سایت کتابک

در این برگه، آخرین نوشته‌های منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجره‌ای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفته‌اند. این نوشته‌ها شامل تازه‌ترین مطالب در حوزه‌ی ادبیات کودک، معرفی کتاب‌های جدید، مقاله‌های تخصصی درباره‌ی ترویج خواندن، تجربه‌های موفق کتابخوانی، گفت‌وگو با نویسندگان و کتابداران، گزارش‌های رویدادها، و ایده‌هایی نو برای خانواده‌ها و مربیان است.

شما می‌توانید از این بخش به‌عنوان درگاه ورود به تازه‌ترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامه‌ها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جست‌وجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.

شنبه, ۸ شهریور

۱. مقدمه

کودکان نابینا یا کم‌بینا مانند دیگر کودکان نیازمند داستان، تخیل و تجربه‌های معنابخش هستند. کتاب برای آن‌ها نه‌فقط وسیله‌ای برای یادگیری، بلکه پلی برای ارتباط، لذت و رشد است. تفاوت در بینایی نباید مانعی برای ورود به جهان کتاب باشد، بلکه باید بهانه‌ای باشد برای جست‌وجوی راه‌هایی نو در کتاب‌خوانی.

۲. هدف از کتاب‌خوانی برای این گروه

کتاب‌خوانی برای کودک نابینا یا کم‌بینا می‌تواند موجب تقویت:

چهارشنبه, ۵ شهریور

۴ – نقشه‌کشی ساده

هدف:
آشنایی کودک با مفهوم «نقشه» به‌عنوان نمای دوبعدی یک فضا و یادگیری ترسیم ساده‌ی خانه یا اتاق خود با استفاده از نمادها و خطوط.


۱. آغاز با گفت‌وگو

  • از بچه‌ها بپرسید: «وقتی می‌خواهیم گنج پیدا کنیم، چه چیزی لازم داریم؟» (پاسخ: نقشه گنج)

دوشنبه, ۳ شهریور

رجب امانف (۱۹۲۳ ـ 2002)، فولکلورشناس، نویسنده، ادیب و یکی از پایه‌گذاران علم فولکلورشناسی تاجیک است که دورهٔ کودکی‌اش را در زادگاهش، شهر اوراتپّه (استروشن) گذراند. سال 1938 آموزشگاه آموزگاری را تمام کرد. پس از ختم آموزشگاه، یک سال، آموزگار درس زبان و ادبیات تاجیک بود. سال 1939 به دانشگاه دولتی آموزگاری شهر دوشنبه رفت. هم‌زمان با شروع جنگ بزرگ وطنی عازم جنگ شد. بعدازآن، سال 1947 دورهٔ دکتری دانشگاه تاجیکستان را سپری کرد و پس از ختم دوره دکتری سال 1951 در دانشگاه مشغول به کار شد.

یکشنبه, ۱۹ مرداد

«داستان‌های من و گرگ» به نویسندگی و تصویرگری دلفین پره، مجموعه‌ای از سه داستان بلند است که در قالب رمان‌های گرافیکی (کمیک) طراحی و اجرا شده است. این مجموعه، داستان پسربچه‌ای است که روزی هنگام بازگشت از مدرسه با گرگی روبه‌رو می‌شود که نه تنها از او نمی‌ترسد، بلکه گرگ را به عنوان حیوان خانگی به خانه می‌برد و آن را در کمد لباسش پنهان می‌کند! او به گرگ غذاهایی را می‌دهد که خودش دوست دارد، شکلات، سبزیجات، پنیر و ماهی. گرگ شبیه سایه‌ای سیاه است. در جلد اول این مجموعه، گرگ نمادی از ترس پسربچه است، همچون سایه‌ای از خشم و ترس‌هایی که بودنش سبب می‌شود پسربچه احساس شجاعت کند.

یکشنبه, ۱۹ مرداد

این راهنما به شما کمک می‌کند یک کارگاه یا برنامه آموزشی محیط‌زیستی جذاب و مؤثر طراحی و اجرا کنید که هم آموزنده باشد و هم الهام‌بخش.


گام ۱ – تعیین هدف

  • هدف کلی کارگاه را مشخص کنید:
    مثلا «آشنایی با تنوع زیستی محلی»، «آموزش کاهش زباله»، یا «آشنایی با تغییرات اقلیمی».

