سایت کتابک

در این برگه، آخرین نوشته‌های منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجره‌ای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفته‌اند. این نوشته‌ها شامل تازه‌ترین مطالب در حوزه‌ی ادبیات کودک، معرفی کتاب‌های جدید، مقاله‌های تخصصی درباره‌ی ترویج خواندن، تجربه‌های موفق کتابخوانی، گفت‌وگو با نویسندگان و کتابداران، گزارش‌های رویدادها، و ایده‌هایی نو برای خانواده‌ها و مربیان است.

شما می‌توانید از این بخش به‌عنوان درگاه ورود به تازه‌ترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامه‌ها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جست‌وجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.

شنبه, ۲۳ بهمن

برخورد و کنار آمدن با پدیده زورگویی آسان نیست و تجربه هر فرد هم با دیگری تفاوت دارد. کتاب «امان از دست زورگوها» فرصتی فراهم می‌کند تا بتوانید با کودکتان در این زمینه گفتگو کنید و شرایط خاصی را که او در این زمینه تجربه می‌کند با کمک هم مدیریت کنید. حتی اگر کودکان شما هرگز مورد زورگویی واقع نشده باشند هم اطلاعات این کتاب به آن‌ها کمک می‌کند تا برای این پیش‌آمد از قبل آماده باشند و نحوه برخورد صحیح را بدانند.

چهارشنبه, ۲۰ بهمن

یکی بود، یکی نبود. هزار سال پیش از این، مردی بود، یک زن بسیار خوبی داشت. تمام اسباب زندگی و خوشی و راحتی‌شان فراهم بود، جز آنکه بچه نداشتند. غصه‌ی این‌ها همین بود. هر چه هم نذر و نیاز و دوا و درمان می‌کردند، فایده نداشت. آخر، زن به شوهرش گفت: «حالا که قسمت مان نیست خودمان بچه دار بشویم، بهتر این است یک بچه از سر راه ورداریم.» مرد گفت: «این فایده ندارد، نشنیدی بزرگان ما از قدیم چه گفتند: «فرزند کسی نمی‌کند فرزندی، گر طوق طلا به گردنش بر بندی.»

چهارشنبه, ۲۰ بهمن

داستان کتاب «والک و رویای سفر» درباره یک نهنگ کوچک است به نام والک؛ نهنگی که از روزمرگی و تکرارِ ملال‌انگیز زندگی خسته شده است و می‌خواهد «خلاف جریان آب شنا کند». والک در سفر خود به دنیای بیرون از آب به حقایق جدیدی پی می‌برد، حقایقی چون تفاوت دنیای دوست جدیدش، ماهک، با دنیای او.

چهارشنبه, ۲۰ بهمن

«والک و رویای سفر» داستانی است لطیف و شاعرانه. داستانی درباره کشف ناشناخته‌ها، دنبال کردن رویاها و رویارویی با تجربه‌های هیجان‌انگیز و نو.

سه شنبه, ۱۹ بهمن

«روز جهانی حبوبات» ۱۰ فوریه هر سال برگزار می‌شود. این روز توسط سازمان ملل متحد در سال 2018 برای شناخت اهمیت و مزایای تغذیه‌ای حبوبات تعیین شده است. فراتر از آن، سازمان ملل معتقد است که مصرف حبوبات می‌تواند به توسعه سیستم‌های غذایی پایدار برای ریشه‌کن کردن گرسنگی و فقر در جهان کمک کند. به گفته سازمان ملل، این یک استراتژی موثر برای دستیابی به توسعه پایدار است که هدف آن افزایش امنیت غذایی است. 

سه شنبه, ۱۹ بهمن

زندگی خیلی سریع تغییر می‌کند و نکات زیادی برای دخترها و مادرانشان دارد که با هم در موردشان گفت‌وگو کنند. اما دخترها چه‌طور باید پرسش‌هایی را که به پاسخ‌شان نیاز دارند از مادرشان بپرسند؟ کتاب «از دخترها گفتن، از مادرها شنیدن» راه حلی برای این موضوع است.

