سایت کتابک

در این برگه، آخرین نوشته‌های منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجره‌ای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفته‌اند. این نوشته‌ها شامل تازه‌ترین مطالب در حوزه‌ی ادبیات کودک، معرفی کتاب‌های جدید، مقاله‌های تخصصی درباره‌ی ترویج خواندن، تجربه‌های موفق کتابخوانی، گفت‌وگو با نویسندگان و کتابداران، گزارش‌های رویدادها، و ایده‌هایی نو برای خانواده‌ها و مربیان است.

شما می‌توانید از این بخش به‌عنوان درگاه ورود به تازه‌ترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامه‌ها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جست‌وجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.

شنبه, ۱۲ مهر

در روزهای نخست فصل تابستان امسال، چهار عنوان کتاب نظری ترجمه شده در گستره‌ی ادبیات کودک، منتشر شد، به‌سبب انتشار این کتاب‌ها با خانم «فاطمه فرنیا» که در همه‌ی مراحل آماده‌سازی پیش از چاپ این کتاب‌ها فعالانه حضور داشته‌اند، گفت‌وگویی انجام شد که در ادامه می‌خوانید.

فاطمه فرنیا، دانش‌آموخته دکتری در زبان و ادبیات انگلیسی از «دانشگاه شیراز» و عضو «مرکز مطالعات ادبیات کودک» دانشگاه شیراز است. او موضوع پایان‏‌نامه‏‌ی ارشد و همچنین رساله‏‌ی دکتری‌اش را درباره‌ی ادبیات کودک، به‌ویژه نقش این ادبیات در توانمندسازی کودکان کار کرده است.

شنبه, ۱۲ مهر

«روز جهانی جانوران» به سال 1925 باز می‌گردد که هاینریش زیمرمن اولین جشن را در برلین ترتیب داد. Zimmermann، ناشر مجله آلمانی دوستداران حیوانات، "Man and Dog"، این رویداد را برای افزایش آگاهی مردم و بهبود وضعیت حیوانات پایه‌گذاری کرد. تاریخ 4 اکتبر به عنوان روز جشن سنت فرانسیس آسیزی، قدیس حامی حیوانات نیز شناخته می‌شود. قدیس فرانسیس که در میان تمام کاتولیک‌ها محبوبیت داشت، به دلیل رفتار فوق‌العاده‌اش با حیوانات و همه موجودات زنده مشهور بود.

شنبه, ۱۲ مهر

۱۰ ام مهرماه  روز جهانی مبارزه با قلدری است. ایده ضدقلدری از دیوید شپرد و تراویس پرایس در کانادا گرفته شد. در سال 2007، این دو برای نشان دادن حمایت خود از جادرین کوتا، پنجاه پیراهن صورتی خریدند و بین دیگران توزیع کردند. جادرین کوتا دانش آموزی بود که در روز اول مدرسه به دلیل پوشیدن پیراهن صورتی مورد آزار و اذیت قرار گرفت. از آن زمان، مردم پیراهن‌های صورتی، بنفش یا آبی می‌پوشند تا در برابر قلدری بایستند.

جمعه, ۱۱ مهر

کتاب «دردسرهای باغچه‌ی سبزی‌ها» داستان مردی است که آرزوی داشتن یک باغچه‌ی سبزیجات دارد و بالاخره آن را عملی می‌کند. اما خرگوش‌ها راحتش نمی‌گذارند. مرد بعد از کلنجارهای زیاد، بالاخره راه‌حلی پیدا می‌کند.

چهارشنبه, ۹ مهر

کتاب «چتر تابستان» داستان آنی ریچاردز است. او که به تازگی برادرش را از دست داده است، افزون بر اندوه از دست دادن برادر نگران است؛ نگران سلامتی‌اش. آنی دیگر کارهای مورد علاقه‌اش را انجام نمی‌دهد و خوراکی‌های مورد علاقه‌اش را نمی‌خورد. چون به نظرش خطرناک هستند. او می‌ترسد بیماری و مرگ به خاطر اتفاقاتی مثل مسمومیت غذایی، تصادف با دوچرخه، آبله‌مرغان، تب زرد و حیواناتی که ممکن است از باغ‌وحش فرار کرده باشد به سراغش بیاید!

