سایت کتابک

در این برگه، آخرین نوشته‌های منتشرشده در پایگاه «کتابک؛ پنجره‌ای به جهان خواندن» به ترتیب تاریخ انتشار در دسترس شما قرار گرفته‌اند. این نوشته‌ها شامل تازه‌ترین مطالب در حوزه‌ی ادبیات کودک، معرفی کتاب‌های جدید، مقاله‌های تخصصی درباره‌ی ترویج خواندن، تجربه‌های موفق کتابخوانی، گفت‌وگو با نویسندگان و کتابداران، گزارش‌های رویدادها، و ایده‌هایی نو برای خانواده‌ها و مربیان است.

شما می‌توانید از این بخش به‌عنوان درگاه ورود به تازه‌ترین محتوای کتابک بهره ببرید، با آخرین تحولات در دنیای ترویج خواندن آشنا شوید و در جریان برنامه‌ها و پیشنهادهای نو در این زمینه قرار بگیرید. همچنین با جست‌وجو یا فیلتر کردن مطالب بر اساس موضوع، گروه سنی، یا نوع محتوا، دقیقاً به آنچه نیاز دارید دست پیدا کنید.

شنبه, ۱ مرداد

«اتاق دوست‌داشتنی من» داستان دختری بدون نام است که در اتاق‌اش خیال‌پردازی‌های رنگین و شیرینی دارد؛ دختری که می‌تواند هر کودکی در هر جایی باشد.

چهارشنبه, ۲۹ تیر

در روزهای پایانی فصل بهار امسال، چهار عنوان نمایشنامه برای کودکان و نوجوانان به نام‌های «در جستجوی مادر»، «دختر ابرها»، «زیباترین موجود دنیا» و «ملکه‌ی زباله‌ها» نوشته‌ی ژاکلین سپهری را «انتشارات عاصم» تبریز با شمارگان 500 نسخه چاپ و منتشر کرد.

سه شنبه, ۲۸ تیر

«گرگ کوچولوی دانا» داستان گرگی است که زیاد کتاب می‌خواند و برای هیچ‌کس و هیچ‌چیز، جز خواندن، وقت نمی‌گذارد. او تمام وقت خود را صرف خواندن کتاب‌های بزرگ و کشف ستاره‌های جدید می‌کند. در ابتدای داستان، گرگ کوچولوی دانا مغرور و گوشه‌گیر است و جانورانی را که در همسایگی‌اش زندگی می‌کنند نادیده می‌گیرد. چون خیلی می‌داند، همه به او می‌گویند گرگ کوچولوی دانا و به همین سبب دوستان‌اش با پرسش‌های بسیار به سراغ‌اش می‌آیند، اما گرگ داستان ما هنوز می‌خواهد بخواند. او وقت ندارد به دوستان‌اش پاسخ دهد.

سه شنبه, ۲۸ تیر

سال‌هاست که از ایران دور هستم و البته ارتباط‌ام را با کشورم از راه سفرهای سالیانه کم و بیش حفظ کرده‌ام. هربار که به ایران برمی‌گردم، شاهد بسیاری چیزها هستم که شاید اگر حضور نمی‌داشتم نمی‌توانستم آن‌ها را باور کنم. در آخرین سفرم که بهار 1401 انجام شد، چیزی که مرا بیش از همه بهت‌زده کرده، دیدار از موزه کودکی ایرانک بود. من که تا پیش از سفرم به خارج از کشور، از اعضای شورای کتاب کودک بودم و با جریان‌های ادبیات کودکان از نزدیک آشنایی داشتم و همکاری می‌کردم، پس از سال‌ها دوری، وقتی می‌بینم، علی‌رغم مشکلات فراوان که در جامعه وجود دارد، گروه یا گروه‌هایی هستند که خستگی‌ناپذیر برای ارتقاء زندگی بهتر برای کودکان تلاش می‌کنند، از خود این سوال را می‌کنم که فعالیت‌کردن آن هم از این جنس در این وضعیت چه‌قدر می‌تواند ارزشمند باشد.

