اتیوپی، سرزمین باستانی که مهد تمدن بشری و زادگاه انسانهای اولیه است، با بیش از ۸۰ زبان زنده و فرهنگهای بیهمتا، همواره سرزمینی از روایتهای پرفراز و نشیب بوده است. در کشوری که بسیاری از کودکان با چالشهای اقتصادی و جغرافیایی دستوپنجه نرم میکنند، دسترسی به کتابهایی که به زبان مادری خودشان نوشته شده باشند، یک رؤیای دوردست به نظر میرسید. اما امروز، شورای کتاب کودک اتیوپی در قالب پویش جهانی «شادی، کنشی برای مقاومت است»، نشان میدهد که چگونه میتوان با سلاح کلمات و حفظ هویت زبانی، یک انقلاب فرهنگی آرام را در دل شاخ آفریقا برپا کرد.
سایت کتابک
در این برگه، آخرین نوشتههای منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجرهای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفتهاند. این نوشتهها شامل تازهترین مطالب در حوزهی ادبیات کودک، معرفی کتابهای جدید، مقالههای تخصصی دربارهی ترویج خواندن، تجربههای موفق کتابخوانی، گفتوگو با نویسندگان و کتابداران، گزارشهای رویدادها، و ایدههایی نو برای خانوادهها و مربیان است.
شما میتوانید از این بخش بهعنوان درگاه ورود به تازهترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامهها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جستوجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.
یکی بود، یکی نبود. دهقانی بود که گربهای داشت؛ اما چه فایده که گربه بسیار تنبل و بیعرضه بود. دهقان بالاخره از دست او خسته شد. کمی فکر کرد، بعد گربه را داخل گونی انداخت، درش را محکم بست و برد به دل جنگل. وقتی به جنگل رسید، گونی را همانجا روی زمین انداخت و رفت؛ با خودش گفت: «بذار همینجا تلف بشه!»
گربه راه افتاد و همینطور که قدم میزد، به کلبهای رسید که روزگاری خانه یک جنگلبان بود. رفت بالا و توی شیروانی کلبه لم داد. هر وقت گرسنهاش میشد، میرفت توی جنگل، موش و پرندهای شکار میکرد، دلی از عزاداری درمیآورد و دوباره برمیگشت توی شیروانی؛ خلاصه، غمِ عالم هم به دلش نبود!
با انتشار کتاب «سواد ادبی و ادبیات کودکان در عمل» نوشتهی زهره قایینی، آخرین حلقه از سهگانه سوادی که نویسنده پیش از این از آن سخن گفته بود، کامل میشود. پس از انتشار دو اثر «سواد شکوفایی: از پژوهش تا عمل» و «سواد فرهنگی و ترویج خواندن در عمل»، اکنون اثری پیشروی ماست که به یکی از نیازهای ضروری و مطالعاتی هر ترویجگر، مربی، آموزگار و علاقهمند به ادبیات کودکان پاسخ میگوید.
بخش یازدهام
حالا تمام مدرسه میداند که پدر هوگو در زندان است. همه دانشآموزان در اینباره پچپچ میکنند. بعضیها حتی نظراتشان را با صدای بلند اعلام میکنند؛ مثلاً گونل.
او با خوشحالی به هر کسی که بشنود میگوید: «میدانستم! از همان اول میدانستم!»
یکی از تحسینکنندگانش میپرسد: «از کجا فهمیدی؟ کی به تو گفت؟»
- اوه! معلوم بود دارد چیزی را پنهان میکند. کاملاً واضح بود؛ من فوراً حسش کردم!
جمهوری دومینیکن، سرزمین ریتمهای گرم کارائیبی، سواحل بینظیر و تاریخ پر فراز و نشیب، جایی است که شادی در تار و پود فرهنگ آن تنیده شده است. اما در حاشیه این زیباییها، جوامع آسیبپذیر و کودکان دورافتاده با چالشهای عمیقی برای دسترسی به حقوق اولیه خود از جمله مطالعه روبرو هستند. در ویدیوی «شادی، کنشی برای مقاومت است»، IBBY جمهوری دومینیکن نشان میدهد که چگونه میتوان با سلاح کلمات، در برابر فراموشی و محرومیت ایستاد. در این جزیره، کتاب خواندن تنها یک فعالیت اوقات فراغت نیست، بلکه پلی است برای عبور از مرزهای جغرافیایی و اجتماعی.
رضی هیرمندی نامی آشنا در حوزه ترجمه ادبیات بزرگسال و ادبیات کودکان و نوجوانان ایران است. مترجمی که چند اثر تألیفی هم دارد، اما نام او با آثار ترجمهاش میدرخشد. اگر در حوزه ترجمه ادبیات بزرگسال کسانی مانند محمد قاضی، نجف دریابندری، رضا رضایی، ابوالحسن نجفی و چندتایی دیگر هستند که وزن ترجمه را در ایران بالا بردهاند و به آثاری که ترجمه کردهاند، تشخص بخشیدهاند، در حوزه ترجمه ادبیات کودکان و نوجوانان به سختی میشود نام کسی دیگر را در کنار رضی هیرمندی گذاشت.
یکی بود، یکی نبود. پیرمردی بود که با یک گربه نر و یک خروس زندگی میکرد. روزها پیرمرد برای کار و هیزمشکنی به دل جنگل میرفت، گربه برایش غذا میبرد و خروس هم در خانه میماند تا نگهبان خانه باشد.
از قضا، روباهی مکار از آن حوالی میگذشت. روباه زیر پنجره نشست و بنا کرد به خواندن:
«قوقولی قوقو خروس جان!
ای خروس تاجطلایی!
سرت رو از پنجره بیار بیرون،
تا بهت یه نخود بدم!»
مدرسه امروز تعطیل است. کلاسها نیاز به نظافت کامل دارند و برای همین دانشآموزان امروز تعطیل هستند.
بابا قرار است به شهر برود و چون ژوزفین وقتش آزاد است، به او پیشنهاد میدهد که همراهش برود. او چندین کار مهم دارد که باید به آنها برسد و ژوزفین هم از این فرصت استفاده میکند تا به دندانپزشکی و آرایشگاه برود.
کوبا، جزیرهی آفتاب، موسیقی و تاریخ پرفراز و نشیب، همواره در جهان به عنوان نمادی از ایستادگی در برابر امواج سهمگین شناخته میشود. اما در میان تمام روایتهای کلان از این جزیره کارائیبی، داستانی لطیفتر اما قدرتمندتر در جریان است: داستانِ مقاومت از راه شادی. همانطور که در ویدیوی «شادی کنشی برای مقاومت است» (Joy Is An Act of Resistance) از سوی شورای کتاب کودک کوبا روایت میشود، این بخش ملی مأموریتی عمیق بر عهده دارد: «استفاده از کتابها برای ساختن پلها و رساندن شادی به کودکانی که با چالشهای بزرگ روبرو هستند».
در کلاس ژوزفین، می-لیز زیباترین و بریت خوشقیافهترین است. این دو جداییناپذیرند؛ رازهایی با هم دارند که هیچکس دیگری اجازه ندارد از آنها مطلع شود.
یک روز صبح، ژوزفین خیلی زود به مدرسه رسید. امروز کلاس یک ساعت دیرتر شروع میشود، اما ژوزفین فراموش کرده بود. او تازه وقتی وارد حیاط شد، موضوع را به خاطر آورد.
وقتی زنگ کلاسهای دیگر به صدا درمیآید، او تنها بیرون میماند. باد میوزد و هوا سرد است؛ بنابراین بعد از چند دقیقه به داخل مدرسه برمیگردد.
کرواسی، سرزمین قلعههای باستانی، سواحل فیروزهای دریای آدریاتیک و تاریخ پرفراز و نشیب، همواره مهد پرورش شاعران و داستانسرایان بزرگ بوده است. در کشوری که به افتخار «گریگور ویتز» (Grigor Vitez)، شاعر محبوب کودکانش، یکی از معتبرترین جوایز ادبی منطقه را بنیان نهاده، ادبیات کودک تنها یک سرگرمی نیست، بلکه ابزاری است برای تفکر انتقادی و ساختن آینده. ویدیوی «شادی، کنشی برای مقاومت است» از سوی شورای کتاب کودک کرواسی، نشان میدهد که چگونه در این کشور اروپایی، کودکان نه فقط خواننده، بلکه منتقدان و داوران دنیای کتاب شدهاند.
