کتابخانه یحیی مافی شهر معلمکلایه پس از مدتها دوباره میزبان کودکان منطقه است. این کتابخانهی زیبا و کودکمحور که در منطقهی الموت شرقی استان قزوین واقع است، با پیگیریهای پشتیبان کتابخانه، تلاشهای کتابدار و همکاری ادارهی آموزش و پرورش شهرستان معلمکلایه از روز 12 بهمن 1399 دوباره آغاز به کار کرده است.
سایت کتابک
در این برگه، آخرین نوشتههای منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجرهای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفتهاند. این نوشتهها شامل تازهترین مطالب در حوزهی ادبیات کودک، معرفی کتابهای جدید، مقالههای تخصصی دربارهی ترویج خواندن، تجربههای موفق کتابخوانی، گفتوگو با نویسندگان و کتابداران، گزارشهای رویدادها، و ایدههایی نو برای خانوادهها و مربیان است.
شما میتوانید از این بخش بهعنوان درگاه ورود به تازهترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامهها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جستوجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.
دانشآموزان برای سلامت روان و تندرستی، به کتابداران و برنامههای ویژهی خواندن، نیاز دارند. خواندن داستان نه تنها به نوجوانان کمک میکند که به رشد فردی و عاطفی برسند، بلکه به کاهش عوامل آسیبزننده به سلامت روان نیز کمک میکند.
خانه کوچک ما
چه گرم و چه باصفاست
به چشم ما بچهها
بزرگ مثل دنیاست
مامان نازنینم
که خوب و مهربان است
برای خانه ما
مثل یک آسمان است
پدر که دست گرماش
همیشه بر سرماست
خورشید خانه ما
امید ما بچههاست
حالا بگو ببینم
ما بچهها چه هستیم
برای خانه خود
مثل پرنده هشتیم
مثل هزار پرنده
پر میزنیم شادمان
سومین گردهمایی مجازی کتابداران «با من بخوان» روز چهارشنبه 15 بهمن 1399 برگزار شد. موضوع این نشست «همیاران کودک و نوجوان کتابخانه» بود. در این نشست یک ساعت و نیمه، کتابدارانی از سراسر کشور گرد هم آمده بودند و دربارهی تجربهی همکاری کودکان و نوجوانان در اداره کردن کتابخانه و برگزاری نشستهای بلندخوانی گفتوگو و تبادل نظر کردند. در این گفتوگوها تعدادی از کتابداران «با من بخوان» و یکی از کتابداران نوجوان تجربههای خود را به اشتراک گذاشتند.
گفتوگوی عادله خلیفی با محمدهادی محمدی
«آواره بیخورشید» بازنشر 1399
خواندن یک داستان میتواند تجربه زیستن در سرزمینی دیگر باشد. خواندن داستانی از فرهنگ و سرزمین دیگر، زیستن در کالبدی دیگر است. دیدن با چشم دیگری و تجربه کردن یک زندگی با احساسات انسانهای دیگری است. چشیدن رنجها، لمس دوباره رخدادهای روزانه و از همه مهمتر میتواند تجربهای از رویارویی با خود باشد. خواندن «آواره بیخورشید» از این دست است.
از پشت شیشه
یک باغ پیداست
باغی که سبز است
باغی که زیباست
باغی که سرخ است
باغی که پر گل
بر هر درختاش
گنجشک و بلبل
از پشت شیشه
آن آسمان است
خورشید گرماش
چه مهربان است
یک رودخانه
از دور پیداست
آن رودخانه
نزدیک دریاست
از پشت شیشه دنیا قشنگ است
سبز است و آبی
نارنجی رنگ است
سبز، مانند بهار
رنگ دستان تو را میگویم
من، دلم میخواهد
مثل باران باشم
که بیارم خود را
قطره
قطره
قطره
روی موسیقی خاک.
من دلم میخواهد
آفتابی باشم
يا اناری به درخت،
یا دلی باشم بر نیزهی عشق
من دلم میخواهد
توی هر کوچه که آوازی هست،
مثل توکا باشم
روی یک شاخه ی سبز
گفتوگو با دستاندرکاران شیرخوارگاه آمنه دربارهی تاثیرات برنامهی کتابخوانی «با من بخوان» بر کودکان
در زمانهای خیلی قدیم پادشاهی بود که سه پسر داشت. وقتی پسرها بزرگ شدند، روزی پادشاه آنها را خواست و گفت: بچهها، دلم میخواست پیش از آنکه پیر میشدم و قدرت و توانایی خود را از دست میدادم شما ازدواج میکردید و من میتوانستم بچههای شما یا نوههای پسر و دخترم را میدیدم. هر سه بر پدرشان گفتند: پدرجان هرطوری که شما دستور بدهید ما عمل خواهیم کرد، اما اول به ما بگویید با چه دخترانی باید ازدواج بکنیم؟
پیش از مطالعهی بخش سوم، دو بخش دیگر را بخوانید:
نقش عباس یمینی شریف در تاریخ ادبیات کودکان ایران (بخش نخست)
نقش عباس یمینی شریف در تاریخ ادبیات کودکان ایران (بخش دوم)
تولید معنا برای شکلدهی نهاد کودکی و ادبیات کودکان در ایران
اكنون كه از هر دو زمانه، یعنی زمانه آغاز كار یمینی شریف و زمانه كار صمد بهرنگی دورتر شدهایم و به همان نسبت هم با فروكش كردن جامعهای درگیر احساسات انقلابی و رشد نسبی عقلانیت انتقادی میتوان گفت كه حاصل آن بیست و پنج سالی كه یمینی شریف و اندک همراهان او برای كودكان كار كردند، تحول در چند سازهی بنیادی از نهاد كودكی بود.
