سایت کتابک

در این برگه، آخرین نوشته‌های منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجره‌ای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفته‌اند. این نوشته‌ها شامل تازه‌ترین مطالب در حوزه‌ی ادبیات کودک، معرفی کتاب‌های جدید، مقاله‌های تخصصی درباره‌ی ترویج خواندن، تجربه‌های موفق کتابخوانی، گفت‌وگو با نویسندگان و کتابداران، گزارش‌های رویدادها، و ایده‌هایی نو برای خانواده‌ها و مربیان است.

شما می‌توانید از این بخش به‌عنوان درگاه ورود به تازه‌ترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامه‌ها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جست‌وجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.

چهارشنبه, ۲۹ بهمن

ای ماه، ‌ای زیبای نزدیک و درخشان

جان و دلم را کرده زیباییت سرشار

از شوق تو چون کودکی هستم که گاهی

خواهد تو را از آسمان با گریه‌ی‌زار  دستان خود را می‌گشاید، می‌برد پیش

 تا گرم بفشارد تو را بر سینه‌ی خویش

امشب بسی مرغان که می‌خوانند آواز

 تور تو ریزد بر گلوی نرم آن‌ها

اما سکوت ژرفی من دارد نوایی

گویاتر از آوازهای گرم آن‌ها

 آن کس که در حسن تو شاه نکته دانی است

سه شنبه, ۲۸ بهمن

فهرست:
نامه پسران اردشیر
عقاب سرخ
زادن شاهپور
راز گشودن موبد موبدان

 

نامه پسران اردشیر

چنان که گذشت، اردشیر پس از آن که اردوان پادشاه اشکانی را شکست داد دختر وی را به زنی گرفت. از پسران اردوان دو تن پس از شکست پدر به کابل گریختند. دوتن دیگر را اردشیر به زندان انداخت.

سه شنبه, ۲۸ بهمن

انگار قلبم

یک آسمان است

بابای خوبم

خورشید آن است

انگار قلبم

یک سبزه‌زار است

مادر برایش

مثل بهار است

انگار قلبم

یک دانه ماهی است

هم‌بازی او

جز خواهرم نیست

انگار قلبم یک سایه‌بان است

هر کس که خوب است

در زیر آن است

 

سه شنبه, ۲۸ بهمن

زمانه تیره‌تر از چشم­‌های بسته­‌ی ماست

جهان شکسته‌­تر از قامت شکسته­‌ی ماست

یکی شکوفه نمی‌­بندد این درختان را

که خاک، خسته از اندیشه‌های خسته­‌ی ماست

چرا نه آنکه به نه توی خویش بگریزیم

که آنچه مانده هم از آتش نشسته­‌ی ماست

گسسته باد همان دست‌های پیوسته

کز این معامله خواهان دسته دسته­‌ی ماست

به رستگاری دل، با تو تنگ می‌گویم

بيا و دست بر آور که عشق رسته‌ی ماست

 

فروردین ۹۷

 

دوشنبه, ۲۷ بهمن

خبر خبر خبردار

گل آمده به بازار

یکی، دو تا، نه، ده تا

نه ده، نه صد، چه بسیار

به برف و سرما گفته

برو خدا نگهدار

خبر خبر شبانه

درخت زده جوانه

دوباره بر سرش بست

شکوفه دانه دانه

به روی شاخه‌ای ساخت

پرستو آشیانه

خبر خبر خبرهاست

میان باغ غوغاست

کدام را بگویم

که هرچه هست زیباست

خلاصه خبرها

دوشنبه, ۲۷ بهمن

حساس می‌کنم همه مدارهای فضایی ترا به غفلت

پرسه می‌کشند

می‌خواهم در اکنون تو تست برآرم

ما که زمین را به سرگردانی نمی‌خواستيم

 ما، بر لبخند و تعارف پیر می‌شویم.

من، تو را

به آبی‌ترین لحظه‌ها آرزو مندم

اگر چه دیگران

عشق را به افسانه‌ها می‌برند و تو را معمولی می‌خواهند

من هرگز زمین را بی‌تو

نپذيرفته‌ام.

