سایت کتابک

در این برگه، آخرین نوشته‌های منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجره‌ای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفته‌اند. این نوشته‌ها شامل تازه‌ترین مطالب در حوزه‌ی ادبیات کودک، معرفی کتاب‌های جدید، مقاله‌های تخصصی درباره‌ی ترویج خواندن، تجربه‌های موفق کتابخوانی، گفت‌وگو با نویسندگان و کتابداران، گزارش‌های رویدادها، و ایده‌هایی نو برای خانواده‌ها و مربیان است.

شما می‌توانید از این بخش به‌عنوان درگاه ورود به تازه‌ترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامه‌ها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جست‌وجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.

دوشنبه, ۲۴ مرداد

پیتر هانت، یکی از نظریه‌پردازان برجسته ادبیات کودکان در جهان امروز بر این باور است که ادبیات کودکان در زمینه سوادآموزی دو نقش متفاوت دارد که یکی در سوادآموزی کارکردی و دیگری در سوادآموزی فرهنگی خود را نشان می‌دهد. پیش از آن باید یادآوری کرد که همگان چنین می‌اندیشند که سواد کارکردی گونه‌ای مهارت‌اندوزی برای شناخت خواندن و نوشتن و کاربرد آن در زندگی است. درحالی‌که پیتر هانت فراتر از این می‌اندیشد و می‌گوید: باور عمومی بر این است که سواد یک مهارت پایه است که عمدتاً به کودکان آموزش داده می‌شود؛ ادبیات کودک بخشی از روشی است که کودکان به‌واسطه آن سواد کارکردی و سواد فرهنگی را فرامی‌گیرند؛ یعنی می‌آموزند که چگونه زبان و دنیای اطراف خود را کنترل کنند. اما سواد کارکردی تنها این نیست که بچه‌ها خواندن بیاموزند، بلکه بخشی از درک آنها از جهان است؛ اینکه چگونه این درک را سازمان‌دهی می‌کنند، مهارت‌های تفسیری را چگونه تقویت می‌کنند، الگوهای روایتی را چگونه بازمی‌شناسند و نیز اینکه هر متن چگونه به‌گونه‌ای درونی عمل می‌کند و چگونه با متن‌های دیگر در تعامل است.

یکشنبه, ۲۳ مرداد

تجربه‌ی آموزش با بسته‌های لولوپی

سه شنبه, ۱۸ مرداد

کتاب تصویری مجموعه‌ا‌ی به‌هم‌پیوسته و معنادار است. داستان، متن نوشتاری و تصویر در کنار یکدیگر روایت کتاب را پیش می‌برند. «یپه در راه» از بهترین و زیباترین کتاب‌های تصویری کودک است. آسترهای کتاب، در ابتدا و انتها، تصویری از مسیر حرکت یپه را نشان می‌دهد. این مسیر که با نشانه‌های متنی همراه شده، هیجان خواندن کتاب را دوچندان می‌کند. در هنگام خواندن داستان، با بازگشت به آستر و دیدن‌ آن، سفر پرچالش یپه را بهتر درک می‌کنیم.

سه شنبه, ۱۱ مرداد

من، مایکل، یک کارآگاهم؛ «کارآگاه زبل».

در ابتدای تمام جلدهای مجموعه‌ی مصور «کارآگاه زبل» جمله‌ای با همین مضمون آمده است. اما کار یک کارآگاه چیست؟ ذره‌بین دست گرفتن، کلاه کارآگاهی سر گذاشتن یا حل کردن معما؟ احتمالاً شما هم مثل مایکل به گزینه‌ی آخر رأی می‌دهید!

سه شنبه, ۴ مرداد

کتاب «اطلس جغرافی جهان برای دانش‌آموز» از دسته کتاب‌های منبع است که در حوزه‌ی جغرافیای جهان، اطلاعاتی جالب و جامع به دانش‌آموزان می‌دهد.

دوشنبه, ۳ مرداد

تولد یک کتابخانه هیچ‌گاه به رویدادی تکراری تبدیل نمی‌شود. هر بار هیجان‌انگیز و امیدبخش است. به‌ویژه هنگامی که با همراهی همه‌جانبه‌ی خانواده‌ها و دوست‌داران کودکان در مناطق دوردست‌ راه‌اندازی شود. کتابخانه‌ی «روژیار» در یکی از محلات شهر پاوه در استان کرمانشاه، جدیدترین کتابخانه‌ی «با من بخوان» است که با یاری مردمان فرهنگ‌دوست این منطقه و پشتیبانی «موسسه فرزانگان پیشگام» شروع به کار کرده ‌است. کتابخانه‌ای که پنجره‌اش رو به چشم‌انداز بی‌بدیل کوهستان‌های زاگرس باز می‌شود و طنین صدای شادی کودکان‌اش از همان لحظه‌های آغاز، نویدبخش روزهای بهتر است.