برخی شبها کودکان نمیخواهند بخوابند. نمیدانیم چه چیزی آنها را بیخواب میکند. آنها از رختخواب بلند میشوند، پرسشهای عجیب و غریب میپرسند، آب میخواهند و کارهایی شبیه به این انجام میدهند تا جایی که آرامش پدر و مادر را برهم میزنند. یکی از آسانترین راهها برای فرستادن کودکان به رختخواب، افزودن یک یا دو کتاب، به برنامهی پیش از خواب آنهاست. کتابهایی با موضوع خواب و با درونمایهای آرامشبخش، میتواند مفید باشد.
در جامعهای که ارزش کودک در ندیدن ارزشها و حقوق اوست، جای هیچ شگفتی نیست که برنامهسازانی با حضور چهرههای سینمایی و غیرازآن پس از انگشت رساندن به هر چیزی که در دسترسشان است، این بار بیایند انگشتی هم به ترانههای کودکانه بزنند و با تفسیرهایی ناخوشایند در بیمعنایی آن سخن بگویند. من دلم برای آنکه تفسیر میکرد نسوخت، دلم برای آنانی میسوخت که در جایگاه تماشاچی، به بخشی از فرهنگ کودکی خود میخندیدند. و این البته شاید طبیعی باشد، در جامعهای که خنده میتواند کیفر داشته باشد، خندیدن به خودمان و فرهنگمان هم بهانهای میشود برای بیهوده خندیدن. تماشاچیانی که شاید ندانند پشت این بیمعنایی چه کارکردهایی نهفته است.
دارکوبها بهانهاند، بهانهای برای داستانی کردن روایت کودکان کم شنوا و ناشنوا که به سبب این کم توانی، همیشه از جامعه کنار گذاشته شدهاند و آن جا هم که به آنها توجه شده، نیازهای واقعیشان برآورده نشده است. چرا ۱۸ و چرا ۲؟ این شکستن عددها و بعد دوباره جمع بستنشان چه معنایی دارد؟ چرا نویسنده برای بیان نیازها و خواست های این گروه از کودکان به داستانی نمادین و استعاری روی آورده است؟ داستانپردازی از راه تمثیل و استعاره در فرهنگ بشری پیشینهای چندین هزار ساله دارد.
تجربهی کتابخانهی «با من بخوان» در دبستان نیایش روانسر
بازنشر کتاب «لالاییها و ترانههای نوازشی» از استاد ادبیات کودکان ثریا قزل ایاغ که با گذشت زمستان و رسیدن به بهار به سالگرد درگذشتاش میرسیم، شاید بهترین یادمان و یادآوری ارزشهای کار او باشد. زیرا به راستی او را آن چنان که محمدهادی محمدی در آغاز کتاباش این گونه خطاب میکند، باید مادر لالاییها دانست:
سرگذشت رستم، بزرگترین قهرمان داستانهای باستانی ایران از روزگار قدیم در ایران رایج بوده. فردوسی شاعر نامدار ما، داستان دلاوریهای او را در شاهنامه سروده است. به تازگی افسانهای درباره جنگ رستم و دیوان به دست افتاده که به این صورت در شاهنامه نیست. اصل این داستان به زبان سندی است که یکی از زبانهای ایرانی است و در آسیای مرکزی رواج داشته و مردم سمرقند و بخارا به آن سخن میگفتهاند و امروز از میان رفته است.
بخش نخست مقاله را در اینجا بخوانید.
همساز كردن سامانه آموزش و پرورش با نیازهای جامعه
با توجه به محدود بودن نقش فرد و گستردگی نقش زمینه متنی، عباس یمینی شریف در كدام زمینه متنی رشد كرد؟ عباس یمینی شریف یكی از سازندگان نهاد كودكی مدرن در ایران، همه زندگیاش را در راه شناخت این كودكان و تحول در نگاه به مفهوم كودكی و بهبود اوضاع اجتماعی و فرهنگی آنها گذاشت. اگرچه او در این راه یگانه نبود، اما در موقعیت دشواری قرار داشت. این موقعیت دشوار شامل حال همه كسانی میشد كه كودكان پس از انقلاب مشروطه بودند.
داستانهای کودکان کارکردهای متفاوتی دارند. گاهی داستان در ظاهر برای سرگرمی کودک است، اما به توان زبان گفتاری کودک کمک میکند. به همین دلیل باید گفت که داستانهای کودکان به ویژه وقتی که تصویری هستند، کارکردهای چندگانهای دارند.
برای کتک خوردن یک انسان دلایل و بهانههای متعددی وجود دارد...