سایت کتابک

در این برگه، آخرین نوشته‌های منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجره‌ای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفته‌اند. این نوشته‌ها شامل تازه‌ترین مطالب در حوزه‌ی ادبیات کودک، معرفی کتاب‌های جدید، مقاله‌های تخصصی درباره‌ی ترویج خواندن، تجربه‌های موفق کتابخوانی، گفت‌وگو با نویسندگان و کتابداران، گزارش‌های رویدادها، و ایده‌هایی نو برای خانواده‌ها و مربیان است.

شما می‌توانید از این بخش به‌عنوان درگاه ورود به تازه‌ترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامه‌ها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جست‌وجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.

چهارشنبه, ۲۵ خرداد

مجموعه‌ی «استنلی همه‌کاره» درباره‌ی موشِ همستر سخت‌کوشی است که در هر جلد به شکل متصدی یک شغل خدماتی ظاهر می‌شود. نکته‌ای که در همه‌ی کتاب‌های مجموعه‌ی استنلی به چشم می‌خورد، معرفی ماشین‌ها و مشاغل است. شخصیت‌های داستان‌ها هم همه جزو خانواده‌ی موش‌ها هستند. نویسنده سعی دارد مفهوم خدمات و همبستگی اجتماعی را با کلمات ساده و تصاویر دو‌بعدیِ واضح و روشن به کودکان بیاموزد.

سه شنبه, ۲۴ خرداد

«گالی گِلی» نام اسب آبی است که به همراه دیگر اسب‌های آبی در رودخانه‌ای نزدیک یک جنگل زندگی می‌کند. اسب‌های آبی در رودخانه زندگی می‌کنند و رودخانه هرآنچه اسب‌های آبی لازم دارند به آن‌ها می‌دهد. گِل برای غلط‌ زدن در آن، غذا و آب و محیطی مناسب برای زندگی.

یکشنبه, ۲۲ خرداد

«غری‌غرشی» کتابی است درباره‌ی بچه‌شیری که در جنگل با خانواده‌اش زندگی می‌کند. اما به نظر می‌رسد که این بچه‌شیر تنبل است و از خوابیدن خیلی خوشش می‌آید. در طول داستان، خانواده‌ی بچه‌شیر تمام آموزشی را که لازم دارد به او می‌دهند. او نیز آموزش‌های لازم را دریافت می‌کند اما خواب‌آلود است. به مرور در داستان شاهد بزرگ ‌شدن و رشد بچه‌شیر هستیم.

یکشنبه, ۲۲ خرداد

تیله‌بازی (لاکوتی)[1] یکی از مهم‌ترین بازی‌های سنتی در سراسر هند است. این بازی با نام‌های دیگر کانکا، گولی و گوتی[2] نیز شناخته می‌شود. این بازی از بازی‌های خیابانی است و مهارت‌های هدف‌گیری و تمرکز را افزایش می‌دهد.

شنبه, ۲۱ خرداد

دو خرگوش در حال کندن تونلی در زیر یک جاده‌ی پررفت‌و‌آمد هستند. آن‌ها می‌خواهند به سلامت به سوی دیگر این جاده برسند. جایی که پوشیده از علف‌های سبز و تازه است. یکی از آن‌ها بر کندن این تونل پافشاری دارد و دیگری ترجیح می‌دهد از جاده عبور کنند. اما در جاده ماشین‌ها با سرعت زیاد عبور می‌کنند.

«تنها در تاریکی زیر زمین،

گوش‌درازهایی می‌جنبند.

می‌ایستند و گوش می‌دهند.

یکی سفید و دیگری قهوه‌ای، هم‌سان خرگوش صحرایی»

چهارشنبه, ۱۸ خرداد

مروری بر تاریخ ادبیات کودکان در شانزدهمین نشست ماهانه‌ی کتابداران «با من بخوان» (بخش نخست)

در روزهای پایانی اردیبهشت ماه سال 1401 فرصتی فراهم شد تا آموزگاران، ترویج‌گران و کتابداران «با من بخوان» بار دیگر در فضای مجازی دور هم جمع شوند و با تاریخ ادبیات کودکان ایران و موزه‌ی کودکی ایرانک آشنا شوند. فرزانه طاهری، مدیر موزه‌ی کودکی ایرانک، مهمان شانزدهمین نشست ماهانه‌ی کتابداران «با من بخوان» بود. در ادامه، گزارش این نشست دو ساعته را، که در 26 اردیبهشت ماه 1401 برگزار شد، خواهید خواند.

