برای ما ایرانیان، این سال که کمکم به پایان آن نزدیک میشویم، همراه با زخم و سوزی جانکاه است که در دل داریم. در این سال، همگان شاهدند که گروهی بزرگ از آتشمردان که همواره و همه ساله در چهارشنبهسوری مراقب آتشبازی برخی از ما بودند، دیگر همراهیمان نمیکنند. آن آتشمردان که دیگر همراه ما نیستند، با جان دادن در راه فرونشاندن آتش، ما را به اندیشه واداشتند. هر کدام از آنها، با آن چشمهای نگران از سرکش شدن آتش، دیگر نیستند، تا اگر برای ما که ناهشیارانه در پی هوسهای خود هستیم، سینه سپر کنند و در برابر آتش بایستند. آنها در پیکر آتشمرد، خوب و بد آتش را میدانستند. آنها نیک میدانستند که خوب و بد آتش با رفتارهای ما شکل میگیرد. ما میتوانیم از آتش برای نور، گرما و پختن و آمیختن مواد و هزار کار دیگر بهره ببریم، اما در همین حال میتوانیم این آتش را افزاری کنیم، که آرامش و آسایش را از ما برباید.