تیستو پسر کوچکی و خوشبختی است که در یک خانهی زیبا با پدر و مادری بینقص زندگی میکند. در هشت سالگی تیستو را به مدرسه میفرستند تا بعدها ادارهی کارخانه توپسازی پدرش را برعهده بگیرد. اما تیستو مدت زیادی در مدرسه دوام نمیآورد. پدرش تصمیم میگیرد تیستو را در روند طبیعی زندگی آموزش دهد. برای اینکار او را نزد استادهای مختلف میفرستند. یکی از این استادها باغبان خانهی تیستو است. او متوجه میشود تیستو انگشتان جادویی دارد و هر چیزی را لمس کند، گل و گیاهی از آن سبز میشود. تیستو با استفاده از ویژگی منحصربهفرد انگشتانش تغییرات زیادی در محیط اطرافش به وجود میآورد.
سایت کتابک
در این برگه، آخرین نوشتههای منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجرهای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفتهاند. این نوشتهها شامل تازهترین مطالب در حوزهی ادبیات کودک، معرفی کتابهای جدید، مقالههای تخصصی دربارهی ترویج خواندن، تجربههای موفق کتابخوانی، گفتوگو با نویسندگان و کتابداران، گزارشهای رویدادها، و ایدههایی نو برای خانوادهها و مربیان است.
شما میتوانید از این بخش بهعنوان درگاه ورود به تازهترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامهها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جستوجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.
زبان رودی رونده است، که همراه با زمان و انسان به پیش میرود. زبان ادبیات نیز چنین خصلتی دارد. زبانی که روزگاری برای آن مردم روشن بوده است، امروز ممکن است برای ما چندان روشن و مفهوم نباشد. این به ویژه درباره زبانهای عتیق بیش تر صدق میکند. فارسی زبانی عتیق است. زبانی کهن و باستانی که بسیار روایتها در دل خود دارد. این زبان تمامی ریشههای فرهنگی ایران را از باستانیترین روزگار تا امروز در خود بازتاب میدهد. به همین دلیل هنگامی که این زبان شکافته میشود، در آن انبوهی از واژهها هستند که ریشه مادی یا سومری و سانسکریت دارند، ریشه اوستایی یا پهلوی دارند. ریشه عرب دارند، یا معرب هستند.
کتاب «خروسجنگی» داستان «جان کوکان» است که از کودکی خروسجنگی صدایش میزدند. او به این نام مستعار میبالد و خوشحال است که از خردسالی، هر چیزی را از سر راهش برداشته است. تا اینکه «پن وب» پسری که همسایهی اوست و تفاوتهای زیادی در شیوه زندگی، بازیهای مورد علاقه، روابط با والدین، غذا و ... با او دارد، زندگیاش را به چالش میکشد.
نگهبانی بیش از اندازهی چوپان از گوسفندها، باعث شده بود گرگ گرسنه بماند. گرگ یک شب پوست گوسفندی را پیدا کرد که در گوشهای افتاده و فراموش شده بود.
آثار کودک و نوجوان جانی روداری در ایران
صدمین سال تولد «جانی روداری»، نویسنده سرشناس کودک و نوجوان ایتالیا
«اگر سنگی به میان مردابی پرتاب کنیم، امواج دایره شکلی پدید میآید که کمکم در سطح مرداب گسترده میشود … بدینگونه اگر «کلامی» را به ذهنی بیافکنیم، امواجی در سطح و در عمق پدید میآورد که مجموعهای از واکنشهای زنجیرهای را بهدنبال خواهد داشت.»
جانی روداری
چشمان خود را ببندید و تصور کنید شخصیتهای کارتونی واقعی هستند! حالا تصور کنید که رفتهاید به چند هزار سال دیگر و قرار است فسیل شخصیتهای کارتونی را در یک موزه تماشا کنید. تصور کردید؟ به نظر شما آثار این موزه چه شکل و شمایلی دارند؟
قصهگویی به گسترش واژگان کودک و پرورش مهارت روایتگری او کمک میکند. قصهها دریچهای به جهان خیال کودک میگشایند. از این رو، قصهگویی به مادر و پدر کمک میکند با جهان کودکان بهتر پیوند برقرار کنند. اگر در گردشهای کوتاه مدّت بیرون از خانه (در وضعیت کنونی با پیروی از فاصلهٔ دو تا چهار متری با دیگران و همچنین دور ماندن از وسایل بازی و دست نزدن به اشیاء در فضای همگانی و بوستانها) به چیزی برخورد کردید که برای کودک جالب است یا توجه او را به محیط پیرامونش و دگرگونیهای آن میخواهید جلب کنید، از قصهگویی بهره ببرید. این کار حتی در درون خانه نیز شدنی است.