یکشنبه, ۲۶ تیر

«بیا با هم» مجموعه‌کتابی درباره‌ی مهارت‌های ساده‌ی زندگی است که هر کودک باید با همراهی والدین یا مربی و آموزگار آن‌ها را انجام دهد و تمرین کند. در این کتاب‌ها، کودک در کنار خانواده، آشپزی، باغبانی، بازیافت، تمیزکاری، ساختن چیزهای تازه، کاشتن سبزیجات و خرید کردن را می‌آموزد و از آموختن این مهارت‌ها لذت می‌برد. این کتاب‌ها، درس‌هایی ساده و کاربردی برای فرا گرفتن، تعامل اجتماعی، مسئولیت‌پذیری و گفت‌وگو و همکاری است. کودک با خواندن و دیدن این کتاب‌ها می‌آموزد که چگونه با دیگران بهتر و مؤثرتر ارتباط بگیرد و مهارت‌های آموخته را به‌خوبی در کنار یکدیگر انجام دهد. ماجرای هر کتاب به صورت شعر نوشته شده است.

یکشنبه, ۲۶ تیر

تیرماه 1401 گشایش دو کتابخانه‌ی دیگر از مجموعه‌ کتابخانه‌های «ویستا» را جشن گرفتیم. با پشتیبانی بنیاد فرش رشتی‌زاده و به همت زهرا شوندی، ترویج‌گر فعال «با من بخوان»، دو کتابخانه‌‌ی کودک‌محور دیگر، یکی در مدرسه‌ی مهدوی شهر قم و دیگری در کانکسی در حیاط مدرسه‌ای در شهر سلفچگان، راه‌اندازی شده‌اند تا دسترسی کودکان و نوجوانان منطقه را به کتاب باکیفیت هموارتر سازند.

چهارشنبه, ۲۲ تیر

 «قصه‌های شیرین مغزدار» پنج داستان است که در پنج جلد جداگانه منتشر شده است. هر پنج داستان برگرفته از ادبیات کهن، افسانه‌ها و ادبیات عامیانه هستند. علی اصغر سیدآبادی با تغییر در بدنه‌ی روایت و رخ‌داد مرکزی قصه، سه پایان، یا حدس، برای هر قصه نوشته است و در پایان کتاب از خواننده خواسته تا حدس خودش را بنویسد و بگوید. نویسنده با شریک کردن خواننده در داستان، تلاش کرده که او را به فکر کردن و پیدا کردن راه‌حل و چاره‌جویی هدایت کند.

سه شنبه, ۲۱ تیر

تجربه‌ای عملی از کودکان عضو کتابخانه‌ی «با من بخوان» جوانرود

«زمین امانتی در دست ماست. باید این امانت ارزش‌مند را برای کودکان نسل آینده حفظ کنیم. امروز با هم کتاب می‌خوانیم و سعی می‌کنیم آگاهی‌مان را درباره‌ی زمین و محیط‌زیست بالا ببریم.» آن‌چه خواندید بخشی از گفت‌وگوی کتابداران کتابخانه‌ی «با من بخوان» جوانرود، واقع در استان کرمانشاه، با کودکان به مناسبت روز بدون پلاستیک بود. کتابداران این کتابخانه با بلندخوانی کتاب و انجام فعالیت‌های در پیوند با محیط‌زیست، ضرورت مراقبت از آب و خاک و کاهش مصرف پلاستیک را به کودکان یادآور شدند.

کودکان نیز با راهنمایی کتابداران تصمیم گرفتند اقدامی عملی در این باره انجام دهند و از این پس برای حمل کتاب‌های‌شان از کیسه‌های پارچه‌ای استفاده کنند. پس همه با هم شروع به دوختن و رنگ‌آمیزی کیسه‌های پارچه‌ای کردند تا هر کدام کیسه‌ی پارچه‌ای منحصربه‌فرد و زیبای خود را داشته باشند!

دوشنبه, ۲۰ تیر

کتاب «پروژه‌ی پدری» مجموعه‌ای است از خاطرات پدران نسل جدید؛ روایت‌هایی ملموس از تولد فرزندان و زندگی در خانواده‌های ایرانی که برخلاف همیشه، این بار پدران راوی ماجرا هستند.