یکشنبه, ۲ مرداد

«حواسم به غریبه‌ها هست» به کودکان یاد می‌دهد که چگونه موقعیت‌های خطرناک را بشناسند و به چه کسانی اعتماد کرده یا از چه کسانی دوری کنند. این کتاب درباره‌‌ی خانواده و ارتباط سالم با دیگران است و به کودکان یاد می‌دهد که چگونه بدون ترس، اما با احتیاط با دیگران ارتباط بگیرند و از خطر بچه‌دزدها در امان باشند.

شنبه, ۱ مرداد

«اتاق دوست‌داشتنی من» داستان دختری بدون نام است که در اتاق‌اش خیال‌پردازی‌های رنگین و شیرینی دارد؛ دختری که می‌تواند هر کودکی در هر جایی باشد.

چهارشنبه, ۲۹ تیر

در روزهای پایانی فصل بهار امسال، چهار عنوان نمایشنامه برای کودکان و نوجوانان به نام‌های «در جستجوی مادر»، «دختر ابرها»، «زیباترین موجود دنیا» و «ملکه‌ی زباله‌ها» نوشته‌ی ژاکلین سپهری را «انتشارات عاصم» تبریز با شمارگان 500 نسخه چاپ و منتشر کرد.

سه شنبه, ۲۸ تیر

«گرگ کوچولوی دانا» داستان گرگی است که زیاد کتاب می‌خواند و برای هیچکس و هیچ‌چیز، جز خواندن، وقت نمی‌گذارد. او تمام وقت خود را صرف خواندن کتاب‌های بزرگ و کشف ستاره‌های جدید می‌کند. در ابتدای داستان، گرگ کوچولوی دانا مغرور و گوشه‌گیر است و جانورانی را که در همسایگی‌اش زندگی می‌کنند نادیده می‌گیرد. چون خیلی می‌داند، همه به او می‌گویند گرگ کوچولوی دانا و به همین سبب دوستان‌اش با پرسش‌های بسیار به سراغ‌اش می‌آیند، اما گرگ داستان ما هنوز می‌خواهد بخواند. او وقت ندارد به دوستان‌اش پاسخ دهد.

سه شنبه, ۲۸ تیر

سال‌هاست که از ایران دور هستم و البته ارتباط‌ام را با کشورم از راه سفرهای سالیانه کم و بیش حفظ کرده‌ام. هربار که به ایران برمی‌گردم، شاهد بسیاری چیزها هستم که شاید اگر حضور نمی‌داشتم نمی‌توانستم آن‌ها را باور کنم. در آخرین سفرم که بهار 1401 انجام شد، چیزی که مرا بیش از همه بهت‌زده کرده، دیدار از موزه کودکی ایرانک بود. من که تا پیش از سفرم به خارج از کشور، از اعضای شورای کتاب کودک بودم و با جریان‌های ادبیات کودکان از نزدیک آشنایی داشتم و همکاری می‌کردم، پس از سال‌ها دوری، وقتی می‌بینم، علی‌رغم مشکلات فراوان که در جامعه وجود دارد، گروه یا گروه‌هایی هستند که خستگی‌ناپذیر برای ارتقاء زندگی بهتر برای کودکان تلاش می‌کنند، از خود این سوال را می‌کنم که فعالیت‌کردن آن هم از این جنس در این وضعیت چه‌قدر می‌تواند ارزشمند باشد.

یکشنبه, ۲۶ تیر

«بیا با هم» مجموعه‌کتابی درباره‌ی مهارت‌های ساده‌ی زندگی است که هر کودک باید با همراهی والدین یا مربی و آموزگار آن‌ها را انجام دهد و تمرین کند. در این کتاب‌ها، کودک در کنار خانواده، آشپزی، باغبانی، بازیافت، تمیزکاری، ساختن چیزهای تازه، کاشتن سبزیجات و خرید کردن را می‌آموزد و از آموختن این مهارت‌ها لذت می‌برد. این کتاب‌ها، درس‌هایی ساده و کاربردی برای فرا گرفتن، تعامل اجتماعی، مسئولیت‌پذیری و گفت‌وگو و همکاری است. کودک با خواندن و دیدن این کتاب‌ها می‌آموزد که چگونه با دیگران بهتر و مؤثرتر ارتباط بگیرد و مهارت‌های آموخته را به‌خوبی در کنار یکدیگر انجام دهد. ماجرای هر کتاب به صورت شعر نوشته شده است.

