«خر کوچولو کنار جسمی بزرگ و تیرهرنگ دراز میکشد. چه بوی خوبی دارد. این همان جایی است که دنبالاش میگشت. اینجا گرم و نرم است و درست بوی خانهی مامان را میدهد. بله، خر کوچولو اینجا میتواند بخوابد. با خیال آسوده چشمهای کوچکش را میبندد.» این جملات پایانی آرامشبخش کتاب «خر کوچولو» است. یک کتاب تصویری تاثیرگذار و پرماجرا درباره خر کوچولویی که میخواهد روی پاهای خودش بایستد.
سایت کتابک
در این برگه، آخرین نوشتههای منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجرهای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفتهاند. این نوشتهها شامل تازهترین مطالب در حوزهی ادبیات کودک، معرفی کتابهای جدید، مقالههای تخصصی دربارهی ترویج خواندن، تجربههای موفق کتابخوانی، گفتوگو با نویسندگان و کتابداران، گزارشهای رویدادها، و ایدههایی نو برای خانوادهها و مربیان است.
شما میتوانید از این بخش بهعنوان درگاه ورود به تازهترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامهها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جستوجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.
اگر بخواهیم در کوتاهترین واژگان او را معرفی کنیم، این است، مردی که راه میرفت، اما کتاب بود. او به راستی از مردمی بود که قلبشان با کتاب میزد و نفسشان با کتاب میرفت و میآمد.
اول شهریورماه که همزمان با زادروز ابوعلی سینا است که روز پزشک در نظر گرفته شده است. ابوعلی سینا از تاثیرگذارترین فیلسوفان و دانشمندان ایران است که آثارش در زمینه فلسفه و پزشکی اهمیت بسیار دارد.
روز پزشک روزی است به منظور قدردانی از زحمات بیدریغ پزشکان برای بهبود بخشیدن به زندگی سالمتر و بهتر افراد که به همین منظور در اول شهریور ماه جشن گرفته میشود.
کتاب «میک هارته اینجا بود» روایت فیبی از مرگ برادرش است. میکِ هشتساله در تصادف با دوچرخه جانش را از دست داده است. مادر، پدر و خواهرش هر یک به شکلی غمگین و سوگوار هستند. فیبی ضمن مرور خاطرات میک، رویارویی خود و والدینش با این حادثهی ناگوار را تعریف میکند.
«بله، خر کوچولو کیک دوست دارد. اما آن بادبادک، آن بادبادک قشنگ با آن دم بلند...» دوراهیهای ذهنی و عاطفی از همان سالهای نخستین زندگی کودک آغاز میشوند. وابستگی و دلبستگی به چیزی، علاقه به داشتنش برای همیشه، ناتوانی در دلکندن از وسایل مورد علاقه و چالشهای بخشیدن و هدیه دادن... کتاب «خر کوچولو و تولد یاکی» به این موضوعات میپردازد.
کتاب «خر کوچولو حمام میکند» داستان هر روز و شب مادرها و پدرهایی است که فرزندانشان هیچ وقت خسته و گرسنه نیستند و به حمام احتیاجی ندارند! بچههایی که دوست دارند بازی کنند و برای فرار از کارهای روزمره، بهانههای بامزهای دارند! خر کوچولو خسته و کثیف است و باید حمام کند و بخوابد اما هربار بهانهای میآورد و مادر هربار با حوصله با خر کوچولو گفتگو میکند و بالاخره او را حمام میکند. بعد از حمام خر کوچولوی تمیز در آغوش گرم مادر به خواب میرود.
«خر کوچولو و یاکی اسببازی میکنند. به آنها خیلی خوش میگذرد! اما... وقت حمام و خواب است.»
کتاب «خر کوچولو حمام میکند» داستان هر روز و شب مادرها و پدرهایی است که فرزندانشان هیچ وقت خسته و گرسنه نیستند و به حمام احتیاجی ندارند! کودکانی که دوست دارند بازی کنند و برای فرار از کارهای روزمره بهانههای بامزهای بیاورند!
پدر، دخترش جسی رو به همراه خودش بُرد تا سوار بالُنی به رنگ قرمز و زرد و آبی راهراه بشن. بالُن از زمین برخاست و در آسمون شناور شد. جسی از اون بالا، بر روی زمین، جنگلهای کاج، غان و بلوط، و آبگیرها و رودخانههای زیبا رو میدید.
کتاب «پسری که آبرویش رفت» داستان«دیوید» است. نوجوانی که به نظر بعضی از همکلاسیهایش ترسو و بی دل و جرئت است. یک روز دیوید بر خلاف میل و برای اثبات خودش، در دزدیدن عصای یک پیرزن مشارکت میکند. پس از آن اتفاق او تصور میکند که نفرین شده است. هر اتفاقی که میافتد به نفرین نسبت میدهد اما چگونه میتواند به خودش و دیگران ثابت کند نفرینی در کار نیست و اعتماد به نفس از دست رفته را باز یابد؟
1- پرسشهایی برای گفتوگو
دبیرخانهی جشنوارهی داستان نویسی شوناس با همکاری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ادارهی آموزش و پرورش و ادارهی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان کامیاران و حمایت موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان ایران، جایزهی مهرگان، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و اداه کل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان کردستان، به منظور گسترش ادبیات داستانی و کشف و معرفی استعدادهای جدی در حوزهی داستان نویسی و داستان خوانی کودک و ایجاد انگیزه در کودکان، والدین و معلمان دورهی ابتدایی سراسر کشور در راستای خلق آثار ادبی فاخر در این حوزه، سومین دورهی این جشنواره را به صورت کشوری ویژهی گرامیداشت زنده یاد ثریا قزل ایاغ استاد کتابداری و ادبیات کودک و نوجوان ایران برگزار میکند:
بزغاله کوچولو که شاخهای کوچکی روی سرش درآورده بود، گمان کرد بز نرِ بزرگی شده است و از خودش میتواند مراقبت کند. یک روز غروب، هنگامی که گله به خانه برمیگشت، مادرش او را صدا زد، اما بزغاله توجه نکرد و به خوردن علفهای تازه چراگاه ادامه داد. اندکی بعد، هنگامی که سرش را برگرداند، گله رفته بود.
۱۹ اوت ۲۰۰۳ دفتر سازمان ملل در عراق با بمب منفجر شد و ۲۱ نفر به همراه کمیسر عالی حقوق بشر و نماینده ویژه دبیر سازمان ملل در عراق کشته شدند. بدین ترتیب این روز از سوی سازمان ملل متحد به عنوان روز «جهانی انسان دوستی» تعیین شد.
ثبت این روز در تاریخ، راهی برای بالابردن آگاهی عمومی درباره فعالیتهای جهانی انسان دوستانه است. و بهانهای برای اینکه هر ساله مردم جهان، فعالیتهای انسان دوستانه خود را به پاس گرامیداشت نوع بشر انجام دهند و کسانی را که برای برقراری صلح و امنیت در جهان تلاش میکنند، از یاد نبرند.
فلیکر- کرم شبتاب- دور و بر درخت سرو پرواز میکرد. رشتههای بلند خزهٔ اسپانیایی به سمت زمین آویزون بود. یک خونهٔ چوبی قدیمی در اون نزدیکی بود. مردی که یک کلاه حصیری به سر داشت و روی پیراهن شطرنجی آبیوسفیدش، لباس کار پوشیده بود، توی ایوون جلوی خونه، روی یک صندلی نشسته بود و به عقب و جلو تاب میخورد: جیررر … جیررر … جیررر.
هوا مرطوب بود. فلیکر صدای غورغور قورباغهها رو از باتلاق کنار رودخونه میشنید. جیرجیرکها جیرجیر میکردن و جغدها هو میکشیدن. انگار حتی صدای غرش یک پلنگ رو هم شنید.
کتاب «روز استخر» داستان گروهی از جانوران است که از شیرجه زدن در استخر میترسند. خرگوش کوچولو که تا حالا شیرجه نزده از آنها می پرسد که چه چیز شیرجه زدن اینقدر وحشتناک است و هر کدام از جانوران از دید خود به او توضیح میدهد. در نهایت، وقتی خرگوش تصمیم میگیرد به مربی بگوید هیچوقت شیرجه نخواهد زد، مربی میآید و به آنها میگوید که ترس درواقع از قوهی تخیل آنها میآید و شیرجه زدن اصلاً ترسناک نیست.