شنبه, ۱۸ تیر

برنامه‌ی «با من بخوان» با هدف ارتقای دانش اعضای موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات، ترویجگران و کتابداران فعال و پرتلاش «با من بخوان» در زمینه‌ی ادبیات کودکان، از ابتدای تیر ماه 1401 کلوب کتاب «با من بخوان» را راه‌اندازی کرده است.

شنبه, ۱۸ تیر

اگر بفهمید شاگرد جدیدی که همین‌ چند روز پیش روی نیمکت کلاس نشسته بود، الان تکه‌تکه‌شده توی یک چمدان بزرگ است چه احساسی پیدا می‌کنید؟! چشمان‌تان گرد شده و از وحشت به خودتان می‌لرزید؟ نترسید! نه، این یک داستان جنایی یا ترسناک نیست! فقط پای یک «پسر کاملاٌ جدید» در میان است، که در واقع اصلاً انسان نیست. گیج شده‌اید؟ شاید بهتر باشد ماجرا را از ابتدا برای‌ شما توضیح دهیم.

سه شنبه, ۱۴ تیر

خانم بَجِر هر یکشنبه به کوهِ نزدیک خانه‌اش می‌رود. او تمام حیوانات و گیاهان مسیر خود را به اسم می‌شناسد و به هر نیازمندی کمک می‌کند. او شخصیت اصلی کتاب «در راهِ کوه» است؛ کتابی که به جنبه‌های گوناگونی از زندگی می‌پردازد.

سه شنبه, ۱۴ تیر

امسال کودکان بروجرد می‌توانند تعطیلات تابستانی خود را با «با من بخوان» بگذارنند! چند ماهی است که به همت مرکز فرهنگی مهر، شماری از کودکان مناطق کم‌برخوردار شهر بروجرد از خدمات برنامه‌ی «با من بخوان» بهره‌مند شده‌اند. این مرکز که کار خود را از سال 1400 در یکی از محله‌های محروم شهر بروجرد با هدف ارائه‌ی خدمات رایگان فرهنگی، آموزشی و هنری به کودکان و نوجوانان و مادران محل آغاز کرده است، با راه‌اندازی کتابخانه‌ی محلی کوچکی بر پایه‌ی روش‌های ترویجی «با من بخوان» می‌کوشد کتاب‌های باکیفیت را به دست کودکان برساند.

یکشنبه, ۱۲ تیر

بعضی‌ها همیشه ناراضی‌اند؛ نه خودشان را دوست دارند و نه اطرافیان‌شان را. آن‌ها حتی از طبیعتی که در آن زندگی می‌کنند هم بیزارند. بچه‌پنگوئنی را تصور کنید که از همه چیز حتی برف هم بیزار است. امکان دارد نظر او به خود و زندگی تغییر کند؟

سه شنبه, ۷ تیر

برنامه‌ی «با من بخوان» طی بیش از ده سال تلاش برای ترویج کتاب و کتاب‌‌خوانی و بهبود و گسترش سواد توانسته است صدها کتابخانه‌ی کودک‌محور کلاسی، آموزشگاهی و محلی در شهرها و روستاهای گوناگون ایران راه‌اندازی کند. کتابخانه‌ی «با من بخوان» فرصتی است برای کودکان تا مکانی کودک‌محور و سرشار از سواد را تجربه کنند. مکانی که همه‌ی اجزاء و برنامه‌های آن کودک را به خواندن، گفت‌و‌گو و انجام فعالیت‌های در پیوند با کتاب تشویق می‌کنند. کتابخانه‌‌ی «با من بخوان» مکانی است که کودکان در آن‌جا آرامش و شادی را احساس می‌کنند و می‌توانند خلاقیت و تخیل خویش را پرورش دهند. کتابخانه‌ی «با من بخوان» پایگاهی برای گسترش برنامه‌های کتابخوانی در آموزشگاه‌های پیرامون و مرکزی برای ترویج کتاب و کتاب‌خوانی در منطقه است.

