سایت کتابک
در این برگه، آخرین نوشتههای منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجرهای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفتهاند. این نوشتهها شامل تازهترین مطالب در حوزهی ادبیات کودک، معرفی کتابهای جدید، مقالههای تخصصی دربارهی ترویج خواندن، تجربههای موفق کتابخوانی، گفتوگو با نویسندگان و کتابداران، گزارشهای رویدادها، و ایدههایی نو برای خانوادهها و مربیان است.
شما میتوانید از این بخش بهعنوان درگاه ورود به تازهترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامهها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جستوجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.
«محمود كیانوش»، نویسنده و شاعر كودكان در شهریور ماه سال ۱۳۱۳ در شهر مشهد به دنیا آمد. در كلاس دوم دبیرستان داستان كوتاهی با نام «هشت و سی و پنج دقیقه» نوشت كه برندهی جایزه اول داستاننویسی در كشور شد. پس از آن شعرهایی اجتماعی میسرود كه در مجلهی «چلنگر» چاپ میشد. از آثار او میتوان به داستانهای: «آدم یا روباه»، «دهكده نو»، «از بالای پله چهلمم ...شعرهای: «طوطی سبز هندی»، «نوک طلای نقره بال»، «باغ ستارهها»، «بچههای جهان»، «آفتاب خانه ما» اشاره کرد.
روز دوّم: گردآوری بیانیه هنجارهای کلاس با همکاری دانشآموزان
پیش از مطالعه این مطلب مقدمه و بخش نخست را بخوانید.
بر پایهی فعالیتها و بازخوردهای دریافت شده از روز نخست، هنجارها و معیارها را با مشارکت دانشآموزان گردآوری کنید. برخلاف قوانین که بیشتر از سوی مدرسه/آموزگار تدوین و ابلاغ میشوند، هنجارها برپایهی توافق گروهی دربارهی روش درست رفتار با دیگران شکل میگیرند. هنجارها با قوانین و رهنمودهای بهداشتی نیز یکسان نیستند. رهنمودهای بهداشتی باید انجام شود و تغییرناپذیرند. برنامه روز دوم با هدف ساختن محیطی امن و پذیرا برای همهی دانشآموزان، از راه تعیین هنجارهای رفتاری، طراحی شده است.
اسماعیل سعادت، ادیب، زبان شناس، مترجم و افزون بر همه اینها از سازندگان زبان کودکی در دوره زمانی ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۷ درگذشت. زندگی پربار او را کسانی دیگر در حوزههایی مانند زبان شناسی و ادبیات و ترجمه باید بررسی کنند، اما در حوزه تاریخ و فرهنگ کودکی او یکی از سازندگان زبان کودکی در ایران معاصر بود.
«همهی قصهها با يكى بود، يكى نبود، غير از خدا هيچكس نبود شروع مىشوند. قصه اين فرهنگنامه هم با يكى بود، يكى نبود شروع مىشود.»[1] بانى بزرگ «فرهنگنامه كودكان و نوجوانان»، زنده ياد توران ميرهادى، در اين جملات، با بهكارگيرى استعارهاى برآمده از دنياى ادبيات كودک، توصيفى درخور از يادگار ستُرگ خود در عرصهی فرهنگ كودكى، يعنى فرهنگنامه بر جاى نهاد.
برنامهی ده روز نخست بازگشایی مدرسه (و پس از آن)
پیش از مطالعه این مطلب بخش مقدمه را بخوانید.
تصور کنید به جای تازهای وارد شدهاید که اندکی آشنا و اندکی نیز شلوغ بهنظر میرسد. جایی که هم آشناست و هم ناآشنا... و بهدرستی نمیدانید کجا هستید. کیف سنگین در دست دارید و هنوز مطمئن نیستید آن را باید زمین بگذارید یا نه، زیرا مطمئن نیستید آنجا امن است یا همان جایی است که شما باید باشید.
چه احساسی خواهید داشت؟
گوش بزرگها و گوش کوچکها، فاتحان، چرا جنگ هرگز فکر خوبی نیست
از داستانی نقل میکنند که روزگاری جادوگری سر راه کشاورزی سبز میشود و از او میخواهد آرزویی بکند. جادوگر با این آرزو هم میتواند چیزی به او بدهد و هم چیزی از کشاورز بگیرد اما با یک شرط، هر چه به او بدهد، باید نیم آن را به همسایهاش بدهد.
ده نفر از برجستهترین تصویرگران کتاب کودکان جهان برای پشتیبانی از فعالیتهای IBBY در سراسر جهان، شال یا روسریهایی با نسخه محدود و امضا شده عرضه کردهاند.