چهارشنبه, ۹ مهر

آنی ریچاردز در کتاب «چتر تابستان» عاشق این بود که با دوچرخه از بالای تپه سر بخورد و باد توی موهایش بپیچد، با دوستانش بازی کند و غذاهای مثل سوسیس بخورد. اما حالا هیچ کدام از این کارها را انجام نمی‌دهد. چرا؟ چون به نظرش خطرناک است. او به همین دلیل از بسیاری از چیزهایی که دوست دارد می‌گذرد تا در امان باشد. خیلی‌ها سعی می‌کنند به او بگویند این همه مواظبت دلیلی ندارد، اما آنی نمی‌پذیرد. در مورد برادرش هم گفته بودند مشکلی وجود ندارد، اما از دنیا رفت.

چهارشنبه, ۹ مهر

پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری برگزار می‌کند:
مجموعه وبینارهای آموزشی روش‌های حفاظت و نگهداری عروسک

چهارشنبه, ۹ مهر

تاویش دور باغ پشتی می‌دوید و دمش رو تکون می‌داد. صاحبش نیال پرسید: «چی شده که اینقدر بالا و پایین می‌پری؟ ما که جایی نمی‌ریم … می‌خوایم بریم یک‌کم سیب بچینیم.»

سه شنبه, ۸ مهر

کتابِ «شبی که تو به دنیا آمدی» متنی درام و روان دارد که تجربه آن برای هر خوانش­‌گری می‌­تواند دلچسب باشد. نویسنده سعی کرده است تا علتِ رخ دادنِ پدیده­‌های طبیعیِ و هر آن­چه که در جهانِ واقعی تجلی پیدا می‌­کند را با لحظهِ آغاز حضور هر انسان در دنیا، گره بزند. طبیعی است که همچین تعبیر زیبایی، برای هر فردی خوشایند است. حال اگر بتوان تجربه­ خوانشِ آن را برای کودکان ایجاد کرد، قطعاً بستر مناسبی جهتِ آرامش­‌خاطرِ آن­ها نیز فراهم شده است.

کتاب در همان ابتدا از توصیف‌­های ادبیِ توأم با احساس و عاطفه برای برقراری ارتباط بهره می­‌گیرد؛ با همین روند ادامه می­‌یابد و در انتها نیز با یادآوریِ این زیبایی‌­ها، کودکان را به برطرف کردنِ شک خود مبنی بر این که چه­‌قدر دوست داشتنی هستند هدایت می­‌کند.

سه شنبه, ۸ مهر

«شبی که تو به دنیا آمدی» شاعرانه­‌ترین شب در تاریخ رقم خورد.

«ماه برای تماشای تو تا صبح بیدار ماند»...

«غازها از سرزمین­های دوردست به سمت خانه پرواز کردند»...

چون آن­ها می­‌خواهند لبخند زیبای تو را ببینند.

سه شنبه, ۸ مهر

کمتر کسی است که جلال‌الدین محمد بلخی یکی از مشهورترین شاعران پارسی‌گوی را نشناسد. وی در ششم ربیع‌الاول سال 604 هجری در شهر بلخ دیده به جهان گشود و نام کامل او «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده است. در دوران حیات، وی را به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده‌اند. اما در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته ‌است و بنا بر برخی اشعارش، تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است.

او فرزند مولانا محمد بن حسین خطیبی معروف به بهاءالدین ولد و سلطان‌العلماست که از بزرگان صوفیه و مردی عارف بوده است. او پس از فوت پدرش بهاء‌الدین ولد راه پدر را ادامه داد و به هدایت و ارشاد مردم عمر خود را سپری کرد.

