سایت کتابک
در این برگه، آخرین نوشتههای منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجرهای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفتهاند. این نوشتهها شامل تازهترین مطالب در حوزهی ادبیات کودک، معرفی کتابهای جدید، مقالههای تخصصی دربارهی ترویج خواندن، تجربههای موفق کتابخوانی، گفتوگو با نویسندگان و کتابداران، گزارشهای رویدادها، و ایدههایی نو برای خانوادهها و مربیان است.
شما میتوانید از این بخش بهعنوان درگاه ورود به تازهترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامهها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جستوجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.
«انید بلایتون » از نویسندگان محبوب ادبیات کودکان انگلستان است که شماری از داستانهایش را با نام مری پولاک نوشته است. او یکی از موفقترین و پرکارترین داستان سرایان سدهی بیستم است.
«مدرسهی سنت کلر»، «مدرسهی مالوروی»، «نادی»، «پنج رفیق»، «شیطونترین دختر مدرسه» از محبوبترین مجموعه داستانهای اوست که برخی از آنها به زبان فارسی نیز برگردانده شده است. داستانهای او به ۹۰ زبان ترجمه شده است و ۶۰۰ میلیون نسخه از کتابهایش به فروش رفته است.
کبوتر مورچهای را دید که در جوی آب افتاده است. مورچه کوشش بیهوده میکرد که به کنار آب برسد، و کبوتر با دلسوزی تکهای نی را نزدیک او انداخت. مورچه مانند ملوانی که کشتیاش غرق شده، تکه نی را گرفت تا به سلامت به خشکی رسید.
«ماریا پاپایانی» یکی از معتبرترین نویسندگان کودک کنونی یونان است. ماریا در سال 1964 (1343 ش.) در «لاریسا»[1] زاده شد. او زبان و ادبیات یونانی را در «دانشگاه ارسطو تسالونیکی»[2] فراگرفت و سالها در تلویزیون، رادیو، روزنامهها و مجلات به روزنامهنگاری پرداخت. نخستین کتاب پاپایانی در سال 2001 منتشر شد، و او تا کنون بیش از سی کتاب برای کودکان و نوجوانان و یک رمان برای بزرگسالان منتشر کرده است.
مجمع عمومی سازمان ملل نهم آگوست برابر با 19 امرداد را روز جهانی مردمان بومی نام نهاده است. این نامگذاری از سال 1994 صورت گرفته است. تصویر این روز جهانی که به عنوان نماد رسمی و بینالمللی آن برگزیده شده، برگرفته از نقاشی یک نوجوان بنگلادشی به نام «رِبانگ دِوان» است. ربانگ دوان از بومیان «چاکما» بزرگترین جمعیت بومی بنگلادش است که در مسابقه طراحی لوگوی سازمان ملل برنده شد و نقاشی او نشانی برای این روزِجهانی شد.
سازمانها و انجمنهای فرهنگی ایتالیا، به کمک شیوههای گوناگون قصهگویی، ادبیات کودک و لذّت خواندن را ارتقا میدهند. این قصهگوییها موجب پیشرفت خواندن از دوران کودکی تا نوجوانی میشود، از هنگامی که مادران و پدران آغاز به قصهگویی برای فرزندانشان میکنند و اندک اندک به فعالیّتهای مستقلی با کتاب میانجامد، پشتیبانی میکنند. این نوآوریهای قصهگویی در کتابخانهها، تئاترها، مراکز فرهنگی، و مدارس سازماندهی و برگزار میشود. قصهگویان داوطلب و کتابداران، برنامههای قصهگویی را به کمک دسترسی آزاد کتابخانههای کودک اجرا میکنند.[1]
یک روز صبحِ آفتابی که روباه بهدنبال طعمهای در جنگل بود، کلاغی را روی شاخهی درخت بالای سرش دید. این نخستینبار نبود که روباه کلاغی را میدید، اما چیزی که توجه روباه را جلب کرد و باعث شد بایستد و دوباره نگاه کند، این بود که کلاغِ خوششانس یک تکه پنیر در منقارش داشت.
