باکستِر عاشق کتاب است و آرزو دارد که خودش هم در یک کتاب باشد. ولی درون یک داستان بودن آنقدرها هم که به نظر میرسد آسان نیست... «کتابِ باکستِر»، دربارهی عاشق کتابی است به نام باکستِر. باکستِر در کنار حیوانات دیگر زندگی میکند. او همیشه به دهکدهی کتاب میرود و درحالیکه روی گاری کوچک دستیاش چندین کتاب روی هم چیده و درون کیف و روی دستانش پر از کتاب است، با خشنودی از آنجا بیرون میآید و به خانه میرود. بعد از زمین تا سقف اتاقش را پر از کتاب میکند و لابهلای آنها به مطالعه میپردازد. او عاشق کتابهایی دربارهی گرگهای ترسناک، شیرهای شجاع، خرسهای نازنازی و خرگوشهای کوچولوی بانمک است. با خواندن این کتابها، باکستِر دوست دارد بهجای شخصیت اصلی داستانها باشد. تا اینکه یک روز آگهیای روی دیوار میبیند که در آن نوشته است: «آیا شما هم آرزو دارید در یک کتاب باشید؟ پس همین امروز در آزمون انتخاب شخصیت کتاب شرکت کنید.»
سایت کتابک
در این برگه، آخرین نوشتههای منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجرهای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفتهاند. این نوشتهها شامل تازهترین مطالب در حوزهی ادبیات کودک، معرفی کتابهای جدید، مقالههای تخصصی دربارهی ترویج خواندن، تجربههای موفق کتابخوانی، گفتوگو با نویسندگان و کتابداران، گزارشهای رویدادها، و ایدههایی نو برای خانوادهها و مربیان است.
شما میتوانید از این بخش بهعنوان درگاه ورود به تازهترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامهها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جستوجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.
گزارش هفدهمین نشست مجازی کتابداران «با من بخوان»
در روزهای پایانی بهار 1401 فرصتی فراهم شد تا آموزگاران، ترویجگران و کتابداران «با من بخوان» در فضای مجازی گرد هم آیند و با تاریخ ادبیات کودکان ایران آشنا شوند. فرزانه طاهری، مدیر موزه کودکی ایرانک، مهمان هفدهمین نشست ماهانهی کتابداران «با من بخوان» بود. این نشست، در تکمیل نشست شانزدهم، به مرور جلدهای پنجم تا دهم مجموعه کتابهای «تاریخ ادبیات کودکان ایران» اختصاص داشت. در ادامه، گزارش این نشست دو ساعته را، که در ۲۳ خرداد ۱۴۰۱ برگزار شد، خواهید خواند.
اگر کسی درباره یک «نوزاد باسواد» صحبت کند، واکنشها در مقابل آن چه خواهد بود؟ واکنشها را میتوان به دو دسته تقسیم کرد. برخی این توصیف را مضحک و ترکیب نوزاد و سواد را محال خواهند دانست و دستهای نیز آن را مفهومی جدی، ممکن و پرمعنا ارزیابی خواهند کرد. به باور دسته اول ، سواد ممکن نیست مگر با شروع آموزش رسمی در شش یا هفت سالگی. اما دسته دوم، سواد را روندی میدانند که از دوره جنینی آغاز میشود و طی ادوار بعدی رشد به تدریج فربهتر میشود. به احتمال قریب به یقین دسته اول در اکثریت خواهند بود و دسته دوم در اقلیت.
کتابهایی مرتبط با مهارت سواد شکوفایی
یک روز صبح، اُتو، سنجاب کوچولو، جلوی در خانهاش یک گلولهی سبز خاردار پیدا میکند. توی آن یک موجود نرم و کرکی است که مرتب میگوید: «بیب» و صدا میزند: «مامان! مامان!» اتو نمیخواهد مامان او بشود، ولی پشمالو یواش یواش وارد زندگی راحت اُتو میشود و روزگار آرام او را حسابی بر هم میزند.
فعالیتهای کتابخانههای «با من بخوان» استان کرمانشاه در هفتهی محیطزیست
«گودی گنده» بچهفیلی است که مثل همهی فیلها جثهی بزرگی دارد، گوشهای پهنی دارد، قدمهای سنگینی برمیدارد و خرطوم دارد. او میتواند بهخوبی تمام صداهای جنگل را بشنود و گوشهایش را تکان دهد. میتواند قدمهای بزرگی بردارد و در برکههای آب بپرد. اما او یک مشکل دارد. او با خرطومش نمیتواند صدا ایجاد کند؛ همان صدای معروف فیلها که مثل صدای شیپور است.
گزارش بخش آرشیو و کتابخانه تحقیقی موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان
تجربه نزدیک به سه دهه گردآوری آثار، اسناد و آن چه در یک کلام میراث فرهنگ کودکی است به ما آموخته که هنگام گذر از کوچهها و خیابانهای هر شهر به ویژه شهرهایی که سنت فرهنگی و پیشینه پربارتری در این زمینه دارند، بکوشیم خودمان را به آن سوی دیوارها و درون صندوقها برسانیم. دیوارهایی که دیگر درهای آن کمتر باز میشود، یا صندوقهایی که برای سالها باز نشدهاند. در آن سوی دیوارها همیشه زندگیای جاری بوده است که کودکان در میانه این زندگی بالیده و رشد کردهاند. آثار به جا مانده از آنها میتواند جاهای خالی بخشی از میراث فرهنگی کودکی این سرزمین را پر کند.