سه شنبه, ۱۹ بهمن

اهالی جزیره‌ی قشم با ادبیات و کتاب‌های باکیفیت ناآشنا نیستند. بیش از دو سال است که «با من بخوان» قدم به این جزیره گذاشته است و با گام‌هایی آهسته و پیوسته کودکان، نوجوانان و خانواده‌های قشمی را در مسیر سوادآموزی و ورود به دنیای شگفت ادبیات همراهی می‌کند. زمستان ۱۴۰۰، در میانه‌ی این راه، کتابخانه‌‌ای نوید پروازی بلند بر بال کتاب‌ها را می‌دهد؛ کتابخانه‌ی «آسمان».

دوشنبه, ۱۸ بهمن

برای مادرانی که به دنبال راهی برای ارتباط بهتر با دخترانشان در سال‌های آغازین دوران بلوغشان هستند، کتاب «از مادرها گفتن، از دخترها شنیدن» انتخاب مناسبی است. این کتاب نه تنها به مادران کمک می‌کند تا بحث‌های خاص در مورد بلوغ و ویژگی‌هایش را با دخترانشان آغاز کنند، بلکه راهنمای موثری برای ایجاد ارتباط نزدیک‌تر بین مادران و دختران در طول دوران بلوغ است.

دوشنبه, ۱۸ بهمن

کتاب «فقط دخترها بخوانند» به موضوع رشد کردن و نوجوانی می‌پردازد. دورانی هیجان‌انگیز با آزادی‌های جدید، دوستی‌های جدید، حتی لباس‌های جدید! اما با این‌همه چیزهایی در حال تغییر است: بدن، احساسات، روابط، و... و حتما پرسش‌های زیادی برای نوجوانان ایجاد می‌شود. این کتاب کمکی است برای رسیدن به پاسخ‌های درست.

یکشنبه, ۱۷ بهمن

«جیب‌های آنجلیکا اسپراکت» کتابی است در مورد خانمی به همین نام که کت بلند بنفش جالبی پر از جیب دارد و هر جیب وسیله خارق العاده‌ای درونش دارد.

یکشنبه, ۱۷ بهمن

در روزگاران گذشته ملکه‌ای بود که دختری کوچک و زیبا داشت. روزی دختر آرام نمی‍گرفت و هر چه مادر او را سرزنش می‌کرد قرار نداشت، به گونه‌ای که مادر بی‌حوصله شد. وقتی مادر دید که گروه کلاغان بر فراز قصر پرواز می‌کنند، پنجره را باز کرد و گفت:«چقدر دلم می‌خواست تو هم یک کلاغ بودی و به میان آن‌ها پرواز می‌کردی. تنها در این صورت من از دست تو راحت می‌شوم.» به محض بیرون آمدن این سخنان از دهان مادر، دختر به شکل کلاغ در آمد، از پنجره پرواز کرد و رهسپار جنگلی تاریک و ژرف شد. مدت‌ها آن‌جا ماند و دیگر پدر و مادرش از او خبری نداشتند.

یکشنبه, ۱۷ بهمن

در سال‌های خیلی پیش در کشوری خیلی دور پادشاهی سلطنت می‌کرد. این پادشاه دختری بسیار زیبا داشت. عموی این دختر در همان کشور زندگی می‌کرد و سه پسر داشت. دختر پادشاه از کودکی با پسر عموهایش درس می‌خواند و بازی می‌کرد. وقتی‌که بزرگ شد هر یک از پسرها می‌خواست با او عروسی کند.

