روایت «آدم کوچک و خوابهای بزرگ» به یکی از کلیدیترین نگرشهای کودکان خردسال درباره زود بزرگ شدن میپردازد. این روایت میکوشد در بستر ادبیاتی سنجیده، نخست موضوع نیاز به بزرگ شدن و بزرگ دیده شدن را در کودکان بشکافد و در فرجام با کنشهایی که بهمن کوچولو شخصیت اصلی داستان انجام میدهد این احساس را به او ببخشد که اندازه خود بودن بسیار بهتر و کارسازتر است.
سایت کتابک
در این برگه، آخرین نوشتههای منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجرهای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفتهاند. این نوشتهها شامل تازهترین مطالب در حوزهی ادبیات کودک، معرفی کتابهای جدید، مقالههای تخصصی دربارهی ترویج خواندن، تجربههای موفق کتابخوانی، گفتوگو با نویسندگان و کتابداران، گزارشهای رویدادها، و ایدههایی نو برای خانوادهها و مربیان است.
شما میتوانید از این بخش بهعنوان درگاه ورود به تازهترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامهها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جستوجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.
کتاب «مسابقه سبز» با تصویرگری جذاب و متن ساده خود، شرح تلاش چند کودک برای جمعآوری زبالههای بازیافتی است. آنها با پیدا کردن هر زباله، برگی به برگهای درخت کاغذی خود اضافه میکنند. زمانی که هر صد برگ پر شود آنها میتوانند یک درخت واقعی در حیاط مدرسه بکارند.
سیاهچشم- دزد دریایی- در یک کشتی دزدهای دریایی زندگی میکرد. یک پرچم به نام جولی باجر از یک دکل آویزون بود و با وزش باد، به عقب و جلو تکون میخورد. سیاهچشم گفت: «آهای … های … های!» عدهٔ زیادی از دزدهای دریایی با اون توی کشتی زندگی میکردن که از اون خوششون نمیاومد. سیاهچشم آدم خوبی نبود. اون نمیگذاشت که اونها زیاد غذا بخورن و تازه وقتی هم که میخواستن غذا بخورن، تنها چیزی که براشون مونده بود، نون بیات و سیبهای کرمو بود.
کتاب «پلاستیکهای مزاحم در دریا» با ترکیب داستان و نکات علمی، مشکلاتی که مصرف بالای پلاستیک برای طبیعت به وجود میآورد را روایت میکند.
لولا خواهر کوچک چارلی است. او خیلی کوچک و بامزه است. او دلش میخواهد یک درخت واقعی بکارد، اما برای این کار اول باید در مسابقه بازیافت برنده شود.
کتاب «ما اینجا زندگی میکنیم» کتابی است که با زبانی ساده و تصاویری جذاب کودکان را با کره زمینی که روی آن زندگی میکنیم آشنا میکند.
کتاب «ما اینجا زندگی میکنیم» کتابی است که با زبانی ساده و تصاویری جذاب کودکان را با کره زمینی که روی آن زندگی میکنیم آشنا میکند.
به تغییر طولانیمدت و مشخص میانگین آبوهوا که برای یک منطقه یا برای کل اقلیم جهانی اتفاق بیفتد «تغییر اقلیم» (Climate change) گفته میشود. تغییر اقلیم نمایانگر تغییرات غیرعادی در اقلیم درون اتمسفر زمین و پی آمدهای ناشی از آن در قسمتهای مختلف کرهی زمین است.
با «رائول گوریدی» برندهی جایزه تصویرگری و نویسندگی کتاب کودکان مصاحبه کردیم. کتاب «دو مسیر»[2] گوریدی در سال 2018، دیپلم افتخار بهترین کتاب تصویری جایزه «راگازی بولونیا»[3] را دریافت کرد. او زمینهی کاریاش را در سال 2010 از طراحی گرافیک، نقاشی و تبلیغات تغییر داد، و تمرکزش را بر روی نوشتن و تصویرگری کتابهای تصویری کودکان گذاشت. گوریدی در شهر سِویل اسپانیا زندگی و کار میکند.
