سایت کتابک

در این برگه، آخرین نوشته‌های منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجره‌ای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفته‌اند. این نوشته‌ها شامل تازه‌ترین مطالب در حوزه‌ی ادبیات کودک، معرفی کتاب‌های جدید، مقاله‌های تخصصی درباره‌ی ترویج خواندن، تجربه‌های موفق کتابخوانی، گفت‌وگو با نویسندگان و کتابداران، گزارش‌های رویدادها، و ایده‌هایی نو برای خانواده‌ها و مربیان است.

شما می‌توانید از این بخش به‌عنوان درگاه ورود به تازه‌ترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامه‌ها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جست‌وجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.

سه شنبه, ۱۰ فروردین

مقاله تحلیلی «ادبیات کودکان ایران در چرخش از سده‌ای به سده دیگر» نخستن بار در ویژه نامه بهار 1400 در شماره‌ی 41 نشریه زنان امروز منتشر شده است.

یک سده کار و کوشش هزاران کوشنده و پدیدآورنده ادبیات کودکان، سیمایی از تحول فراگیر اجتماعی به طور عام و تحول در فرهنگ کودکی ایران را به طور خاص به نمایش می‌گذارد. کوشندگان و پدیدآورندگانی نام‌آور و کم نام یا گمنام، همه برای این که ادبیات کودکان این سرزمین در جایگاهی شایسته قرار بگیرد، کوشیدند. اما از همان آغاز آن‌چه که انکارکردنی نیست، سهم زنان در شکل‌دادن به این تحول است و البته مهم‌تر از این، نوع نگاه آن‌ها به این مقوله است که ارزش کارشان را بالاتر می‌برد. زنان برجسته‌ای که نهاد کودکی را در این سرزمین با کمک مردان همراهشان برپا کردند، به دلایل گوناگون نگاه سالم‌تر و پاکیزه‌تری به موضوع فرهنگ کودکی و ادبیات کودکان داشته و دارند. به عنوان کسی که بخش بزرگ از زندگی‌اش را در این راه گذرانده، گواهی می‌دهم، آن چه که در زیر به عنوان وضعیت ادبیات کودکان در این یک سده با مردم در میان می‌گذارم، اگر مدیریت آن به طور کامل در دست زنان می‌بود، وضع ما این نبود که اکنون هست. اما انگیزه‌ام از نوشتن این جستار، بیان این آرزو نیست، بلکه انگیزه‌ام از نوشتن این جستار، مرور و تحلیلی کوتاه در این زمینه است که شاید جدای از این که به کار امروزیان بیاید، یادگاری باشد برای کارشناسان و دوست‌داران ادبیات کودکان ایران در یک سده دیگر.

جمعه, ۲۹ اسفند

عمو گاوه می نوازه
این سبزه وای چه تازه
دُم موشی هم چه نازه
این قمری است نه غازه
هفت سین برای نوروز
این تازه یک آغازه
آغاز شیرین و شاد

نوروز فرخنده باد

 

جمعه, ۲۹ اسفند

زندگی این است
نقش رنگ ها میان سیاه و سپید
شب برفت و برآمد خورشید
دخترک آمد شاد نواخت
روز نو، روز سبز امید
بر جهان، گرمی و روشنی تابید

نوروزتان آفتابی و فرخنده باد!

پنجشنبه, ۲۸ اسفند

من در هر نوروز پسرکی چهارپنج ساله می‌شوم. مشت‌های کوچکم را پر می‌کنم از دانه و ریزه‌نان، می‌روم روی سکوی جلو باغچه‌مان، و برای مرغ‌ها شعر می‌خوانم:

چهارشنبه, ۲۷ اسفند
امروز، بیست و هفتم اسفند، زادروز مهدی آذر یزدی است. 
 
