سایت کتابک

در این برگه، آخرین نوشته‌های منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجره‌ای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفته‌اند. این نوشته‌ها شامل تازه‌ترین مطالب در حوزه‌ی ادبیات کودک، معرفی کتاب‌های جدید، مقاله‌های تخصصی درباره‌ی ترویج خواندن، تجربه‌های موفق کتابخوانی، گفت‌وگو با نویسندگان و کتابداران، گزارش‌های رویدادها، و ایده‌هایی نو برای خانواده‌ها و مربیان است.

شما می‌توانید از این بخش به‌عنوان درگاه ورود به تازه‌ترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامه‌ها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جست‌وجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.

یکشنبه, ۱۰ اسفند

ترا به آمدنی بزرگ

می‌خواهم

که دریچه‌ها

آسمان را

همه در آغوش گیرند

و خورشيد

در ادامه‌ی زمین،

بوسه‌هایمان باشد

بر ایمان باشد

 

مرداد۶۷

یکشنبه, ۱۰ اسفند

دو تا دیگ، یکی فلزی و دیگری سفالی، روی اجاق بودند.

شنبه, ۹ اسفند

«لولو» داستان یک رابطه دوستانه عجیب بین یک بچه‌گرگ و یک حرگوش است! رابطه‌ای که با بزرگ شدن بچه‌گرگ، شکل آن تغییر می‌کند و آن‌که تا دیروز مراقبت می‌کرد حالا خود نیاز به حمایت و درک شدن دارد. «لولو» داستان زیبایی است درباره‌ی دوستی و اعتماد به یک‌دیگر، سرشار از شوخ‌طبعی و لذت.

شنبه, ۹ اسفند

رابطه دوستی چطور رابطه‌ای است؟ یک رابطه برابر یا بالا و پایین؟ بعضی وقت‌ها دوستی‌ها از یک نقطه شروع می‌شوند که یکی مراقب دیگری‌ست و از یک‌جای دوستی به بعد، همه چیز دگرگون می‌شود. مناسبات در یک دوستی همیشه یکسان و ثابت نمی‌ماند! طرفین رابطه رشد می‌کنند، شکل رابطه عوض می‌شود و مختصات آدم‌ها نسبت به هم تفییر می‌کند. «لولو» داستان یک رابطه دوستانه عجیب بین یک بچه‌گرگ و یک خرگوش است! رابطه‌ای که با بزرگ شدن بچه‌گرگ، شکل آن تغییر می‌کند و آن‌که تا دیروز مراقبت می‌کرد حالا خود نیاز به حمایت و درک شدن دارد.

شنبه, ۹ اسفند

«دختر انار» یک کتاب تصویری ساده، زیبا و شاعرانه برای پذیرش مرگ و مواجهه با آن است. «دختر انار»، داستان آن کسی است که می‌رود اما از خود هزار نشانه برجای می‌گذارد، هزار قصه‌ی تازه. روزی که من نیستم، تو هستی و هستی تو، بودن من است.

شنبه, ۹ اسفند

تا به‌حال بلبل خرما از نزدیک دیده‌‌اید؟ آوازش را که انگار از خود بهشت می‌خواند شنیده‌اید؟ پرنده‌ کوچکی که تاجی سیاه و گونه‌هایی به سپیدی برف دارد و آواز رویایی‌اش، در تصاویر کتاب «دختر انار» جاری است! انگار که موسیقی زندگی است در دل داستانی درباره سوگ.

شنبه, ۹ اسفند

برای اولین بار «سارا به دندان‌پزشکی می‌رود» او با این که، این کار را دوست ندارد اما با شجاعت، به آن‌جا می‌رود. در زمان معاینه می‌ترسد و فرار می‌کند؛ کم کم با کمک دکتر، اوضاع رو به راه می‌شود و او از پس این کار بر می‌آید.

شنبه, ۹ اسفند

«هارولد و مدادشمعی بنفش» از مجموعه کتاب «قصه‌های هارولد» داستان ماجراجویی هارولد است که می‌خواهد زیر نور ماه راه برود؛ پس برای خودش ماه و راهی برای رفتن می‌کشد.