«جانی روداری» شاعر، روزنامهنگار و یکی از بزرگترین نویسندگان کودک و نوجوان ایتالیا است. او به نوشتن برای کودکان و نوجوانان عشق میورزید: «دوست دارم مرا نویسنده کودکان بدانند!». از آنجا که برای کار در زمینهی ادبیات کودکان به صورت علمی اشتیاق فراوان داشت، به مطالعات عمیق در زمینهی تعلیم و تربیت و مسایل آموزشی کودکان پرداخت. جانی روداری تنها نویسندهی ایتالیایی است که توانست در سال ۱۹۷۰ جایزهی هانس کریستین آندرسن را به دست آورد. در سال ٢٠١٠ در چهل و هفتمین نمایشگاه بین المللی کتاب کودک بولونیا بزرگداشتی برایش برگزار شد.
کتاب «نمیخواهم قورباغه باشم» داستان بچه قورباغهای است که دلش میخواهد هر جانوری باشد غیر از قورباغه. بچه قورباغه آن چیزی که هست و طبیعتش را دوست ندارد، تا اینکه میفهمد قورباغه بودن سودهایی نیز دارد.
کتاب «من نمیخواهم قورباغه باشم» داستان بچه قورباغهای است که دلش میخواهد هر جانوری باشد غیر از قورباغه. بچه قورباغه آن چیزی که هست و طبیعتش را دوست ندارد، تا اینکه میفهمد قورباغه بودن سودهایی نیز دارد.
کتاب «دردسرهای باغچهی سبزیها» داستان مردی است که آرزوی داشتن یک باغچهی سبزیجات دارد و بالاخره آن را عملی میکند. اما خرگوشها راحتش نمیگذارند. مرد بعد از کلنجارهای زیاد، بالاخره راهحلی پیدا میکند.
شیرآباد منطقهای محروم در حاشیهی شهر زاهدان است. کودکان این منطقه به دلایل بسیاری مثل نداشتن شناسنامه، فقر، کار کودکان، کودکهمسری و آشنا نبودن با زبان فارسی از تحصیل بازماندهاند. آموزش کودکان بازمانده از تحصیل شیرآباد از سال تحصیلی 98-99 آغاز شد وبیش از 260 کودک در پایههای اول و دوم دبستان با برنامهی تقویت سوادپایهی برنامهی «با من بخوان» پا در مسیر یادگیری گذاشتند.
«ارنست، گوزنی که برای کتاب بزرگ بود!» داستانی طنزآلود از یک مشکل بزرگ برای یک گوزن بزرگ است، که با کمک دوست کوچک گوزن حل میشود.
بوریس هیچ دوستی نداشت. اون خرس ترشرویی بود و به همهی حیوونهای دیگهای که سر راهش میدید، غرش میکرد. بعد با خودش میگفت: « هیچکس منو دوست نداره.» و به قسمت دیگهای از جنگل میرفت. یک روز که از این همه راه رفتن خسته شده بود، روی تپهای دراز کشید و خوابش برد.
چند تا از حیوونها، اون کپهٔ بزرگ قهوهایرنگ پشمالو رو روی تپه دیدن و چون نمیدونستن که بوریس چقدر بداخلاقه، به بالای تپه دویدن و از سر و کولش بالا رفتن و خودشون رو توی آغوش گرم و پشمالوش جا دادن.
آزار و اذیت هم در میان کودکان و هم در میان بزرگسالان دیده میشود، ولی هرگز برای یادگیریِ روش مهرورزیدن به دیگران دیر نیست. داستان مؤثر و آگاهیبخش «آر. جِی. پالاسیو» دربارهی «آگوست پولمن» درسهای ارزشمندی دربارهی آزار و اذیت به ما میآموزد.
تیم و پدرش میخواستن به ماهیگیری برن. تیم باید روی زانو مینشست و با دست، زمین رو میکند تا کرم پیدا کنه. بالاخره ده تا کرم پیدا کرد و اونها رو توی یک قوطی گذاشت.