اگر همه زندگی آذریزدی را درون یک دوقطبی قرار دهیم، چیزی که برآیند آن خواهد بود، دوقطبی گم کردن کودکی در روزگاری که خود کودک بود و پیدا کردن کودکان هنگام بزرگ‌سالی است. بنابراین نمی‌شود زندگی او را بدون این دوقطبی تحلیل کرد. همه زندگی او از هنگامی که به «خودآگاهی» رسید تا هنگامی که مرگ او را در ربود، در این روایت شکل می‌گیرد. 
چهارشنبه, ۲۷ اسفند

من درخت‌ها را می‌شناختم. درخت‌های بسیاری را به نام می‌شناسم و دوست‌شان دارم. درخت‌ها برایم نشانه‌ای بودند و هستند از چیزهای دیگر. درخت کاج باغ قدیمی در انتهای کوچه‌مان، خانه‌ی کلاغ‌هاست. درخت سرو میان کوچه را برای بردن تیرآهن و آجر و ساختن خانه همسایه بریدند. درختان خیابانی که در آن زندگی می‌کنم، رنگ دود و غبار دارند. شهرها را هم با درخت‌های‌شان می‌شناختم.

سه شنبه, ۲۶ اسفند

شرکت «۴۸ داستان» (سوپر اسکوپ) در سال ۱۳۵۸ با هزینه شخصی بنیان‌گذار آن «علیرضا اکبریان» تأسیس شد. هدف نخست این شرکت آموزش زبان انگلیسی از راه انتشار داستان‌های ناطق به زبان‌های انگلیسی و فارسی بود اما بعد از بازنویسی و آهنگسازی داستان «گرگ بد گنده»، اکبریان بر روی ادبیات و آثار ایرانی تمرکز شد. ازجمله هنرمندانی که با شرکت ۴۸ داستان همکاری می‌کردند می‌توان به: «مرتضی احمدی»، «پروین صادقی»، «کنعان کیانی»، «نادره سالار پور»، «ناهید امیریان»، «پری هاشمی»، «مهوش افشاری»، «احمد مندوب هاشمی»، «فریدون کوچکیان»، «مازیار بازاریان»، «فریبا شاهین مقدم»، «محمد یاراحمدی»، «حسین باغی» و … اشاره نمود. فعالیت شرکت ۴۸ داستان تا اواخر سال ۱۳۶۴ ادامه یافت.

دوشنبه, ۲۵ اسفند

کمپین «یک ترویج‌گر، یک کیسه کتاب» زیرمجموعه‌ای از برنامه‌ی «با من بخوان» است که با همکاری «گروه دوستداران با من بخوان» اجرا می‌شود با این هدف که گروه بزرگ‌تری از کودکان، مربیان، آموزگاران، ترویجگران و کتابداران در گستره وسیع‌تری از ایران از خدمات این برنامه بهره‌مند شوند.

دوشنبه, ۲۵ اسفند

 به شعله دولت آبادی

یکشنبه, ۲۴ اسفند

در گوشه‌گوشه‌ی این جهان کودکانی با شادی‌ها، رنج‌ها، باورها و آرزوهای گوناگون زندگی می‌کنند. با این حال بعضی چیزها برای همه‌ی کودکان دوست‌داشتنی است؛ در دهه‌ی چهل خورشیدی زندگی کنند یا در پایان دهه‌ی نود، در ایران باشند یا هلند،‌ جشن تولد و بادبادک را دوست دارند. بعضی رفتارها و حس‌ها هم در بین کودکان مشترک است. می‌دانیم که در سنینی با دشواری از وسائل و اسباب‌بازی‌های‌شان دل می‌کنند و اگر چنین کنند، هیجان‌هایی ناخوشایند را تجربه خواهند کرد.

یکشنبه, ۲۴ اسفند

سال 1399 به دلیل همه‌گیری ویروس کووید- 19 و دیگر مسایل اجتماعی و اقتصادی ناشی از آن، بسیارمتفاوت با تمام آن چه پیش از آن برنامه‌ریزی کرده بودیم و انتظار داشتیم گذشت. در این سال پرچالش همه‌ی همکاران کتابخانه‌های «با من بخوان» از کارشناسان و آموزشگران گرفته تا کتابداران، ترویج گران و پشتیبانان مالی تلاش کردند به هر شکلی ممکن ارتباط کودکان با دنیای کتاب‌ها را حفظ کنند. در سال 1399 نوع و حجم فعالیت کتابخانه‌های «با من بخوان» همانند همیشه نبود، اما متوقف نشد و به شیوه‌های دیگری ادامه یافت. در این سال باز هم کتابخانه‌های جدید افتتاح شدند، باز هم کتاب‌ها به دست کودکان رسیدند، شبکه‌ی‌ کتابداران «با من بخوان» تقویت شد و همه‌ی ما دست در دست هم تلاش کردیم نور امید را در دل‌های خودمان و کودکان زنده نگه داریم.