یکشنبه, ۲۶ تیر

تیرماه 1401 گشایش دو کتابخانه‌ی دیگر از مجموعه‌ کتابخانه‌های «ویستا» را جشن گرفتیم. با پشتیبانی بنیاد فرش رشتی‌زاده و به همت زهرا شوندی، ترویج‌گر فعال «با من بخوان»، دو کتابخانه‌‌ی کودک‌محور دیگر، یکی در مدرسه‌ی مهدوی شهر قم و دیگری در کانکسی در حیاط مدرسه‌ای در شهر سلفچگان، راه‌اندازی شده‌اند تا دسترسی کودکان و نوجوانان منطقه را به کتاب باکیفیت هموارتر سازند.

چهارشنبه, ۲۲ تیر

 «قصه‌های شیرین مغزدار» پنج داستان است که در پنج جلد جداگانه منتشر شده است. هر پنج داستان برگرفته از ادبیات کهن، افسانه‌ها و ادبیات عامیانه هستند. علی اصغر سیدآبادی با تغییر در بدنه‌ی روایت و رخ‌داد مرکزی قصه، سه پایان، یا حدس، برای هر قصه نوشته است و در پایان کتاب از خواننده خواسته تا حدس خودش را بنویسد و بگوید. نویسنده با شریک کردن خواننده در داستان، تلاش کرده که او را به فکر کردن و پیدا کردن راه‌حل و چاره‌جویی هدایت کند.

سه شنبه, ۲۱ تیر

تجربه‌ای عملی از کودکان عضو کتابخانه‌ی «با من بخوان» جوانرود

«زمین امانتی در دست ماست. باید این امانت ارزش‌مند را برای کودکان نسل آینده حفظ کنیم. امروز با هم کتاب می‌خوانیم و سعی می‌کنیم آگاهی‌مان را درباره‌ی زمین و محیط‌زیست بالا ببریم.» آن‌چه خواندید بخشی از گفت‌وگوی کتابداران کتابخانه‌ی «با من بخوان» جوانرود، واقع در استان کرمانشاه، با کودکان به مناسبت روز بدون پلاستیک بود. کتابداران این کتابخانه با بلندخوانی کتاب و انجام فعالیت‌های در پیوند با محیط‌زیست، ضرورت مراقبت از آب و خاک و کاهش مصرف پلاستیک را به کودکان یادآور شدند.

کودکان نیز با راهنمایی کتابداران تصمیم گرفتند اقدامی عملی در این باره انجام دهند و از این پس برای حمل کتاب‌های‌شان از کیسه‌های پارچه‌ای استفاده کنند. پس همه با هم شروع به دوختن و رنگ‌آمیزی کیسه‌های پارچه‌ای کردند تا هر کدام کیسه‌ی پارچه‌ای منحصربه‌فرد و زیبای خود را داشته باشند!

دوشنبه, ۲۰ تیر

کتاب «پروژه‌ی پدری» مجموعه‌ای است از خاطرات پدران نسل جدید؛ روایت‌هایی ملموس از تولد فرزندان و زندگی در خانواده‌های ایرانی که برخلاف همیشه، این بار پدران راوی ماجرا هستند.

شنبه, ۱۸ تیر

برنامه‌ی «با من بخوان» با هدف ارتقای دانش اعضای موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات، ترویجگران و کتابداران فعال و پرتلاش «با من بخوان» در زمینه‌ی ادبیات کودکان، از ابتدای تیر ماه 1401 کلوب کتاب «با من بخوان» را راه‌اندازی کرده است.

شنبه, ۱۸ تیر

اگر بفهمید شاگرد جدیدی که همین‌ چند روز پیش روی نیمکت کلاس نشسته بود، الان تکه‌تکه‌شده توی یک چمدان بزرگ است چه احساسی پیدا می‌کنید؟! چشمان‌تان گرد شده و از وحشت به خودتان می‌لرزید؟ نترسید! نه، این یک داستان جنایی یا ترسناک نیست! فقط پای یک «پسر کاملاٌ جدید» در میان است، که در واقع اصلاً انسان نیست. گیج شده‌اید؟ شاید بهتر باشد ماجرا را از ابتدا برای‌ شما توضیح دهیم.

سه شنبه, ۱۴ تیر

خانم بَجِر هر یکشنبه به کوهِ نزدیک خانه‌اش می‌رود. او تمام حیوانات و گیاهان مسیر خود را به اسم می‌شناسد و به هر نیازمندی کمک می‌کند. او شخصیت اصلی کتاب «در راهِ کوه» است؛ کتابی که به جنبه‌های گوناگونی از زندگی می‌پردازد.

سه شنبه, ۱۴ تیر

امسال کودکان بروجرد می‌توانند تعطیلات تابستانی خود را با «با من بخوان» بگذارنند! چند ماهی است که به همت مرکز فرهنگی مهر، شماری از کودکان مناطق کم‌برخوردار شهر بروجرد از خدمات برنامه‌ی «با من بخوان» بهره‌مند شده‌اند. این مرکز که کار خود را از سال 1400 در یکی از محله‌های محروم شهر بروجرد با هدف ارائه‌ی خدمات رایگان فرهنگی، آموزشی و هنری به کودکان و نوجوانان و مادران محل آغاز کرده است، با راه‌اندازی کتابخانه‌ی محلی کوچکی بر پایه‌ی روش‌های ترویجی «با من بخوان» می‌کوشد کتاب‌های باکیفیت را به دست کودکان برساند.