بیمرگی
آتشی در میان پارچهها و قالیها. دودی که همه چیز را در خود فرو برده و زیبایی را سیاه کرده و پرندگانی که نقش پارچهها و قالیها هستند و در پی گریزاند از دریچهی سقف به آسمان. به کدام آسمان؟ آیا پرندگانی که نقش پارچه و قالی هستند، میتوانند پرواز کنند؟
«ادیت نسبیت» نویسنده و شاعر انگلیسی است که ۴۰ رمان و مجموعه داستان برای کودکان نوشته است. داستان «بچه های راه آهن» او از آثار کلاسیک کودکان به شمار میرود. «قصر افسون شده» او نیز از جایگاه ویژهای در میان اهالی ادب برخوردار است. نسبیت، که همیشه از نام اختصاری «ای. نسبیت» استفاده میکرد، پس از سالها مقاله نویسی در روزنامهها برای بزرگسالان، به نوشتن برای کودکان روی آورد و کتابهایش از پرفروشترین کتابهای کودکان بوده است. او پیشگام زنان فانتزینویس است.
«خرسهای تو رختخواب و شب طوفانی و ترسناک» داستان یک شب پر از صدا و ماجراست که خرس ها را حسابی ترسانده است.
کتاب «روز استخر» داستان گروهی از جانوران است که از شیرجه زدن در استخر میترسند. خرگوش کوچولو که تا حالا شیرجه نزده از آنها می پرسد که چه چیز شیرجه زدن اینقدر وحشتناک است و هر کدام از جانوران از دید خود به او توضیح میدهد. در نهایت، وقتی خرگوش تصمیم میگیرد به مربی بگوید هیچوقت شیرجه نخواهد زد، مربی میآید و به آنها میگوید که ترس درواقع از قوهی تخیل آنها میآید و شیرجه زدن اصلاً ترسناک نیست.
کتاب «سیاسیا در شهر مارمولکها» داستان زندگی سیاوش پسربچهای دهساله است که از فقر، خشونت پدر و نبود مادر رنج میبرد و با خراب کردن پنالتی در یک مسابقهی مهم فکر میکند ناکافی و به درد نخور است. در یک اتفاق عجیب او به شهر مارمولکها میرود و متوجه میشود که باید در یک مسابقهی فوتبال سرنوشتساز شرکت کند.
یک روز ماهیگیر تهیدستی که زندگیاش را با ماهیگیری میگذراند، بدشانسی آورد و به جز ماهیِ کوچولویی، ماهی دیگری صید نکرد. او هنگامی که ماهی را در سبدش میخواست بیندازد، ماهی کوچولو گفت:
کتاب فرشته پدربزرگ نوشته یوتا باوئر، برنده برجستهترین جایزه ادبیات کودکان است و داستانی است درباره پدربزرگی که نوه خود را برای مرگ خود آماده میکند، داستانی لطیف با طنزی ظریف درباره مرگ. در داستان زندگی پدربزرگ و همراه آن تاریخ کشور آلمان نیز مرور میشود.
۲۱ امرداد «روز ملی دریای خزر»، گرامیداشت گنجینه ارزشمند محیط زیست ایران است. دریای خزر به عنوان بزرگترین دریاچه جهان، یکی از ارزشمندترین مواهب طبیعی کشور و حضورش در شمال این سرزمین غنیمتی برای ایران بهشمار میرود. آنچه که ارزش بسیاری به این دریاچه میبخشد حضور ۴۰۰ گونه آبزی در آن است که در میان آنها ماهیان خاویاری مهمترین ساکنان این دریاچه به شمار میروند. دریای خزر دارای ذخایر عظیمی از سوختهای هیدروکربنی میباشد. این دریا از نظر منابع نفت و گاز بسیار غنی است و ذخایر نفتی آن حدود ۱۷ تا ۳۵ میلیارد بشکه برآورد میشود.
شیر جنگل بزی که خورده بود که شاخ هایش به او خیلی صدمه زده بود. شیر خیلی عصبانی بود و فکر می کرد هر حیوانی که می خواهد بخورد آن قدر گستاخ است که چیزی مثل این شاخ های خطرناک دارد و به او آسیب میرساند. پس دستور داد فردا همه جانوران شاخدار از قلمرو شیر بیرون بروند.