سایت کتابک

در این برگه، آخرین نوشته‌های منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجره‌ای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفته‌اند. این نوشته‌ها شامل تازه‌ترین مطالب در حوزه‌ی ادبیات کودک، معرفی کتاب‌های جدید، مقاله‌های تخصصی درباره‌ی ترویج خواندن، تجربه‌های موفق کتابخوانی، گفت‌وگو با نویسندگان و کتابداران، گزارش‌های رویدادها، و ایده‌هایی نو برای خانواده‌ها و مربیان است.

شما می‌توانید از این بخش به‌عنوان درگاه ورود به تازه‌ترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامه‌ها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جست‌وجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.

چهارشنبه, ۱۰ دی

گنجشکه جیک جیک می‌کنه

جیک جیک جیک

ساعت داره تیک می‌کنه

تیک تیک تیک

کلاغه قارقار می‌کنه

قار قار قار

بابا داره کار می‌کنه

کار کار کار

گربه می‌گه میومیو

میو میو میو

هاپو به او واق می‌کنه

عو عو عو

گاوه می‌گه علف می‌خوام

مع مع مع

بزی می‌گه من تشنه‌ام

بع بع بع

الاغه فریاد می‌زنه

عر عر عر

سه شنبه, ۹ دی

تلاش باباخرس برای خواباندن فرزندش داستان «بوسه‌هایی برای بابا» را می‌سازد. این داستان به مهرورزی و بازی و ارتباط بین پدر و کودک می‌پردازد. در حالی که کودک دوست ندارد بخوابد و بدخلق شده، پدر با بازی او را می‌خواباند.

سه شنبه, ۹ دی

تلاش باباخرس برای خواباندن فرزندش داستان «بوسه‌هایی برای بابا» را می‌سازد. این داستان به مهرورزی و بازی و ارتباط بین پدر و کودک می‌پردازد. در حالی که کودک دوست ندارد بخوابد و بدخلق شده، پدر با بازی او را می‌خواباند.

سه شنبه, ۹ دی

«فرانکلین به بیمارستان می‌رود» از مجموعه کتاب «فرانکلین» درباره ترس و ناراحتی لاک‌پشت کوچولو از مراحل مختلف درمان است. او همه تلاشش را می‌کند تا کسی نفهمد که ترسیده است. او درمی‌یابد شجاعت به معنی نترسیدن نیست. فرانکلین از عمل کردن می‌ترسد اما ترسش را می‌پذیرد. او می‌داند که برای بهتر شدن حالش به این کار نیاز دارد.

سه شنبه, ۹ دی

«فرانکلین به بیمارستان می‌رود» از مجموعه کتاب «فرانکلین» درباره ترس و ناراحتی لاک‌پشت کوچولو از مراحل مختلف درمان است. او همه تلاشش را می‌کند تا کسی نفهمد که ترسیده است. او درمی‌یابد شجاعت به معنی نترسیدن نیست. فرانکلین از عمل کردن می‌ترسد اما ترسش را می‌پذیرد. او می‌داند که برای بهتر شدن حالش به این کار نیاز دارد.

سه شنبه, ۹ دی

داستان‌های سنتی، منبع الهام‌بخش عالی برای کار در همه‌ی زمینه‌های برنامه آموزشی است. این جلسه‌ی نمایش، همچنان که «جودیت هریس»[1] شرح می‌دهد، دربرگیرنده بازی‌هایی برای دست‌گرمی، تقلید، نقش‌آفرینی و داستان‌پردازی است.

سه شنبه, ۹ دی

با همه‌گیر شدن بیماری کووید-۱۹، در سراسر جهان، آموزش کودکان دچار وقفه‌ها و محدودیت‌های فراوان شده است. در این دوران، بسیاری از کودکان به دلایل گوناگون امکان بهره‌مندی از حق آموزش را از دست داده‎‌اند یا با چالش‌ها و دشواری‌هایی روبه‌رو شده‌اند. در کشور ما، کودکانی که به سبب کار در کودکی یا مهاجرت، در شرایط عادی نیز برای برخورداری از آموزشِ باکیفیت محدودیت‌های فراوانی دارند، اکنون در وضعیتی بسیار دشوارتر به سر می‌برند. انجمن حمایت از کودکان کار و برنامه‌ی «با من بخوان» که سال‌ها برای کاستن از موانع موجود در راه رشد این گروه از کودکان کوشیده‌اند، بر آن شدند تا در سال تحصیلی جدید، همکاری مشترکی را برای آموزش کودکان در مراکز زیر پوشش این انجمن آغاز کنند.

سه شنبه, ۹ دی

آلن و تاد یک پروانه دیدن. تاد به درخت‌ها نگاه کرد و گفت: «حتماً بهار شده. نمی‌دونم برگ درخت‌ها کی سبز می‌شه؟ درخت‌ها جوونه زده‌ان. جداً فکر می‌کنم که بهار شده.»

