جمعه پنجم بهمن ماه 1403 مراسم اهدای نخستین دورهی جایزهی بنیاد علمی دکتر بسکی در گنبد کاووس برگزار شد و موسسهی پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان در محور «کودک و محیط زیست» در میان افراد و نهادهای شایستهی تقدیر این جایزه قرار گرفت. بنیاد علمی دکتر بسکی در این روز میزبان انجمنها و فعالان زیستمحیطی از سراسر ایران و علاقهمندان به اندیشههای زندهیاد دکتر غلامعلی بسکی (پدر طبیعت ایران) بود که به مناسبت نود و سومین زادروز ایشان و همچنین اختتامیه اولین دورهی این جایزه گرد هم آمده بودند.
سایت کتابک
در این برگه، آخرین نوشتههای منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجرهای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفتهاند. این نوشتهها شامل تازهترین مطالب در حوزهی ادبیات کودک، معرفی کتابهای جدید، مقالههای تخصصی دربارهی ترویج خواندن، تجربههای موفق کتابخوانی، گفتوگو با نویسندگان و کتابداران، گزارشهای رویدادها، و ایدههایی نو برای خانوادهها و مربیان است.
شما میتوانید از این بخش بهعنوان درگاه ورود به تازهترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامهها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جستوجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.
«در آفتاب یا مهتاب
در طبیعت، در شهر یا روستا
در کلاس، در کتابخانه، یا در خانه
هر کجا و همه جا
میتوانی کتابی برگزینی و بلند بخوانی.
با بلندخوانی، داستانها و افسانهها شیرینتر میشوند.»
پیش از خواندن این مقاله، ابتدا بخش نخست آن را مطالعه کنید: گفتوگو با محسن هجری، نویسنده کودک و نوجوان (بخش نخست)
جناب هجری از کودکیتان شروع کنیم. شما در کدام شهر و در چه موقعیت خانوادگی به دنیا آمدید.؟ ویژگیهای خانواده از نظر اجتماعی و فرهنگی چهگونه بود؟
منصور یاقوتی، صمد بهرنگی، علی اشرف درویشیان و دیگرانی که در دهه ۱۳۴۰-۵۰ به عنوان آموزگار- نویسنده شناخته میشوند، اگر یک وجه مشترک داشته باشند که صفت انسانی آنها را بازتاب دهد، آن وجه مشترک عشق عمیق به کودکان روستایی یا کودکان در حاشیه است. با هر متر و معیاری که بخواهیم بسنجیم آنها در کار آموزگاری انسانهایی معمولی نبودند که برای گرفتن مزد، کار آموزش را انتخاب کرده باشند. آنها آموزگاری را پیشه و حرفه خود نمیدانستند بلکه رسالتی برای رهایی کودکان روستایی و در حاشیه از نادیدگی یا عدم حضور به دیده شدن و حضور میدیدند.
«چرا؟»، به نویسندگی و تصویرگری لیلا پراب (Lila prap)، کتابی جستوجوگر، بازیگون، خلاق و علمی است که پر از پرسشوپاسخهای عجیب و شیرین است. کتابی که هر کودکی را شیفتهی دانستن و جستوجو میکند. این کتاب با سبک بازیگونش از کودکان میخواهد پاسخهای شخصی خودشان را به پرسشها بدهند و البته که ارائهی هر پاسخی هم مجاز است! در هر صفحه، پاسخهای شیطنتآمیز و بامزه در پیرامون و درون تصویرها با فونت و اندازهی بزرگ نوشته شده است و پاسخ درست علمی نیز با علامت ستاره در گوشهی تصویر به چشم میخورد.
چگونه میتوانم چیزی درباره طبیعت به کودکم بیاموزم؟
پس از بیش از یک دهه پژوهش سرانجام یکی دیگر از بستههای زبان آموزی از راه ادبیات به نام «فارسی آموز آرش کمان دار ۱» منتشر شد. این بسته، یکی از بستهها در زنجیرهی زبانآموزی به کودکان و بزرگسالان است. سبب پژوهش و نگارش آن هم برآمده از نیازی همگانی بود. چه در ایران و میان فارسیزبانها یا کسانی که با زبان فارسی آشنایی دارند و چه برای کسانی که بیرون از مرزهای ایران زبان فارسی را نمیدانند اما میخواهند آن را بیاموزند. از جمله نوجوانان و جوانانی که شیفتهی نام سرزمین مادری و زبان آن هستند یا دانشجویان زبانهای خارجی و جهانگردانی که دوست دارند با زبان فارسی آشنا شوند.