چهارشنبه, ۶ اسفند

طاووس با غرور بال‌هایش را باز کرد و با پهن کردن دُم پر زرق و برق‌دار خود در زیر نور آفتاب، خواست که ماهی‌خوار را تحت تاثیر قرار دهد.

چهارشنبه, ۶ اسفند

تا صبح دیشب
بیدار بودم
تب داشتم چون
بیمار بودم
جز من یکی هم
اصلا نخوابید
هم‌درد من بود
تا صبح نالید
دست قشنگ‌اش
روی سرم بود
او دوستم داشت
او مادرم بود
گرمای تب کاش
دیگر بخوابد
تا اینکه امشب
مادر بخوابد

سه شنبه, ۵ اسفند

تجربه‌ای از کتابداران کتابخانه‌های ریجاب و جوانرود در استان کرمانشاه

پرداختن به مناسبت‌های ملی و جهانی فرصت مناسبی برای آشنا کردن کودکان و نوجوانان با شخصیت‌ها یا موضوعات فرهنگی و علمی مهمی است که مورد توجه مردم کشور ما و جهانیان است. کتابداران «با من بخوان» همواره می‌کوشند تا در برنامه‌های هفتگی و ماهانه‌ی کتابخوانی، فعالیت‌هایی در پیوند با این مناسبت‌ها ترتیب دهند.

سه شنبه, ۵ اسفند

تو مهربان بودی

و تکه تکه، دلت را به برگ‌ها دادی

و از نهایت اندیشه‌های ویرانی,

به اعتماد عظیم گاه تکیه زدی

و دست‌هایت

- مانند رودهای بلند -

تمام پنجره‌ها را به کوچه مهمان کرد

و عشق آبی شد

که ما به دانش سبز گیاه تازه شویم

تو مهربان بودی

و خوب می‌دانستی که دوستی زیباست و خوب می‌دانستی

دوشنبه, ۴ اسفند

برای اولین بار «سارا به دندان‌پزشکی می‌رود» او با این که، این کار را دوست ندارد اما با شجاعت، به آن‌جا می‌رود. در زمان معاینه می‌ترسد و فرار می‌کند؛ کم کم با کمک دکتر، اوضاع رو به راه می‌شود و او از پس این کار بر می‌آید.

دوشنبه, ۴ اسفند

مجموعه کتاب ۶ جلدی «قصه‌های هارولد» مجموعه داستان‌های فانتزی تصویری پسر کوچکی به نام هارولد است که خودش، دنیای داستانش را خلق می‌کند. او داستان را با تخیل و بازی به تصویر می‌کشد و می‌سازد.

«هارولد و مداد شمعی بنفش»، «هارولد افسانه می‌گوید»، «هارولد به آسمان سفر می‌کند»، «هارولد در قطب‌شمال»، «هارولد در سیرک» و «هارولد و تابلویی برای اتاقش» عنوان‌های مجموعه کتاب «قصه‌های هارولد» هستند.

دوشنبه, ۴ اسفند

نخستین بارقه‌های فکری تولید دانشنامه‌ای مرجع برای کودکان و نوجوانان ایرانی به دهه چهل شمسی باز می‌گردد. زنده یاد توران میرهادی و دیگر بانیان شورای کتاب کودک، وجود کتاب‌های مرجع ترجمه شده در آن مقطع زمانی را برای نقش آفرینی در گسترش روند پرسش‌گری کودکان و پاسخ‌گویی به آن‌ها، کافی نمی‌دانستند.