شنبه, ۱۶ بهمن

یکی بود، یکی نبود. یک گنجشک بود که توی هوای سرد زمستان و یخ و یخبندان از لانه به هوای دانه آمد بیرون. دید زمین و زمان از برف پوشیده شده، هر جا آب بود ماسیده، ناچار روی یک تکه یخ نشست و چشم انداخت این ور و آن ور که چیزی گیر بیاورد. پر و پا و رانش و بالای رانش یخ کرد. رو کرد به یخ گفت: «ای یخ چرا این قدر زور داری؟»

چهارشنبه, ۱۳ بهمن

یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچ کس نبود. یک پادشاه بود یک پسر داشت. اسمش ملک جمشید، که او را از تخم چشمش بیشتر دوست داشت و از هر چیزی پهلوش عزیزتر بود. این پسر ده ساله بود که مادرش مرد و پسر از غصه‌ی مادر شب و روز آرام نداشت و هر کاری می‌کردند از فکر مادر بیرون نمی‌رفت. عاقبت یک آدم دانایی به پادشاه گفت: «اگر بتوانی برای این پسر یک کُره‌ی دریایی گیر بیاری که همدمش باشد خیالش راحت می‌شود.» پادشاه فوری وزیرش را خواست و به او گفت: «که هر طوری هست باید کُره‌ی دریایی پیدا کنی.» وزیر گفت: «به چشم.» آمد بیرون یکی دو تا از نوکرهاش را که کارآمد بودند فرستاد کنار دریا. همین که کره‌ی دریایی از دریا آمد بیرون، کمند انداختند و کره را گرفتند و یک راست آوردند پهلوی وزیر، او هم بُرد پیش پادشاه. پادشاه خیلی خوشحال شد و انعام خوبی به وزیر و نوکرهاش داد. وزیر گفت: «این کره‌ی دریایی عوض آب، شربت و گلاب می‌خورد و به جای کاه و یونجه و جو، زعفران و قند و نبات. و مثل آدمیزاد هم حرف می‌زند.» پادشاه گفت: «خیلی خوب.» و ملک جمشید را صدا کرد و کُره‌ی دریایی را دستش سپرد.

سه شنبه, ۱۲ بهمن

زمستان 1400 برای کودکان منطقه‌ی طرهان از توابع کوهدشت در استان لرستان با خبرهای خوش همراه بود. با تلاش ترویج‌گران منطقه‌ی لرستان و با هدایت کارشناسان موسسه‌ی پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان، دو کتابخانه‌‌ی «با من بخوان» در این منطقه آغاز به کار کردند و این ترتیب دبستان آزادگان روستای چاه‌شوره و کانون فرهنگی تربیتی هدایت طرهان به خانواده‌ی بزرگ کتابخانه‌های «با من بخوان» پیوستند.

دوشنبه, ۱۱ بهمن

صبح روز جمعه بود. آفتاب همه جا را روشن کرده بود. فرهاد کنار باغچه نشسته بود. چیزی را در خاک پنهان می‌کرد. فرشته پیش او آمد و پرسید: «فرهاد، چه چیزی را در خاک پنهان می‌کردی؟»

فرهاد گفت: «اگر گفتی!»

دوشنبه, ۱۱ بهمن

یکی بود، یکی نبود. یک گنجشکی بود، خار به پاش رفته بود. رفت سر دیوار خانه‌ی پیرزنی نشست. پیرزن می‌خواست تنور را آتش کند، آتش گیره نداشت، ماند سرگردان که چه کار بکند. گنجشکه فهمید و گفت: «بیا، این خار را از پای من درآر، تنورت را روشن کن. به شرطی که یک توتک کوچولو هم برای من بپزی، تا من برم جیش کنم بیام، کُلام را پر از نخودچی کیشمیش کنم بیام.»

شنبه, ۹ بهمن

تجربه‌ای از کتابخانه‌ «با من بخوان» جوانرود

شنبه, ۹ بهمن

نامه‌ای که شهردار به مدیر سیرک نوشت دیگر کار را تمام کرد. شهردار نوشته بود: «در ماه گذشته اتفاق‌هایی افتاده است که نشان می‌دهد که «بوزو» حیوان خطرناکی است. شهرداری نمی‌تواند اجازه بدهد که این حیوان را از قفس بیرون بیاورند. حتی نگهداری او در قفس هم کار آسانی نیست چون بوزو فیل بسیار بزرگ و نیرومندی است. هر لحظه ممکن است که قفس را بشکند و به کسی حمله کند. به این سبب به مدیر سیرک دستور داده می‌شود که هرچه زودتر این فیل را از بین ببرد یا او را از آنجا دور کند.»