شنبه, ۱۸ مرداد

شد نقاشی کودکان به‌طور مستقیم با رشد شناختی، حرکتی و هیجانی آن‌ها مرتبط است. هر مرحله، ویژگی‌ها، نیازها و مهارت‌های خاصی دارد که شناخت آن برای والدین، مربیان و آموزگاران اهمیت زیادی دارد. در این دسته‌بندی، ترکیبی از دیدگاه‌های ویکتور لونفیلد و بتی ادواردز همراه با یافته‌های جدید پژوهشگران هنر کودک ارائه می‌شود.

شنبه, ۱۸ مرداد

آموزش کودکان درباره طبیعت و محیط زیست فقط یک فعالیت جانبی یا «کار خوب» نیست، بلکه یک ضرورت حیاتی برای آینده فرزندان ما و همه جانداران زمین است.

کودکان به طور طبیعی سرشار از کنجکاوی‌اند و آماده کشف دنیای پیرامون خود. با این حال، در دنیای امروز که روزبه‌روز بیشتر به سوی زندگی شهری و فاصله گرفتن از طبیعت پیش می‌رود، ایجاد فرصت‌های آگاهانه برای ارتباط کودکان با محیط طبیعی و شناخت محیط زیست اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

دوشنبه, ۱۳ مرداد

دو بزيچه

بود، نبود، دو بزيچه بود و اين دو بزيچه در دو کنار جوي ‌مي‌چريد.

ـ اي جوره، به اين‌طرف گذر، بازي مي‌کنيم. گفت روزي يک بزيچه به بزيچه ديگر.

ـ ني، تو خودت به اين‌طرف گذر گفت بزيچه ديگر.

ـ خير، من به پيش تو مي‌‌گذرم، گفت بزيچه اول.

ـ ني من به پيش تو مي‌گذرم. گفت بزيچه دوم.

هر دو بزيچه در يک وقت به كوپْروك[1] قدم ماندند. بزيچه‌‌ها در خود ميانه‌جاي كوپروك روبه‌رو آمدند. كوپروك باريک بود، آن‌‌ها از پهلوي يکديگر گذشته نمي‌توانستند.

ـ تو عقب گرد، من مي‌گذرم. گفت يک بزيچه.

ـ ني، تو عقب گرد. گفت بزيچه ديگر.

شنبه, ۱۱ مرداد

«دوباره» به نویسندگی و تصویرگری امیلی گرویت، کتابی است درباره قصه، خواب و بازی. شاید گرفتار کودکانی شده باشید که یک قصه یا کتاب را خیلی دوست دارند و بارها آن را از شما شنیده‌اند اما باز مشتقانه می‌خواهند که برای‌شان همان قصه را تعریف کنید و شما در هر بار تعریف کردن قصه، چیزهایی را به آن اضافه و یا کم کرده‌اید. این کتاب درباره همین موضوع است. اژدهای کوچک داستان، کتابی را خیلی دوست دارد و مادرش هر شب آن را برایش می‌خواند.

یکشنبه, ۵ مرداد

کلوخک وبرگک

بود نبود، یک کلوخک بود. وی روزی در تگ دیوار تنها و زار نشسته بود که برگک پیر پریده آمد به پیشش افتاد. کلوخک برگک را دیده، سلام داد و پرسید: هه. برگک! از کجا می‌آیی و به کجا می‌روی؟ برگک آه به درد کشید و گفت: ای کلوخک، پرسیده چه‌کار می‌کنی؟! یک شَمال سخت خیست و مرا از شاخ درخت کنده پرانده اینجا آورد.
کلوخک این گپ برگک را شنید. گفت: من هم در سر آن دیوار بودم، شَمال و باران شد و از سر دیوار کنده شده، اینجا افتاده ماندم. برگگ گفت: این‌خیل باشد، بیا هردویمان دوست می‌شویم. دوست لذتی دارد، منفعتی دارد.