مولوی در هجده سالگی با گوهر خاتون دختر خواجه لالای سمرقندی ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه پسر و یک دختر بود. مولانا در عین حالی که مردم را تربیت می‌کرد از تربیت خود نیز غافل نبود تا جایی که به شاگردی محقق ترمذی درآمد. سپس در شهر حلب علم فقه را از کمال‌الدین عدیم فرا گرفت و پس از مدتی که به شهر دمشق رفت از دیدار با محی‌الدین عربی، عارف و متفکر زمانش نیز کمال استفاده‌ را برد و از آنجا عازم شهر قونیه شد و بنا به درخواست سید برهان‌الدین، طریق ریاضت را در پیش گرفت. پس از مرگ محقق ترمذی، به مدت 5 سال، مدرس علوم دینی شد که نتیجه‌ی آن تربیت چهارصد شاگرد است.

هرچند که مولوی در طول زندگی شصت‌وهشت ساله‌ی خود با بزرگانی همچون محقق ترمذی، شیخ عطار، کمال‌الدین عدیم و محی‌الدین عربی حشرونشرهایی داشته و از هرکدام توشه‌ای براندوخته است، هیچ‌کدام از آن‌ها مثل شمس تبریزی در زندگی‌اش تأثیرگذار نبوده‌اند. تا جایی که رابطه‌اش با او شاید از حد تعلیم‌وتعلم بسی فراتر رفته و رابطه‌ای عاشقانه گردیده است. چنانکه پس از آشنایی با شمس، خود را اسیر دست‌وپابسته‌ی شمس دیده است.

پس از غیبت شمس از زندگی مولانا، وی با صلاح الدین زرکوب دمخور گردید، الفت او با این عارف ساده‌دل، سبب حسادت عده‌ای شد. پس از مرگ صلاح‌الدین، حسان‌الدین چلبی را به عنوان یار صمیمی خود برگزید. منظومه‌ی عمیق مثنوی معنوی حاصل لحظه‌هایی از هم‌صحبتی مولانا با حسام‌الدین است. علاوه بر کتاب فوق، مولانا دارای آثار منظوم و منثور دیگری نیز هست: از آن جمله می‌توان به دیوان شمس، فیه ما فیه، مکتوبات و مجالس سبعه اشاره کرد. اشعار وی در سرتاسر دنیا به زبان‌های مختلفی ترجمه شده و از محبوبیت بالایی برخوردار است.

مولانا در غروب خورشید روز یکشنبه پنجم جمادی‌الاخر سال 672 هجری قمری بر اثر بیماری ناگهانی درگذشت.

به پیشنهاد کشور ترکیه، سال 2007 که مقارن با هشتصدمین سال تولد این عارف بزرگ بود، سال جهانی مولانا نامیده شد. پس از آن، تصمیم بر آن شد که روز تولد مولانا را روز بزرگداشت وی بنامند که این روز معادل با ۸ مهر است.

دوشنبه, ۷ مهر

بونی به نوک درخت بلوط نگاه کرد: «چرا بعضی از درخت‌ها اینقدر بلندن و بقیه‌شون اینطوری نیستن؟»

دوشنبه, ۷ مهر

بخش نخست

در هزارتوی راز؛ بی مرگی در جهان داستان جمشید خانیان

خانیان از اندک نویسندگان ادبیات کودک و نوجوان ایران است، که جهان داستانی خاص خود را دارند. جهان داستانی او ترکیب عجیبی است، از هزارتوی رازها و تصویرهایی جادویی که با واژگان ساخته شده اند. اگر داستان های خانیان را کنار هم بچینیم و بخواهیم نخ تسبیح آن را پیدا کنیم، نباید با روش کلاسیک، شخصت شناسی، یا پیرنگ‌شناسی به سراغ آن ها رفت. او ایده ای را می گیرد، و آن را در حوض واژگان تصویری که خود ملغمه ای است از خواب و بیداری، از رویا و هوشیاری، می سازد. در حقیقت داستان های او گاهی آن چنان با ایده هایی عجیب شروع می شوند که مرگ را از سر می گذرانند و بی مرگ می شوند.