سه شنبه, ۷ تیر

هیچ‌وقت کسی فکر می‌کرد پرنده‌ای کوچک‌تر از گنجشک و کمی بزرگ‌تر از ملخ بشود قهرمان یک داستان پرمخاطب؟ ماجرای داستان «نه تر و نه خشک» از آنجا شروع شد که یک روز عاشقی دل‌خسته با پر و بال خاکستری از روی بام پرید. بال زد و بال زد و بال زد... از کنار دودکش‌ها رد شد. زنی را دید که کنار رودخانه داشت با آب یخ صورت بچه‌اش را می‌شست. صدای گریه‌ی بچه‌ را شنید و گذشت... زنی دیگ‌به‌سر را دید که توی دیگش خالی خالی بود. دل کوچکش گرفت، اما به بال زدن ادامه داد. از کویر گذشت و رسید به کوه‌هایی که نوک‌شان را برف گرفته بود، اما از آن‌ها هم گذشت تا رسید به شهر. در شهر احساس تنهایی پرنده بیشتر شد. دلش بیشتر گرفت. تا اینکه چشمش افتاد به پنجره‌ی باز قصر پادشاه که پشت آن دختری مثل پنجه‌ی آفتاب نشسته بود و این شد شروع داستان دلدادگی پرنده و دخترک... اما شاید نه... شاید پیش از این‌ها، در روزگاری دیگر، پرنده پسرکی بود که دل به دختر پادشاه داده بود و پادشاه برای اینکه او را از سرش باز کند، فرستاده بودش دنبال چوبی که نه تر باشد و نه خشک، نه راست باشد و نه کج! اصلاً چه فرقی دارد که او پسر چوپان باشد یا پرنده‌ا‌ی کوچک، مهم دلدادگی، دوست داشتن و پافشاری او در این راه است که حتی پادشاه را به زانو درآورد!  

یکشنبه, ۵ تیر

طناب‌بازی، بازی کودکان[1] است که به صورت انفرادی یا گروهی و با یک طناب، که دو سر آن دسته دارد یا گره زده شده است، انجام می‌شود. این بازی، که به قرن نوزدهم برمی‌گردد، فعالیتی دخترانه است که در محیط بیرون از خانه انجام می‌شود. در این بازی، دو بازیکن روبروی هم می‌ایستند و دو سر طناب را می‌گیرند و آن را به شکل دایره می‌چرخانند و بازیکن دیگر، درحالی‌که شعر می‌خواند یا می‌شمارد، از روی آن می‌پرد. در این بازی هنگام حرکت طناب، بازیکن وارد بازی می‌شود، پریدن را کامل انجام می‌دهد و بدون برخورد با طناب یا توقف آن از بازی خارج می‌شود. معمولاً پرش‌ها در ادامه‌ی بازی پیچیده‌تر می‌شوند.

یکشنبه, ۵ تیر

باکستِر عاشق کتاب است و آرزو دارد که خودش هم در یک کتاب باشد. ولی درون یک داستان بودن آن‌قدرها هم که به نظر می‌رسد آسان نیست... «کتابِ باکستِر»، درباره‌ی عاشق کتابی است به نام باکستِر. باکستِر در کنار حیوانات دیگر زندگی می‌کند. او همیشه به دهکده‌ی کتاب می‌رود و درحالی‌که روی گاری کوچک دستی‌اش چندین کتاب روی هم چیده و درون کیف و روی دستانش پر از کتاب است، با خشنودی از آنجا بیرون می‌آید و به خانه می‌رود. بعد از زمین تا سقف اتاقش را پر از کتاب می‌کند و لا‌به‌لای آن‌ها به مطالعه می‌پردازد. او عاشق کتاب‌هایی درباره‌ی گرگ‌های ترسناک، شیرهای شجاع، خرس‌های نازنازی و خرگوش‌های کوچولوی بانمک است. با خواندن این کتاب‌ها، باکستِر دوست دارد به‌جای شخصیت اصلی داستان‌ها باشد. تا اینکه یک روز آگهی‌ای روی دیوار می‌بیند که در آن نوشته است: «آیا شما هم آرزو دارید در یک کتاب باشید؟ پس همین امروز در آزمون انتخاب شخصیت کتاب شرکت کنید.»

