کبوتر ناز من
تنها نشسته
دلم براش میسوزه
پرش شکسته
به من نگاه میکنه
ساکت و خسته
مامانجون مهربون
بالشو بسته
کبوتر ناز من
خوب میشی فردا
دوباره پر میکشی
به آسمونها
در این برگه، آخرین نوشتههای منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجرهای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفتهاند. این نوشتهها شامل تازهترین مطالب در حوزهی ادبیات کودک، معرفی کتابهای جدید، مقالههای تخصصی دربارهی ترویج خواندن، تجربههای موفق کتابخوانی، گفتوگو با نویسندگان و کتابداران، گزارشهای رویدادها، و ایدههایی نو برای خانوادهها و مربیان است.
شما میتوانید از این بخش بهعنوان درگاه ورود به تازهترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامهها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جستوجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.
کبوتر ناز من
تنها نشسته
دلم براش میسوزه
پرش شکسته
به من نگاه میکنه
ساکت و خسته
مامانجون مهربون
بالشو بسته
کبوتر ناز من
خوب میشی فردا
دوباره پر میکشی
به آسمونها
گرگ گرسنه بهدنبال بزی بود که نوک صخرهای در حال جست وخیز بود، جایی که پنجهی گرگ به آن نمیرسید.
نوسازی زبان در بستر بازنویسی وبازآفرینی در کارهای آذریزدی هنگامی به درستی روشن و شکافته میشود که مانند نمونه روایتهایی که از داستان «شیر و خرگوش»، داده شد، این بار همان روایت را در کار خود آذریزدی و در سنجش با روایتهای پیشین از همین داستان بسنجیم.
مجموعه کتاب «بازیها و رفتارهای کودکانه»، داستانهایی دل انگیز برای تقویت مهارتهای زندگی در کودکان است. این کتابها مهارت خلاقیت، تخیل، حل مسئله و تنها بازی کردن در کودک را پرورش میدهد و حتی بزرگسالان را نیز با دنیای کودکان آشنا میسازد.
«آپولین راننده میشود»، «آپولین پزشک میشود» و «آپولین نمیخوابد» از کتابهای این مجموعه هستند.
«آپولین راننده میشود» از مجموعه کتاب «بازیها و رفتارهای کودکانه» درباره خلاقیت و تخیل در بازی کردن است. آپولین با یک جعبه ماشین بازی میکند. وقتی هم چپ میکند. به تعمیر کار زنگ میزند تا ماشین را درست کند.
«اسباببازی عزیزم» یکی از کتابهای مجموعه «فیلی و فیگی» است. دو شخصیتی که انگار هر چیز در داستانهایشان بالا برود و پایین بیاید، یک چیز سر جایش میماند و آن دوستی میانشان است. اینبار آنچیزی که در میانه داستان خیلی خیلی بالا میرود و بدجوری پایین میآید، اسباببازی عزیز و جدید فیگی است. خب حتما خودتان میتوانید حدس بزنید این پرتاب پر قدرت کار چه کسی بوده است؟ !
«اسباببازی عزیزم!» یکی از کتابهای مجموعه داستانهای «فیلی و فیگی» است. در این قسمت فیلی پیشنهاد میدهد اسباببازی جدید فیگی را به هوا پرت کنند! ولی اگر اسباب بازی جدید فیگی شکست چی؟ با هم قهر میکنند؟
وقتی کتاب «چتر» را باز میکنی، میفهمی که قرار نیست داستانی برای تو گفته شود بلکه این تو هستی که باید داستانت را بگویی. داستانهایی که هر کدام از ما از کتاب «چتر» میگوییم شاید همگی کلیتی یکسان داشته باشند؛ اما هر فرد برای داستانش جزئیات و نگاه خودش را وارد میکند و اینجاست که نویسندگان و تصویرگران کتاب به خواننده آن، چه کودک و چه بزرگ اجازه خیالپردازی و خلاقیت میدهند.
روی جلد کتاب «چتر» سگ آویزان به چتر قرمزی را میبینیم که به زرافهای خیره شده است. پس حتما کتاب قرار است ما را به سفری برای دیدار جانوران زیبا ببرد.
کتاب «آلوچه، گل بادام» در 200 صفحه از سوی انتشارات آرون منتشر شده است. تاکنون مجموعهی مستقلی از ادبیات کودک و نوجوان تاجیکستان در ایران چاپ نشده بود و اولینبار است که یک مجموعه شعر کودکانه از «عبید رجب» شاعرکودک و نوجوان تاجیکستان از خط سریلیک به فارسی وارد بازار نشر ایران شده است.
سگ در آخوری که پُر از علفهای خشک بود، خوابش بُرده بود. گلهی گاوهای خسته و گرسنه که از مزرعه برگشتند، سگ را بیدار کردند. سگ عصبانی شد و به گاوها اجازه نداد به آخور نزدیک شوند و طوری دندانهایش را نشان میداد که انگار آخور پُر از گوشت و استخوان است!