امروز صبح در مدرسه، وقت درس خواندن است. دانشآموزان نشستهاند و کتابهایشان جلویشان باز است. آنها یک صفحه کامل برای خواندن دارند؛ صفحهای که در خانه آماده کردهاند و این کار بدون چالش هم نیست. موجی از حواسپرتی کلاس را فرا میگیرد و توجهها کم میشود.
در راهرو سر و صدا، صدای تقتق و فریاد به گوش میرسد. با وجود بسته بودن درها، هیاهوی فزاینده، فضای شاد کلاس را مختل میکند. بیرون در حیاط، دانشآموزان بزرگتر فریاد میزنند و دعوا میکنند. واضح است که کار کردن در این شرایط غیرممکن است.
کاستاریکا، سرزمین جنگلهای مهآلود، آتشفشانهای آرام و تنوع زیستی بینظیر، کشوری است که دهههاست سلاحها را زمین گذاشته و «صلح» را به عنوان هویت ملی خود انتخاب کرده است. اما در این بهشت سبز آمریکای مرکزی، مقاومت شکل و شمایل دیگری دارد. ویدیوی «شادی کنشی برای مقاومت است» که از سوی شورای کتاب کودک کاستاریکا منتشر شده، نشان میدهد که چگونه در کاستاریکا، کلمات و داستانها همپای طبیعت میتپند. همانطور که در ابتدای این ویدیو با صدایی گرم میشنویم: «در هر گوشه از کاستاریکا، داستان و قصهای میتپد... که از صفحات یک کتاب آغاز میشود.»
تحلیل ساده و ملموس (سطح روایی و اخلاقی)
داستان «اب و کریستینای کوچک» یک حکایت زیبای عامیانه دربارهی قناعت، صبر، وفاداری و پاداش نهایی نیکوکاری است. آندرسن در این داستان دو مسیر متفاوت زندگی را در کنار هم قرار میدهد:
۱. مسیر کریستینا (زیادهخواهی و ظواهر): کریستینا دختری است که به دنبال آرزوهای بزرگ، ثروت ناگهانی و زندگی مجلل میرود (کالسکهی طلا و لباسهای فاخر). اما چون این ثروت بدون ریشه، تدبیر و برکت است، خیلی زود او و شوهرش را به نابودی، ورشکستگی و فقر مطلق میکشاند.
در جنگلی که از کرانههای رودخانهی «گودنو» در شمال یوتلند تا فرسنگها در دل سرزمین پیش میرود، نهچندان دور از آن جویبار زلال، پشتهکوه بزرگی سر برآورده که چون دیواری دیار جنگل را شکافته است. رو به باخترِ این پشته، نهچندان دور از رود، مزرعهای برپاست؛ محصور در خاکی چنان کم مایه که ریگهای بیابان از میان خوشههای لاغر گندم و چاودار به چشم میزنند. سالها میگذشت و مردمانِ آن خانهی محقر با سادگی روزگار میگذراندند؛ سه گوسفند داشتند، خوکی ماده و دو گاو. روزیِ خود را به خرسندی مییافتند و جام خرسندیشان لبریز بود.
روز بزرگ فرا رسیده است؛ روزی که ژوزفین به خانهٔ کارین میرود تا زیر چترِ نارنجی، شربت پرتقال بنوشد.
چهارشنبه، دهم اکتبر، تاریخ مهمی در زندگی خانوادگی کارین است. این روز، روز تولد اوست: در دهم اکتبر، او هفتساله میشود و اتفاقاً طبق تقویم، روزِ نامگذاری پدرش—که نامش هیالمار است—دقیقاً در همان روز قرار دارد. چه تصادف فرخندهای!
اگر روزی گذرتان به ارتفاعات سر به فلک کشیده آند و دشتهای پهناور بولیوی افتاد، صدایی را خواهید شنید که با وزش باد در میان قلهها گره خورده است؛ صدای قصههایی که از زبان پیرزنان و مادران کچوا و آیمارا به گوش کودکان میرسد. اما این روزها، در دل همین جامعه رنگارنگ و پرچالش بولیوی، گروهی از عاشقان کتاب گرد هم آمدهاند تا ثابت کنند خواندن تنها یک سرگرمی نیست، بلکه سلاحی است در برابر فراموشی و ابزاری است برای بقا. ویدیوی «شادی کنشی برای مقاومت است» که از سوی هیئت بینالمللی کتاب برای نسل جوان (IBBY) منتشر شده، پرده از همین جنبش بیصدا اما عمیق در جامعه بولیوی برمیدارد.