یکشنبه, ۶ مهر

سال‌های سال پیش و در سرزمینی بسیار دور، خرسی به نام آیسیس زندگی می‌کرد. پشم تن آیسیس مثل برف، سفید بود. بعضی روزها می‌شد که آیسیس، پشم سفیدش رو دوست نداشت. یعنی این پشم سفید براش خسته‌کننده شده بود. یکی از همین روزها، آیسیس روی یک کندهٔ درخت نشسته بود و به همه‌ی پرنده‌ها و حیوون‌هایی که به این طرف و اون طرف می‌دویدن نگاه می‌کرد.

یکشنبه, ۶ مهر

قصه‌ی جوجه‌کلاغ‌ ریزه‌میزه و درخت خرمالو

یک روز عصر پاییزی مریم‌گلی و مامان توی حیاط نشسته بودند و داشتند از خرمالوهای دست‌چین باغچه می‌خوردند، که یک‌دفعه‌ای کلاغ کوچولویی از بالای درخت خرمالو روی زمین افتاد. مریم‌گلی با دیدن این صحنه خرمالویش را گذاشت توی بشقاب، از جایش بلند شد و رفت تا ببیند چه بلایی سر کلاغ کوچولو آمده است. اما چیزی نگذشت که تعداد زیادی کلاغ‌ توی حیاط شروع کردند به پرواز‌ کردن، انگار داشتند خبری را به گوش هم می‌رساندند. مریم‌گلی که تا آن روز آن‌قدر کلاغ را یک‌جا ندیده بود، حسابی ترسید. دوید و رفت پیش مادرش و گفت: «مامان نگاه کن چقدر کلاغ اینجاست.» مادر لبخندی زد و گفت: «آره مامان. انگار کلاغ‌ها دارن یه خبری رو به هم می‌دن.» مریم که حالا ترسش یادش رفته بود، پرسید: «چه خبری؟ مگه کلاغ‌ها هم حرف می‌زنن؟»

یکشنبه, ۶ مهر

سنجاب ترسو شخصیت اصلی داستان‌های مجموعه کتاب «سنجاب ترسو» است. سنجاب ترسو همان‌طور که از اسمش پیداست خیلی می‌ترسد! او تقریباً هیچ‌وقت از روی درخت فندقی که در آن لانه کرده جم نمی‌خورد. سنجاب ترسو دوست دارد از روی برنامه‌‌ای که با دقت برای خودش نوشته، کارهایش را انجام دهد . او دلش نمی‌خواهد جانش را به خطر بیندازد و به جاهایی برود که نمی‌شناسد...سنجاب ترسو برای انجام هرکاری کلی فکر می‌کند، برنامه می‌ریزد و نقشه می‌کشد اما این همه احتیاط همیشه به کارش نمی‌آید، او در هر داستان یاد می‌گیرد با ترس‌هایش رو‌به‌رو شود و می‌فهمد ترس‌هایش همیشه هم ترسناک نیستند.

یکشنبه, ۶ مهر

«سنجاب ترسو دوست پیدا می‌کند» اولین جلد از مجموعه کتاب «سنجاب ترسو» است. شخصیت اصلی داستان‌های این مجموعه کتاب سنجاب ترسویی است که هر بار با ماجرایی تازه مواجه می‌شود.

یکشنبه, ۶ مهر

کتاب «وسلی‌آباد» درباره‌‌ی وسلی، پسربچه‌ای ۸-۷ ساله است که از نظر فکری با بچه‌های هم‌سن و سال خود وجه اشترکی ندارد. او تابع مد نیست و سرش به کار خودش گرم است اما این موضوع نگرانی والدینش را برمی‌انگیزد. وسلی در تابستان در باغچه‌ی خانه گل‌کاری و باغبانی می‌کند، اما نه گیاهانی معمول مثل گوجه فرنگی و کلم که سایر همسایه‌ها می‌‌کارند.

یکشنبه, ۶ مهر

کتاب «وسلی‌آباد» درباره‌‌ی وسلی، پسربچه‌ای ۸-۷ ساله است که از نظر فکری با بچه‌های هم‌سن و سال خود وجه اشترکی ندارد. او تابع مد نیست و سرش به کار خودش گرم است اما این موضوع نگرانی والدینش را برمی‌انگیزد. وسلی در تابستان در باغچه‌ی خانه گل‌کاری و باغبانی می‌کند، اما نه گیاهانی معمول مثل گوجه فرنگی و کلم که سایر همسایه‌ها می‌‌کارند.