«جنگ ادامه دارد...» این جملهای است که کتاب «دشمن» با آن آغاز میشود. واژهها به رنگ سرخ و درشت نوشته شدهاند در زمینهای سیاه! کتابِ «دشمن» پیش از آغازِ داستان، از آغازِ جنگ میگوید. «اینجا انگار بیابان است...» و در دو صفحه، چند تکه شاخهی خشک را میبینیم. «... بیابانی با دوگودال...گودالهایی با دو سرباز...» پیرامون هر دو گودالی که دو سرباز در آن هستند، سیم خاردار است و هر دو سرباز، نردبان دارند برای بیرون آمدن از گودال و کلاههایی شبیه هم. همه چیز این دو سرباز شبیه هم است و پرده کنار میرود و داستان آغاز میشود. سربازی در میانهی یک پردهی نمایش قرمز نشسته است با تفنگی در دستاش. و در زمینهی قرمز، در صفحهی روبهرویاش، واژهی «دشمن» سیاه و درشت نوشته شده است. داستان آغاز شده.
برنامهی «ده روز نخست بازگشایی مدرسه (و پس از آن)»[1]؛ برنامهای برای مراقبت و پشتیبانی از سلامت روان کودکان هنگام بازگشت به مدرسه در «اُنتاریو» کشور کانادا
سگ و خروس که دوستان بسیار خوبی بودند، آرزو داشتند جهان را ببینند. پس تصمیم گرفتند کشتزار را تَرک کنند و راه جادهای را که بهسوی جنگل میرفت، در پیش بگیرند. آن دو دوست راه درازی را با حال خوش و بدون هیچ ماجرایی طی کردند.
اول سپتامبر (دهم شهریور)، «روز جهانی نامهنویسی»، مردم را در سراسر جهان تشویق میکند که یک خودکار و یک تکه کاغذ بردارند و یک نامه بنویسند. همچنین روزی برای یادگیری هنر نامهنویسی است. در عصر دیجیتال نوشتن نامه تقریباً ناشناخته است. با این حال، طبق تحقیقات، دلایل خوبی وجود دارد که نامهنویسی را به کلی کنار نگذاریم.
در اینجا چند دلیل عالی برای نوشتن نامه آورده شده است:
«ماریا مونتهسوری» در سال ۱۸۷۰ در ایتالیا به دنیا آمد. او پزشک، فیلسوف و آموزگار بود. موفقیت مونتهسوری در آموزش به کودکان عقبمانده ذهنی، باعث شد تا او در سال ۱۹۰۶، یک «خانه کودک» در یکی از فقیرترین محلههای رم احداث کند و در آنجا محیطی مناسب برای کودکان به وجود آورد تا هر یک بر اساس توانایی و استعدادهای خود رشد کرده و مهارتهایی را کسب کنند.
روش مونتهسوری شامل فراهم کردن ابزارهایی از زندگی طبیعی با پیچیدگیهای ساختاری متفاوت بود که در اختیار بچهها قرار میگرفت تا توجه آنها را جلب کند و کودک هنگام کار با این ابزارها، مهارتهای خود را بیشتر کند و به تدریج به ابزارهای پیچیدهتری که در اطراف خود میبیند توجه کند. با این روش کودک، خود آموزش میبیند و نقش آموزگار تنها راهنمایی کردن و فراهم کردن لوازم و محیط مناسب برای آموختن و ایجاد نظم است. ویژگی محیط و ابزارهای روش مونتهسوری موجب درگیر کردن کودک با شرایط طبیعی محیط زندگی است. هنگامی که آموزگار متوجه شود کودک برای انجام کارهای دشوارتر آماده است او را به درگیرشدن با مفهوم یا ابزاری پیچیدهتر راهنمایی میکند. اگر یک مثلث را در نظر بگیریم سه ضلع آن، کودک، محیط و آموزگار یا پدر و مادر خواهند بود. امروزه روش مونتهسوری یکی از مهمترین روشهای آموزش خلاق برای کودکان در جهان است و مدرسههای بسیاری در جهان به نام و با روش او فعالیت میکنند.
حسین ابراهیمی (الوند)، از تاثیرگذارترین مترجمهای کتاب کودکان و نوجوانان و همچنین از پایهگذاران انجمن نویسندگان کودک بود. او در رشته زبان و ادبیات انگلیسی و ادبیات فارسی دانشگاه تهران تحصیل کرد. از ویژگی ترجمههای او میتوان به شیوایی، خوشخوانی و امانتداری در ترجمه اشاره کرد.