دوشنبه, ۴ اسفند

بر آب‌های نقره می‌گذری

در سادگی ماه

با جزیره‌هایی از ستاره بر گیسوان

سالیانی بر این، عشق را

با من به دور ترين آسمان می‌خواهی

به بدايت گندم،

تا بلوغ دست‌ها را

به آفتاب برسانیم

در آفتاب اگر

تکه زمینی از آن ماست،

بگذار  تا ادامه‌ی ما باشد

ادامه ما با هم

تا زندگی را

در جام‌های سادگی بنوشیم

 و عشق را

در نیلوفر و مروارید سفر کنیم

دوشنبه, ۴ اسفند

مدت زیادی بود که گرگ در اطراف گله‌ی گوسفندان پرسه می‌زد و چوپان با احتیاط فراوان مراقبت می‌کرد که گرگ بره‌ها را با خود نبرد. ولی گرگ اصلا آسیبی به گوسفندان نمی‌رساند و به نظر می‌رسید که گرگ در نگه‌داری گوسفندها به چوپان کمک می‌کرد! سرانجام چوپان آن‌قدر به گرگ عادت کرد که فراموش کرد گرگ چه‌قدر بدجنس است.

یکشنبه, ۳ اسفند

از دی ماه 1399 مؤسسهٔ پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان برنامهٔ «خواندن با خانواده»‌ را در جزیره قشم با مشارکت 10 مربی و ترویج‌گر و پیوستن بیش از 100 خانواده آغاز کرده است. اینک با گذشت حدود دو ماه از آغاز به کار این برنامه در این جزیرهٔ پهناور در جنوب ایران استقبال خانواده‌ها و کودکان، گروه «با من بخوان» را به گسترش و اثربخشی این برنامه امیدوار کرده است. پشتیبانی اجرای برنامه‌ی «خواندن در خانواده» در جزیره‌ی قشم را انجمن یاران دانش و مهر برعهده دارد.

یکشنبه, ۳ اسفند

خواب ديدم:

پنج گنجشک بازیگوش

 از راه رسیدند و یکی یکی

نشستند لب پنجره.

شروع کردند به گفت‌­وگو.

زبان‌شان را می‌­فهمیدم

اما نمی­‌توانستم به همان زبان

جای دانه‌ها را

نشان‌شان بدهم

 نمی­‌توانستم بگویم:

ارزن‌های لذیذ و تازه

در پاکتی قهوه‌­ای

 گوشه­‌ی ایوان مانده‌­اند منتظر.

چیزهای دیگری هم هست،

 من هم هستم و حرف‌هایتان را هم

یکشنبه, ۳ اسفند

روزی ملا زردآلویی چند در آستین داشت و از راهی عبور می‌کرد جمعی را دید نشسته‌اند بانک برایشان زد که اگر هریک از شما گفتید که در آستین من چیست زردآلویی که از همه بزرگتر است به او می‌دهم یکی از آن‌ها گفت هرکس خبر بدهد یقیناً علم غیب می‌داند.

 

شنبه, ۲ اسفند

آیا کتاب‌درمانی را می‌توان نوعی بازی‌درمانی دانست؟

تعریف کتاب‌درمانی، با تعریف‌های بازی‌درمانی همسو است. همان‌گونه که اسباب‌بازی، وسایل شن‌بازی و وسایل دیگری که برای بازی کودکان طراحی شده‌اند به کودک در برقراری ارتباط با دیگران و بیان احساسات‌شان کمک می‌کنند، کودکان با خواندن داستان‌های‌ کتاب‌ها و برقراری ارتباط با شخصیت‌های آن‌ها، بهتر می‌توانند افکار، نگرانی‌ها و احساسات درونی‌شان را درک و آن‌ها را بیان کنند.

چهارشنبه, ۲۹ بهمن

ژانر کتاب به‌سادگی روشن می‌کند که هر کتاب در کدام دسته یا زیرمجموعه قرار می‌گیرد. اگر اهل کتاب‌خواندن باشید، درباره‌ی برخی از این ژانرها شنیده‌اید.

چهارشنبه, ۲۹ بهمن

روزی قمقمه را برداشت و در کنار نهر رفت تا آب بیاورد ناگاه قمقمه از دستش رها شده در آب افتاد ملا کنار نهر آن منتظر نشست یکی از مصاحبانش پرسید در اینجا چه می‌کنی و منتظر چیستی گفت منتظر قمقمه‌ام که در آب افتاده و فرو رفته است انتظار می‌کشم که برروی آب آید تا آن را بگیرم.