زرد و گلی
رنگ به رنگ
سفید و سیاه
از همه رنگ
چرخ میزند
توی هوا
پروانه با بال قشنگ
یکی دو تا ده تا شدند
از روی شاخه پا شدند
پروانهها ناز میکنند
بالهاشونو باز میکنند
بلند و آزاد و سبک
تو باغچه پرواز میکنند
روز چهارشنبه 17 دی 1399 دومین نشست مجازی کتابدارانِ «با من بخوان» برگزار شد. موضوع این نشستِ مجازی «ایمنی، امنیت و سلامت در کتابخانهها» بود. در این نشست که نزدیک به دو ساعت به طول انجامید، کتابداران «با من بخوان» از سراسر کشور در فضای مجازی گرد هم آمدند و دربارهی اهمیت رعایت موارد ایمنی در کتابخانهها به منظور پیشگیری از حوادث احتمالی و آموزش نکات ایمنی به کودکان گفتوگو کردند و آموختند.
کاری برجسته از یکی از نامدارترین نویسندگان ادبیات کودکان جهان، آسترید لیندگرن که در ضمن یکی از تاثیرگذارترین در حوزه ادبیات کودکان و فانتزی بوده است.
«همه میروند برای خواب» یکی از دهها اثری است که آسترید برای کودکان آفرید. اما این اثر به سبب این که لالایی است، خود جایگاه ویژهای بین مردم سوئد دارد.
همه میروند برای خواب، روایت گربهای است که در یکی از شبهای سوئدی که حال و هوای قطبی دارد و تاریکی دیر
برای دههها است که کودکان فارسی زبان یا کودکانی که زبان فارسی را میدانند، آثاری از هانس کریستین اندرسن نویسنده نامدار دانمارکی را میخوانند یا میشنوند. اما کمتر کودکی است که با زندگی او آشنا باشد. هانس کریستین آندرسن کجا به دنیا آمد؟ در کودکی زندگیاش چگونه گذشت؟ کجا آموزش دید، چه کارهایی کرد؟ پدرش یا پدربزرگاش چه کاره بودند؟ چگونه نوشتن داستانهای پریان را شروع کرد و در این راه چه دشواریهایی را پشت سر گذاشت؟ خودش چگونه مردی بود؟ روزها و سالها را چگونه زیست؟
گویندگان اولیهی قصههای عامیانه حرفهای گنگ، نامفهوم و عجیبوغریب به زبان نمیآوردند و شنونده را به حیرت و تعجب وانمیداشتند. آنها واقعیت را به زبانی بسیار ساده اما عمیق و لطیف بیان کردهاند و حتی یک واژه یا یک جمله را بیهوده و بینتیجه نگفتهاند. عدهی زیادی از مردم که بهدست آوردن کوچکترین موفقیت در زندگی برای آنها از محالات روزگار بوده است، درهمراهی با قصههای عامیانه هر کار مشکل و حل نشدنی را با آمیختن به معجزه و کارهای شگفت، برایشان عملی میشد.
خرسی در جنگل بهدنبال نشانههای روی درختهایی بود که به زمین افتاده بودند، جایی که زنبورها در آن عسل مخفی کرده بودند.
جوجه پرطلایی
زرد و سرخ و حنایی
پرهات رنگارنگه
راه رفتنت قشنگه
ای جوجه قشنگم
جوجه رنگارنگم
حناییه سر تو
چه خوشگله پر تو
گزارشی از «با من بخوان» در انجمن آموزشی حمایتی کودکان محمودآباد
بسیاری از کودکان در روستاهای حاشیهای تهران، به دلایل گوناگون سالهاست از آموزش باکیفیت بیبهرهاند و برای دستیابی به حق آموزش با چالشهای بسیاری روبهرو هستند.
با توجه به این که در ادب فارسی سه متن کهن وجود دارد که بازنویسی آذریزدی از آخرین آنها یعنی انوار سهیلی برگرفته شده است، نیاز است که روند دگرگونی متنی در آنها به درستی دیده شود تا پدیده زبانسازی آذریزدی در دوره معاصر به درستی شناخته شود.
در کتاب «خرس کوچولو و درخت آرزوها» میخوانید: برتی، خرس کوچولو، که دلش نمیخواهد اسباببازیاش را به برادر کوچکش بدهد، قهر میکند و به بالای درخت نزدیک خانهشان میرود. وای چه درخت عجیبی! گرسنه که بشوی به تو کلوچه میدهد، سردت که بشود، برایت پتو میفرستد، تاریک که بشود، چراغ برایت روشن میکند. چه درخت مهربانی! ولی مگر ممکن است؟
«خرس کوچولو و درخت آرزوها» داستانی جذاب، کوتاه و ساده است که با ایجاد پرسش در ذهن مخاطب، او را به یافتن پاسخ ترغیب میکند.
پروانه رنگ رنگ زیبا
باز آمدی به خانه ما
در گوشه پنجره نشستی
تا باغ قشنگ را ببینی
مهمان قشنگ رنگ رنگم
همبازی کوچک قشنگم
امروز که غنچههای زیبا
لبخند زد به صورت ما
من میکنم این دریچه را باز
پروانه من درآ به پرواز
داخل سالن پر از کسانی بود که برای شرکت در حراج آمده بودند. توی این شلوغپلوغی یکی از رفقای قدیمی هم را دیدم... پرسید: