خرگوش که برای خوردن شبدر از لانهاش بیرون رفت، فراموش کرد در را قفل کند. پس راسو بهآرامی وارد لانهی خرگوش شد.
سایت کتابک
در این برگه، آخرین نوشتههای منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجرهای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفتهاند. این نوشتهها شامل تازهترین مطالب در حوزهی ادبیات کودک، معرفی کتابهای جدید، مقالههای تخصصی دربارهی ترویج خواندن، تجربههای موفق کتابخوانی، گفتوگو با نویسندگان و کتابداران، گزارشهای رویدادها، و ایدههایی نو برای خانوادهها و مربیان است.
شما میتوانید از این بخش بهعنوان درگاه ورود به تازهترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامهها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جستوجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.
دارم پرهای زیبا
دوتا بال دوتا پا
پر میکشم پر پر پر
بالا بالا بالاتر
اینجا آنجا میگردم
روی دریا میگردم
دریا چه مهربان است
بزرگ و بیکران است
من دوست دارم آن را
دریای مهربان را
چون میگیرم از دریا
غذای هر روزم را
من در میان نیزار
با شور و شوق بسیار
میسازم از برگ و چوب
یک لانه خیلی خوب
من مرغ دریا هستم
مک بارنت نویسندهی کتابهای پُرفروش کودکان روزنامه نیویورک تایمز، همچون «آنابل و جعبه جادویی»[2] است که در سال 2013 کتاب برگزیده کالدکوت شد. آنابل و جعبه جادویی که تصویرگر آن «جان کلاسن»[3] است، همچنین جایزه «هورن بوک - بوستون گلوب» را برای تعالی در کتابهای تصویری دریافت کرد. بارنت افزون بر نوشتن کتابهای تصویری، برای نوجوانان رمان نیز مینویسد، که از مهمترین آنها به مجموعهی «برادران بریکستون»[4] که «اَدم رکس»[5] آن را تصویرگری کرده است، میتوان اشاره کرد.
بله قربان!
اطاعت میشه قربان!
قسمتِ پخش 9 نفر کارمند داشت. دور تا دور اتاق نشسته بودیم و سرمان گرم کار خودمان بود. تمام کارمندها قدیمی بودند، بهجز من و کریم که تازه استخدام شده بودیم. به همین دلیل، هنوز رئیسکل را نمیشناختم و وقتی وارد اتاق ما شد، از جایم بلند نشدم؛ اما یکی از رفقا که پشت سرم نشسته بود با مشت به پهلویم زد:
دیشب که باران آمد
صدای ناودون آمد
بارون چه قصهها گفت
تا صبح برام لالا گفت
صدای باد و باران
پیچید میان ایوون
پرندهها ترسیدن
تو لانهشون خوابیدن
گنجشک من کجا رفت
شاید تو کوچهها رفت
گفتم گنجشکک من
مرغک کوچک من
تو این شب زمستون
خیس میشی توی بارون
گنجشک برام جیک جیک کرد
ساعت برام تیک تیک کرد
یهو از خواب پریدم
وادل یک اردک تپلی بود، با پرهای سفیدبرفی، پاهای پرهدار، و نوک نارنجی روشن. اون با بیشتر اردکهای توی آبگیر تفاوت داشت. موقعی که اردکهای دیگه با سرعت حرکت میکردن، اون آروم راه میرفت و با هر قدم، به عقب و جلو، و به این طرف و اون طرف خم میشد.
در یک روز آفتابی زمستون، وادل مثل همیشه داشت توی آبگیر شنا میکرد. یک طرف آبگیر با یخ پوشیده بود، چون به اندازهٔ طرف دیگه آفتاب نمیگرفت. وادل از قسمتهای گرمتر آبگیر که یخ نداشت، لذت میبرد. اون خیلی دوست داشت که لای شاخههای درختهایی که روی آب خم شده بودن پنهون بشه، و اینطوری، خودش رو از باد و هوای بد حفظ کنه.
گزارشی از پروژه «خواندن با خانواده» در مؤسسه توانمندسازی مهر و ماه
کتابهای مجموعه «ریاضی خیلی خیلی بامزه» از آن دست کتابهایی هستند که شما را عاشق ریاضی میکنند و لجتان را درمیآورند که چطور این همه سال با ریاضی مشکل داشتید! «لورا آوردک» در این کتابها یک سری مسئله بامزه ریاضی را در قالب داستانهایی خندهدار برای کودکان مطرح کرده است. این داستانها آنقدر بامزه و عجیبوغریباند که حتی اگر ریاضی را هم دوست نداشته باشید، بیشک خودتان و کودکان با خواندن آنها میخندید و تا یکی، 2 تا از مسئلهها را حل نکنید کتاب را کنار نمیگذارید.
کتابهای مجموعه «ریاضی خیلی خیلی بامزه» فعالیتمحور هستند. علاوه بر حل مسایل ریاضی داخل کتاب میتوانید پیشنهادات زیر را نیز اجرا کنید.
همهی ما میدانیم خیلی خوب است که پدر و مادرها موقع خواب برای فرزندانشان قصه بخوانند، ولی آیا حاضرند با آنها ریاضی هم کار کنند؟ همانطور که کتاب خواندن در خانه بچهها را عاشق کتاب میکند، ریاضی کار کردن در خانه هم آنها را عاشق ریاضی میکند. هدف مجموعه کتابِ «ریاضی خیلی خیلی بامزه» بسیار ساده است؛ هدف این است که ریاضی را قسمتی از زندگی روزمره بچهها کنیم، نه اینکه ریاضی فقط در تکالیف مدرسه باشد. میخواهیم ریاضی هم به اندازهی همان داستانهای قبل از خواب دوستداشتنی شود. میخواهیم ریاضی را به دِسِر بعد از غذای بچهها تبدیل کنیم!
کتاب «آموزش خودمراقبتی»، راهنمایی مناسب والدین، مربیان و مدرسان مدارس است که با هدف آموزش روشهای پیشگیری از آزار جنسی کودکان نوشته شده است. این راهنما را دکتر الهه خوشنویس و شیما ستاری که هر دو متخصص و رواندرمانگر کودک هستند نوشتهاند و کتابی جامع و کامل و کاربردی ست و از مؤلفههای مثبتاش این است که تالیفی متناسب و منطبق با تنوع فرهنگی و شرایط زیست در مناطق مختلف کشور ماست. یعنی کتابیست که هم به کار معلمان مدارس شمال تهران میآید و هم مدارس در مناطق روستایی. همچنین برخلاف بسیاری از کتابهای ترجمه در این حوزه، که اغلب مترجم بر موضوع مورد ترجمه مسلط نیست، تمام تعاریف و تعابیرش درست و سر جای خود است.
«خوشحال شدی؟» یکی دیگر از کتابهای مجموعه فیلی فیگی است. فیلی تنها و بیحوصله نشسته و جای فیگی کنارش حسابی خالی است. کمی بعد فیگی از راه میرسد و از دور متوجه ناراحتی فیلی میشود. پس تصمیم میگیرد کاری کند تا او خوشحال شود. فیگی فکر میکند که خوشحال کردن فیلی برایش کار راحتی است چون او میداند فیلی از چه چیزهایی خوشش میآید. او حواسش نیست که او خوشحالی فیلی برای سوارکاری، دلقکبازی و رباتها را فقط وقتهایی دیده است که کنار هم بودهاند و نمیداند اگر خودش کنار فیلی نباشد دیگر دیدن آن چیزها برای او آنقدرها هم خوشحال کننده نیستند. بعد از همهی تلاشهای اسبی، دلقکی و رباتی فیگی میفهمد فیلی برای خوشحال بودن علاوه بر دوستهایش احتیاج به یک عینک جدید هم دارد!
«خوشحال شدی؟» از سری داستانهای فیلی و فیگی است که به زیبایی و با بیانی ساده و طنزآمیز به اهمیت دوستی، تاثیر آن در کیفیت تجربههای روزمره و میزان خوشحالی آدمها پرداخته است.
«خودکار قرمزی کوچولو»، تازهترین اثر خواهران نامزد دریافت جایزه، ژانت استیونس و سوزان استیونس کرامل است. پاککن، مداد، ماژیک شبرنگ، قیچی و پونز باید با همکاری یکدیگر، خودکار قرمزی کوچولو که در گودال وحشتناک بیبازگشت (سطل زباله) افتاده است را نجات دهند.