شنبه, ۹ بهمن

در روایت‌های ادبی کهن از دیرباز تاریخ، شیر نمادی چند چهره بوده است. از نمادهای مثبت پهلوان تا نماد آتش، پیروزی، دلاوری  وهمچنین نمادهای منفی درندگی، وحشی‌گری تا نمادهای دوگانه شاه و فرمانروا که هم می‌تواند در نقش نیک کردار و هم بدکردار باشد. در ادبیات کهن بیش‌تر نقش شاه یا سلطان جنگل و فرمانروای یگانه را داشته است. در نخستین متن‌های نوشتاری یا سنگ کنده‌ها هم شیر همیشه نمادی از شکوه و بزرگی و فرمانروایی بوده است. این بزرگی در ادبیات تمثیلی مانند کلیله و دمنه بیش‌تر در نقش شاه زورگوی جنگل خودش را نشان داده است و به گونه‌ای نشان می‌دهد ادبیاتی که به دست مردم آفریده شده است، مناسبات اجتماعی را به ظرافت در خود بازتاب داده است. 

چهارشنبه, ۶ بهمن

روز دوشنبه 4 بهمن ماه برابر با 24 ژانویه 2022، انجمن کتابداران آمریکا به رسم هر سال آثار مختلفی که جوایز گوناگون ادبیات کودکان را از آن خود می‌کنند، به هزاران بیننده به شکل آنلاین معرفی کرد. یکی از این جوایز معتبر که در بین کتابداران و کارشناسان ادبیات کودکان آمریکا جایی ویژه دارد، جایزه میلدرد آل. بچلدر است.

سه شنبه, ۵ بهمن

گزارش سیزدهمین نشست مجازی کتابداران «با من بخوان»

سیزدهمین نشست مجازی کتابداران «با من بخوان»، دوشنبه 20 دی ماه 1400 برگزار شد. موضوع این نشست «چالش‌های رایج در کتابخانه‌های با من بخوان» بود. کتابداران و ترویجگران «با من بخوان» از سراسر کشور در این نشست گفت‌وگو و تبادل نظر کردند. گزارش این نشست 2 ساعته را در ادامه بخوانید.

یکشنبه, ۳ بهمن

و اکنون که به چهارده رسیدی 
چون سرو بر اوج سرکشیدی

با گذشت بیش از یک دهه از فعالیت گسترده کتابک، اکنون به استقبال کتابکی می‌رویم که وارد چهارده سالگی می‌شود. کتابکی که دیگر به نامی معتبر در صحنه ترویج خواندن و ادبیات کودکان تبدیل شده است. سیزده سال پیش در اوج ناباوری جامعه فرهنگ کودکی و ادبیات کودکان در ایران، کتابک پا به فضای کمتر شناخته شده دنیای مجازی گذاشت. در آن روزها، از شبکه‌های اجتماعی آن چنان خبری نبود. وبلاگ و وبلاگ نویسی در اوج بود و موضوع دسترسی به داده‌ها و اطلاعات در سایت‌های غیرخبری هنوز چندان جدی گرفته نمی‌شد. وبلاگ‌ها نیامده بودند که بمانند، چون مطالبی که در آن‌ها گذاشته می‌شد از همان جنس بود که امروزه در شبکه‌های اجتماعی می‌بینیم.

شنبه, ۲ بهمن

21 ژانویه برابر با ۱ بهمن ماه «روز قدردانی از سنجاب» است، روزی برای آشنایی و جشن گرفتن بامزه‌ترین جوندگان جهان!

در سال 2001، متخصص حیات‌وحش، کریستی هارگرو، «روز قدردانی از سنجاب» را در اشویل، کارولینای شمالی پایه‌گذاری کرد. هدف کریستی از ثبت روز قدردانی از سنجاب، تشویق مردم به رفتارهای مهربانانه با این موجودات و گذاشتن غذا و آب برای آن‌ها و منصرف کردن آنها از تیراندازی به سنجاب‌ها بود.