از جان خود بگذر تا جان کودکان، جان بماند!
از خود گذشتن به چه معناست؟ اگر قرار باشد که برای کودکان دبستانی این مفهوم را باز کنیم، چگونه باید از سادهترین و ملموسترین واژهها استفاده کنیم، تا آنها معنای از خود گذشتن را درک کنند؟ اما اگر از خود گذشتن به ادبیات برسد، چگونه آن را باید در واژهها و روایت و داستان بازنمایی کرد، چنان که هم ارزشهای ادبی غنی بماند و هم این معنا بتواند به بهترین شکل به کودکان منتقل شود؟
انگار دنیایی دیگر بود
روباه و پلنگ پس از خوردن شامِ فراوان، با تنبلی دراز کشیده بودند و ظاهرشان را به رخ هم میکشیدند. پلنگ با غرور از پوست خالدار و براق خود میگفت و شکل و ریخت روباه را مسخره میکرد.
این مقاله دربارهی تجربه یک کتابدار از تبدیل کردن داستانهای پریان ژاپنی به کامیشیبای و اجرای آنها به زبان عربی برای کودکان عرب است.
بنی یک کودک است، نه خوب است نه بد!
بنی یک بچه خوک است. خانهای که بنی در آن زندگی میکند، شبیه خانهی آدمهاست. کنشهای مادرش، شبیه کنشهای یک آدم است حتی وسایلی که دارند. ماشین لباسشویی، جاروبرقی و وسایلی که با آن غذا میپزند. مادر بنی و بنی، روی دو پایشان میایستند. بنی روی دوپایاش میدود. آبی که آنها با آن خودشان را میشویند، لولهکشی شده است!
هیچگاه برای رسیدن به آرزوها دیر نیست. باید برای رسیدن به آنچه میخواهیم نخستین گام را برداریم؛ اگرچه دشوار باشد. «میخواهم پرواز کنم» کتابی است تصویری که روایتگر اصلی داستان، تصویر است.
کتاب وحشی داستان بلو، پسر نوجوانی است که به تازگی پدرش را از دست داده است. او همچنین از آزارها و قلدری پسری به نام هاپر در عذاب است. مشاور مدرسه که دیدارهایی پیدرپی با بلو دارد، از میخواهد افکار، احساسها و دردهای خود را بنویسد. اما این کار برای بلو جالب نیست و به نظرش بعضی از احساسها، مانند غم از دست دادن پدر، را نمیتوان نوشت. او یک روز نوشتههایش را پاره میکند و دست به کار نوشتن داستانی پر از اشتباههای املایی میشود. داستانی به نام «وحشی».
روباه درون چاهی افتاد که فکر میکرد بسیار عمیق نیست، اما کمکم فهمید که از چاه نمیتواند بیرون بیاید. روباه به ناچار مدّت زیادی در چاه ماند، تا این که بز تشنهای به لبهی چاه آمد. بز که گمان کرد روباه درون چاه رفته تا آب بخورد، پرسید: «آب چاه خوب است؟!»
روباه حیلهگر گفت: «بهترین آب همهی سرزمینهاست! درون چاه جَست بزن و آزمایش کن! اینجا آب فراوانی برای خوردن هست.»
بزِ تشنه بیدرنگ به درون چاهِ آب جَست زد و شروع به آب خوردن کرد. روباه نیز بیدرنگ روی پشت بز جَست زد و از روی شاخ بز به بیرون چاه رفت.
«جانی روداری» گرایش نوینی در زمینه ادبیات کودک و نوجوان ایتالیا دارد. با این همه، لازم به ذکر است که وی فقط در این گرایش نوین استاد نیست، بلکه کوشش مداوم وی برای تطبیق نوشته هایش با نیازهای خوانندگان معاصر؛ در حالی که به مقوله های ابدی اساطیری کودکان نیز وفادار است، از دیگر برتری های روداری است.