آلن سه تا گل قرمزرنگ دید: «اینها لاله‌ان. لاله‌ها تو بهار درمی‌آن. پس حتماً بهار شده.»

اون‌ها روی یک تخته‌سنگ نشستن و به تماشای همهٔ کره‌حیوون‌هایی پرداختن که توی دشت در حرکت بودن. تاد گفت: «یک بره‌گوسفند، … یک گوساله، … یک کره‌اسب، … و اون هم سه تا توله‌سگ.»

آلن گفت: «اون هم چهار تا بچه‌گربه، سه تا بره‌گوسفند، و یک لونه پر از تخم پرنده.»

دوشنبه, ۸ دی

حاجی لک‌لک آرام آرام

با آن دوتا بال زیبا

از آن بالا پایین آمد

مانند یک هواپیما

پرهای او مانند برف

خیلی سفید و ناز بود

پاهی باریک و سرخش

خیلی خیلی دراز بود

حاجی لک‌لک پایین آمد

روی یک پایش ایستاد

با این کار خنده‌دارش

عجب چیزی یادم  می‌داد

من مثل حاجی لک‌لک

یک پایم را بالا بردم

اما دیدم خیلی سخت است

یک دفعه بر زمین خوردم

یکشنبه, ۷ دی

تمام طول تابستون، آلک منتظر موند و بزرگ‌شدن هندونه‌ها رو بر روی بوته‌ها تماشا کرد. اولش فقط به اندازهٔ تیله بودن، اما هر هفته که می‌گذشت، بزرگ‌تر می‌شدن، تا این که ده برابر اندازهٔ یک موش شدن.

آلک غالباً کدوها رو گاز می‌‌زد، یا تکه‌های هویج رو که از زمین درآورده بود می‌جوید؛ اما هیچ‌چیز به خوشمزگی هندونه نبود.

یکشنبه, ۷ دی

کتاب حسی لمسی «یه چیزی اینجاست»، طراح و سازنده سمانه نادری در بخش کتاب‌های حسی و لمسی و کتاب «هفت اسب هفت رنگ» نویسنده محمدهادی محمدی، تصویرگر نوشین صفاخو، انتشارات موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان نامزد به این مجموعه راه پیدا کردند.

یکشنبه, ۷ دی

گزارش نخستین نشست مجازی کتابداران «با من بخوان»

روز چهارشنبه 19 آذر 1399 نخستین نشست مجازی کتابداران کتابخانه‌های «با من بخوان» برگزار شد. این نشست‌ها با هدف پیگیری فعالیت‌های کتابخانه‌ها، به اشتراک گذاشتن تجربیات کتابداران از سراسر کشور با یک‌دیگر و پرداختن به موضوعات مورد نیاز کتابداران تدارک دیده شده است.

موضوع نشست نخست کتابداران، فعالیت کتابخانه‌ها در زمان همه‌گیری بیماری کووید 19بود. در این نشست مجازی دو نفر از کتابداران «با من بخوان» از تجربه‌ی متفاوت چند ماه گذشته گفتند و فعالیت‌های خود در دوره‌ی همه‌گیری ویروس کرونا را به‌طور مفصل شرح دادند.

یکشنبه, ۷ دی

بامبولی کوچک در «پاندا کوچولو، کنار من بمون» محیط‌های تازه و ناشناخته را کشف می‌کند. او مهارت‌های خود را می‌سنجد و با همراهی مادر آن‌ها را تقویت می‌کند. این روند باعث شوق او برای رفتن به جاهایی جدید می‌شود.

یکشنبه, ۷ دی

بامبولی کوچک در کتاب «پاندا کوچولو، کنار من بمون» محیط‌های تازه و ناشناخته را کشف می‌کند. او مهارت‌های خود را می‌سنجد و با همراهی مادر آن‌ها را تقویت می‌کند. این روند باعث شوق او برای رفتن به جاهایی جدید می‌شود.

یکشنبه, ۷ دی

کتاب «دو ببر شجاع، زیر نور ماه» داستانی درباره غلبه به ترس و مستقل شدن دو بچه ببر در روند بزرگ شدنشان است.

یکشنبه, ۷ دی

«دو ببر شجاع، زیر نور ماه» داستانی درباره غلبه به ترس و مستقل شدن دو بچه ببر در روند بزرگ شدنشان است.

شنبه, ۶ دی

به مجموع اسطوره، قصه‌ی عاميانه، قصه‌ی پريان، مَتَل و حتي چيستان‌ها، فولكلور گفته مي‌‌شود كه به‌معناي «دانش عامه» است.

شنبه, ۶ دی

زاک در یک خیابون شلوغ زندگی می‌کرد. از خیابون اون‌ها خیلی ماشین می‌گذشت. مادر زاک بهش گفته بود که مبادا توی خیابون بره. گفته بود که اگه این کار رو بکنه، ممکنه با یک ماشین تصادف کنه و زخمی بشه. مادر زاک هر روز بهش می‌گفت: «زاک، توی خیابون نرو!»