یکشنبه, ۸ خرداد

خواندن را می‌توان بلافاصله برای کودکان شروع کرد ... حتی زمانی که خیلی کوچک‌اند! بسیاری از خوانندگان کودک، هنگام خواندن و دنبال کردن تصاویر، سرگرم و تشویق می‌شوند. کتاب‌های مقوایی معمولاً اولین صفحه‌هایی هستند که ورق می‌زنیم؛ زیرا برای نوزادان و کودکان نوپا بسیار بادوام‌اند!

یکشنبه, ۸ خرداد

همه‌‌ی ماجرا از آنجایی شروع می‌شود که پسرکی از تختش می‌افتد. اگرچه موضوع داستان ساده است، نویسنده به‌سادگی از کنار این موضوع نمی‌گذرد و آن را به ماجرایی خیال‌انگیز تبدیل می‌کند. «کریس ریدل» یکی از آن افرادی است که خواب‌های رنگی و عجیب ‌وغریب زیادی می‌بیند. برای همین هم یکی از جذاب‌ترین خواب‌هایش را در کتاب فرمانروای عالم هپروت برای ما به تصویر کشیده است.از همان تصویر روی جلد پیداست که در این کتاب با داستانی سرراست مواجه نیستیم. در حقیقت، ما با ورق زدن «فرمانروای عالم هپروت» به سرزمین عجایب و شگفتی‌ها وارد می‌شویم؛ سرزمینی که در آن هیچ‌چیز آن‌طور که به نظر می‌‌رسد نیست.

یکشنبه, ۸ خرداد

گشایش کتابخانه‌‌ی با من بخوان «پرواز» در نرماشیر کرمان

دسترسی به کتاب‌های باکیفیت و محیطی امن،‌ زیبا و سرشار از سواد حق همه‌ی کودکان است. چه کودکانی که در حاشیه‌ی کلان‌شهرها ساکن‌اند، چه کودکانی که در روستاها زندگی می‌کنند و چه کودکان عشایر. «با من بخوان» در ادامه‌ی فعالیت‌های ترویجی‌اش برای عشایر زاهدان، عشایر خراسان جنوبی و کودکان کوچ‌رو در لرستان، در اردیبهشت ۱۴۰۱ کتابخانه‌ای را برای کودکان عشایر کرمان در روستای علی‌آباد شهر نرماشیر راه‌اندازی کرد.

یکشنبه, ۸ خرداد

گشایش کتابخانه‌ی با من بخوان «مینا» در روستای سعیدآباد هشتگرد

کتاب‌ها راویان داستان‌های بی‌زمان‌اند و کتابخانه‌ها گنجینه‌ای از روایت‌ها. روایت‌هایی از زندگی‌های گوناگون، تجربه‌های شیرین و تلخ، غم‌ها، شادی‌ها و نگرانی‌ها، دوستی‌ها و هم‌دلی‌ها، مشکلات و راه‌‌حل‌ها،‌ خاطرات جمعی انسان‌ها و آن‌چه بدان اندیشیده‌اند. بعضی کتاب‌ها اما فراتر از رسالت‌ نخستین‌شان، افزون بر خاطره‌های جمعی، یاد و خاطره‌ی دیگری را زنده نگه می‌دارند. خاطره‌ی یک عزیز. کتابخانه‌ی با من بخوان «مینا» با پشتیبانی خانم فاطمه قضات و به یاد فرزند ایشان مینا رجبی در روستای سعیدآباد، که در جنوب شهر هشتگرد در فاصله‌ی 13 کیلومتری غرب کرج واقع شده است، راه‌اندازی شد تا دری به سوی دانش، آگاهی و لذت از دنیای کتاب‌ها برای کودکان این روستا باشد.

سه شنبه, ۳ خرداد

تسلط ماشین‌ها بر آدم‌ها موضوعی است که در دهه‌ی اخیر بسیار مطرح شده و حتی بن‌مایه‌ی رمان‌ها و فیلم‌های بسیاری شده است. «کریس ریدل» نویسنده‌ی توانای کتاب‌های کودک در کتاب «کارگاه وندل» به ساده‌ترین و جذاب‌ترین شکل ممکن سعی دارد به همین موضوع اشاره کند.

یکشنبه, ۱ خرداد

«اتولاین» نام دختری است که در جایی به نام بیگ سیتی به همراه بهترین دوستش آقای مونرو زندگی می‌کند. مشخص نیست که بیگ سیتی در کدام کشور است، همین‌طور معلوم نیست آقای مونرو دقیقاً چیست. اما آنچه مشخص است اینکه آقای مونرو بهترین دوست اتولاین است. فقط از باران و شانه‌‌کردن موهایش خوشش نمی‌آید. پدر و مادر اتولاین مجموعه‌دار و جهانگرد هستند؛ برای همین همیشه در سفرند. تمام کارهای اتولاین مثل پختن غذا، مرتب‌کردن خانه، تا کردن لباس‌ها و... را کارکنان شرکت‌های تخصصی انجام می‌دهند.