شنبه, ۲۸ تیر

در دو سه دهه اخیر در سطح جهانی، ادبیات کودک و نوجوان و به تبع آن فیلم‌هایی که به اقتباس از این ادبیات ساخته شده، دچار تغییرات گسترده‌ای شده است. این آثار چه در قالب ترجمه کتاب و چه در قالب فیلم، کم و بیش به ایران هم رسیده است. تاثیرات آن روی ادبیات کودکان و سینمای کودک و نوجوان ایران تاکنون بررسی نشده و ما در هر دو زمینه، دچار نوعی ایستایی و حتی واپس‌گرایی هستیم. به‌ویژه در زمینه بازآفرینی از افسانه‌های عامیانه این نکته بسیار مشهود است. بسیاری از کسانی که به کار بازآفرینی این آثار پرداخته‌اند، انگار که در دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ مانده‌اند.

چهارشنبه, ۲۵ تیر

«رنگ رویای کلاغ» به نویسندگی محمدهادی محمدی و تصویرگری سلیمه باباخان، کتابی‌ درباره پذیرش خود، درک تفاوت‌ها و مهم‌تر از همه آزادی و دست نکشیدن از رویاهاست. داستان با تک‌گویی/ مونولوگ کلاغ آغاز می‌شود، شبیه نمایشنامه‌ای که انگار کلاغ روی صحنه نمایش آمده و ماجرای خوابی که دیده و رویای رنگی‌اش را برای ما بازگو می‌کند و می‌داند که آدمیان به نظاره او نشسته‌اند پس برای‌شان می‌گوید که: «کلاغ بودم.» اما چرا فعل «بودن» را به کار می‌برد؟ چون کلاغ این داستان، انسانی است در کالبد کلاغ.

شنبه, ۲۱ تیر

خاستگاه موضوع در نوشتار حاضر یکی از نخستین و پیشگام‌ترین آثاری است که مفهوم «سواد فرهنگی» را به‌طور جدی در فضای فکری، آموزشی، فرهنگی و تعلیم و تربیت (پداگوژیک) ایرانی با دو بازوی قدرتمند نظر و عمل معرفی می‌کند: «سواد فرهنگی و ترویج خواندن در عمل، نوشته‌ی زهره قایینی، بهار 1404».

چهارشنبه, ۱۸ تیر

سه‌گانه‌ی «دایره»، «مربع» و «مثلث» را مک بارنت نوشته و جان کلاسن تصویرگری کرده است. سه‌گانه‌ای درباره سه شکل‌ هندسی. همکاری مک بارنت و جان کلاین باز هم غوغا کرده. همه‌چیز با هم جور شده انگار تصویرها و داستان‌ها هم‌زمان خلق شده باشند.

سه شنبه, ۱۷ تیر

در دنیای ادبیات کودک، برخی داستان‌ها به‌راحتی قلب ما را لمس می‌کنند؛ آن‌هایی که آمیخته با سادگی کودکانه و مفاهیم عمیق فلسفی هستند و ما را به تأمل وامی‌دارند.

انتشارات آموزشی شاندونگ به تازگی کتابی با ترجمه «ژانگ مینگژو» با عنوان «عاشق توام، خودت می‌دانی!» را منتشر کرده است. این کتاب فقط برای سرگرمی کودکان نیست، بلکه با شیوه‌ای نامحسوس، فلسفه‌ی عشق و ارزش‌گذاری را منتقل می‌کند.

دوشنبه, ۱۶ تیر

يک مرد بود، زنش مرد. دو بچه‌اش ماند. کلاني‌اش دختر بود، خردي‌اش پسر. دخترک ميرمبي نام داشت و پسرک نسيم.

مردک زن ديگر گرفت. زنک آدم بدي بود، بچه‌‌ها را گنده[1] مي‌ديد. يک روز خود را به کَسَلي[2] انداخت. مردک از کار آمده بود که زنک گفت: همين پسرتان بسيار شوخي کرده، مرا بيزار مي‌کند. من طاقت کرده کسل شدم.

چهارشنبه, ۱۱ تیر

«وقتی آقا گرگه گرسنه می‌شود» نوشته کریستین نومان ویلمن و به تصویرگری کریس دی جیاکومو، فانتزی مدرنی است از رفتار غریزی یک گرگ برای شکار خرگوش! چرا مدرن است؟ چون گرگِ ساکن روستا، روزی کت و شلوار می‌پوشد، پاپیون می‌زند و تصمیم می‌گیرد این‌بار به جای خوردن خرگوشی از روستا، به سراغ خرگوشان شهر برود!