آرش یکی از نام آورترین پهلوانان اسطورهای حوزه تمدنی فرهنگ ایران است و بیگمان جایگاه او در ذهن و روان انسانهایی که در این حوزه تمدنی بودهاند بسیار بلند است. داستان آرش که به قولی برگرفته از ادبیات پارتی یا ادبیات اشکانی است و به قولی دیگر فراتر از آن تا ادبیات شفاهی و اسطورهای مردم هندواروپایی و هندوآریایی میرود[1]، چنان در دل و جان مردم بوده که در دوره اولیه هرگز به شکل تفصیلی در هیچ جا ثبت نشده است و ثبت این داستان آنها به شکل روایتهایی گذرا و چکیده وار بیشتر مربوط به دوره اسلامی است.
کتاب «لی لی لی لی حوضک» بازآفرینی ترانهمتلی کهن است. محمدهادی محمدی، نویسنده و پژوهشگر نامآشنای ادبیات کودکان، در بازآفرینی متلها، اینبار، سراغ لیلی حوضک رفته «تا از درون بندهای شکستهی این ترانهمتل روایتی تازه و کامل بیافریند.»
هفتم دسامبر، که امسال برابر با هفدهم آذرماه است، جشن روز جهانی کامیشیبای در کشورهای گوناگون جهان برگزار میشود. موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان و برنامهی «بامن بخوان» هر سال این مناسبت را گرامی میدارند و همراه با انجمن بینالمللی کامیشیبای ژاپن از والدین، کتابداران، آموزگاران، مربیان و ترویجگران ادبیات کودک دعوت میکنند با اجرای کامیشیبای برای کودکان و انجام فعالیتهایی در پیوند با آن، این روز را جشن بگیرند.
از متلها چه یاد گرفته و در یاد داریم؟ چرا این ترانهها هنوز در ذهن ما جاری هستند؟ گویی با هر بار خواندنشان دوباره کودک میشویم و بازی بدهبستان را تمرین میکنیم؛ چیزی به زمین میدهیم و زمین چیزی به ما. طبیعت بخشنده است، پاسخ میدهد. آب بدهی سبز میشود و رویاننده، خوراک بزی را میدهد و بزی شیر به تو. در نهایت به زمین وابستهایم و به دستان یکدیگر تا آب و نان از خاتونان بستانیم و دوان دوان چرخ زندگی را بچرخانیم. ما ساخت این متل را از همان کودکی با شنیدن و تکرارش بلد شدیم؛ داد و ستد.
1. سرکشی
روز جمعه 25 آبان ماه مراسم اهدای پنجمین دورهی جایزهی دوسالانهی «جبار باغچهبان، همزاد سیمرغ» در موزهی کودکی ایرانک برگزار شد و ده نفر از ترویجگران برتر برنامهی «با من بخوان» از مناطق مختلف ایران جایزهی باغچهبان سال 1403 را دریافت کردند.
علی خدایی یکی از تصویرگران نامآشنا در حوزه تصویرگری کتاب کودک در ایران است. او اکنون بیش از چهار دهه است که در این زمینه پیوسته و پیگیر نقش میزند و کودکان این مرز و بوم و فراتر از آن را با تصویرهای زیبا و جذاب خود غرق زیبایی و لذت می کند. از ویژگی های علی خدایی این است که بسیار آرام و در فضایی دور از جنجال، تنها سرگرم کارش است. از او به ندرت گفتوگویی منتشر شده. حتا در ویکیپدیای فارسی صفحهای ندارد.
چه کسی میتواند به یک خرس قطبی کمک کند؟؛ کتابی است که با داستان کتابچهای جادویی آغاز میشود و اتفاقات جالبی را در خانوادهای که در شهر زندگی میکنند، رقم میزند. در این کتاب پسرک قصه یک تکه کاغذ را توی کوچه پیدا میکند. تکه کاغذ، نامهای از طرف یک خرس قطبی است که به خاطر گرما خانهاش خراب شده و حالا جایی برای زندگی کردن ندارد. تنها چیزی که خرس قطبی میخواهد یک خانه جدید است و یک تکه یخ جدید.