شب جهانی خفاش به منظور اهمیت حفظ این گونه در حدود ۳۰ کشور در آخرین هفته کامل ماه آگوست برگزار میشود. شب جهانی خفاش در سال ۱۹۹۷ برای اطلاعرسانی به مردم در مورد نیازها و مزایای خفاشها در طبیعت آغاز شد. این مراسم سالانه به ترویج تصویر خوب از خفاشها و شکستن برخی از افسانهها و شفاف سازی آنها کمک میکند.
مرتضی ممیز نقاش، طراح، گرافیست و تصویرگر کتابهای کودک و نوجوان در ۴ شهریور ۱۳۱۵ در تهران به دنیا آمد. او در رشتهی نقاشی دانشکدهی هنرهای زیبا به تحصیل پرداخت. سپس برای تحصیل در رشتهی معماری داخلی به پاریس رفت. پس از بازگشت به ایران، با طراحی در «کتاب هفته» و «نشریه ایران» کار خود را آغاز کرد. او از طراحان و بنیانگذاران رشتهی گرافیک در دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود.
ممیز کتابهای «گاو زرد طلایی»، «پالتو قرمز»، «هر کس خانه ای دارد»، «راه خانه خورشید»، «حقیقت و مرد دانا»، «آرزوهای بزرگ»، «افسانه های سرخپوستان»، «قصههای خوب برای بچههای خوب» و ... را تصویرگری کرد. تألیف و ترجمهی کتابها و مقالههای زیادی از دیگر فعالیتهای اوست. مرتضی ممیز در ۵ آذر ۱۳۸۴ پس از تحمل چند سال بیماری درگذشت.
فعالیت پیشنهادی برای کتاب «بخشنده»- بخش نخست
کتاب بخشنده داستان پسر نوجوانی به نام یوناس است. در جایی که یوناس زندگی میکند، جنگ، ترس و درد وجود ندارد. جامعه به شدت کنترل میشود و برای حفظ نظم و آرامش، افراد دربارهی هیچ یک از بخشهای زندگیشان، مانند شغل یا ازدواج، حق انتخاب ندارند. همه، از جمله یوناس، این وضعیت را طبیعی میدانند اما زمانی که یوناس برگزیده میشوند تا نزد بخشنده آموزش ببیند، همه چیز برای او تغییر میکند. دنیای جونز، دنیایی سالم و بی عیب و نقص است. همه چیز در آن کنترل می شود. جنگ، ترس و دردی در آن نیست. حق انتخاب وجود ندارد. نقش هر فرد در جامعه از پیش تعیین شده است. زمان آن فرا رسیده است که جونز واقعیت را دریابد. چون راه بازگشتی وجود ندارد.
«خر کوچولو» کتاب تصویری تاثیرگذار و پرماجرایی درباره خر کوچولویی است که میخواهد روی پاهای خودش بایستد و کارهایش را خودش انجام دهد. مامان خر کوچولو با خواسته او همراه میشود در حالیکه به فرزند خود اجازه تجربه کردن میدهد، پنهانی و از دور مراقب اوست.
خرچنگ مادر به پسر کوچولویش گفت: «چرا به پهلو راه میروی؟ باید همیشه مستقیم راه بروی و پاهایت را بهسمت بیرون بگذاری.»
خانه لاکپشت در پشت او است و هر اندازه کوشش کند خانهاش را نمیتواند رها کند. میگویند چون لاکپشت بسیار تنبل بوده و در خانه مانده و حتی در مهمانی جانوران هم شرکت نمیکرده، اینطور تنبیه شده است.
تولد یاکی دوست خر کوچولوست. خر کوچولو با همراهی مامان برای او یک بادبادک هدیه میخرد اما آنقدر از آن خوشش میآید که دلاش نمیخواهد بادبادک را به کسی بدهد. خر کوچولو هرکاری میکند تا بادبادک را برای خود نگهدارد اما مامان هر بار برای او توضیح میدهد که چرا باید بادبادک را به یاکی بدهند.
سرابِ واقعیت!
آلبوم عکسی را ورق میزنیم. با دیدن عکسها، خاطرههایی در ذهنمان زنده میشود. با خودمان میگوییم: «آن روز را به یاد دارم چه روزی بود!» با دیدن لحظهای که در عکس ثبت شده، خاطرهی آن روز را مرور میکنیم حتی در ذهنمان به روزهای پیش و پس از آن روز میرویم. عکس میتواند تنها یک لحظه را ثبت کند، روایتگر یک لحظه باشد، لحظهای از واقعیت. عکسها همهی واقعیت را به ما نشان نمیدهند، یا بهتر است بگوییم تنها لحظهای را در یک عکس میبینیم. دو عکس از یک لحظه، شبیه به هم نخواهند بود.