سه شنبه, ۲۷ اردیبهشت

گشایش کتابخانه‌ی «باران» در بندر کوهستک

ترویج کتاب و کتابخوانی از آن راه‌های پر پیچ‌و‌خمی است که انتها ندارد. هر‌چه پیش بروی زیبایی راه بیش‌تر می‌شود و دشواریِ پیمودنِ مسیر لذت‌بخش‌تر. گام‌های نخست همیشه کوچک‌اند اما آهسته، شکیبا و استوار. کتابخانه‌ی «باران»، دومین کتابخانه‌ی «با من بخوان» در شهرستان سیریک، ثمره‌ی همین گام‌های استوار است.

سه شنبه, ۲۷ اردیبهشت

بلندخوانی کتاب جیب‌های آنجلیکا اسپراکت در کتابخانه‌ی صدرالواعظین خوانسار

در دنیای کودکی همه چیز ممکن است، خیال کودک محدودیتی نمی‌شناسد. در دنیای کتاب هم هر چیزی امکان‌پذیر است، زیرا جهان داستان‌‌ها بی‌کران و گسترده است. با کتاب‌های داستان می‌توان قوه‌ی تخیل کودکان، به‌ویژه خردسالان، را تقویت کرد. کتاب‌ کودک دریچه‌ای می‌گشاید تا خیال کودک به پرواز درآید، تا جهانی را تصور کند که در آن ناممکن‌ها ممکن می‌شود. دنیایی که هر چیزی در جیب‌های پالتو جا می‌شود! کتاب «جیب‌های آنجلیکا اسپراکت» با تصویر‌های گیرا و طنزآمیز «کوئنتین بلیک» نویسنده و تصویرگر انگلیسی یکی از این کتاب‌هاست.

چهارشنبه, ۲۱ اردیبهشت

غلبه بر شوک سخت است! (برگزیده‌ی جایزه یک عمر دستاورد بوک تراست[1])

این گفت‌وگو را «امیلی دربل» با «دیوید مک‌کی» انجام داده است. در این گفت‌وگو، مک‌کی آشکار می‌کند که چگونه کتاب‌های کلاسیک خود را خلق کرده است - از المر تا «نه اکنون، برنارد» [2] و «آقای بن»[3]. در این گفت‌وگو «دربل» ریشه‌ها و منابع الهام حرفه‌ی شگفت‌انگیزی که بیش از شصت سال ادامه داشته است را به کنکاش گرفته است.

چهارشنبه, ۲۱ اردیبهشت

بازی باب گراهام با نور خورشید شگفت‌انگیز است. او در کتاب «خورشید چطور به خانه کوکو رسید» طلوع خورشید را بهانه‌ای برای نشان دادن برخی رخدادها در سراسر دنیا کرده است. این کتاب، می‌تواند ادامه‌ی کتاب «دکمه‌های نقره‌ای» باشد. در یکی از صفحه‌های کتاب، بر دیوار خانه‌ی کوکو، دختر داستان، نقاشی او را از جودی و جاناتان می‌بینیم.

دوشنبه, ۱۹ اردیبهشت

کتاب «دکمه‌ها‌ی نقره‌ای» داستان دیدن چیزها و کسانی است که روزانه به آن‌ها توجه نمی‌کنیم؛ چیزها و کسانی که از ما دور هستند و نمی‌توانیم آن‌ها را ببینیم، اما شبیه همه‌ی رخدادهای این کتاب همواره پیرامون‌ ما در جریان‌اند.

یکشنبه, ۱۸ اردیبهشت

ترجمه از زبان هلندی (فلمنگی): لورا واتکینسن

ترجمه از انگلیسی به فارسی: بهار اشراق (این ترجمه تلخیص شده است.)


 

تابستان سال 2014 پدرم را از دست دادم. او ناگهان با لحن آرامی از صداها و حرکات مشکوکی حرف زد که در هنگام شب بیرون پنجره و روی بام صاف اتاقش که در قسمت شمالی بیمارستان قرار داشت شنیده و حس کرده بود. هنگام خداحافظی، یک پاکت‌نامه‌ی خالی به من داد و در گوشم نجوا کرد نامه‌ای به وزرات آموزش و پرورش نوشته است تا شرایط‌اش را توضیح دهد و از من خواست نامه را برای‌اش پست کنم.