«تووه ماریکا یانسون»، زادهی 9 آگوست 1914 و درگذشتهی 27 ژوئن 2001، نویسندهی کتابهای مصور، تصویرساز، نقاش و رماننویس فنلاندی بود.یانسون در خانوادهای هنری به دنیا آمد و از سال 1930 تا 1938 به تحصیل در رشتهی هنر در شهرهای استکهلم، هلسینکی و پاریس پرداخت.
او در سال 1943، انتشار داستانهای کوتاه و مقالاتش را شروع کرد و همزمان، به تصویرسازیهای گرافیکی نیز اشتغال داشت. یانسون از بعد از این زمان، باقی عمر خود را صرف نویسندگی و خلق آثار هنری کرد.تووه یانسون سرانجام در سن 86 سالگی چشم از جهان فرو بست.
کتاب «35 کیلو امیدواری» داستان گرگوری است. او از مدرسه متنفر است و مدرسه برایش شکنجهای واقعی است. در مقابل گرگوری عاشق ساختن است و دوست دارد بیشترین زمان خود را در کارگاه پدربزرگش سپری کند. پدربزگش تنها فردی است که را میفهمد و به گرگوری کمک میکند شرایط زندگیاش را تغییر دهد.
سگ باشتاب میدوید و استخوانی را که قصاب برایش انداخته بود، به خانهاش میبُرد. سگ هنگامی که روی پُل باریکی رسید، پایین پُل را نگاه کرد و تصویرش را در آب دید. سگِ حریص گمان کرد یک سگ واقعی دیده است که استخوان بسیار بزرگتر از استخوان خودش دارد.
پیش از مطالعه این مقاله بخش نخست آن را مطالعه کنید.
باید اعتراف کنم که هرگز به چگونگی انتخاب جوایز «انجمن کتابخانههای آمریکا»[1] فکر نکردهام. از این رو هنگامی که «گینی مور کروز»[2] با من تماس تلفنی گرفت و دربارهی «جایزه لورا اینگلز وایلدر»[3] اطلاعرسانی کرد، تشکر کردم و کوشیدم گفتههایش را دربارهی اطلاعیه نوشته شده، قطع کنم.
روز جشن تولد هر کسی، فقط یک بار در ساله؛ اما همین یک روز، خیلی لذتبخشه. بنی از مادرش خواست بزرگترین کیکی رو که تابهحال دیده براش بپزه.
پیشنهاد میکنم بزرگترها قبل از به دنیا آمدن فرزندانشان برای آنها کتاب بخوانند
«امیلی باچوالد» معتقد است کودکان در آغوش پدر و مادر کتابخوان میشوند! و این صحبت درستی است اگرچه هستند، آدمهایی که به نوعی دیگر و با عزمی آهنین با کتاب همراه و به آن علاقهمند شدهاند. اما یکی از همان کودکانی که به قول باچوالد در آغوش پدر و مادرش کتابخوان شده، دختری است از «رام اردشیر» کهن، از بوشهر. نامش روشنا است و چندسالی هست که با چراغی از دانایی و معرفت با یار مهربان یعنی کتاب، به ستیز با دنیای تاریک جهل و نادانی برخاسته و آن را روشنی میبخشد. به همین بهانه گفتگوی کوتاهی با او انجام دادیم که در ادامه میخوانید:
گرگ گرسنهای که یک روز صبحِ زود دوروبر یک کلبهی روستا میپلکید، صدای گریه کودکی را شنید. گرگ صدای مادر کودک را شنید که میگفت:
کتاب «موش مترو» داستان موشی است که به همراه صدها موش دیگر در مترو زندگی میکند، اما فرق بزرگی با موشهای دیگر دارد. او دلش میخواهد سرزمین پایان تونل را کشف کند، و همین آرزو ماجراهای هیجانانگیزی را برایش به ارمغان میآورد.