یکشنبه, ۵ تیر

گزارش هفدهمین نشست مجازی کتابداران «با من بخوان»

در روزهای پایانی بهار 1401 فرصتی فراهم شد تا آموزگاران، ترویجگران و کتابداران «با من بخوان» در فضای مجازی گرد هم آیند و با تاریخ ادبیات کودکان ایران آشنا شوند. فرزانه طاهری، مدیر موزه کودکی ایرانک، مهمان هفدهمین نشست ماهانه‌ی کتابداران «با من بخوان» بود. این نشست، در تکمیل نشست شانزدهم، به مرور جلد‌های پنجم تا دهم مجموعه کتاب‌های «تاریخ ادبیات کودکان ایران» اختصاص داشت. در ادامه، گزارش این نشست دو ساعته را، که در ۲۳ خرداد ۱۴۰۱ برگزار شد، خواهید خواند.

سه شنبه, ۳۱ خرداد

اگر کسی درباره یک «نوزاد باسواد» صحبت کند، واکنش‌ها در مقابل آن چه خواهد بود؟ واکنش‌ها را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد. برخی این توصیف را مضحک و ترکیب نوزاد و سواد را محال خواهند دانست و دسته‌ای نیز آن را مفهومی جدی، ممکن و پرمعنا ارزیابی خواهند کرد. به باور دسته اول ، سواد ممکن نیست مگر با شروع آموزش رسمی در شش یا هفت سالگی. اما دسته دوم، سواد را روندی می‌دانند که از دوره جنینی آغاز می‌شود و طی ادوار بعدی رشد به تدریج فربه‌تر می‌شود. به احتمال قریب به یقین دسته اول در اکثریت خواهند بود و دسته دوم در اقلیت. 


کتاب‌هایی مرتبط با مهارت سواد شکوفایی


دوشنبه, ۳۰ خرداد

یک روز صبح، اُتو، سنجاب کوچولو، جلوی در خانه‌اش یک گلوله‌ی سبز خاردار پیدا می‌کند. توی آن یک موجود نرم و کرکی است که مرتب می‌گوید: «بیب» و صدا می‌زند: «مامان! مامان!» اتو نمی‌خواهد مامان او بشود، ولی پشمالو یواش یواش وارد زندگی راحت اُتو می‌شود و روزگار آرام او را حسابی بر هم می‌زند.

یکشنبه, ۲۹ خرداد

فعالیت‌های کتابخانه‌های «با من بخوان» استان کرمانشاه در هفته‌ی محیط‌زیست

شنبه, ۲۸ خرداد

«گودی گنده» بچه‌فیلی است که مثل همه‌ی فیل‌ها جثه‌ی بزرگی دارد، گوش‌های پهنی دارد، قدم‌های سنگینی برمی‌دارد و خرطوم دارد. او می‌تواند به‌خوبی تمام صداهای جنگل را بشنود و گوش‌هایش را تکان دهد. می‌تواند قدم‌های بزرگی بردارد و در برکه‌های آب بپرد. اما او یک مشکل دارد. او با خرطومش نمی‌تواند صدا ایجاد کند؛ همان صدای معروف فیل‌ها که مثل صدای شیپور است.

چهارشنبه, ۲۵ خرداد

گزارش بخش آرشیو و کتابخانه تحقیقی موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان

تجربه نزدیک به سه دهه گردآوری آثار، اسناد و آن چه در یک کلام میراث فرهنگ کودکی است به ما آموخته که هنگام گذر از کوچه‌ها و خیابان‌های هر شهر به ویژه شهرهایی که سنت فرهنگی و پیشینه پربارتری در این زمینه دارند، بکوشیم خودمان را به آن سوی دیوارها و درون صندوق‌ها برسانیم. دیوارهایی که دیگر درهای آن کم‌تر باز می‌شود، یا صندوق‌هایی که برای سال‌ها باز نشده‌اند. در آن سوی دیوارها همیشه زندگی‌ای جاری بوده است که کودکان در میانه این زندگی بالیده و رشد کرده‌اند. آثار به جا مانده از آن‌ها می‌تواند جاهای خالی بخشی از میراث فرهنگی کودکی این سرزمین را پر کند.