مجموعهی «استنلی همهکاره» دربارهی موشِ همستر سختکوشی است که در هر جلد به شکل متصدی یک شغل خدماتی ظاهر میشود. نکتهای که در همهی کتابهای مجموعهی استنلی به چشم میخورد، معرفی ماشینها و مشاغل است. شخصیتهای داستانها هم همه جزو خانوادهی موشها هستند. نویسنده سعی دارد مفهوم خدمات و همبستگی اجتماعی را با کلمات ساده و تصاویر دوبعدیِ واضح و روشن به کودکان بیاموزد.
«گالی گِلی» نام اسب آبی است که به همراه دیگر اسبهای آبی در رودخانهای نزدیک یک جنگل زندگی میکند. اسبهای آبی در رودخانه زندگی میکنند و رودخانه هرآنچه اسبهای آبی لازم دارند به آنها میدهد. گِل برای غلط زدن در آن، غذا و آب و محیطی مناسب برای زندگی.
«غریغرشی» کتابی است دربارهی بچهشیری که در جنگل با خانوادهاش زندگی میکند. اما به نظر میرسد که این بچهشیر تنبل است و از خوابیدن خیلی خوشش میآید. در طول داستان، خانوادهی بچهشیر تمام آموزشی را که لازم دارد به او میدهند. او نیز آموزشهای لازم را دریافت میکند اما خوابآلود است. به مرور در داستان شاهد بزرگ شدن و رشد بچهشیر هستیم.
دو خرگوش در حال کندن تونلی در زیر یک جادهی پررفتوآمد هستند. آنها میخواهند به سلامت به سوی دیگر این جاده برسند. جایی که پوشیده از علفهای سبز و تازه است. یکی از آنها بر کندن این تونل پافشاری دارد و دیگری ترجیح میدهد از جاده عبور کنند. اما در جاده ماشینها با سرعت زیاد عبور میکنند.
«تنها در تاریکی زیر زمین،
گوشدرازهایی میجنبند.
میایستند و گوش میدهند.
یکی سفید و دیگری قهوهای، همسان خرگوش صحرایی»
مروری بر تاریخ ادبیات کودکان در شانزدهمین نشست ماهانهی کتابداران «با من بخوان» (بخش نخست)
در روزهای پایانی اردیبهشت ماه سال 1401 فرصتی فراهم شد تا آموزگاران، ترویجگران و کتابداران «با من بخوان» بار دیگر در فضای مجازی دور هم جمع شوند و با تاریخ ادبیات کودکان ایران و موزهی کودکی ایرانک آشنا شوند. فرزانه طاهری، مدیر موزهی کودکی ایرانک، مهمان شانزدهمین نشست ماهانهی کتابداران «با من بخوان» بود. در ادامه، گزارش این نشست دو ساعته را، که در 26 اردیبهشت ماه 1401 برگزار شد، خواهید خواند.
خواندن را میتوان بلافاصله برای کودکان شروع کرد ... حتی زمانی که خیلی کوچکاند! بسیاری از خوانندگان کودک، هنگام خواندن و دنبال کردن تصاویر، سرگرم و تشویق میشوند. کتابهای مقوایی معمولاً اولین صفحههایی هستند که ورق میزنیم؛ زیرا برای نوزادان و کودکان نوپا بسیار بادواماند!
همهی ماجرا از آنجایی شروع میشود که پسرکی از تختش میافتد. اگرچه موضوع داستان ساده است، نویسنده بهسادگی از کنار این موضوع نمیگذرد و آن را به ماجرایی خیالانگیز تبدیل میکند. «کریس ریدل» یکی از آن افرادی است که خوابهای رنگی و عجیب وغریب زیادی میبیند. برای همین هم یکی از جذابترین خوابهایش را در کتاب فرمانروای عالم هپروت برای ما به تصویر کشیده است.از همان تصویر روی جلد پیداست که در این کتاب با داستانی سرراست مواجه نیستیم. در حقیقت، ما با ورق زدن «فرمانروای عالم هپروت» به سرزمین عجایب و شگفتیها وارد میشویم؛ سرزمینی که در آن هیچچیز آنطور که به نظر میرسد نیست.
گشایش کتابخانهی با من بخوان «پرواز» در نرماشیر کرمان
دسترسی به کتابهای باکیفیت و محیطی امن، زیبا و سرشار از سواد حق همهی کودکان است. چه کودکانی که در حاشیهی کلانشهرها ساکناند، چه کودکانی که در روستاها زندگی میکنند و چه کودکان عشایر. «با من بخوان» در ادامهی فعالیتهای ترویجیاش برای عشایر زاهدان، عشایر خراسان جنوبی و کودکان کوچرو در لرستان، در اردیبهشت ۱۴۰۱ کتابخانهای را برای کودکان عشایر کرمان در روستای علیآباد شهر نرماشیر راهاندازی کرد.