ماهی ملک
لوپک چمكی (loupak ĉameki) يا ماهي ملک نام عروسک محلی مردم روستای عباس آباد منطقه تم گران (tom gorân) در جنوب شهرستان قلعه گنج کرمان است. عروسک ماهي ملک متشكل شده است از ابزار و وسايل ساده و ابتدايي همچون چوب و پارچههای رنگی و لباسهای محلی منطقه. به گفته اهالی قدمت آن را حدود 200 سال است. آن طور که نقلهای شفاهی روایت میکند، ماهي ملک زنی بوده كه شوهرش را که مردی به نام قادربوده ، ميكُشد و برای اوعزاداری نميکند و قبل از سال فوت همسر، لباس رنگی میپوشد و در مراسم عروسی به رقص و پايكوبی میپردازد.
«محمد قاضی» فرزند میرزاعبدالخالق قاضی در ۱۲ مرداد ۱۲۹۲ در شهر مهاباد در استان آذربایجان غربی ایران به دنیا آمد. محمد قاضی پس از بازنشستگی به فعالیت در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان پرداخت که حاصل این دوره ترجمهی کتابهای «باخانمان» ازهکتورمالو، ماجراجوی جوان از ژاک ژروند و زوربای یونانی از نیکوس کازانتزاکیس است. از آثار مهم ترجمه شده توسط او میتوان به دن کیشوت اثر سروانتس، نان و شراب اثر اینیاتسیو سیلونه، آزادی یا مرگ، و در زیر یوغ نام برد. وی از زبان فرانسوی به فارسی ترجمه میکرد. همچنین چند اثر را از کردی به فارسی برگرداند.
کتاب «35 کیلو امیدواری» داستان گرگوری، پسری 13 ساله و 35 کیلوگرمی است که دستهای ماهری دارد. دستهایی که چیزهای نو میآفرینند، تعمیر میکنند، باغبانی میکنند و ... . اما این مهارت گرگوری در مدرسه به کارش نمیآید. او از مدرسه متفر است اما به نظر میرسد به خاطر درجا زدن در بعضی کلاسها بیشتر از دیگر بچهها باید به مدرسه برود. بیعلاقگی و ناکامی گرگوری در مدرسه باعث اخراجش میشود. وضعیتی دشوار برای او و پدر و مادرش.
جاکوب، جید، جیمز، جارد، جانت، جنیفر، جرمی، جسیکا، جس، جردن، جوی، جودی، جاستین، جیل، جین، جولی، جوآن، جان، جولیان و جمیما نام بیست فرزند مامان الینور بود که باید همیشه حواسش به اونها میبود.
فقط یک لکه است!
یا
این بوی زمین است
بارِ اولی که کتاب «پدر اسلاگ» را خواندم اولین پرسشی که به ذهنام آمد این بود: «چرا این کتاب برای کودکان نوشته شده است؟ » پاسخهای بهظاهر متفاوتی به ذهنام میرسید اما همه یک نتیجه داشتند: چنین کتابهایی هم باید برای کودکان نوشته شود! چندبار دیگری هم که این کتاب را خواندم زیبایی کتاب شگفتزدهام کرد. کتابی چنین تلخ از رنج انسان چگونه میتوانست این همه زیبا باشد؟ سطر سطر این کتاب در واژهها و فریم به فریم تصویرهایاش، سیاه است اما همین سیاهی، چنان هنرمندانه به تصویر کشیده است که پس از خواندن این کتاب، انسان در نگاه خواننده و ببیندهاش پررنگ میشود، دردِ هر انسانی برای انسان دیگر معنا پیدا میکند، برای همهی ما، و این دلیل نوشته شدن این کتاب برای کودکان بود: یک لکه بر انسانیت، لکهای بر همه زمین است و گاهی بسیار بزرگتر و بالاتر از زمین ما!