یکشنبه, ۲۴ اسفند

دوستداران با من بخوان، گروهی از علاقه‌مندان و کوشندگان ترویج کتاب و کتاب‌خوانی هستند که از سال ۱۳۹۷ همچون هاله‌ای گرد برنامه‌ی «با من بخوان» شکل گرفتند تا با هم‌فکری و تلاش خود برنامه‌ی «با من بخوان» را در ابعاد اجرایی، به‌ویژه تأمین مالی پروژه‌های آن در مناطق محروم، پشتیبانی کنند. این گروه که ابتدا با سه نفر از علاقه‌مندان پایه‌گذاری شد، اکنون با همکاری بیش از ده تن اداره می‌شود.

یکشنبه, ۲۴ اسفند

هر سال برای داوری داخلی براتیسلاوا از سوی کانون دعوت می‌شوم. چندین دوره به احترام تصویرگران پرتلاش کشورمان در این نشست ها شرکت ‌کردم و سعی‌ بر این بود که با رعایت اخلاق حرفه‌ای و پیروی از معیاری‌های شناخته شده به آثار برتر رأی دهم.

یکشنبه, ۲۴ اسفند

گفت‌وگوی عادله خلیفی با جمشید خانیان، نویسنده‌ی ادبیات کودک و نوجوان

یکی از چهره‌های مطرح دو دهه اخیر ادبیات کودکان و نوجوانان ایران، جمشید خانیان است. نویسنده‌ای که سبک ویژه کارش، و نوع نگاهش به جهان از او نویسنده‌ای خاص ساخته است. نویسنده‌ای که در هر داستان‌اش اندیشه دارد و این اندیشه را با زبان داستانی بیان می‌کند. بی‌گمان اگر برگ‌های ارزشمند تاریخ ادبیات کودکان را در یک سده‌ای که در حال گذار از آن هستیم، پر کنیم، بخش‌هایی هم باید به کار او اختصاص داشته باشد.

یکشنبه, ۲۴ اسفند

تجربه‌ی کتابدار روستای قاسم‌آباد جیرفت از بلندخوانی و فعالیت‌های کتاب باغچه‌ی هاپو

ادبیات، لذت و آموزش مفاهیمی جدا از هم نیستند. هر کتاب پنجره‌ای است رو به جهانی تازه. جهانی که در آن فرصت‌های بسیاری برای دیدن،‌ شناختن، تجربه کردن و آموختن پیش روی کودک است. گشودن این پنجره و فراخواندن کودکان به جهان‌های نو وظیفه‌ی بزرگسالانی آگاه است که ادبیات را به خوبی می‌شناسند و خود عشق به خواندن را تجربه کرده‌اند.

یکشنبه, ۲۴ اسفند

با چشمم دنیا را می‌بینم

این‌جا را آن‌جا را می‌بینم

با پایم در دنیا می‌گردم

در این‌جا در آن‌جا می‌گردم

با دستم دنیا را می‌گیرم

این‌ها را آن‌ها را می‌گیرم

با قلبم دنیا را می‌خواهم

مادر و بابا را می‌خواهم

شنبه, ۲۳ اسفند

حدود یک سال است که در شرایط همه‌گیری ویروس کرونا زندگی می‌کنیم. این ‌همه‌گیری با پی‌آمدهای ناخوشایند بسیاری برای کودکان همراه بود و برای ماه‌ها دسترسی آنان را به امکانات آموزشی و فرهنگی محدود‌تر ساخت. در این روزهای دشوار، تعطیلی مهدکودک‌ها، مدرسه‌ها و کتابخانه‌ها، فعالیت‌های ترویجی را هم دستخوش تغییر کرد. آثار نامطلوب و آسیب‌های این شرایط هرچه باشد، برای کودکان محروم و کم‌برخوردار دوچندان است.

شنبه, ۲۳ اسفند

مقاله تحلیلی تاریخی از محمدهادی محمدی، یک سده کار و کوششِ هزاران کوشنده و پدیدآورنده ادبیات کودکان سیمایی از تحول فراگیر اجتماعی به طور عام و تحول در فرهنگ کودکی ایران به طور خاص را به نمایش می‌گذارد.