فعالیتهایی که در ادامه متن آمده است به شما کمک خواهند کرد تا همراه کودکانتان به کنکاش در کتاب بپردازید. همراه با این فعالیتها میتوانید یک تئاتر ساده درست کنید و وسائل مدرسه را به جای شخصیتهای آن قرار دهید، معما حل
کنید و خیلی فعالیتهای دیگر انجام دهید! با کمی تخیل، خوانندگان خردسال با شور و شوق به تقاضایی که ماژیک شبرنگ در کتاب دارد پاسخ میدهند: چه کسی کمکمان میکند تا دنیا را نجات دهیم؟
کتاب «خودکار قرمزی کوچولو» داستانی است که براساس یکی از قصههای عامیانه نوشته شده است و داستانی است درباره همکاری و احساس مسئولیت.
«کلهخرها» اولین جلد از مجموعه داستانی چند جلدی، طنزآمیز و تصویری «کله خرها» است که ماجرای یک خانوادهی به ظاهر عادی ولی بسیار متفاوت را روایت میکند.
«کلهخرها» مجموعهای سه جلدی است. در جلد نخست که آن هم «کلهخرها» نام دارد، با خانوادهی بولد آشنا میشویم. خانم و آقای بولد، کفتارهایی هستند که خودشان را جای آدمها جا زدهاند تا زندگی جدیدی را در خانه شماره ۴۱ خیابان فرفیلد در انگلیس آغاز کنند. خانم بولد کلاههای عجیب و غریب درست میکند و آقای بولد برای ترقههای کریسمس لطیفه مینویسد. آنها صاحب دو فرزند به اسمهای بتی و بابی میشوند. با اینکه به زندگی آدمی عادت کردهاند، آقای بولد دلاش هوای آفریقا را میکند. پس تصمیم میگیرند به پارک حفاظت شده بروند و آنجا با تونی که یک کفتار پیر است، آشنا میشوند. اما سرنوشت دردناکی پیش روی تونی است و خانوادهی بولد تصمیم میگیرند او را نجات دهند.
در جلد بعدی، «کلهخرها نجات میدهند»، ماجرای کمک خانوادهی بولد به حیواتی که دوست دارند در میان انسانها زندگی کنند روایت میشوند و در کتاب «کلهخرها به تعطیلات میرود»، داستان تعطیلات پر ماجرای بولدها، دزدیده شدن بابی و تلاش برای نجات او را میخوانیم.
در کتیبههایی که از ایران باستان بهدست آمده، خدایان دروغین دیده شده که به آنها «دیوه» میگفتهاند. ما امروز به دیوه، «دیو» میگوییم.
فردوسی در شاهنامه، دیو را برابر اهریمن (شیطان) میداند. در عصر حاضر نیز کسانی هستند که دیگران آنها را به دیو تشبیه میکنند، یا این که میگویند: این شخص از نسل شیطان است. موسی (ع) پیش از این که به پیغمبری نائل گردد، دو نفر را دید که باهم نزاع میکنند. موسی مشتی به یکی از آنها زد، او هماندَم افتاد و جان داد. موسی ناراحت شد و گفت: این کار دیو بود.[1]
مگان توی حیاط پشتی، یک تشتک آب برای پرندهها گذاشته بود. پرندههای بسیاری به سراغ این تشتک میاومدن تا آب بنوشن یا توی اون، آبتنی کنن و بال و دمشون رو بشورن. پرندههای قرمز، پرندههای سیاه، پرندههای زرد و پرندههای آبی، هر روز اونجا پیداشون میشد. کار مگان هم این بود که هفتهای یک بار، تشتک رو پر از آب کنه.
یک روز جسی، دوست مگان اومده بود پیشش: «مگان، میآی با هم بازی کنیم؟»
ای زنبور طلایی
نیش میزنی بلایی
پاشو پاشو بهاره
گل وا شده دوباره
برو به باغ و صحرا
نیش بزن باز به گلها
شیره بگیر از آنها
عسل بساز برا ما
شاخهی ملی دفتر بینالمللی کتاب برای نسل جوان (IBBY) در هلند، امسال تبریک سال نو میلادی 2021 خود را با تصویری از کتاب «دختر انار» نوشتهی محمدهادی محمدی و تصویرگری ندا راستینمهر همراه کرده است تا پیامآور صلح و دوستی میان فرهنگها باشد. این کتاب که به زودی با ترجمه جف آرتس، نویسندهی نامدار بلژیکی، در کشور هلند نیز منتشر میشود، میتواند پلی باشد میان دو فرهنگ و راهی برای نزدیکتر کردن کودکان دو سرزمین به همدیگر.
کودکان در سالهای ابتدایی زندگی خود، بیش از هر زمان دیگری، احساسات ناشناخته را تجربه میکنند. به همین دلیل، برایشان دشوار است که به نحوی سازنده این تجربههای شخصی را ابراز کنند. دقیقاً شبیه آشپزخانهای که پر از خوراکیهای گوناگون است، هر لحظه سرآشپز درونیشان تصمیم میگیرد مادهای را با مادهای دیگر ترکیب کند. اما این وسط نقش خود آنها چیست؟ آیا احساسات آن چیزی است که بچهها و حتی ما آدمبزرگها را کنترل میکند و این سرآشپز میتواند هر خوراکیای که دلش خواست، حتی عجیبوغریب و بدمزه را به خورد آدم بدهد؟ یا ما اجازه داریم کنترل احساساتمان را به دست بگیریم؟ کتاب جذاب و دوستداشتنی «از ماکارونیهای خجالتی تا تخممرغهای هیجانزده» اینجاست تا برای این سؤالات پاسخی پیدا کنیم.
کودکان در سالهای ابتدایی زندگی خود، بیش از هر زمان دیگری، احساسات ناشناخته را تجربه میکنند. به همین دلیل، برایشان دشوار است که به نحوی سازنده این تجربههای شخصی را ابراز کنند. دقیقاً شبیه آشپزخانهای که پر از خوراکیهای گوناگون است، هر لحظه سرآشپز درونیشان تصمیم میگیرد مادهای را با مادهای دیگر ترکیب کند. اما این وسط نقش خود آنها چیست؟ آیا احساسات آن چیزی است که بچهها و حتی ما آدمبزرگها را کنترل میکند و این سرآشپز میتواند هر خوراکیای که دلش خواست، حتی عجیبوغریب و بدمزه را به خورد آدم بدهد؟
یا ما اجازه داریم کنترل احساساتمان را به دست بگیریم؟ کتاب جذاب و دوستداشتنی «از ماکارونیهای خجالتی تا تخممرغهای هیجانزده» نوشتهی «مارک نیمروف» و «جین آنونتسیاتا» با تصویرگری تأثیرگذار «کریستین باتوز» اینجاست تا برای این سؤالات پاسخی پیدا کنیم.
مجموعه کتاب «لئو و پوپی» درباره مهارتهای زندگی، در خردسالان است. لئو عروسکی دارد که همه جا با اوست. او ماجراهای بسیاری را همراه پوپی تجربه میکند. این کتابها، داستانهای ساده و مرتبط با رویدادهای زندگی خردسالان، مانند خرید کفش، رو به رو شدن با باران و رعد و برق، بیماری، رفتن به پارک و غیره است.
«آپولین پزشک میشود»، «قایم موشک با پدر»، «لئو و پوپی پاییز را دوست دارند»، «در باغ وحش»، «لئو کتونی میخواهد»، «در رستوران»، «چکمههای لئو»، «در باغ»، «لئو مریض است»، «در مهد کودک»، «گردش با مادربزرگ»، «در پارک»، «در مزرعه»، «دوچرخه سواری»، «چرخ و فلک»، «به مهد کودک میروند»، «باید پوپی را بشوئیم»، «لئو و پوپی شکمو»، «پوپی گرسنه است»، «وقت خواب» و «لب دریا» کتابهای این مجموعه هستند.
«پوپی گرسنه است» از مجموعه کتاب «لئو و پوپی» است. پوپی گرسنه است اما غذا نمیخورد. لئو از عروسکش، پوپی، عصبانی میشود. او یه یاد رفتار مادرش با خودش میافتد و تلاش میکند تا راهی پیدا بکند و به پوپی غذا بدهد.