تو در ابريشم می‌گذری و پرتو ماه

دوشنبه, ۲۷ بهمن

کتابخانه یحیی مافی شهر معلم‌کلایه پس از مدت‌ها دوباره میزبان کودکان منطقه است. این کتابخانه‌ی زیبا و کودک‌محور که در منطقه‌ی الموت شرقی استان قزوین واقع است، با پیگیری‌های پشتیبان کتابخانه، تلاش‌های کتابدار و همکاری اداره‌ی آموزش و پرورش شهرستان معلم‌کلایه از روز 12 بهمن 1399 دوباره آغاز به کار کرده است.

دوشنبه, ۲۷ بهمن

دانش‌آموزان برای سلامت روان و تندرستی، به کتاب‌داران و برنامه‌های ویژه‌ی خواندن، نیاز دارند. خواندن داستان نه تنها به نوجوانان کمک می‌کند که به رشد فردی و عاطفی برسند، بلکه به کاهش عوامل آسیب‌زننده به سلامت روان نیز کمک می‌کند.

یکشنبه, ۲۶ بهمن

خانه کوچک ما

چه گرم و چه باصفاست

به چشم ما بچه‌ها

بزرگ مثل دنیاست

مامان نازنینم

که خوب و مهربان است

برای خانه ما

مثل یک آسمان است

پدر که دست گرم‌اش

همیشه بر سرماست

خورشید خانه ما

امید ما بچه‌هاست

حالا بگو ببینم

ما بچه‌ها چه هستیم

برای خانه خود

مثل پرنده هشتیم

مثل هزار پرنده

پر می‌زنیم شادمان

یکشنبه, ۲۶ بهمن

به دوستانم، پراکنده در میهن

شنبه, ۲۵ بهمن

سومین گردهمایی مجازی کتابداران «با من بخوان» روز چهارشنبه 15 بهمن 1399 برگزار شد. موضوع این نشست «همیاران کودک و نوجوان کتابخانه» بود. در این نشست یک ساعت و نیمه، کتابدارانی از سراسر کشور گرد هم آمده بودند و درباره‌ی تجربه‌ی همکاری کودکان و نوجوانان در اداره کردن کتابخانه و برگزاری نشست‌های بلندخوانی گفت‌وگو و تبادل نظر کردند. در این گفت‌وگو‌ها تعدادی از کتابداران «با من بخوان» و یکی از کتابداران نوجوان تجربه‌های خود را به اشتراک گذاشتند.

شنبه, ۲۵ بهمن

گفت‌وگوی عادله خلیفی با محمدهادی محمدی
«آواره بی‌خورشید» بازنشر 1399

خواندن یک داستان می‌تواند تجربه زیستن در سرزمینی دیگر باشد. خواندن داستانی از فرهنگ و سرزمین دیگر، زیستن در کالبدی دیگر است. دیدن با چشم دیگری و تجربه کردن یک زندگی با احساسات انسان‌های دیگری است. چشیدن رنج‌ها، لمس دوباره رخدادهای روزانه و از همه مهم‌تر می‌تواند تجربه‌ای از رویارویی با خود باشد. خواندن «آواره بی‌خورشید» از این دست است.

شنبه, ۲۵ بهمن

از پشت شیشه

یک باغ پیداست

باغی که سبز است

باغی که زیباست

باغی که سرخ است

باغی که پر گل

بر هر درخت‌اش

گنجشک و بلبل

از پشت شیشه

آن آسمان است

خورشید گرم‌اش

چه مهربان است

یک رودخانه

از دور پیداست

آن رودخانه

نزدیک دریاست

از پشت شیشه دنیا قشنگ است

سبز است و آبی

نارنجی رنگ است

سه شنبه, ۲۱ بهمن

سبز، مانند بهار

رنگ دستان تو را می‌گویم

من، دلم می‌خواهد

مثل باران باشم

که بیارم خود را

قطره

قطره

قطره

روی موسیقی خاک.