پدر گفت: «تیم، دیگه وقت رفتنه. تو که کرم داری، نه؟» پدر هم یک قوطی کرم داشت. «من که دیگه نمیتونم صبر کنم … میخوام برم و از رودخونه چند تا ماهی آزاد بگیرم.»
تیم گفت: «من دلم میخواد قزلآلا بگیرم. ده تا هم کرم دارم. ولی دستهام حسابی گِلی شد.»
پدر گفت: «دستات رو بشور تا بریم.»
«گنجشک که بال و پر داشت» متلی شعرگونه درباره سختیهای یک گنجشک مادر برای پیداکردن دانه است. خطرهایی در راه اوست و گنجشک مادر تلاش میکند تا مسائل را به بهترین شیوه حل کند.
24 مهرماه برابر با ۱۵ اکتبر «روز بینالمللی عصای سفید» است. روز بینالمللی عصای سفید، روز گرامیداشت حرکت نابینایان از وابستگی به مشارکت و حضور فعال در جامعه است. عصای سفید نماد آزادی، استقلال و اعتمادبهنفس است.
نابینایان با کمک عصای سفید میتوانند به تنهایی رفتوآمد کرده و کارهای روزانهی خودشان را انجام دهند. عصای سفید همچنین نماد «نابینایی و استقلال» است؛ فرد نابینایی که با عصای سفیدش راه میرود، نشان میدهد که نابینایی موجب وابستگی او به دیگران نمیشود. کتابک روز بینالمللی عصای سفید، روز استقلال نابینایان را به کودکان نابینا تبریک میگوید.
پیتر، پت و پنی، روی صخرههای شمال غربی اسکاتلند زندگی میکردن. تمام روز، اونها مدام از صخرهها به دریا و از دریا به روی صخرهها پرواز میکردن.
یک روز،پنی خمیازهای کشید و پرهاش رو تکون داد: «از این همه پرواز تکراری دیگه خسته شدهام. از این به بعد ازتون میخوام که هر کدومتون برام یک ماهی بیارین. من خواهر بزرگتون هستم و این کار شما رو فراموش نمیکنم.»
پیتر و پت از این فکر خوششون نیومد. آخه چرا باید همچو کاری بکنن؟ به همین خاطر، توجهی به حرف پنی نکردن. صبح که اولین روشنایی خورشید هوا رو روشن کرد، اونها به داخل دریا پرواز کردن.
داستانهای علمی تخیلی (که معمولاً بهصورت کوتاه علمی تخیلی یا سای فای گفته میشود) گونهای از نوشتار است. داستانهای علمی تخیلی، رمان، فیلم، نمایش تلویزیونی، کتابهای طنز و سایر شکلهای ادبیات میتوانند باشند.
با «ایزابل آرسنول»، برندهی جایزه تصویرگری و نویسندگی کتابهای تصویری کودکان گفتوگو کردیم. او در میان افتخارات گوناگون خود، سهبار در فهرست دریافت جایزه «10 کتاب برتر تصویری سال نیویورک تایمز»[2] قرار گرفته است. او همچنین سهبار برندهی «جایزه ادبی گاورنور جنرال (فرماندار کل)»[3] کانادا است. وی در مونترال کانادا زندگی و کار میکند.
۱۱ اکتبر برابر با ۱۹ مهرماه روز جهانی دختربچهها نامگذاری شده است. از اهداف برگزاری این روز نشان دادن نیازهای دختران، توانمندسازی و تحقق حقوق دختران در جامعه است. دختران بسیاری در دنیا وجود دارند که دارای تواناییهای منحصر به فرد بوده ولی متاسفانه از دسترسی به آموزش و یا حق تحصیل بازماندهاند. سرمایهگذاری در جهت پیشرفت دختران، اثری نیرومند در ساخته شدن جهانی بهتر در سالهای آتی دارد.
کتابک برای روز جهانی دختربچهها کتابهای زیر را به شما معرفی میکند: