کتاب شگفتی داستان اگوست پسر ده سالهای است که با یک ناهنجاری ژنتیکی و چهرهی غیرعادی متولد است. چهرهی نامتعارف و عملهای جراحی پیدرپی سبب شدهاند آگوست تا کلاس پنجم در خانه درس بخواند. سرانجام پدر و مادر او تصمیم میگیرند او را به مدرسهای خصوصی بفرستند. ورود او به مدرسه هیجانانگیز و در عین حال ترسناک است. او با ماجراها و مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکند.
سایت کتابک
در این برگه، آخرین نوشتههای منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجرهای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفتهاند. این نوشتهها شامل تازهترین مطالب در حوزهی ادبیات کودک، معرفی کتابهای جدید، مقالههای تخصصی دربارهی ترویج خواندن، تجربههای موفق کتابخوانی، گفتوگو با نویسندگان و کتابداران، گزارشهای رویدادها، و ایدههایی نو برای خانوادهها و مربیان است.
شما میتوانید از این بخش بهعنوان درگاه ورود به تازهترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامهها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جستوجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.
در یک بعد از ظهر آفتابی که خورشید درحال غرق شدن در دنیای باشکوه بود، خروس پیر دانا برای استراحت روی درخت رفت. خروس پیش از این که آماده استراحت شود، بالهایش را دو سهبار بههم زد و با صدای بلند قوقولیقوقو کرد. خروس هنوز سرش را زیر بالهایش نکرده و چشمهای درشت و گِردش را روی هم نگذاشته بود که نگاه کوتاهی به دماغ درازش کرد و پایین درخت آقای روباه را دید که ایستاده است.
جانی روداری تنها نویسندهی ایتالیایی است که توانست در سال ۱۹۷۰ جایزهی «هانس کریستین آندرسن» را به دست آورد. در ادامه متن سخنرانی او را هنگام دریافت جایزه میخوانیم.
هر شب مثل شب قبل بود. مارتی و میمسی، دو موش تپلی،اونقدر صبر میکردن که ماه کاملاً در آسمون بالا بیاد و بعد، با عجله به سمت مزرعهٔ گندم ادوارد به راه میافتادن. اونها که خیلی گرسنه بودن، خوشههای گندم رو میخوردن و در چند ثانیه، از گندم فقط ساقهاش رو باقی میگذاشتن.
جانی روداری (1920-1980) نویسندهی داستان، داستان کوتاه، و شعر؛ روزنامهنگار؛ و ویراستار.
آثارمهم وی عبارتند از: داستانهای تلفن (1965)، کیک آسمانی (1971)، داستانهای ماشین تحریر (1976).
گوزنِ تشنه از چشمهی زلالی آب میخورد که تصویرش را در آب چشمه دید. گوزن از دیدن قوسهای بزرگ و زیبای شاخهایش در آب، بسیار لذّت بُرد، اما با دیدن پاهای تازک و لاغرش شرمنده شد.
گیلبرت میو کرد: «امشب میخوام اون موش رو بگیرم و برا شام بخورمش. الان چند هفته است که به پنیرها ناخنک میزنه و با این کارش منو توی دردسر میندازه. فقط صبر کن ببین چطوری میگیرمش و چه بلایی به سرش میارم!» سختی کار اینجا بود که گیلبرت اصلاً این موش ناقلا رو ندیده بود! اون میدونست که یک موشی این وسط هست، اما نتونسته بود اون رو در موقع انجام کار خطا بگیره. «همینجا روی دیوار میشینم و چشمانتظارش میمونم.» گرمای خورشید به تن میچسبید و گیلبرت خودش رو جمع کرده بود و شده بود مثل یک توپ: «کار دیگهای که ندارم … همینجا دراز میکشم و یک چرتی میزنم.» بعد هم خمیازهای کشید و خوابش برد.
دو موجود یکسان از دو نسل متفاوت را تصور کنید، شاید فقط تصویر یک پدربزرگ و یک نوهی آدمیزاد به ذهنتان برسد. اما دنیای خلاق کودکان، چیزی فراتر از این حرفهاست؛ جایی که دوتا قورباغه هم میتوانند از دو نسل مختلف همصحبت و حتی راهنمای خوبی برای هم باشند! اجازه دهید کمی عقبتر برویم تا ببینیم ماجرا از چه قرار است.
«الهه دهقانپیشه»، زادهی سال 1362 در شیراز، دانشآموخته مهندسی نرم افزار کامپیوتر و کارشناسی ارشد مدیریت امور فرهنگی است. تاکنون بیش از ده نمایشنامه، داستان، طنزنوشته و پژوهشهایی در زمینهی سیاستهای هنری از او چاپ و منتشر شده است. برخی از نمایشنامههای دهقانپیشه برگزیدهی جشنوارههای گوناگونی مانند «مسابقهی نمایشنامهنویسی جشنوارهی تئاتر کودک و نوجوان»، «جایزه ادبی کومِش» و «جشنوارهی سراسری نمایشنامهنویسی سخن» بوده است. نمایشنامهی «کاشف گیج» او چندینبار برای عموم خوانش شده و یا روی صحنه رفته است.
کودکان روستای زلان بیش از سایر کودکان چشمانتظار پایان کرونا هستند. آنها مشتاق حضور در کتابخانهاند. کتابخانهای که پیش از کرونا وجود نداشت و در بهار 99 راهاندازی شده است. روستای زلان که در بخش مرکزی شهرستان جوانرود استان کرمانشاه واقع شده است، بیش از 1500 نفر جمعیت دارد که نزدیک به 300 نفرشان کودک و نوجوان هستند. این روستا و سه دهستان سراببس، سراببردزنجیز و دهرش نهراب که در نزدیکی آن قرار دارند، فضای برای تفریح، سرگرمی و آموزش خارج از فضای مدرسه نداشتند.
در کتاب «تابستان قوها»، سارا دختر نوجوانی است که با برادر، خواهر و عمهاش زندگی میکند. او تابستان چهاردهسالگیاش را پشت سر میگذراند و از خودش، خانوادهاش و همه چیز و همه کس ناراضی است. یک شب برادر سارا، چارلی، که دچار معلولیت ذهنی است، برای تماشای قوها از خانه بیرون میرود و گم میشود. سارا در جستوجوی او، افکار و احساسهای تازهای تجربه میکند که نگاه او را به زندگی تغییر میدهند.
جمی خرسه آفتاب رو خیلی دوست داشت. دوست داشت به ساحل بره و روی شنها بازی کنه. گاهی قلعهٔ شنی میساخت؛ گاهی گوشماهی جمع میکرد؛ و گاهی هم توپ بزرگش رو به هوا میانداخت و سعی میکرد اون رو بگیره.
«دیروز» داستان زندگی پسر جوانی است به نام توبیاس هوروات که در یک کارخانه ساعتسازی کار میکند. او تنهاست و عاشق نوشتن. کودکی توبیاس در روستایی کوچک میگذرد. او که مادرش از راه تنفروشی زندگی را میگذراند از روستا و کشور خود فرار میکند و پس از سالها فقر و سختی در کارخانههای مشغول به کار میشود. توبیاس ـ که بعد از فرار، اسمش را به ساندرو لستر تغییر داده است ـ بیشتر در رویا زندگی میکند، عاشق نوشتن است و سرانجام با کسی که از او متنفر است ازدواج میکند.
کتاب «گرم شدن زمین» کتابی علمی اطلاعاتی برای کودکان و نوجوانانی است که مشتاق دانستن حقایق علمی درباره پدیده گرم شدن زمین هستند.
کودکان و نوجوانان در کتاب «گرم شدن زمین» با اقلیم زمین، پدیدههای مانند اثر گلخانهای، چرخه کربن، تاثیر انسان بر گرم شدن زمن، سوختهای فسیلی، فرهنگ کربنی انسانها، اثرات گرم شدن زمین مانند ذوب شدن یخچالهای طبیعی و گرم شدن اقیانوسها و تاثیر آنها بر زندگی حیات وحش، راهکارهای کنترل گرم شدن زمین و بسیاری مطالب دیگر درباره این پدیده آشنا میشوند.
روال معمول این است که وقتی دربارهی شخصیتی تأثیرگذار در عرصهی تعلیم و تربیت، همچون زنده یاد «توران میرهادی» قرار است بنویسی، از آموزهها و کارنامهی درخشان او بهعنوان یکی از بزرگترین معماران «نهاد کودکی» در ایران میتوان نوشت. اما در جهت عکس این مسیر نیز میتوان گام برداشت، و از نقش تجربههای دوران کودکی توران میرهادی در ظهور شخصیت یگانهاش نوشت.(١) چنان که او خود میگفت: «زندگی در خاطرهها الهامبخش من است.»(٢)
کتاب «والها» کتابی علمی اطلاعاتی برای کودکان و نوجوانانی است که مشتاق دانستن حقایق علمی درباره زندگی والها هستند.
کودکان و نوجوانان در کتاب «والها» با تکامل والها بر کره زمین، انواع والها، درون بدنشان، آشنایی با شیرها و فکهای دریایی، دلفینها و گرازهای دریایی، جفتگیری و تولد نوزادان در والها، ارتباط انسان و والها، عوامل تهدید نسل والها و بسیاری مطالب دیگر درباره آنان آشنا میشوند.
موش نوزاد در آغوش مادرش جابهجا شد و خودش رو محکمتر به اون چسبوند. مادر، گرم و مهربون بود و موش نوزاد، مادرش رو خیلی دوست داشت. بعد از این که نوزاد به خواب رفت، مادر دوید تا مقداری دونهٔ آفتابگردون جمع کنه. اون میدونست که فقط چند دقیقه بیشتر نباید فرزندش رو ترک کنه و خیالش از این که اون رو تنها میگذاشت راحت بود.
کتاب «پرندگان» کتابی علمی اطلاعاتی برای کودکان و نوجوانانی است که مشتاق دانستن حقایق علمی دربارهی زندگی پرندگان هستند.
کودکان و نوجوانان در کتاب «پرندگان» با تاریخ تکامل پرندگان بر کره زمین، ویژگیهای زیستشناختی این گروه از جانوران، چگونگی پرواز و انواع آن، ساختار پرها، بالها و دم، جفتیابی در پرندگان، چگونگی استتار پرندگان در طبیعت، حواس پرندگان، ساختار منقار آنان، انواع رژیم غذایی پرندگان، انواع لانههایی که پرندگان میسازند و انواع تخمهای آنان و بسیاری مطالب دیگر درباره پرندگان آشنا میشوند.
بیاید که قرار است یک کیک تولد خوش رنگ و خوشمزه درست کنیم.
تا حالا شده خوابتون رو به کسی قرض بدین؟
تا حالا شده با خواب فرد دیگری به خواب فرو روید؟
پس حتما به قصه امروز ما گوش فرا دهید.
کتاب «قورباغه و گنج» داستانی است دربارهی شجاعت، حل مساله، کنترل امور و عمل کردن به قول....
قراره از این به بعد نمایشهای کوتاهی رو توی خونه در کنار بچهها اجرا کنیم.میتوانیم داستانهای محبوب بچه ها رو با ساده ترین ابزاری که در منزل داریم به نمایش تبدیل کنیم.
یادتون باشه بچهها در حین اجرای نمایش میتوانند جای شخصیتهای محبوبشان حرف بزنند و به بهترین شکل خودشان ظاهر بشوند و به تخیلاتشان رنگ واقعیت بدهند.؟
پس این فرصت جذاب رو کنار هم از دست ندید.
امروز روز جهانی طوطی است. قرار است به مناسبت این روز باهمدیگر یک کاردستی طوطی زیبا درست کنیم.
بناهای آباد گردد خراب
ز باران و از تابش آفتاب
پی افکندم از نظم کاخی بلند
که از باد و باران نيابد گزند
بر اين نامه بر سال ها بگذرد
بخواند همي هر که دارد خرد
نميرم از اين پس که من زندهام
که تخم سخن را پراکندهام