخورند.
دویدم و دویدم
به سبزهها رسیدم
رو فرش سبز سبزه
گل قشنگی دیدیم
کنار گل نشستم
نفس زنان و خسته
دیدم که روی آن گل
شاپرکی نشسته
سفید و سرخ و آبی
دو بال رنگارنگ داشت
لطیفتر از پر گل
دو شاخک قشنگ داشت
ویژه پدران و مادران گروه سنی 10 تا 14 ساله
«نوجوانی» برای فرزندان و پدران و مادران، دوران چالشبرانگیزی میتواند باشد. بیشتر مادرها و پدرها احساس میکنند برای این دوره از زندگی فرزندشان، آمادگی ندارند و شاید به سالهای ده تا چهارده سالگیِ آنها تنها بهعنوان دورهای گذرا نگاه کنند که با شکیبایی باید پشت سر بگذارند. با این همه، پژوهشها و البته عقل سلیم، میگوید که این نگاه بسیار کوتهبینانه است.
ویژه والدین و آموزگاران و مربیان گروه سنی پیش دبستانی
پنج سالِ نخست زندگی کودکان، دوران بسیار مهمی در رشد جسمی، احساسی، ادراکی و اجتماعی به شمار میآید. دانشمندانی که فعالیّت مغز انسان را بررسی میکنند، بر این باورند که یادگیری کودکان از هنگام تولد بسیار گسترده رخ میدهد. کودکان از هنگام تولد تا پنج سالگی، مهارتهای زبانی، فکری، جسمی، احساسی و اجتماعی را که برای ادامهی زندگی نیاز دارند، بهدست میآورتد.
ویژه والدین و آموزگاران و مربیان گروه سنی دبستانی و سالهای اول دبیرستان
به گفتهی مارگارت اسپلینگز: «آموزشِ باکیفیت افزاری در دسترس هر شهروند میگذارد تا بتواند مشارکتی کامل در جامعه داشتهباشد.» پژوهشها نشان داده است کودکانی که با ارزشهای مثبت و پایدار پرورش مییابند، در مدرسه بهتر و شادتر هستند. چنین کودکانی میتوانند نیازها و خواستههای فردیشان را با نیازها و خواستههای دیگران در تعادل قرار دهند و تأثیر مثبتی بر جامعه بگذارند.
ویژه والدین و آموزگاران و مربیان گروه سنی نوزادی تا کودکان شش ساله
سالها پژوهش، بهروشنی نشان میدهد کودکانی که خانوادههایشان فعالانه از آنها پشتیبانی میکنند، یادگیری بهتری دارند. هنگامی که شما و دیگر اعضای خانواده همراه با کودکانتان کتاب میخوانید، به آنها در انجام دادن تکالیف درسیشان کمک میکنید، با آموزگارانشان گفتوگو میکنید، در فعالیّتهای آموزشگاه یا دیگر فعالیّتهای یادگیری آنها همکاری میکنید، سودمندیهای فراوانی به فرزندانتان میرسانید.