یکشنبه, ۶ مهر

«لباس همیشگی من» داستانی درباره دوختن و بافتن و تهیه کردن لباسی است که هر سال می‌تواند تغییر کند و باز استفاده شود. دختربچه به مادربزرگ کمک می‌کند تا برایش لباسی بدوزد. لباسی که در آن زیبا شده و آن را دوست دارد. سال بعد چون فقط قد دخترک کمی بلندتر شده، مادربزرگ به او پیشنهاد می‌دهد که با ایجاد تغییراتی لباس را دوباره مناسب استفاده کند. اما چطور؟ ... خط اصلی داستان «لباس همیشگی من» می‌تواند منجر به فعالیت‌های خلاقانه بسیاری در زمینه بازاستفاده از لباس‌ها و وسایل دور و برمان باشد.

یکشنبه, ۶ مهر

تصویر مادربزرگ بافتنی به دست، تصویر ما بزرگسالان امروز از کودکیمان است. چیزی که این روزها به ندرت دیده می‌شود؛ مادربزرگی که شگفتی می‌آفریند و هر سال لباسی برای دخترک می‌دوزد! «لباس همیشگی من» داستانی درباره دوختن و بافتن و تهیه کردن لباسی است که هر سال می‌تواند تغییر کند و باز استفاده شود.

یکشنبه, ۶ مهر

دیدن ماشین قرمزرنگ آتش‌نشانی و شنیدن صدای آژیرِ آن در خیابان برای همه‌ی ما و به‌ویژه کودکان دلهره‌آور است. اما آتش‌نشانان این افراد غیور و شجاع همان کسانی هستند که با حضور به‌موقع در محل حادثه، از بروز فاجعه‌ی بیشتر جلوگیری می‌کنند. آن‌ها از طریق خاموش کردن، کنترل یا هدایت آتش‌های ناخواسته به مقابله با آتش می‌پردازند.

شنبه, ۵ مهر

کودکی و ادبیات کودکان، فرهنگ مطالعه و نشردر انگلستان

پروفسور« ام. اُ. گرنبی»[1]* گسترش ادبیات کودکان در سده هجدهم میلادی را در انگلستان با چگونگی رشد فزاینده‌ی آمیخته شدن سرگرمی و آموزش در کتاب‌های کودکان، توضیح می‌دهد.

ادبیات کودکان در پایان سده هجدهم میلادی، بخشی رو به شکوفایی، جدا و امن در صنعت نشر انگلستان بود. شاید سالانه نزدیک به پنجاه عنوان کتاب کودک در لندن و بخش‌های مرکزی انگلستان همچون ادینبورگ، یورک و نیوکاسل منتشر می‌شد. این کتاب‌ها که بیش‌تر کتاب‌هایی اخلاق‌گرا و مذهبی بودند، شاید بر پایه معیارهای امروزی، بسیار خشک به‌نظر برسند، اما آن‌ها آشکارا ابزاری برای جلب رضایت خوانندگان‌شان بودند؛ چه با داستان‌های سرگرم‌کننده، شخصیت‌های جذاب و لحن دلپذیر، چه با تصویرهای جالب و صفحه‌آرایی و جلد چشم‌نواز.

چهارشنبه, ۲ مهر

«شل سیلور استاین» شاعر، ترانه‌سرا، آهنگ‌ساز، نوازنده، کاریکاتوریست، فیلم‌نامه‌نویس و نویسنده کتاب کودکان است. «درخت بخشنده»، «بالا رفتن»، «چراغی در زیر شیروانی» شل سیلور استاین از آثار معروف اوست که از سوی کودکان بسیاری در سراسر جهان خوانده شده است. او در برخی از کتاب‌های کودکان به‌ویژه در آثار نخستش، خود را با نام عمو شلبی معرفی کرده است. او یکی از محبوبترین نویسندگان کودک است.