تجربه رهایی
تاکنون تجربهی رهایی داشتهاید؟ تجربهی رهایی چیست؟ رویاهای ما تا کجا میتوانند پیش بروند؟ میدانید ما در رویاها هم قید و بندهایمان را به همراه داریم؟ تاکنون شده آرزوهایتان را در خواب دیده باشید؟ یا با رویا برای چند لحظهای هم که شده از واقعیت پیرامونتان جدا و از بندها رها شوید؟
دهتولوک نام بومی عروسکی در هرمزگان و جزیره قشم است که توسط زنان و دختران برای بازی کودکان ساخته میشود. دهتولوک یا دختولوک به معنای دخترک نامی است که به گویش بومی بر روی این عروسک گذاشته شده است. مادران و زنان سالخورده روستاهای شیب دراز و بُرکه خلف به یاد دارند که فن ساخت این عروسک را از مادران خود فرا گرفتهاند و آنان نیز برای دختران و کودکان خود میساختند. اگرچه در پنجاه سال اخیربه علت صنعتی شدن تولید اسباب بازی اقبال کمتری به ساخت عروسک های دست ساز نشان داده شد، اما پژوهشگران و دوستداران محیط زیست به نجات این هنر فراموش شده آمدند و آن را از حافظه و سینه مادر بزرگ ها بیرون کشیدند. زنان سالخورده روستا نقل میکردند که بیشترین شغل مردان روستا و جزیره، مشاغل مرتبط با دریا بوده است از همین روی این عروسکها افزون بر بازی کودکان، مونسی برای مادران و همسران در غیاب همسرانشان در سفر های دریایی بوده است.
همهی ماجرا از آنجایی شروع میشود که پسرکی از تختش میافتد. اگرچه موضوع داستان ساده است، نویسنده بهسادگی از کنار این موضوع نمیگذرد و آن را به ماجرایی خیالانگیز تبدیل میکند.
«من یک عالم دوست کوچک دارم که روی کلهام زندگی میکنند. وقتیکه میروم بخوابم، آنها ورجهورجه و بپّربپّر میکنند.»
_ یک عالم دوست کوچک؟ کجا؟ توی کلهی یک پسر کوچولو؟
اینها سؤالاتی هستند که بهمحض خواندن اولین جملهی کتاب «خِرچ! خوروچ! خیریچ!» از خودتان میپرسید. اما در کسری از ثانیه، وقتیکه به تصویر پایین صفحه نگاه میکنید، تازه منظور اِلنور آپدیل، نویسندهی کتاب، را میفهمید! آن وقت است که فریاد میزنید: «شپپپپپش!»
نیکولا اسمی، نویسنده و تصویرگر کتاب تصویری «قیافههای بامزه»، با داستان خود، به کودکان خردسال فرصت میدهد با حالتهای گوناگون یک چهره از چهرهی شاد تا غمگین، متعجب و عصبانی آشنا شوند. این کتاب داستانی بسیار ساده از پسرکوچولویی است که با سگش مشغول بازی فوتبال است. ناگهان خرس بزرگی توپ او را میرباید و تا زمانیکه خرس با تولههایش بازگردد و توپ را به پسر دهد، پسرک داستان احساسات گوناگونی را تجربه میکند. احساساتی که در چهرهی پسر نمایان شده است و کودک مخاطب به روشنی میتواند آنها را درک کند. احساسات گوناگونی از ترس، تعجب، عصبانیت، بدجنسی، نگرانی و شادی. در پایان کتاب، تصویرگر با گذاشتن یک ورق کاغذ آلومینیومی، که کار آینه را میکند، مخاطبان را تشویق میکند حالات چهرهی پسرک را تقلید کرده، چهرهی خود را در این آینه ببینند و خود نیز حالتهای گوناگون چهرهی خود را در بیان احساسات مختلف در آینه تجربه کنند. کودکان خردسال از دیدن چهرهی خود در آینه به وجد میآیند.
کواک! کواک! کواک! مامان اردک و دو تا بچهاش توی آبگیر شنا میکردن. مامان به بچهاش گفت: «عسل، باید به من نزدیکتر باشی. چرا اینقدر دور رفتهای؟»
جودی در «دور دنیا در هشت روز و نصفی» با چالشی تازه روبرو میشود، چالشی برای حفظ دوستیها و انجام یک فعالیت گروهی.
نگاهی به ریشههای شخصیت استوار و یکپارچه «میرزاحسن رشدیه»
شخصیت منسجم، استوار و مقاوم را مهمترین ویژگی «میرزاحسن رشدیه» - پدر آموزش نوین ایران - میتوان دانست. بیگمان ایمان به ثمربخش بودن راهی که او در پیش گرفته بود، از انگیزههای مقاومتش در برابر مصائب بود؛ اما ریشههای اصلی را در دورهی کودکی او و در رشد رشدیه میتوان جستوجو کرد.