تحلیل جامع پژوهشی: افسانهشناسی انسانشناختی و جامعهشناختی
در این تحلیل، به جای الگویهای کلاسیکِ پراپ یا یونگ، روایت از دو زاویهی تحلیلی بررسی میشود: «انسانشناسی نمادین و معیشتی» (Symbolic & Economic Anthropology) بر اساس نظرات ماری داگلاس (Mary Douglas) در زمینه آلودگی و مرزهای اجتماعی، و «نظریهی بازیها و فریب ساختاری» (Game Theory & Structural Deceit) با نگاهی به دیدگاههای اروینگ گافمن (Erving Goffman) در نمایش شناختی رفتارهای متقلبانه.
پیرمرد و پیرزنی بودند؛ پیرمرد خروسی داشت و پیرزن ماکیانی. روزی برای یافتن طعمه بر تل خاکروبهای رفتند. خروس خوشهای گندم یافت و ماکیان غلافِ خشخاشی. پیرمرد گندم را کوفت و آرد کرد، پیرزن نیز دانههای خشخاش را زدود، بکوفت و با عسل و آردِ اندک درآمیخت و پیراشکی خوشطعمی پخت. اما از بینوایی، نه اجاقی داشتند و نه آتشی؛ پس پیراشکی را پشت پنجرهی کلبه نهادند تا با گرمای آفتاب پخته شود.
تحلیل قصه «روباه و گرگ پیراشکی می دزدند»؛ اثر الکساندر آفاناسیف
روز رو به پایان است. معلم با آموزش یک سرود تازه به دانشآموزانش، درس را به پایان میرساند: «سه جوجهاردک کوچک، یکی پس از دیگری، راه میروند…» ناگهان در باز میشود. آواز خواندن متوقف شده و همهٔ سرها برمیگردند. چهرهای آشنا در چارچوب در ظاهر میشود… برای ژوزفین آشناست، اما برای دیگران نه. دانشآموزان با حیرت به تازهوارد خیره میشوند. این پسر همان پسرِ کنار جاده است. معلم از جایش بلند میشود: «سلام! من شما را نمیشناسم. دنبال چه میگردید؟» پسر بدون ذرهای خجالت یا ترس وارد کلاس میشود: «دارم میآیم مدرسه. وقتش است!»
جواد مجابی (مهر ۱۳۱۸- شهریور ۱۴۰۵) شاعر، نویسنده، منتقد ادبی و هنری، روزنامهنگار و طنزپرداز و در پایان یا آغاز همه اینها البته یکی از نویسندگان ادبیات کودکان ایران بود. او از پیشگامان نقد مدرن هنر و ادبیات در ایران به شمار میرفت و نقش مهمی در معرفی و تحلیل آثار نقاشان و نویسندگان معاصر ایران داشت. مجابی چون خصلت دوگانه روزنامهنگار- نویسنده داشت، بنابراین سرشت پژوهشی بخشی از معماری وجود او را میساخت. به همین دلیل کارنامه حرفهای او روی چهار محور استوار است.
«موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان» که از سال ۱۳۷۹ آغاز به کار کرده است، در طول سالهای فعالیت خود، با راهاندازی مجموعهای از برنامهها و طرحها، توانسته است کتاب، ادبیات، فرهنگ و ميراث ادبی و فرهنگی را به زندگی کودکان در نقاط مختلف ایران ببرد.
آرژانتین، سرزمین تانگو، پامپاهای بیانتها و داستانهای جادویی، این روزها میزبان یکی از زیباترین و عمیقترین جنبشهای فرهنگی در دل جامعه خود است. در کشوری که فراز و نشیبهای اقتصادی و اجتماعی همواره سایهای بر زندگی روزمره انداختهاند، شعبه آرژانتینِ هیئت بینالمللی کتاب برای نسل جوان (ALIJA) ثابت کرده است که ادبیات کودک تنها یک سرگرمی نیست، بلکه پناهگاهی امن برای «همدلی، کرامت انسانی و امید» است.