یکشنبه, ۱۸ اردیبهشت

خرس دنبال برتی گذاشته در کتاب «برتی و خرس». بی‌مقدمه و بدون هیچ آغازی، کتاب با این جمله آغاز می‌شود: «چون خرس دنبال برتی گذاشته بود.» چرا کتاب این جمله را می‌گوید؟ چون برتی را می‌بینیم که دارد می‌دود و پشت سرش به خرسی نگاه می‌کند که دهانش باز است و انگار می‌غرد و می‌خواهد برتی را بخورد. غرش خرس در تصویر با هیچ واژه و نام‌آوایی نشان داده نشده است؛ پس شاید خرس فقط دهانش را باز کرده و چیزی نمی‌گوید! برتی هم پسربچه‌ای با کلاه قرمز است که مانند همه‌ی شخصیت‌های تصویرهای پاملا آلن، تپل و بامزه است.

شنبه, ۱۷ اردیبهشت

تجربه‌ی گروه نجوم کتابخانه‌ی «با من بخوان» جوانرود

آسمان شب همواره برای انسان‌ها، به ویژه کودکان، شگفت‌انگیز بوده است. نجوم، فضا، و کیهان‌شناسی از موضوعات مورد علاقه‌ی بسیاری از کودکان و نوجوانان هستند و به همین دلیل می‌توانند راه و زمینه‌ی مناسبی برای پیوند دادن درس علوم و کتابخوانی و اجرای فعالیت‌های جذاب و هیجان‌انگیزی باشند که افزون بر لذت‌بخش بودن، روحیه‌ی کنج‌کاوی و جست‌وجوگری را هم در کودکان تقویت می‌کنند. این روزها که در هفته‌ی نجوم قرار داریم، فرصت خوبی برای پرداختن به کتاب‌ها و فعالیت‌هایی با این موضوع است.

شنبه, ۱۷ اردیبهشت

کتاب «تا خانه در باران» نمایشی از رخدادهای یک شب بارانی است از فاصله‌های نزدیک و دور. مادری با فرزندش در راه خانه است، سوار بر ماشین. در این شب بارانی که جاده‌ها شلوغ و لغزنده است، کودک شاهد رخدادهایی عجیب و ساده‌ است. ما از نماهای دور و نزدیک مانند یک فیلم، نظاره‌گر این داستان نمایشی هستیم. از خرگوش‌ها و موش‌ها و ماهی‌ها و اردک‌ها تا حتی حلزون. از وسایل و جزئیات لباس و ماشین‌ها، تا خیابان و آسمان و بزرگراه. همه چیز در این کتاب دیدنی است و خواندنی.

یکشنبه, ۱۱ اردیبهشت

«روز معلم» را به یاد می‌آوریم این بار برای آموزگارانی که در گوشه‌گوشه این سرزمین فداکارانه می‌کوشند و گاهی زندگی‌شان را برای دانش‌آموزان خود به خطر انداخته‌اند تا رسالت معلمی را به تمامی به ما یادآوری کنند. به یاد بیاوریم معلم فداکار امید حسن‌زاده که در سال 1376 در بخشی از شهرستان بیجار گیلان برای نجات سی دانش‌آموزی که در کلاس و گرفتار آتش بخاری شده بودند، جان خود را به خطر انداخت و در نهایت بخش بزرگی از بدن و چهره‌اش برای همیشه آسیب دید.

یکشنبه, ۱۱ اردیبهشت

«چه کسی قایق را غرق کرد؟» با تصویری از نمایی دور آغاز می‎شود که دریا و خانه‌ای را نشان می‌دهد که از میان تپه‌هایش یک گاو و یک الاغ را می‌توانیم ببینیم. دیدن سه جانور دیگر پشت الاغ و گاو برای‌مان آسان نیست. این تصویر ابتدای کتاب، آغاز داستان است اما بدون هیچ واژه‌ای. ما تماشاچی و ببیننده‌ی این داستان هستیم و کتاب با اولین تصویرش ما را به واقعیت فانتزی کتاب فرامی‌خواند. واقعیت است، چون همانند یک رخداد واقعی روایت می‌شود و فانتزی است، چون داستان جانورانی است که روی دوپای‌شان می‌خواهند سوار قایق شوند.

شنبه, ۱۰ اردیبهشت

من موزه‌های بسیاری را دیدم چه در اقصی نقاط ایران و چه در اروپا و کشورهای دیگر و بازدید اخیرم از لوور پاریس خود گواه بر داشتن حق نظرم در این زمینه است. البته که این موزه قابل قیاس با موزه لوور نیست و تلاش‌های شما بسیار بسیار قابل ستایش است و باورنکردنی. امیدوارم که در اشاعه فرهنگ و هنر این سرزمین همواره پویا و پرتلاش باشید. (یاسمین فرجاددوست)