شنبه, ۲۳ اسفند

شیرآباد منطقه‌ای محروم در حاشیه‌ی شهر زاهدان در استان سیستان و بلوچستان است که بسیاری از کودکان آن به دلایل بسیاری مثل نداشتن شناسنامه، فقر، کار کودکان، کودک‌همسری و آشنا نبودن با زبان فارسی از تحصیل بازمانده‌اند. برنامه‌ی سوادآموزی مادران منطقه‌ی شیرآباد از دی ماه 1399 با پشتیبانی آقای سعید بهره‌مند در موسسه نوید زندگی کوشا در چارچوب برنامه‌ی «با من بخوان» آغاز شده است. در حال حاضر در این برنامه 34 نفر از زنان منطقه شرکت دارند.

چهارشنبه, ۲۰ اسفند

در زمان‌­های بسیار قدیم مردی بود به نام شهیداله. این مرد واقعا آدم تنبلی بود. هیچ‌کاری از دستش به عمل نمی‌­آمد. به همین دلیل زن و بچه‌­هایش همیشه گرسنه بودند و لباس­‌های آن‌ها به‌قدری پاره بود که جرأت نمی­‌کردند آن‌را بپوشند و میان مردم ظاهر شوند.

زن شهیداله او را ملامت می­‌کرد که نمی‌­خواهد تن به کار دهد و شهيداله هم در جواب می‌­گفت: -زیاد ناراحت نباش! ممکن است ما حالا بیچاره باشیم ولی به‌زودی وضع ما بهتر خواهد شد.

چهارشنبه, ۲۰ اسفند

با «سیدنی اسمیت»، تصویرگر برنده‌ی جایزه‌ی کتاب‌های کودکان و نویسنده‌ی کتاب تصویری «کوچولویی در شهر»[1]، گفت‌وگو کردیم. اسمیت برنده‌ی «بهترین کتاب‌های مصور کودکان»[2] روزنامه نیویورک تایمز در سال 2015 برای تصویرگری کتاب‌های «گربه‌ی سفید و راهب»[3] نوشته‌ی «جو اِلن بوگارت»[4]، و «گل‌های پیاده‌رو»[5] نوشته‌ی «جان آرنو لوسن»[6] و برنده‌ی 2018 «جایزه کیت گرینوی»[7] برای تصویرگری کتاب «شهری کنار دریا»[8] نوشته «جوئن اشوارتس»[9] است که به‌عنوان یکی از بهترین کتاب‌های مصور کودکان روزنامه نیویورک تایمز در سال 2017 شناخته شده است.

سیدنی اسمیت اصالتاً اهل استان «نووا اسکوشا»[10] کانادا است و اکنون در هالیفاکس این کشور زندگی می‌کند.

چهارشنبه, ۲۰ اسفند

من تو او

ما هستیم

ما با هم

پیوستیم

من ابرم

می‌بارم

می‌گریم

نم نم نم

من خاکم

من پاکم

از باران 

نمناکم

من نورم

تابانم

خوشحالم

خندانم

ما ابریم

ما نوریم

ما خاکیم

پرشوریم

کو کو کو

پیدا شد

از هر جا

سه شنبه, ۱۹ اسفند

دو گاو خشمگین در مزرعه‌ی کنار باتلاق باهم می‌جنگیدند. قورباغه‌ی پیر که در باتلاق زندگی می‌کرد، از جنگ خشم‌آلود گاوها به‌خود لرزید.

سه شنبه, ۱۹ اسفند

بر پای غم نشسته دل کوه-پر مرا

دریای بی‌کران شده دامان‌­تر مرا

 تا در کلاف مهر تو دستی برآورم

 در بند خاک مانده كمان كمر مرا

در تنگ پست واقعه، دل را حکایتی ست

با آسمانی این همه سنگی، به سر مرا

تا ارتفاع شب پره، بالی نمی‌زنند

پروانگان چشم تو، شب تا سحر مرا

درهای­وهوی بی‌هنران مانده‌ام هنوز

تا سنگواره می‌کشد آخر هنر مرا

 

اردیبهشت ۶۵