شنبه, ۶ دی

آنگوس قدم‌زنان در خیابون پیش می‌رفت و جلوی ویترین همه‌ی فروشگاه‌های جورواجور می‌ایستاد تا اون‌ها رو تماشا کنه: «اون نونوایی، اون هم گوشت‌فروشی، ماهی‌فروشی، خواروبارفروشی، و شیرینی‌فروشی. اما اصلاً عسل‌فروشی اینجاها نیست.» خوراکی دلخواه آنگوس، عسل بود. شب که می‌شد توی کلبه‌اش می‌نشست و پنجه‌اش رو توی کوزه‌ی عسل فرو می‌برد و بعد، ذره‌ذره عسل رو می‌لیسید: «وقتی که هیچی عسل‌فروشی نیست، پس من از کجا عسل بخرم؟»

چهارشنبه, ۳ دی

«آواره بی‌خورشید»، روایت مهاجرت و کوچ از کشوری به کشور دیگر بر اثر جنگ و ناامنی است. سال‌ها است که مردم افغانستان درگیر جنگی فرسایشی هستند، چه با نیروهای متجاوز و چه با نیروهای واپسگرای داخلی مانند طالبان. دوره‌ای از زندگی در افغانستان با تسلط طالبان همراه شد. دوره‌ای سخت که مردم افغانستان بسیاری از چیزهایی که داشتند، از جمله میراث فرهنگی کهن‌شان مانند پیکره‌های عظیم بودا در بامیان را از دست دادند. در دوره‌ای که طالبان کم کم می‌رفتند‌بخش های اصلی افغانستان را در اختیار بگیرند، به منطقه بامیان رسیدند.

چهارشنبه, ۳ دی

«گرگوار سولوتارف» نویسنده و تصویرگر داستان‌های تصویری از فرانسه، هم در داستان‌هایی که می‌نویسد و هم در تصویرگری‌هایش صاحب سبک است.او تاکنون بیش از ۱۵۰ اثر برای کودکان و نوجوانان آفریده است. سولوتارف از جنبه سبک و به کارگیری عناصر دیداری تحت‌تاثیر «موریس سنداک» تصویرگر و نویسنده نامدار امریکایی و «تومی اونگرر» و نقاشان بزرگ قرن بیستم بوده است.

چهارشنبه, ۳ دی

برگ‌های پاییزی از درختان کنده می‌شدن و روی زمین می‌افتادن. ایگی عنکبوت و دوستانش موقع برگ‌ریزان رو خیلی دوست داشتن. ایگی به دوستانش بیگی، میگی و جیگی گفت: «بیاین بازی کنیم. من چشم می‌گذارم و می‌شمرم، شماها برین قایم بشین.»

ایگی چشم گذاشت و شروع کرد به شمردن، و بقیه رفتن زیر برگ‌ها پنهون شدن.

چهارشنبه, ۳ دی

پیش از مطالعه این مطلب بخش نخست آن را مطالعه کنید.

روند انتقالی در پدیداری ادبیات کودکان مدرن در جهان

نوشتن ادبیات برای کودکان، بدون روندی که به آن روند انتقالی می‌گویند ممکن نیست. وقتی که به تاریخ ادبیات کودکان غرب نگاه می‌شود، روندی از گردآوری افسانه‌ها تا بازنویسی دیده می‌شود. در این روند بازنویسان  بسیاری بودند، اما برجسته‌ترین بازنویس در این زمینه هانس کریستین آندرسن است که از قضا زندگی‌اش با زندگی آذریزدی همسانی‌های چندی دارد. هر دو استعداد نویسندگی داشتند، نه آن چنان که آثار با شکوه و مستقل بیافرینند، بلکه نگاه و دست‌شان بیش‌تر به برگرفتن از گنجینه فرهنگی آثار پیشینیان بود.

سه شنبه, ۲ دی

از اسفند سال گذشته، با همه‌گیری ویروس کرونا و قرنطینه‌ی‌ اجباری، شرایط برای همه‌‌ی افراد جامعه سخت شد. دشواری کار آموزگاران و کتابداران هم با تعطیلی مدرسه‌ها و مراکز آموزشی دوچندان شد. اما در این میان، آموزگاران و کتابدارانی هستند که به یاری روش‌های تازه، همچنان ارتباط خود را با دانش‌آموزان حفظ کرده‌اند و برای کودکان این سرزمین قصه می‌گویند و کتاب می‌خوانند. معصومه قرداشخانی یکی از همین آموزگارانِ تلاش‌گر است. کرونا نه تنها سبب توقف کتابخوانی او برای کودکان نشد، بلکه بهانه‌ای برای فعالیت‌های بیش‌تر او و گشایش کتابخانه‌ای جدید در اسلامشهر شد.