یکشنبه, ۱۲ تیر

بعضی‌ها همیشه ناراضی‌اند؛ نه خودشان را دوست دارند و نه اطرافیان‌شان را. آن‌ها حتی از طبیعتی که در آن زندگی می‌کنند هم بیزارند. بچه‌پنگوئنی را تصور کنید که از همه چیز حتی برف هم بیزار است. امکان دارد نظر او به خود و زندگی تغییر کند؟

سه شنبه, ۷ تیر

برنامه‌ی «با من بخوان» طی بیش از ده سال تلاش برای ترویج کتاب و کتاب‌‌خوانی و بهبود و گسترش سواد توانسته است صدها کتابخانه‌ی کودک‌محور کلاسی، آموزشگاهی و محلی در شهرها و روستاهای گوناگون ایران راه‌اندازی کند. کتابخانه‌ی «با من بخوان» فرصتی است برای کودکان تا مکانی کودک‌محور و سرشار از سواد را تجربه کنند. مکانی که همه‌ی اجزاء و برنامه‌های آن کودک را به خواندن، گفت‌و‌گو و انجام فعالیت‌های در پیوند با کتاب تشویق می‌کنند. کتابخانه‌‌ی «با من بخوان» مکانی است که کودکان در آن‌جا آرامش و شادی را احساس می‌کنند و می‌توانند خلاقیت و تخیل خویش را پرورش دهند. کتابخانه‌ی «با من بخوان» پایگاهی برای گسترش برنامه‌های کتابخوانی در آموزشگاه‌های پیرامون و مرکزی برای ترویج کتاب و کتاب‌خوانی در منطقه است.

سه شنبه, ۷ تیر

هیچ‌وقت کسی فکر می‌کرد پرنده‌ای کوچک‌تر از گنجشک و کمی بزرگ‌تر از ملخ بشود قهرمان یک داستان پرمخاطب؟ ماجرای داستان «نه تر و نه خشک» از آنجا شروع شد که یک روز عاشقی دل‌خسته با پر و بال خاکستری از روی بام پرید. بال زد و بال زد و بال زد... از کنار دودکش‌ها رد شد. زنی را دید که کنار رودخانه داشت با آب یخ صورت بچه‌اش را می‌شست. صدای گریه‌ی بچه‌ را شنید و گذشت... زنی دیگ‌به‌سر را دید که توی دیگش خالی خالی بود. دل کوچکش گرفت، اما به بال زدن ادامه داد. از کویر گذشت و رسید به کوه‌هایی که نوک‌شان را برف گرفته بود، اما از آن‌ها هم گذشت تا رسید به شهر. در شهر احساس تنهایی پرنده بیشتر شد. دلش بیشتر گرفت. تا اینکه چشمش افتاد به پنجره‌ی باز قصر پادشاه که پشت آن دختری مثل پنجه‌ی آفتاب نشسته بود و این شد شروع داستان دلدادگی پرنده و دخترک... اما شاید نه... شاید پیش از این‌ها، در روزگاری دیگر، پرنده پسرکی بود که دل به دختر پادشاه داده بود و پادشاه برای اینکه او را از سرش باز کند، فرستاده بودش دنبال چوبی که نه تر باشد و نه خشک، نه راست باشد و نه کج! اصلاً چه فرقی دارد که او پسر چوپان باشد یا پرنده‌ا‌ی کوچک، مهم دلدادگی، دوست داشتن و پافشاری او در این راه است که حتی پادشاه را به زانو درآورد!  

یکشنبه, ۵ تیر

طناب‌بازی، بازی کودکان[1] است که به صورت انفرادی یا گروهی و با یک طناب، که دو سر آن دسته دارد یا گره زده شده است، انجام می‌شود. این بازی، که به قرن نوزدهم برمی‌گردد، فعالیتی دخترانه است که در محیط بیرون از خانه انجام می‌شود. در این بازی، دو بازیکن روبروی هم می‌ایستند و دو سر طناب را می‌گیرند و آن را به شکل دایره می‌چرخانند و بازیکن دیگر، درحالی‌که شعر می‌خواند یا می‌شمارد، از روی آن می‌پرد. در این بازی هنگام حرکت طناب، بازیکن وارد بازی می‌شود، پریدن را کامل انجام می‌دهد و بدون برخورد با طناب یا توقف آن از بازی خارج می‌شود. معمولاً پرش‌ها در ادامه‌ی بازی پیچیده‌تر می‌شوند.