گشایش کتابخانهی با من بخوان «مینا» در روستای سعیدآباد هشتگرد
کتابها راویان داستانهای بیزماناند و کتابخانهها گنجینهای از روایتها. روایتهایی از زندگیهای گوناگون، تجربههای شیرین و تلخ، غمها، شادیها و نگرانیها، دوستیها و همدلیها، مشکلات و راهحلها، خاطرات جمعی انسانها و آنچه بدان اندیشیدهاند. بعضی کتابها اما فراتر از رسالت نخستینشان، افزون بر خاطرههای جمعی، یاد و خاطرهی دیگری را زنده نگه میدارند. خاطرهی یک عزیز. کتابخانهی با من بخوان «مینا» با پشتیبانی خانم فاطمه قضات و به یاد فرزند ایشان مینا رجبی در روستای سعیدآباد، که در جنوب شهر هشتگرد در فاصلهی 13 کیلومتری غرب کرج واقع شده است، راهاندازی شد تا دری به سوی دانش، آگاهی و لذت از دنیای کتابها برای کودکان این روستا باشد.
تسلط ماشینها بر آدمها موضوعی است که در دههی اخیر بسیار مطرح شده و حتی بنمایهی رمانها و فیلمهای بسیاری شده است. «کریس ریدل» نویسندهی توانای کتابهای کودک در کتاب «کارگاه وندل» به سادهترین و جذابترین شکل ممکن سعی دارد به همین موضوع اشاره کند.
«اتولاین» نام دختری است که در جایی به نام بیگ سیتی به همراه بهترین دوستش آقای مونرو زندگی میکند. مشخص نیست که بیگ سیتی در کدام کشور است، همینطور معلوم نیست آقای مونرو دقیقاً چیست. اما آنچه مشخص است اینکه آقای مونرو بهترین دوست اتولاین است. فقط از باران و شانهکردن موهایش خوشش نمیآید. پدر و مادر اتولاین مجموعهدار و جهانگرد هستند؛ برای همین همیشه در سفرند. تمام کارهای اتولاین مثل پختن غذا، مرتبکردن خانه، تا کردن لباسها و... را کارکنان شرکتهای تخصصی انجام میدهند.
گشایش کتابخانهی «باران» در بندر کوهستک
ترویج کتاب و کتابخوانی از آن راههای پر پیچوخمی است که انتها ندارد. هرچه پیش بروی زیبایی راه بیشتر میشود و دشواریِ پیمودنِ مسیر لذتبخشتر. گامهای نخست همیشه کوچکاند اما آهسته، شکیبا و استوار. کتابخانهی «باران»، دومین کتابخانهی «با من بخوان» در شهرستان سیریک، ثمرهی همین گامهای استوار است.
بلندخوانی کتاب جیبهای آنجلیکا اسپراکت در کتابخانهی صدرالواعظین خوانسار
در دنیای کودکی همه چیز ممکن است، خیال کودک محدودیتی نمیشناسد. در دنیای کتاب هم هر چیزی امکانپذیر است، زیرا جهان داستانها بیکران و گسترده است. با کتابهای داستان میتوان قوهی تخیل کودکان، بهویژه خردسالان، را تقویت کرد. کتاب کودک دریچهای میگشاید تا خیال کودک به پرواز درآید، تا جهانی را تصور کند که در آن ناممکنها ممکن میشود. دنیایی که هر چیزی در جیبهای پالتو جا میشود! کتاب «جیبهای آنجلیکا اسپراکت» با تصویرهای گیرا و طنزآمیز «کوئنتین بلیک» نویسنده و تصویرگر انگلیسی یکی از این کتابهاست.
غلبه بر شوک سخت است! (برگزیدهی جایزه یک عمر دستاورد بوک تراست[1])
این گفتوگو را «امیلی دربل» با «دیوید مککی» انجام داده است. در این گفتوگو، مککی آشکار میکند که چگونه کتابهای کلاسیک خود را خلق کرده است - از المر تا «نه اکنون، برنارد» [2] و «آقای بن»[3]. در این گفتوگو «دربل» ریشهها و منابع الهام حرفهی شگفتانگیزی که بیش از شصت سال ادامه داشته است را به کنکاش گرفته است.
بازی باب گراهام با نور خورشید شگفتانگیز است. او در کتاب «خورشید چطور به خانه کوکو رسید» طلوع خورشید را بهانهای برای نشان دادن برخی رخدادها در سراسر دنیا کرده است. این کتاب، میتواند ادامهی کتاب «دکمههای نقرهای» باشد. در یکی از صفحههای کتاب، بر دیوار خانهی کوکو، دختر داستان، نقاشی او را از جودی و جاناتان میبینیم.
کتاب «دکمههای نقرهای» داستان دیدن چیزها و کسانی است که روزانه به آنها توجه نمیکنیم؛ چیزها و کسانی که از ما دور هستند و نمیتوانیم آنها را ببینیم، اما شبیه همهی رخدادهای این کتاب همواره پیرامون ما در جریاناند.