«تمامی آموزههای روایی ما با داستان آغاز میشوند و ما از همین آموختهها در ساختن داستانهای واقعی سود میجوییم.[1]»
در مجموعه داستانهای بلند هوشنگ مرادی کرمانی داستان-حکایتی است به نام «آبانبار» که از هرجنبه نگاه کنیم در کارهای او متفاوت، ویژه و تأمل برانگیز است. او این داستان را با نگاهی به حکایتی از «قابوسنامه» نوشته است.
یک روز پسر کوچولوی قصه به پدر و مادرش گفت: «من دیگر نمیخواهم یک پسر کوچولو باشم.»
آنها پرسیدند: «پس میخواهی چه کسی باشی؟»
پسر کوچولو با صدای بلند گفت: «من میخواهم یک پادشاه باشم.»
«مرادی کرمانی همیشه روایتگر نه تر و نه خشک و نه راست و نه کج زندگی بوده است. مرادی اما هم تر را دیده و هم خشک، هم راست را چشیده و هم کج را به قلم دوخته. ازاینرو است که او نویسندهای والاست؛ روایتگر ارزشهای انسانی و زندگی در رنج و درد کودکان. آثار مرادی کرمانی که برای چند نسل از سوی کودکان و نوجوانان و بزرگسالان فارسیزبان و همچنین فرهنگها و زبانهای دیگر خوانده شده، بخشی از فرهنگ ایران است و نشاندهنده جایگاه ممتاز او در میان نویسندگان یکسده گذشته در فرهنگ فارسی است.»
-محمدهادی محمدی
به روال هر سال در ماه اکتبر نامزدان جایزهی یادبود آسترید لیندگرن(آلما) در نمایشگاه کتاب فرانکفورت معرفی شدند و برنامهی «با من بخوان» برای نهمین سال پیاپی در میان نامزدان شایستهی دریافت این جایزه جای گرفت!
تجربهی عمیق طبیعت در کودکی سلامت روانی را در بزرگسالی رقم خواهد زد
اوقاتی را که کودک در دل طبیعت میگذراند بایستی با بازی و کار با چوب و خاک و آب، و تجربهی ساختنِ کلبهای کوچک همراه کرد تا بدین طریق کودک درک کند که میتواند جهانِ خود را شکل بدهد و خودش را کشف کند.
مجموعهی ۹جلدی «کودک و تجربه طبیعت» انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد از اهمیت همین تجربهی عمیقِ زیست در طبیعتْ در دوران کودکی میگوید و از ما میخواهد که آشتی و آشنایی و صمیمیت با طبیعت را به کودکانمان بیاموزیم و با آنها، در این مسیر نورانی همراه و همگام شویم.
زلزله پدیدهای طبیعی است که حاصل لغزشهای صفحات زمینشناسی کرهی زمین است. این لغزشها گاه بهقدری شدیدند که موجب آسیب زدن و تخریب محیط زندگی انسانها میشوند. «بچه ها، پدر و مادرها برای زلزله آماده شوید!: آمادگی مدرسه و خانواده در برابر زلزله» کتابی مصور است که، در قالب داستانی آموزشی، زلزله و چگونگی مقابله با آن را به کودکان میآموزد. اما دربارهی زلزله بهجز جنبهی فیزیکی باید به جنبههای فرهنگی هم توجه کرد؛ به این معنا که در هر کشوری، در هنگام بروز زلزله باید به رفتارهای فرهنگی متفاوتی توجه کرد.
«شیائو و پدرش کجا رفتند؟» به نویسندگی چائو ونشوان (Cao Wenxuan) و تصویرگری اوا مونتانازی (Eva Montanari) دربارهی تلاش، فقر، بخشندگی، خشکسالی و امید است؛ داستانی دربارهی روستایی با هشت خانوار که گرفتار خشکسالی شده است. شیائو و پدرش هم از ساکنان همین روستا هستند. مادر شیائو روزی برای پیدا کردن غذا به کوه رفته و دیگر برنگشته است. خانوادهی شیائو در این روستا فقیرتر از همه هستند و برای زنده ماندن از دیگر ساکنان روستا کمک میگیرند.