دیزی همیشه وقتی توی رودخونه آبتنی میکرد و خودش رو میشست، آواز میخوند. البته آوازخوندنش خوب نبود، اما دوست داشت که آواز بخونه. یک روز صبح، وقتی که توی رودخونه بود، شروع کرد به آواز خوندن با صدای بلند، بلندترین صدایی که میتونست.
«روزجهانی دوستی» (Friendship Day) یک روز برای بزرگداشت و جشن گرفتن دوستی است. در سال ۲۰۱۱، سازمان ملل متحد با هدف گسترش دوستی میان مردم، کشورها، و فرهنگهای مختلف، روز ۳۰ ژوئیه (۸ مرداد) را به نام روز جهانی دوستی معرفی کرد.
پیش از سازمان ملل متحد، اولین بار، جویس هال، مؤسس کارتهای تبریک هالمارک در سال ۱۹۳۰، روز ۲ اوت را به عنوان روز دوستی معرفی کرد تا مردم بتوانند با ارسال کارت تبریک، مراتب دوستی خود را به یکدیگر ابراز کنند. سپس در سال ۱۹۹۸، نین عنان، همسر کوفی عنان، دبیرکل سازمان ملل متحد، شخصیت کارتونی وینی پوه را به عنوان سفیر دوستی در جهان، معرفی کرد. این مناسبت با همکاری سازمان ملل و شرکت والت دیزنی و به میزبانی کتی لی گیفورد، برگزار شد.
بسیاری از دوستان در این روز برای یکدیگر هدیه و کارت ارسال میکنند. دستبندهای دوستی در هند، نپال، بنگلادش و بخشی از آمریکای جنوبی طرفدارهای زیادی دارد. با گسترش شبکههای اجتماعی، بسیاری از افراد این روز را به صورت آنلاین جشن میگیرند. در حال حاضر، روز دوستی در جهان به جای ۳۰ ژوئیه، بیشتر ۲ اوت برگزار میشود. با این حال، ۲۷ ژوئیه سال ۲۰۱۱، طی شصتمین جلسه مجمع عمومی سازمان ملل متحد، ۳۰ ژوئیه به عنوان «روز جهانی دوستی»، نامگذاری شد.
در کتاب «قورباغه قورباغه است» او نمی تواند به خوبی خانم سگه کیک بپزد و آن را می سوزاند یا با مهارت خانم خرگوشه کتاب بخواند، چون اصلاً خواندن نمی داند. او ناامید به این باورمی رسد که هیچ کاری ازدست او ساخته نیست و یک قورباغه سبز احمق است. خرگوش به او دلداری می دهد که هر کس باید خودش باشد و او هم خیلی از کارها را بلد نیست. قورباغه این بار بیشترفکرمی کند و زمانی که خود را در رودخانه می بیند از اینکه قورباغه است نه چیز دیگرخوشحال است. او متوجه می شود که می تواند کاری شبیه پرواز انجام دهد یعنی بجهد که فقط قورباغه ها قادر به انجام آن هستند.
کودکان نخست اعتماد به نفس فوق العاده ای دارند ولی با دیدن برخی از ضعف های خود در برابر دیگران خود را می بازند. این داستان روحیه خود باوری را در آنان تقویت می کند و می گوید خودت باش و سعی کن توانایی های خودت را پیدا کنی.
«یک چیز دیگر» داستانی درباره ی پذیرش، مدارا و سازگاری با کسانی است که با ما متفاوت هستند. افرادی که چهره، رنگ پوست، زبان و افکار و عقاید متفاوتی دارند. کسانی که توانایی هایی هایشان با ما فرق دارد. این کتاب به کودکان کمک می کند که بفهمند انسان ها با یکدیگر فرق دارند و به آن ها مدارا کردن با دیگران را یاد می دهد.