من دلم می‌خواهد

آفتابی باشم

يا اناری به درخت،

یا دلی باشم بر نیزه­ی عشق

من دلم می­خواهد

توی هر کوچه که آوازی هست،

مثل توکا باشم

 روی یک شاخه ی سبز

سه شنبه, ۲۱ بهمن

گفت‌وگو با دست‌اندرکاران شیرخوارگاه آمنه درباره‌ی تاثیرات برنامه‌ی کتابخوانی «با من بخوان» بر کودکان

سه شنبه, ۲۱ بهمن

در زمان‌های خیلی قدیم پادشاهی بود که سه پسر داشت. وقتی پسرها بزرگ شدند، روزی پادشاه آن‌ها را خواست و گفت: بچه‌ها، دلم می‌خواست پیش از آن‌که پیر می‌شدم و قدرت و توانایی خود را از دست می‌دادم شما ازدواج می‌کردید و من می‌توانستم بچه‌های شما یا نوه‌های پسر و دخترم را می‌دیدم. هر سه بر پدرشان گفتند: پدرجان هرطوری که شما دستور بدهید ما عمل خواهیم کرد، اما اول به ما بگویید با چه دخترانی باید ازدواج بکنیم؟

سه شنبه, ۲۱ بهمن

پیش از مطالعه‌ی بخش سوم، دو بخش دیگر را بخوانید:

نقش عباس یمینی شریف در تاریخ ادبیات کودکان ایران (بخش نخست)

نقش عباس یمینی شریف در تاریخ ادبیات کودکان ایران (بخش دوم)

تولید معنا برای شکل‌دهی نهاد کودکی و ادبیات کودکان در ایران

اكنون كه از هر دو زمانه، ‌یعنی زمانه آغاز كار یمینی شریف و زمانه كار صمد بهرنگی دورتر شده‌ایم و به همان نسبت هم با فروكش كردن جامعه‌ای درگیر احساسات انقلابی و رشد نسبی عقلانیت انتقادی می‌توان گفت كه حاصل آن بیست و پنج سالی كه یمینی شریف و اندک همراهان او برای كودكان كار كردند، تحول در چند سازه‌ی بنیادی از نهاد كودكی بود.

دوشنبه, ۲۰ بهمن

برخی شب‌ها کودکان نمی‌خواهند بخوابند. نمی‌دانیم چه چیزی آن‌ها را بی‌خواب می‌کند. آن‌ها از رخت‌خواب بلند می‌شوند، پرسش‌های عجیب و غریب می‌پرسند، آب می‌خواهند و کارهایی شبیه به این انجام می‌دهند تا جایی که آرامش پدر و مادر را برهم می‌زنند. یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای فرستادن کودکان به رخت‌خواب، افزودن یک یا دو کتاب، به برنامه‌ی پیش از خواب آن‌هاست. کتاب‌هایی با موضوع خواب و با درون‌مایه‌ای آرامش‌بخش، می‌تواند مفید باشد.

یکشنبه, ۱۹ بهمن

در جامعه‌ای که ارزش کودک در ندیدن ارزش‌ها و حقوق اوست، جای هیچ شگفتی نیست که برنامه‌سازانی با حضور چهره‌های سینمایی و غیرازآن پس از انگشت رساندن به هر چیزی که در دسترس‌شان است، این بار بیایند انگشتی هم به ترانه‌های کودکانه بزنند و با تفسیرهایی ناخوشایند در بی‌معنایی آن سخن بگویند. من دلم برای آن‌که تفسیر می‌کرد نسوخت، دلم برای آنانی می‌سوخت که در جایگاه تماشاچی، به بخشی از فرهنگ کودکی خود می‌خندیدند. و این البته شاید طبیعی باشد، در جامعه‌ای که خنده می‌تواند کیفر داشته باشد، خندیدن به خودمان و فرهنگ‌مان هم بهانه‌ای می‌شود برای بیهوده خندیدن. تماشاچیانی که شاید ندانند پشت این بی‌معنایی چه کارکردهایی نهفته است.

شنبه, ۱۸ بهمن

دارکوب‌ها بهانه‌اند، بهانه‌ای برای داستانی کردن روایت کودکان کم شنوا و ناشنوا که به سبب این کم توانی، همیشه از جامعه کنار گذاشته شده‌اند و آن جا هم که به آن‌ها توجه شده، نیازهای واقعی‌شان برآورده نشده است. چرا ۱۸ و چرا ۲؟ این شکستن عددها و بعد دوباره جمع بستن‌شان چه معنایی دارد؟ چرا نویسنده برای بیان نیازها و خواست های این گروه از کودکان به داستانی نمادین و استعاری روی آورده است؟ داستان‌پردازی از راه تمثیل و استعاره در فرهنگ بشری پیشینه‌ای چندین هزار ساله دارد.

شنبه, ۱۸ بهمن

تجربه‌ی کتابخانه‌ی «با من بخوان» در دبستان نیایش روانسر